درآمد بالای پزشکی، سرابی بیش نیست/ نظام فعلی تعرفه های درمان، هزینه های سلامت مردم را کم نکرده است

۱۳۹۱/۱۲/۰۷ - ۱۶:۴۳ - کد خبر: 68348
سلامت نیوز : سرانجام انتخابات نظام پزشکی روز 4 اسفند با تمام حواشی که داشت در تمام استان ها برگزار و نتایج کلی آن هم اعلام شد. اما دغدغه اصلی جامعه پزشکی، مدیریت های سیاسی است؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبرآنلاین ؛ عده زیادی معتقدند سازمان نظام پزشکی باید صنفی عمل کند تا رضایت اعضایش را بدست بیاورد. همین که گفته شده 15 درصد در این انتخابات شرکت کرده اند، نشان می دهد ارتباط بدنه با هسته مرکزی صنف چندان مناسب نیست. با دکتر علیرضا زالی قائم مقام سازمان نظام پزشکی و نفر اول انتخابات تهران دو روز پس از انتخابات درباره آسیب هایی که جامعه پزشکی با آن دست به کریبان است و در کافه خبر گفتگو کردیم که در ادامه می خوانید:

آقای دکتر، شما سالهاست با نظام پزشکی و جامعه پزشکی در ارتباط هستید، جامعه پزشکی چندان حال و روز خوشی ندارد و البته ارتباط چندانی هم با دستگاه کلان سلامت ایران برقرار نکرده است. چرا این اتفاق برای جامعه پزشکی ایران افتاده است؟

در حال حاضر جامعه پزشکی کشور با وجود شایستگی ها و توانامندی ها که دارد از نظر پیگیری مطالبات صنفی و اهداف حرفه ای خودش با چالشهایی مواجه است. متاسفانه در سال های اخیر هم بر حجم و هم گستردگی این مشکلات افزوده شده؛ جامعه پزشکی از یک سو با انباشت مطالبات مواجه است و از سوی دیگر برون ده های اصلاحی مشکلات هم امکان نداشته استو به همین دلیل یک عدم توازن وجود دارد. پس در سالهای اخیر با یک رفتار اجتماعی توام با دلزدگی و انفعال مواجه بوده است.

تلاشی برای خروج از این انفعال هم نشده.

به نظر من راه برون رفت از این رفتار اجتماعی هم وجود یک عزم ملی در همه دلسوزان است تا با یک خرد جمعی و هم فکری به حل مشکلات کمک کند. به طبع حضور شاداب جامعه پزشکی می تواند یک فرصت طلایی برای حل مشکلات بهداشتی و درمانی باشد و برعکس آن می تواند آثار زیانباری داشته باشد، چون پزشکان مستقیم با مردم رابطه دارند. در حال حاضر، پیچیدگی مشکلات صنفی پزشکان به جایی رسیده که باید کارکردهایی برای حل مشکلات را تعریف کرد. اما به دلیل چند بعدی بودن نیاز به مشارکت دستگاههای مختلف مانند نظام پزشکی،وزارت بهداشت،کمیسیون بهداشت،انجمنهای علمی و تخصصی دارد تا در یک تعامل سازنده و فراگیر به حل مشکلات کمک کنند.

برای حل مشکل باید چه کرد؟

امروز اولویت اصلی در جامعه پزشکی اعتلای شان جامعه پزشکی است تا به قداست این حرفه و اطبا خدشه وارد نشود و مجموعه پزشکی به جایگاه رفعیش برسد. در این موضوع اولین برنده مردم هستند، چون وقتی شان و جایگاه جامعه پزشکی دچار خدشه شود اولین تاثیر منفی آن در سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل پزشکان و مردم است. البته در سالهای اخیر مطالعات میدانی در کلان شهرها نشان می دهد که جامعه پزشکی از مقبولیت بالایی دارند اما کافی نیست و باید تلاش بیشتری شود.

تلاش بیشتر از چه نظر؟ مادی و معیشتی؟

اتفاقا نکته بعدی حجم مشکلات صنفی-رفاهی و معیشتی جامعه پزشکی است. برخلاف تصور عامه، مجموعه نوین جامعه پزشکی به خصوص پزشکان جوان مشکلات معیشتی و رفاهی قابل توجهی دارند و معضل اشتغال به طور جدی در جامعه پزشکی مطرح است. این موضوع از منظر اقتصادی تنها مطرح نیست بلکه موضوع، اشتغال راهبردی و استراتژیک است، چون پزشکان افراد نخبه ای هستند و هزینه زیادی برای تربیت آنها صرف می شود.اگر پزشکان که سرمایه کشور هستند از منظر ملی جایگاه خودشان قرار نگیرند و استفاده بهینه از آنها نشود، مردم و کشور ضرر می کنند،بنابراین اشتغال پزشکان بسیار مهم است.

از طرفی موضوع اشتغال پایدار هم بسیار مهم است .در سالهای اخیر بسیاری از پزشکان جوان اگر قرادادی می بستند فاقد ضمانتهای لازم جهت استمرار آن بوده است،لذا اما الان یک نگرانی وجود دارد.لذا الان به دلیل پایدار نبودن اشتغال،پزشکان به دستگاههای زیربط اعتمادی ندارد در حالیکه جلب اعتماد نیروی پزشکی در ارائه طرحها و پیشبرد آنها کمک فراوانی می کند. الان امنیت شغلی و اشتغال دغدغه اصلی پزشکان است. برخی پزشکان در بخش دولتی به دلیل پرداخت ناچیز رضایت خاطر ندارند و در بخش خصوصی هم به دلیل حجم بالای هزینه های سرمایه ای، امکان تحقق درآمد مکفی وجود ندارد، زیرا سرمایه گذاری در بخش خصوصی پزشکی با چالش های فراوانی روبه رو بوده و در بحث درآمدزایی با چالش های جدی و عمیقی روبه رو هستند.

نکته مهم این است که ما در چند سال اخیر در ظرفیت های شغلی پزشکی هیچ تنوع و گرایش جدیدی را تجربه نکردیم. در حالیکه در کشورهای توسعه یافته چنین نیست، به طور مثال ظرفیت پژوهشی برای پزشکان جوان، بسیار جذاب است که ما در بخش پزشکی کشورمان استفاده مناسبی از آن نکرده ایم. درحالی که این بخش هم از نظر مادی و اشتغال زایی کمک فراوانی می کند .همچنین در خود مجموعه نظام سلامت ظرفیت های خالی وجود دارد که به دلیل کمبود اعتبارات از آن استقبال نمی شود. برای همین در سالهای اخیر به دلیل مکفی نبودن حقوق، جذب پزشکان جوان با کندی انجام شده و کمترین میزان جذب نیروی انسانی را در سال های اخیر داشتیم.

الان آماری از تعداد پزشکان بیکار دارید؟

برخی گمانه زنیهای آماری حاکی از  این است که 12 هزار پزشک عمومی داریم که یا بیکار هستند و یا در ظرفیت شغلی خودشان نیستند.پزشکانی هم هستند که مشغول به کار هستند اما ظرفیت کامل کار نمی کنند. آنها چند ساعت از روز را کار می کنند و کامل کار نمی کنند که در مورد این گروه که اصطلاحا under imployed  گفته می شوند.

آماری از این پزشکان نیمه فعال وجود دارد؟

نه، آمار دقیقی موجود نیست. در همه جای دنیا آمار دقیقی از این پزشکان موجود نیست. فقط می توانیم آمار دقیق پزشکان بیکار را داشته باشیم.

شما اشاره کوچکی کردید، اما به نظر شما برای به کارگیری این نیروی زیاد پزشکی چه باید کرد؟
همانطور که اشاره کردم باید ظرفیت سازی شود و تنوع در این حرفه ایجاد شود و جهت تحقق آن همه ظرفیت های اجرایی کشور باید فعال شوند.

همیشه شغل پزشکی دارای جذابیت بوده و درآمد اقتصادی آنها برای مردم مهم بوده است.اما الان شما به مشکل اقتصادی و معیشتی پزشکان اشاره می کنید. این آسیب به خاطر توزیع نامناسب آنها بوده یا اینکه بیش ازحد در این سالهای اخیر پزشک تربیت شده است؟

در حال حاضر جذابیت در آمدی در حرفه پزشکی سراب است به خصوص برای نسل جوان. باید این تفکر اصلاح شود و نیاز به فرهنگ سازی دارد. بالغ بر80 درصد پزشکان فعلا از وضعیت اقتصادی مناسب متناسب با شانشان برخوردار نیستند. البته در فرهنگ ایرانی رفاه نسبی پزشکان امری پذیرفتنی از نظر مردم است و حتی عموم مردم علاقه مندند که پزشکان از وضعیت مطلوب برخوردار باشند.چون می دانند که این حق آنهاست، تحصیل کرده اند و زحمت کشیدند. مردم از رشد غیرعادلانه مادی نوکیسه های اقتصادی در جامعه رضایت ندارند. اما درآمد پزشکان را حقشان می دانند. با اینحال در عمل اینگونه نیست و پزشکان مشکل اقتصادی دارند.

دلیل چه بوده است؟
در این چند سال برخلاف مسیر جهانی حرکت کردیم و حقوق پزشکان در این چند سال اخیر رشد نکرده است. براساس یک بررسی تطبیقی که داشتیم، در کشورهای اروپایی و آسیای میانه در 10 سال اخیر حقوق پزشکان عمومی در حال رشد بوده است و درآمد خوبی دارند اما در کشور ما برعکس است. مسائلی که ما چند وقتی است در مورد وضعیت معیشت پزشکان عمومی می‌شنویم، واقعا نگران‌کننده است، به‌خصوص که بیشتر پزشکان عمومی جوان هستند و در چنین شرایطی بیشترین آسیب را می‌بینند. این پزشکان بعد از گذراندن دوره طولانی تحصیلی به امید داشتن زندگی مناسب وارد بازار کار می‌شوند، اما درابتدای امر باید دوره طرح را بگذرانند که برای این موضوع مجبورند به مناطق محروم بروند و در این مناطق به هیچ‌وجه حقوق مکفی نمی‌گیرند. در کلانشهر‌ها نیز اگر پزشک عمومی بخواهد مطب داشته باشد به طور قطع به سختی از عهده اجاره‌کردن مطب و هزینه پرسنل و تجهیزات مطب برمی‌آید. واقعیت دیگری که باید به آن توجه کنیم این است که در دهه گذشته پزشکانی که در ایران تربیت شده‌اند نسبت به رشد جمعیت بیشتر بوده‌اند و همین موضوع دلیلی شده است تا به نوعی بازار کار پزشکان اشباع شود و درآمد آن‌ها کم شود؛ چون در بازار رقابتی شدید وارد می‌شوند و نمی‌توانند به راحتی در این بازار دوام بیاورند و خودی نشان بدهند. بنابراین وضعیت پزشکان عمومی جوان در حال حاضر نابه‌سامان است که‌درصد بالایی از آن‌ها مجبورند شغل دومی، غیر از پزشکی، داشته باشند.

پزشکان عمومی چقدر حقوق می گیرند؟

فیش حقوقی بسیاری از آن‌ها 800‌هزار تومان است و این درآمد بدون شک کفاف زندگی پزشکان را نمی‌دهد. دولتمردان می‌توانند برای این‌که مشکلات جامعه پزشکی عمومی را حل کنند مثل کشورهای پیشرفته ظرفیتهای نوین شغلی تعریف کنند. این کاری است که در کشورهای پیشرفته برای پزشکان انجام می‌شود و بسیاری از پزشکان ایرانی که مهاجرت می‌کنند در طرح‌های تحقیقاتی دیگر کشور‌ها فعالیت می‌کنند. از طرف دیگر اگر ظرفیت‌های استخدامی بیشتر شود و در حوزه سلامت به موضوع پیشگیری از بیماری توجه شود، بسیاری از پزشکان عمومی می‌توانند شغل مناسبی داشته باشند.

موضوع دیگر این است که ما عدم توازن میان نیروی انسانی تربیت شده و ظرفیتهای مناسب داریم.یعنی ما در سالهای اخیر نیروی پزشکی زیادی را جذب کردیم اما نتوانستیم آنها را در بازار کار جذب کنیم و همین سبب بیکاری پزشکان شده است. بنابراین توزیع پزشکان متوازن نیست و پزشکانی هم که کار می کنند تسهیلات کافی، امکانات اجتماعی و رفاهی ندارند. در حالیکه در استانهای محیطی تر و کشورهای توسعه یافته،پزشکان از امکانات و تسهیلات بالاتری برخوردارند و لذا خودشان بیشتر جذب این مناطق می شوند. از سوی دیگر پزشکان هم اعتماد چندانی به بدنه دستگاه های اجرایی مربوطه دارند به طور مثال قرار بود در بودجه سال های 90 و 91 برای حفظ پزشکان در مناطق محروم مبلغی پرداخت شود. قرار بود در سال گذشته، 100 میلیارد تومان داده شود اما شاید تنها حدود 20 درصد این مبلغ پرداخت شد. امسال هم همین شرایط است، الان پزشکان بخش دولتی هنوز بخش عمده ای از کارانه خود را دریافت نکرده اند.

شاید یکی از دلایلی هم که پزشکان عمومی از پزشک خانواده استقبال نکردند موضوع بی اعتمادی بود به
دقیقا.منابع پایدار برای پزشکان کلید اصلی است. این نگاه که پزشکان از امکانات خوبی برخوردارند غیر واقعی است و برای همین نگرشها باید تغییر کنند.این تصور خطرناک باعث می شود که برای حل مشکلات آنها اقدام نکنند.همین الان اگر یک پزشک بعد از هفت سال فارغ التحصیل شود در یک کلان شهر نیاز به وام دارد که باید 30 درصد سود بدهد.تجهیزات در حال گران شدن است.درآمد،نیروی انسانی و سایر هزین ها هم رشد کرده است.یک پزشک جوان پشتوانه ندارد و باید به مناطق دیگری برود که آنجا هم حمایت نمی شود. درحالیکه در کشورهای توسعه یافته وقتی پزشکان جوان فارغ التحصیل می شوند دولت در 5 سال اول حداکثر امکانات از نظر تسهیلات، امکانات، تجهیزات و مسکن در اختیار او می گذارد. پایین بودن نسبی هزینه ویزیت هم سبب شده که آنها تعداد زیادی بیمار را به طور جبرانی معاینه کنند اما از طرفی یک پزشک جوان چند سال زمان نیاز دارد که بتواند بیماران خودش را جذب کند.

اما تربیت پزشک هم در دو دهه گذشته بسیار بوده است.

در کل ما معتقدیم که باید در بحث جذب دانشجوی پزشکی بازنگری شود. ما الان مانند گذشته نیاز به نیروی پزشکی نداریم و باید آمایش آموزش پزشکی کشور براساس نیازهای واقعی شکل بگیرد. باید به این موضوع در 10 سال آینده توجه شود که از تربیت نیروی انسانی غیر ضروری اجتناب شود که مشکل بیکاری تشدید نشود.

مجلس قانونی مصوب کرده است که به موجب آن پزشکان نمی توانند دو شغله باشند، این قانون مناسب است؟

دقیقا در چنین اوضاع و احوالی که عمده پزشکان دارند، قانونی تصویب می شود که پزشکان دولتی نمی‌توانند در بخش خصوصی فعالیت کنند، اما هیچ‌کس به فکر این موضوع نیست که پزشک عمومی با درآمد اندک دولتی چه‌طور باید روزگار بگذراند. فعالیت‌نکردن پزشکان عمومی دولتی در بخش خصوصی به طور قطع مشکلات جدیدی برای آن‌ها به وجود می‌آورد.

آقای دکتر، تعرفه گذاری خدمات پزشکی از سازمان گرفته شد. اما امسال جامعه پزشکی با تعرفه گذاری دولت هم مشکل پیدا کرد. تصور می کنید منع سازمان از تعرفه گذاری چه مشکلاتی را بخش تعرفه به وجود می آورد؟

گرفتن تعرفه ها از سازمان، یکی از تلخ ترین حوادث صنفی این بود که در قانون برنامه پنج ساله نظام پزشکی به مدت 5 سال گرفته شد و سازمان از تعرفه گذاری منع شد.البته قرار بود تعرفه گذاری به شورای بیمه سلامت واگذار شود که اینگونه نشد.بنابراین ما از نظر حقوقی هنوز می توانیم تعرفه گذاری کنیم . از اداره کل قوانین مجلس هم پرسیدیم و نظر آنها هم همین بود.زمانیکه تعرفه گذاری را از سازمان گرفتند واین لایحه به مجلس رفت اعلام شد که تعرفه گذاری در نظام پزشکی باعث شده پرداخت از جیب مردم افزایش یابد، در حالیکه 12 عامل مهم در این نقش دارد.

همچنین ما بررسی کردیم در سال 90 و 91 میان بالا رفتن پرداخت از جیب مردم و انتظار رشد واقعی هزینه های درمان فاصله فزاینده وجود داشته است،در حالیکه سازمان در این دو سال در تعرفه گذاری نقشی مستقیم مانند گذشته نداشته است.همچنین چون الان نظارت نیست مشکل ایجاد می شود چون در گذشته تعرفه اعلامی شهرستانها توسط نظام پزشکی یک خط قرمز بود، اما الان عملا به جای اینکه به انتظام تعرفه ای نزدیک شویم، برعکس دور می شویم و یک نابسامانی را در فرایند تعرفه ای شاهد هستیم.

پس شما معتقدید که نظام تعرفه از وقتی از دست سازمان خارج شده با مشکل مواجه شده است؟
الان دو حادثه اتفاق افتاده است؛ شفاف سازی تعرفه آسیب دیده و پرداخت از جیب مردم بالا رفته و بعد هم سوبسیدی از جامعه پزشکی پرداخت می شود. ما در این دوسال دستاوردی نداشتیم و مطالعات هم این موضوع را تایید می کند و از ابتدا این استدلال اشتباه بوده است.

12 مورد تاثیرگذار در افزایش هزینه های سلامت را نام می برید؟
تغییر نوع بیماری ها، سالمند شدن جمعیت، افزایش قیمت دارو، فن آوری های جدید، غیر منطقی بودن مصرف دارو در کشور، مراجعه غیر ضرور به پزشک و مراکز درمانی، افزایش هزینه های نیروی انسانی، بالارفتن جهانی قیمت تجهیزات و تکانه های اقتصادی ناشی از تورم در حوزه سلامت و چند مورد دیگر.

تصور می کنید تعرفه گذاری برای سال آینده چطور باشد. هرچند که اعلام شده در چند روز آینده اعلام می شود تا مشکلات امسال تکرار نشود؟

متاسفانه به دلیل عدم رشد منطقی و مطلوب تعرفه های پزشکی، طراز مالی مراکز پزشکی با بحران مواجه بوده و از طرفی در بخش دولتی و غیردولتی در موسسات درمانی و تشخیصی بخشی از روند رو به رشد هزینه ها را افزایش هزینه نیروی انسانی تشکیل داده و به دلیل تغییرات رشد هزینه های نیروی انسانی این مراکز با تشدید اختلاف درآمد-هزینه مواجه بوده اند. همچنین همانطور که می دانید تاثیر تورم در ماه های آخر سال در بخش سلامت دو برابر بوده و آثار بسیار عمیق مستقیم و غیرمستقیمی روی سلامت کشور گذاشته است. تا سال 85 – 86 تا حدی شاهد همسویی بین تعرفه‌های پزشکی و تورم عمومی جامعه بوده‌ایم که بعد از آن تاکنون فاصله بین تاثیرگذاری واقعی تورم و تعیین تعرفه‌های تشخیصی درمانی با فاصله قابل توجهی در حال شکل گیری است. باید دید تعرفه های سال آینده در این شرایط چقدر واقعی خواهد بود.

برای حل مشکلات جامعه پزشکی چه باید کرد تا هم به اشتغال پایدار آنها کمک شود و هم مشکلات معیشتی آنها حل شود؟

باید بین بدنه پزشکی و نهادهای پزشکی یک همگرایی ایجاد شود. باید پتانسیل موجود در جامعه پزشکی و نظام پزشکی در کنار هم قرار گیرند تا صلابت جامعه پزشکی بالا رود و برای گرفتن حقوق خودشان بهتر عمل کنند. اما الان یک جدایی وجود دارد. باید با تعامل سازنده نگرش سیاستگذاران به جامعه پزشکی تغییر کند و مثبت شود. اما تا کنون خوب نبوده و گفتگوی سازنده و محترمانه بین آنها نبوده است. در این شرایط، مردم برنده این موضوع نخواهند بود؛ چون اگر پزشکان مشکل شغل و معیشت داشته باشند بر کیفیت کارشان تاثیر می گذارد. باید رفتار سازنده برای نظام سلامت وجود داشته باشد. امروز هر طرحی که برای جامعه پزشکان گذاشته می شود چون پزشکان اعتماد ندارند و طرح ها بی نتیجه می ماند و از آن استقبال نمی شود. مانند پزشک روستایی و خانواده یا بیمارستان هیات امنایی که پرداختها انجام نشده است. این نیاز به عزم ملی دارد و باید همه نهادهای پزشکی کمک کنند و این نیت وجود داشته باشد. به نظر من وزارت بهداشت، کمیسیون بهداشت و سازمان می توانند کمک کنند تا مشکلات حل شود و به یک مفاهیم مشترک برسند. امسال، هم از نظر بودجه جاری و هم از لحاظ تملک دارایی و سرمایه‌ای، رشد قابل توجهی را در سلامت کشور شاهد نبوده‌ایم؛ بنابراین ضروری است همه تلاش کنند که در بودجه سال 92 تاحدی جبران عقب‌ماندگی‌های اعتباری و بودجه‌ای در حوزه سلامت انجام گیرد و این مهم همفکری و همگرایی بین مجلس و دولت را بیش از گذشته می‌طلبد تا بتوانیم از همه ظرفیت‌ها استفاده کنیم و یک جهش مطلوب و منطقی در میزان اعتبارات سلامت در سال آینده داشته باشیم. از طرف دیگر، در شرایطی که بودجه سلامت در وضعیت نامطلوب به سر می‌برد این خطر نیز وجود دارد که بودجه سلامت به‌صورت انقباضی بسته شود که اگر چنین اتفاقی بیفتد، سال 92 نیز سال سختی برای نظام سلامت کشور خواهد بود؛ بنابراین ضروری است بودجه سلامت برای سال آینده شفاف و با ملاحظات منطقی پی‌ریزی شود.

شما تصور می کنید پزشک خانواده به رسیده این زبان مشترک کمک نمی کند؟
خیر. در شرایط فعلی تصور می کنم میان کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، وزارت بهداشت و وزارت رفاه و تعاون در مورد پزشک خانواده تفاوت عمیق در مورد ساز و کارهای اجرایی مربوطه وجود دارد.

آقای دکتر،با مشکلاتی که در بخش پزشکی و نظام تعرفه گذاری  اشاره کردید،وضعیت نظام سلامت برای سال آینده چگونه خواهد بود؟
من معتقدم سلامت موضوع مهم و اولویت اساسی برای مسئولان کشور تلقی نشده است و این یک واقعیت تلخ است که در سیاست گذاری ها اولویت ندارد در حالیکه باید فرهنگ سلامت محوری در تمام دستگاهها غالب شود. ما الان کمبود اعتبارات داریم و برای همین نگرانی هایی برای سال آینده وجود دارد. امسال هم این مشکل را در بخش سلامت داشتیم. به اعتقاد من مهم‌ترین چالش آن است که هنوز در برنامه ریزی های مختلف بودجه ای کشور، سلامت در اولویت های اساسی قرار نگرفته است. با نگاهی به بودجه سال91 می‌توان دریافت که در بحث هزینه های جاری مجموعا 73درصد از هزینه‌های جاری دستگاه‌های مختلف کشور در بودجه سال 91 باز توزیع شده‌ است. حال اگر مبنا را بر این اساس قرار می دادیم که بخشی از درآمد یارانه‌ها به حوزه سلامت وارد می‌شد، جایگاه وزارت بهداشت و مجموعه مؤثر در نظام سلامت در دستگاه های اجرایی باید در مرتبه سیزدهم قرار می گرفت، اما باتوجه به اینکه این اتفاق نیفتاد هم اکنون این جایگاه در مرتبه پانزدهم قرار گرفته است و این خود نمایانگر آن است که مقوله سلامت در نظام بودجه ریزی با چه مشکلات عدیده ای روبه‌روست.

البته در ایران مشکل بیمه ای هم داریم.
در دنیا نظام بیمه ای مشکل پرداخت مردم را حل کرده است، در حالیکه در کشور ما صندوق های بیمه ای مشکل اعتبار دارند. صندوق های بیمه ما مشکل اعتبار دارند.قرار بود امسال رشد عمومی بیمه در پایه بودجه 18 درصد باشد که اصلا از اساس اینگونه نبود. ناهمگونی مولفه های رشدی در اعتبارات بیمه به طوری بود که رشد بیمه های اصلی پایه حداکثر 10 درصدی تخمین زده می شد. بیمه باید منابع پایدار و مکفی داشته باشد در حالیکه اکنون خود بیمه ها مشکل دارند و نمی توانند به پزشکان و بیماران کمک کنند. البته تامین اجتماعی 300 میلیارد تومان در روزهای اخیر از بدهی های خودش را واریز کرد که حرکت خوبی بود و اعتماد خوبی را ایجاد کرد، اما باید مستمر باشد. کشورهای اروپایی بعد از جنگ جهانی با تامین اعتبارات بخش سلامت توانستند به رشد برسند چون اگر نیروی سالم نداشته باشیم امکان تولید و نیروی مولد نداریم. الان پیشگیری و ارتقای سلامت، نیاز به بودجه مناسبتر دارد و تنها نباید نباید نگاه صرف درمان محوری داشت.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.47071s, 18q