فشار بر « جعبه سیاه» بدن

۱۳۹۱/۱۱/۳۰ - ۱۴:۰۷ - کد خبر: 67657
فشار بر « جعبه سیاه» بدن
سلامت نیوز : شاید بتوان مغز را به عنوان پیچیده ترین ارگان بدن نام برد به طوری که برخی محققان به آن جعبه سیاه بدن می گویند. با وجود این که پژوهشگران در طول سالیان سال سعی در درک تمام جوانب مغز داشته اند، ولی هنوز هم نتوانسته اند ادعا کنند همه چیز را راجع به این پدیده حیرت انگیز می دانند و گاهی همین ارگان کوچک چنان دانشمندان را متحیر می کند که بعضا در حل معمای آن عاجز می مانند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سیب ( جام جم ) ؛ عکس العمل هایی که انسان در شرایط مختلف از خود بروز می دهد روی عملکردهای مغز بی تأثیر نبوده و فعالیت های آن را با تغییر مواجه می کند. دانشمندان، چند دهه پیش تصور می کردند به تمام آنچه در مغز بشر می گذرد، اشراف کامل دارند ولی در سال های اخیر، تحقیقاتی روی مقوله فیزیولوژی استرس صورت گرفته که مسیر مطالعات و باورهای قبلی را به کلی تغییر داده است. واکنش نسبت به استرس تنها یک واکنش اولیه محسوب نمی شود که روی بخش های مختلف مغز تأثیر گذار باشد بلکه این واکنش در گونه های مختلف جانوران و حتی انسان مشترک است. در واقع، استرس قادر است بخش بزرگی از قوای ذهنی ما را که مربوط به بخش های توسعه یافته مغز در پستانداران می شود، فلج کند.

● انسان؛ موجودی ناشناخته

در مطالعات پیشین اشاره شده بود هیپوتالاموس با ترشح هورمون هایی از غدد هیپوفیز و آدرنال که مسئول بالارفتن ضربان قلب، افزایش فشار خون و کاهش اشتها است، نسبت به استرس عکس العمل نشان می دهد. ولی مطالعات اخیر حاکی از نقش تأثیر گذار قشر جلوی پیشانی است که به عنوان مرکز کنترل عمل می کند و بیشترین توانایی های شناختی ما را از قبیل تمرکز، برنامه ریزی، تصمیم گیری، بینش، قضاوت و توانایی در بازیابی خاطرات شامل می شود. این بخش از مغز به اضطراب ها و نگرانی های روزمره بسیار حساس است. وقتی همه چیز خوب پیش می رود، قشر جلوی پیشانی به عنوان مرکز کنترل عمل کرده و احساسات و انگیزه های ما را تحت کنترل درمی آورد. تحقیقات جدید نشان می دهد استرس های غیرقابل کنترل باعث ترشح برخی مواد شیمیایی در بدن می شود که اثر قشر جلوی پیشانی را در زمان تقویت نفوذ بخش های پیرتری از مغز ضعیف می کند.

در واقع، این بخش از مغز کنترل بر تفکر و عواطف را از قشر جلوی مغز به هیپوتالاموس و سایر ساختارهای تازه ایجادشده منتقل می کند. با جانشین شدن بخش های پیرتر مغز، اضطرابی فلج کننده قوای ما را تحلیل برده یا در معرض انگیزه هایی مانند افراط در غذاخوردن، نوشیدن مایعات، مصرف داروها یا وقت گذرانی در مغازه ها قرار می گیریم که باید آنها را کنترل کنیم. استرس حاد می تواند بشدت عملکرد نواحی هماهنگ کننده در مغز را به مخاطره بیندازد. محققان در پی این هستند که دریابند در زمان مواجهه انسان با استرس در مغز چه می گذرد، ولی در این میان ایجاد مداخلات رفتاری و دارویی به شما در حفظ آرامش کمک می کند.

● مغز و فرآیند استرس

مغز ما در پاسخ به استرس، مواد شیمیایی تحریک کننده ای مانند دوپامین ترشح می کند که از طریق اعصاب، ریشه مغزی ترشح شده و تصاویر ایجاد شده را به مغز می فرستد. حجم بالای این مواد شیمیایی در قشر جلوی پیشانی با تضعیف نقاط ارتباطی بین اعصاب، به طور موقت فعالیت اعصاب را قطع می کند. فعالیت شبکه اعصاب با توانایی تنظیم رفتارها کاهش می یابد. این اثرات منفی تنها زمانی تشدید می شود که غدد آدرنال، طبق فرمان رسیده از هیپوتالاموس هورمون استرسی را موسوم به کورتیزول داخل جریان خون ریخته و آن را به مغز بفرستد.

«حفظ آرامش» اصطلاحی است که دقیقا فرآیندهای زمینه ای فیزیولوژیکی مغز را تشریح می کند. سیستم عصبی قشر جلوی پیشانی توانایی جمع کردن حافظه برای متمرکز باقی ماندن روی کار را ممکن می کند. تحقیقات صورت گرفته چگونگی تغییرات شیمیایی عصبی ایجاد شده در زمان استرس را نشان می دهد که قادرند به سرعت عملکردهای بخش جلوی پیشانی را متوقف کنند. این عمل نشانگر آن است که ارتباط اعصاب قشر جلوی پیشانی قطع شده و در مواجهه با حجم بالای انتقال دهنده های عصبی یا هورمون های استرس فعالیت خود را متوقف می کند. در مقابل، مناطق عمیق مغزی کنترل بیشتری روی رفتارهای ما دارند. هورمون دوپامین به ساختارهای عمقی مغز ـ که به آنها گره های پایه گفته می شود ـ می رسند که هوس ها و احساسات همیشگی و پاسخ های حرکتی ما را تحت کنترل دارند.

● اثرات استرس

پس از جنگ جهانی دوم، محققان دریافتند خلبانانی که در زمان صلح با تجربه و مهارت بالایی عمل می کنند، در مانورهایی که در خلال جنگ انجام می دهند مرتکب خطاهای مهلکی می شوند. اتفاقی که در استخوان جلویی جمجمه انسان رخ می دهد در آن زمان کشف نشده بود، ولی در سال های اخیر با روی کار آمدن تکنیک های تصویربرداری از مغز، پرده از این راز برداشته شد. در اسکن های مغزی گرفته شده، فعالیت قشر جلوی پیشانی حاکی از آسیب پذیربودن قسمت کنترل کننده مغز است.

این قشر به خاطر قرارگرفتن در میان ساختار مغزی حساسیت بالایی به استرس نشان داده، بزرگ ترین قسمت مغز را به خود اختصاص می دهد و نسبت به سایر موجودات در انسان از همه بزرگ تر است، آهسته تر از قسمت های دیگر مغز به تکامل رسیده و پس از ده سالگی به بلوغ کامل خود می رسد. قشر جلوی پیشانی دارای مدارهای عصبی است که مسئول خیالپردازی ها و ایجاد تمرکز بوده و در حالی که اطلاعات ذهنی مرتبط با کار را در ذهن ذخیره می کند، مغز را در حالت آماده باش نگه می دارد و از ورود افکار بی مورد جلوگیری می کند.

زمانی که استرسی وجود ندارد، مدارهای موجود در شبکه ارتباطی میان اعصاب شروع به فعالیت می کنند.حافظه فعال به ما خاطر نشان می کند به عنوان مثال هفته آینده در زمان مقرر باید کار خاصی را انجام دهیم. در همین حال، پیغامی به یکی از بخش های داخلی مغز مخابره می شود که مسئول کنترل واکنش های مرتبط با ترس است.فعال نگهداشتن این شبکه فرآیندی حساس بوده و در مواجهه با کوچک ترین استرسی قادر است ارتباطات شبکه ای را تضعیف کند.

برخی محققان تغییرات مشابهی را در بخش دیگری از مغز یافتند كه قدرت زیادی دارد. با وجود هورمون‌هایی چون كورتیزول، این بخش از مغز به نقاط دیگر سیستم عصبی هشدار می‌دهد كه برای مواجهه با خطر آماده شده و نیز خاطراتی را كه مربوط به ترس و سایر عواطف می‌شود، تقویت كند. پژوهشگران اكنون در حال آزمایش این تحقیقات روی انسان‌ها هستند.

این مطالعات حاكی از آن است كه برخی افراد به خاطر آرایش ژنتیكی یا سابقه قبلی قرار گرفتن در معرض استرس نسبت به سایر افراد بیشتر در معرض خطر قرار دارند. به دنبال قطع جریان هورمون‌هایی مانند كورتیزول در بخش جلوی پیشانی كه مسئول شناخت هستند، آنزیم‌ها به طور طبیعی انتقال‌دهنده‌های عصبی را از بین می‌برند بنابراین، این توقف ادامه نمی‌یابد. به این طریق، وقتی استرس فروكش می‌كند، به حالت اولیه و طبیعی خود بر می‌گردیم. شكل‌های خاصی از یك ژن قادر به تضعیف این آنزیم‌هاست و افراد را در مقابل استرس آسیب‌پذیرتر كرده و در برخی موارد، باعث بروز بیماری‌های روانی می‌شود. عوامل محیطی نیز به طور مشابهی قادرند این آسیب‌پذیری را افزایش دهند به عنوان مثال مسمومیت با سرب جنبه‌هایی از واكنش به استرس را تداعی‌كرده و درك و شناخت شما را از بین می‌برد.

با وجود این، برخی تحقیقات تمركز خود را روی این مسأله گذاشته‌اند كه وقتی حمله به بخش جلوی پیشانی چند روز یا چند هفته ادامه می‌یابد، چه اتفاقی رخ می‌دهد. در ظاهر استرس مزمن، شبكه پیچیده‌ای از ارتباطات را بین اعصاب مراكز احساسی گسترش می‌دهد و این در حالی است كه حوزه‌های درگیر در استدلال قابل تغییر و پایدار كم‌كم از بین می‌روند. تحت این شرایط، شاخه‌های سلول‌های عصبی دریافت‌كننده سیگنال در بخش بادامی اولیه مغز بزرگ شده و شاخه‌های سلول‌های عصبی قشر جلوی پیشانی كوچك می‌شوند. محققان بر این عقیده‌اند كه با حذف استرس به وجود آمده، شاخه‌های سلول‌های عصبی بخش جلوی پیشانی قابلیت رشد دوباره را دارند ولی در صورتی كه استرس ایجاد شده شدید باشد، بازگشت به حالت اولیه بسیار دشوار خواهد بود.

این زنجیره احتمال بروز افسردگی، اعتیاد و اختلالات اضطرابی را افزایش می‌دهد. پاسخ منطقی به درك ما از عصبانیت‌ها تدابیر مفیدی است كه به منظور سالم نگه داشتن مركز كنترل عصبی به كار گرفته می‌شود. دانشمندان امیدوارند شناخت رویدادهای مولكولی كه باعث حركت انحطاطی مغز از حالت انعكاسی به بازتابی می‌شود، منجر به درمان هر چه بهتر اختلالات اضطرابی شود. صحبت‌كردن در جمع برای كسی كه از اعتماد به نفس خوبی برخوردار است، باعث شادی و نشاط او می‌شود ولی این حالت در افراد دیگر موجب ترس و وحشت‌شده و تمركز ذهنی آنها را بر هم می‌زند.

استرس مرد و زن نمی‌شناسد

جنسیت یكی از عواملی است كه در نحوه واكنش ما نسبت به استرس نقش تعیین‌كننده‌ای را ایفا می‌كند. در خانم‌ها هورمون استروژن حساسیت آنها را تشدید می‌كند. به عنوان مثال، استرس‌هایی كه در طول زندگی رخ می‌دهند خطر بروز افسردگی را در خانم‌ها به نسبت آقایان افزایش داده و نیز كاهش پرهیز از رفتارهای عادتی مانند سیگار كشیدن خانم‌ها در مقایسه با آقایان بسیار كمتر است. در مردان استرس نقش اصلی را در برانگیختن تمایلات و بروز رفتارهای عادی دارد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.31999s, 18q