نقش والدین در حفظ فرزندان از ارتكاب جرم

۱۳۹۲/۰۱/۳۱ - ۱۳:۰۰ - کد خبر: 71816
سلامت نیوز : ناهنجاری‌های اجتماعی كه ناشی از رفتارهای مغایر با قانون، عرف و اخلاق جامعه است، هرچند در نگاه اول ریشه‌هایی در اقتصاد، فقر، بی‌سوادی، آشفتگی‌های خانوادگی و سایر مبانی دیگر دارد، اما كالبدشكافی بزهكاری‌های اجتماعی بدون توجه به ریشه‌های رفتاری و روان شناختی آنها فقط مدیریت انتظامی و قضایی جامعه را در مسیر مقابله و برخورد پلیسی قرار می‌دهد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایران ؛ در حال حاضر بیش از ۱۶۰۰ مصداق مجرمانه در قوانین كشور ما وجود دارند كه اكثریت آنها مجازاتی غیر از زندان ندارد. پژوهش‌ها و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد بدون ریشه یابی‌های رفتاری و روانی و درمان آن نخواهیم توانست به‌طور كامل یا حتی مطلوب با جرایم مقابله كنیم، حال آن‌كه راهكار پلیسی و قضایی آخرین مرحله مبارزه با جرائم است.

یكی از جرایمی كه امروزه بیشترین آمار دادسراها و دادگاه‌ها را به خود اختصاص داده سرقت و دزدی است. وقوع این جرم در حال حاضر از طبقه مردان و سنین خاص فرا‌تر رفته و در بین زنان و اطفال نیز شیوع پیدا كرده است.

بر هیچ‌كس پوشیده نیست، سرقت و دزدی در شكل‌های مختلف همواره باعث آزارهای روانی و زیان‌های مادی شهروندان جامعه بوده است. از دله‌دزدی تا دزدی خودرو و لوازمش، سرقت‌های مسلحانه و خشن همه در قالب سرقت قرار می‌گیرند كه خطرات و ناهنجاری‌های اجتماعی آنها در همه زمان‌ها انسان را تهدید می‌كرده است.

عوامل زیربنایی سرقت
الف: فقر عاطفی: كودكان و نوجوانانی كه در خانواده متلاشی رشد كرده یا در اثر طلاق و یا مرگ یكی از والدین دچار تبعیض اجتماعی و سرخوردگی عاطفی شده و به دنبال آن مبتلا به حالت‌های روانی چون انزواطلبی، افسردگی و گوشه‌گیری از جامعه می‌شوند، بستر رفتاری مناسب برای سرقت دارند.
ب: ناكامی: هنگامی كه در راه رسیدن به اهداف مادی یا معنوی یك فرد موانعی ایجاد شود و شخص به هدف‌های خود نرسد، دچار ناكامی شده و همین حالات روانی ممكن است راه ارتكاب سرقت را برایش هموار كند.
ج: حسادت: پاره‌ای از اوقات، فرد با توجه به عدم امكان و دستیابی به موقعیت مادی و اجتماعی و یا منزلت اقتصادی دیگران دچار رشك و حسد شده و چون نمی‌تواند مشابه صاحبان اموال و دارایی‌های قابل توجه مالك آنها شود دست به دزدی می‌زند.
د: راحت طلبی و تنبلی اجتماعی: یكی از اصلی‌ترین علل روانی ارتكاب سرقت، فرآیند روحی است. فردی كه علاقه‌ای به تلاش و كوشش نداشته و دلش می‌خواهد با یك قدم از ابتدا تا انتهای هدف رسیده و بدون تلاش و زحمت صاحب رفاهیات اجتماعی شود. این‌گونه راحت‌طلبی‌ها باعث راه‌اندازی و تشكیل باندهای كلاهبرداری، جعل، تقلب و امروزه شركتهای هرمی - بدترین نوع سرقت از مردم - می‌شود.
و: تجربه‌های دوران كودكی: حوادث و اتفاقات تلخ دوران كودكی ممكن است از فرد، شخصیتی ضداجتماعی بسازد. در بسیاری از موارد دزدان دارای رفتار ضد اجتماعی هستند یعنی گرایش درونی آن‌ها به قانون شكنی عامل اصلی اقدام به دزدی می‌شود. آزار و اذیت دیگران، سرقت اموال آن‌ها حتی با زور و مجروح كردن عامل لذت این‌گونه اشخاص می‌شود، چرا كه وقتی دست به چنین كارهایی می‌زنند تصور می‌كنند انتقام خود را از دنیای بی‌رحم و جامعه زورگو گرفته و همه این‌ها حق و حقوق از دست رفته‌اش هستند.
ه: خودنمایی: برخی از نوجوانان و جوانان برای نمایش قدرت، جرأت حادثه‌جویی و كله‌شقی خود به همسالان، كه برای آن‌ها بسیار ارزشمند است دست به دزدی و غارت اموال دیگران می‌زنند و به این وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می‌كنند. قرار گرفتن در گروه همسالان بزهكار به خصوص برای نوجوانان و جوانانی كه دوستان آن‌ها دست به جیب بوده و در مواقع مختلف خوب پول خرج می‌كنند باعث می‌شود آن‌ها كه پول توجیبی محدودی دارند به انحراف كشیده شوند.

نقش والدین در حفظ فرزندان از ارتكاب جرم
با توجه به برخی دلایل روانی و موارد دیگری از مبانی روانشناختی سرقت باید راه‌های جلوگیری از بروز زمینه ارتكاب سرقت در نوجوانان و جوانان را نیز بررسی كرد. یعنی والدین به جای این كه به فرزندان‌شان بگویند «مواظب باش»، «اطراف خود را بپا»، «هوای كار را داشته باش» و... بهتر است بگویند «چگونه باش»، «چگونه دوستانی انتخاب كن» و... كه البته باید این مفاهیم با زبانی ساده و قابل فهم معنا و مفهوم دزدی را برای كودك روشن كرده و زشتی این عمل را به او نشان دهند یعنی همان داستان معروف تخم مرغ دزد شتر دزد می‌شود. گاهی اوقات برخی والدین برداشتن یك خودكار یا مداد یا حتی اسباب بازی توسط فرزند خود را با آب و تاب بیان كرده و آن را به حساب شیرین كاری كودكان‌شان می‌گذارند كه از همین جا نطفه دزدی بسته می‌شود. كودكان از چهارسالگی معنی وجدان، مال خود، مال دیگران، زشتی دست درازی به اموال دیگران را به خوبی می‌فهمند و باید به آنها فهمانده شود. والدین باید تلاش كنند فاصله ارتباطی خود را با فرزندانشان كاهش داده و فقط در جایگاه ارباب، رئیس یا فرمانده قرار نگیرند، بلكه والدین موفق همواره در جایگاه دوست فرزند خود بوده كه می‌توانند او را از بزهكاری‌ها نجات دهد.

از سوی دیگر باید زمینه سالم پرورش شخصیت كودكان و نوجوانان بعد از والدین به وسیله معلمان و مربیان فراهم شود و كودكان به گونه‌ای رشد كنند كه از امور جرم زا بگریزند و بترسند. والدین هم در صورت مشاهده رفتار انحرافی در فرزندان باید مسئله را جدی گرفته و قبل از رشد این ویروس در روح و روان فرزند، ریشه آن را قطع كنند.برخی از مادران تصور می‌كنند با مخفی كردن ناهنجاری‌های رفتاری فرزندان خود در مورد آنها دلسوزی می‌كنند. اما آن‌ها باید بدانند این حركت نه تنها دوست داشتن و دلسوزی نیست بلكه نخستین گام در خیانت به آینده فرزندان است چرا كه مخفی‌كاری، اصلی‌ترین حركت در آغاز بزهكاری كودكان و نوجوانان در شرایط حاضر است.
طی بررسی‌های میدانی و مشاهده پرونده‌های مطرح در مراجع قضایی مشاهده می‌شود، اینك سارقان از یك سرخوردگی مشترك برخوردار هستند.

همه آنها چه دله دزدها و چه سارقان لوازم داخل خودرو و خودرو و سارقان حرفه‌ای و حتی به عنف و زورگیرها همگی قصد رسیدن به آمال و آرزوهای از دست رفته یا دور از دسترس خود را دارند كه نتوانسته‌اند از راه شرعی و حلال به آن برسند. پس چنانچه موفق به سرقت شوند ضمیر ناخودآگاه‌شان همواره آن‌ها را سرزنش خواهد كرد، این موضوع در پرونده‌های سرقت وجود دارد و ملاحظه می‌شود كه اغلب سارقین در آخرین دفاع خود اظهار ندامت و پشیمانی كرده و از قاضی و دادگاه طلب عفو و بخشش می‌نمایند هرچند جرم سرقت دارای دو جنبه عمومی و خصوصی است اما دستگاه قضایی درصدد برگشت مال مالباختگان است تا مقررات ماده 667 قانون مجازات اسلامی فراهم آید و در صورت فقدان عین رد مانند یا قیمت مال مسروقه مسترد شود تا شاید بخشی از خسارت وارده به جامعه ترمیم گردد كه در اصطلاح به آن جنبه خصوصی گفته می‌شود. اما حیثیت عمومی جرم در صورت رضایت شاكی و مدعی خصوصی كماكان باقی است وبا مجازات سارق عملی خواهد شد...

در نتیجه یادآور می‌شود ابتدا باید خانواده‌ها به‌عنوان هسته‌های كوچك اجتماعی مراقب اعضای خانواده به‌خصوص فرزندان خود باشند تا زمینه‌های بروز و ظهور این‌گونه بزه‌ها به صفر برسد و جامعه با این هسته‌های كوچك و سالم تبدیل به یك جامعه عاری از بدی و جرم شود كه این مهم شدنی و عملی است.

از سوی دیگر باید سارق بعد از دستگیری و تحقیقات و اثبات جرم و محكومیتش طبق ماده 667 قانون مجازات اسلامی مجازات شود و حقوق مالباخته استیفا گردد. بدین معنا كه برابر قانون در همه موارد سرقت و ربودن اموال، دادگاه علاوه بر تعیین مجازات، سارق یا رباینده را به رد (بازگردان) عین مال مسروقه محكوم می‌كند و اگر عین آن وجود نداشته باشد، سارق به رد مانند یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده و جبران خسارت وارده محكوم خواهد شد.

اگر سارق عین مال را برنگرداند یا قیمت آن را نپردازد، چنانچه مالی از او در دسترس باشد ضبط و به میزان محكومیت از مال ضبط شده برداشت می‌شود؛ در غیر این صورت، به تقاضای مال باخته تا زمان پرداخت در حبس باقی خواهد ماند. حتی اگر مدت محكومیت مجازات اصلی او تمام شده باشد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.49943s, 18q