بستر‌های تکثیر گروه‌های نابهنجار

۱۳۹۱/۱۲/۱۲ - ۱۱:۲۸ - کد خبر: 68624
سلامت نیوز : «حامد ملخ»، «شهرام آبگوشت»، «مهدی لشه»، «حسین انتر»، «ممد پلشت»، «مهدی پاپتی»، «حمید خاکبرسر»، «امیر گامبالو»، «کاظم فردین»، «احسان دراگو»، «ممد خوشگله»، «سعید خارجی»، «حشمت سگارو»،«مهدی خرخره» و «کاظم دوشلوار»،«میثم موشه»،« فرهاد شیلنگ»، «علی سیرابی» و «برادران دالتون» برخی از نام‌های اراذل و اوباشی است که هرچند وقت یک‌بار با اجرای طرح‌های پلیس بر خروجی خبرگزاری‌ها و صفحه روزنامه‌ها قرار می‌گیرد. نام‌هایی که خواندنشان برای ما شاید چندان خالی از لطف نباشد، ممکن است نیمچه لبخندی هم بزنیم و حتی در جمع دوستانمان هم بازگو کنیم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از بهار ؛ اما شاید تصورش سخت باشد که نام این غول‌های خالکوبی کرده که حالا اراذل و اوباش نام گرفته‌اند اینها باشد. افرادی که اتهاماتشان نیز برای ما کمی عجیب است؛ اتهاماتی همچون نوچه‌پروری و عربده‌کشی. تازه سن و سالشان هم رو به کاهش است. اگر قبلا اراذل و اوباش محل«شعبان بی‌مخ‌ها»‌های 40، 50 ساله بودند حالا نوجوان‌های 16، 17 ساله هم در میان آنها به چشم می‌خورد. درباره علت این نامگذاری‌ها، طرح جمع‌آوری اراذل‌اوباش، چرایی کاهش سن و افزایش آمار اراذل‌و‌اوباش و... با«سعید معیدفر» جامعه‌شناس گفت‌وگو کرده‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

وقتی با نام اراذل و اوباش مواجه می‌شویم می‌بینیم که اغلب این القاب بار تحقیرآمیزی دارد. چرا این افراد خود را به این القاب ملقب می‌کنند؟

انسان از وقتی متولد می‌شود تحت‌تاثیر فرآیندهای جامعه‌پذیری قرار می‌گیرد، کودکان در جامعه تحت فرآیندهای جامعه‌پذیری قرار می‌گیرند که آن فرآیندهای اجتماعی و گروهی است. در این فرآیند افراد ارزش‌ها، هنجارهای اجتماعی و الگوهای رفتاری به خود گرفته و آنها را تحت‌عنوان مرجع ارزشی و هنجاری خود در نظر می‌گیرند و گروه‌های مرجع را برای خود ثبت می‌کنند. مجموعه اینها باعث می‌شود انسان شبیه گروهی شود که در آن زندگی می‌کند و مجموعه نقش‌ها و کارکردها را درونی کند. به این دلایل است که انسان به جای اینکه فرد باشد نماینده جمع است و منش و شخصیت اجتماعی دارد.

به این ترتیب در یک جامعه فرهنگ غالبی شکل می‌گیرد که تقریبا تمام افراد را در برمی‌گیرد و درون این فرهنگ خرده‌فرهنگ‌هایی همچون خرده‌فرهنگ قومی، ملی، پایگاه اجتماعی، شغلی و ... ایجاد می‌شوند و هر فرد متناسب با خرده‌فرهنگ‌ها شخصیت و هویت می‌یابد اما گاه خرده‌فرهنگ‌های نابهنجار و کج‌رو شکل می‌گیرند و عده‌ای تحت‌تاثیر این خرده فرهنگ‌ها قرار می‌گیرند. همه اتفاقی که در خرده‌فرهنگ بهنجار می‌افتد در خرده‌فرهنگ نابهنجار هم رخ می‌دهد و اساسا چرخه جامعه‌پذیری در اینجا مشابه گروه‌های دیگر است و جامعه‌شناسان به این نوع جامعه‌پذیری،«جامعه‌پذیری معکوس» می‌گویند. به این ترتیب فرد در برابر نهاد جامعه قرار گرفته و خود را در مقابل هرآنچه در جامعه به عنوان هنجار پذیرفته شده است قرار می‌دهد و عکس آن را انجام می‌دهد چرا که به این ترتیب بیشتر مورد تایید گروه قرار می‌گیرد و در نتیجه این القاب و عناوین از نظر ما تحقیرآمیز و تمسخرآمیز است و برای آنها تحقیرآمیز نیست. در گروه‌های نابهنجار هرچه فرد کار زشت بیشتری انجام دهد و به قول خودشان خفن‌تر باشد بیشتر پذیرفته می‌شود و اینها همه حکایت از جامعه‌پذیری معکوس دارد.

 در چندسال اخیر شاهد افزایش تعداد اراذل و اوباش و زورگیری و جرم‌هایی از این قبیل هستیم و اجرای 15 مرحله طرح برخورد با اراذل و اوباش آن هم به شکلی خاص از سوی پلیس بر این امر صحه می‌گذارد. دلیل این افزایش را چه می‌دانید؟

وقتی در جامعه‌ای راه‌های رسیدن به اهداف اجتماعی پیش‌بینی نشده باشد و به‌خصوص برای خرده‌فرهنگ‌ها چنین امکانی فراهم نباشد جامعه دچار آنومی می‌شود و به عبارتی این جامعه نتوانسته راه‌های شروع زندگی و زیست شخصیت‌هایش را فراهم کند در نتیجه خرده‌فرهنگ‌های کج‌رو کم‌کم غلبه می‌یابند و در نتیجه به‌دلیل محدود بودن راه‌های شروع زیست اجتماعی تعداد گروه‌های کج‌رو تکثیر می‌شود و افراد بیشتری به سمت راه‌های نامشروع کشیده می‌شوند. علت این تلاش‌های نیروی انتظامی هم تکثیر این گروه‌های کج‌رو است، درحالی که باید ریشه‌های گسترش این گروه‌های بزهکار بررسی شود. این گروه‌ها به دلیل ناکارآمدی حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی تکثیر می‌شوند.

در میان اراذل و اوباش دستگیر‌شده نوجوان‌های 16، 17ساله هم به چشم می‌آیند، علت این کاهش سن بزه را چه می‌دانید؟

علت، فراهم شدن زمینه‌های تکثیر است. در این سال‌ها خانواده ایرانی درگیر برخی مشکلات اقتصادی بوده و اینها باعث شده محیط‌های سالم پرورش کودکان درگیر آسیب‌های اجتماعی شود و وقتی چنین شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نابسامانی شکل می‌گیرد این گروه‌های کج‌رو تکثیر می‌شوند و فرآیند جامعه‌پذیری معکوس جریان می‌یابد و این اتفاق به‌دلیل فقر رخ می‌دهد و درحال حاضر شاهد افزایش مکان‌ها و مناطق فقیرنشین هستیم. اگر تنها پیش از این مناطقی از تهران مأمن گروه‌های نابهنجار بودند، اگر قبلا تنها خاک‌سفید مکانی جرم‌خیز بود امروز به‌دلیل برخی ناکارآمدی‌ها شاهد پیدایش شهرک‌های جرم‌خیز در اطراف تهران و مناطق جرم‌خیز در تهران هستیم.

بنابراین افرادی که در این مناطق زندگی می‌کنند همه در معرض آلودگی هستند و کودکان در این مناطق از کودکی تحت‌تاثیر این فرآیندها قرار می‌گیرند. الان یکی از معضلات عظیم کشور اعتیاد است که هر روز گسترده‌تر می‌شود و خانواده را متلاشی می‌کند. کودکانی که در این خانواده‌ها رشد می‌کنند تهدیداتی برای جامعه می‌شوند. در حال حاضر برخی مناطق تهران در فقر فرهنگی، اقتصادی قرار دارند و این همه درد و رنج و اعتیاد و فقر اقتصادی و فرهنگی و خانوادگی جامعه‌پذیری معکوس را سبب می‌شود.

آیا برخورد با این افراد در قالب طرح‌های جمع‌آوری اراذل و اوباش را کافی می‌دانید؟

به هیچ‌وجه. امروز برخی راه‌حل برخورد با مشکلات اجتماعی را برخوردهای غیراجتماعی می‌دانند ولی باید حوزه‌های دیگر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را تقویت کرد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.44577s, 18q