پیش به سوی زندگی مستقل

۱۳۹۲/۰۱/۱۹ - ۱۱:۴۰ - کد خبر: 70808
سلامت نیوز : «زوج جوانی که فقط یک سال زندگی مشترک را تجربه کرده بودند، به دلیل دخالت های خانواده هایشان راهی دادگاه خانواده شدند. عروس که فقط نوزده سال داشت در برابر سوال قاضی که چرا تقاضای طلاق داده است، گفت: شوهرم کم سن و سال است و در نتیجه خانواده اش برای او تصمیم می گیرند و همین باعث نابودی زندگی مشترک ما شده است. در مقابل، داماد که بیست و یک سال داشت مدعی شد این خانواده عروس هستند که همه امور زندگی آنان را زیر نظر دارند به طوری که بدون اطلاع آنان حتی حق رفتن به سفر را نداشته اند.»

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ، تاسف آور است که یک زندگی مشترک با دخالت های بی جا و بی مورد خانواده ها، این چنین ساده به بن بست می رسد، اما به راستی چه عواملی باعث به وجود آمدن این دخالت ها می شود؟ آیا فقط والدین مقصرند؟ نقش زوج های جوان در این باره چیست؟

ما هم مقصریم

شاید اگر از همسران جوانی که والدین شان را متهم به دخالت در زندگی شان می کنند، بپرسید چه عاملی باعث این رفتار می شود، انگشت اتهام را به سمت والدین نشانه بروند و بگویند این عادت زشتی است که در فرهنگ ما جا افتاده است و والدین ما هم تحت تاثیر این فرهنگ اشتباه هستند. اما این گروه از همسران به نکته مهمی توجه ندارند و آن این که گاهی خود این همسران هستند که به صورت غیرمستقیم والدین را به دخالت کردن در زندگی شان دعوت می کنند.در واقع می شود گفت برخی همسران بیشتر در معرض دخالت های اطرافیان هستند. خصوصیات شخصیتی و رفتاری این همسران باعث می شود دیگران و به ویژه والدین شان نتوانند به آنان اعتماد کنند و در نتیجه تصور می کنند بهتر از آنان صلاح شان را تشخیص می دهند. البته خبر خوش برای این گروه از همسران این که همه این خصوصیات می تواند تغییر کند و در نتیجه میزان دخالت ها کاهش یابد.در ادامه به ۴ ویژگی منفی برخی از زوج ها اشاره می کنیم که باعث می شود خانواده ها در زندگی آن ها دخالت کنند.

کم سن و سال بودن!

در اوایل ازدواج، معمولاً خانواده ها هنوز نسبت به همسران جوان اطمینان کامل پیدا نکرده اند و در نتیجه ممکن است بیشتر دخالت کنند؛ که البته در طول زمان و با پیدا کردن اطمینان تا حد بسیاری این دخالت ها می تواند کاهش یابد. از طرفی در ابتدای ازدواج نیز همسران معمولاً حساسیت بیشتری دارند، چرا که خودشان هم می دانند هنوز به اندازه کافی مستقل نشده اند و در نتیجه، به صورت ناخودآگاه، هر لحظه منتظرند اطرافیان برای شان تصمیم بگیرند و به نوعی در زندگی آنان دخالت کنند. البته این موضوع در افرادی که در سنین پایین ازدواج کرده اند، بیشتر دیده می شود. اما اگر همسران بتوانند اعتماد والدین خود را جلب کنند و البته به والدین نیز فرصت دهند تا استقلال شان را به رسمیت بشناسند، این نگرانی ها که به صورت دخالت بروز می کند، کاهش می یابد.

آشنا نبودن با مهارت های زندگی

همسرانی که برای کوچک ترین کاری قبل از هر چیز با والدین خود تماس می گیرند و به دنبال کمک گرفتن از آنان هستند در واقع به صورت غیرمستقیم از خانواده های خود برای دخالت کردن در زندگی مشترک شان دعوت می کنند. این همسران، البته در کوتاه مدت، اغلب نمی توانند تغییری در وضعیت خود ایجاد کنند.چرا که این موضوع علاوه بر این که برای شان عادت شده است، به مسائل دیگری نیز برمی گردد؛ ازجمله این که این همسران غالباً از مهارت های مهمی چون مهارت حل مسئله آگاه نیستند و در نتیجه اگر هم بخواهند به خودشان فشار بیاورند که کمتر از والدین خود کمک بگیرند، ممکن است تصمیمات اشتباهی بگیرند و اعتماد والدین شان را کم کنند.در نتیجه توصیه اول به این گروه از همسران این است که نقطه ضعف های خودشان را که باعث می شود دائم به دنبال زیادی کمک گرفتن از والدین خود باشند شناسایی و آنها را برطرف کنند.

نداشتن اعتماد به نفس

گاهی اوقات یکی از همسران اعتماد به نفس ضعیفی دارد یا اصلاً هر دو آنان دچار این مشکل هستند. این گروه از همسران هر تصمیمی که می گیرند نیاز دارند تایید دیگران را بگیرند و در نتیجه ممکن است به دنبال تماس با مادر، خواهر یا پدر خود باشند. این نقطه ضعف البته احتمال تصمیمات اشتباه را هم می تواند افزایش دهد.چرا که افرادی که اعتماد به نفس ضعیفی دارند غالباً تصمیمات خود را خیلی سریع تغییر می دهند و ممکن است تصمیمی را عملی سازند که چندان به آن نیندیشیده و نقاط ضعف احتمالی را شناسایی نکرده اند. این افراد غالباً در مقابل دخالت های دیگران بسیار آسیب پذیرند و اذیت می شوند.

نداشتن استقلال مالی

ممکن است همسران بعد از ازدواج به خانواده های پدری خود ازنظر اقتصادی وابسته باشند. دانشجو بودن، نداشتن درآمد کافی یا زیر بار قسط های گوناگون قرار داشتن می تواند باعث شود همسران مورد حمایت مالی به صورت ماهانه و ثابت خانواده های خود قرار بگیرند. در این وضعیت که خانواده جدید هنوز کاملاً مستقل نشده است وبه خانواده های اصلی خود وابسته اند، احتمال دخالت کردن خانواده ها بیشتر از شرایط عادی است. اما چاره چیست؟ اول این که اگر نیازمند کمک دیگران هستید تا حد امکان سعی کنید این کمک را در یک نوبت دریافت کنید و نه به صورت مستمر و دائمی و اگر هم در حال کمک گرفتن هستید تلاش کنید زودتر تا حد امکان مستقل شوید.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.79353s, 18q