زنگ­ها برای چه به صدا درمی­آیند؟

۱۳۹۲/۰۲/۰۱ - ۱۲:۱۴ - کد خبر: 71893

سلامت نیوز : به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان ؛ طرح­های تشویقی افزایش جمعیت دولت از وعده تامین آتیه یک میلیون تومانی که نیمه کاره رها شد و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و وعده‌های رنگی بیمه ناباروری و افزایش مرخصی زایمان و... گذشته و امروز به آموزش و تشویق خانه به خانه رسیده. بدون اینکه هیچ­کدام از برنامه‌های پیشین به درستی عملی شده باشد. محمد‌اسماعیل مطلق، مدیر کل سلامت خانواده، جمعیت و مدارس وزارت بهداشت از افزایش بحث فرزندآوری در آموزش­های ازدواج می‌گوید و این که توصیه دولت به خانواده‌ها داشتن بیش از یک فرزند است و حتی فاصله دو سال بین فرزندان را برای خانواده‌ها تعیین می­کند.

مطلق در این زمینه می­گوید: «به صورت برنامه عملیاتی به تمام دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور بحث فرزند‌آوری و ترویج آن را آموزش داده‌ایم و امسال به صورت جدی روی اجرای این برنامه‌ها نظارت می‌کنیم. علاوه بر دانشگاه‌ها امسال طرحی را آغاز کرده‌ایم تا با حضور رابطان بهداشتی که 150 هزار نفر هستند آموزش‌های ازدواج و ترویج فرزند‌آوری به صورت خانه به خانه هم انجام ‌شود.» ترویج فرزندآوری به صورت خانه به خانه تصویر عده‌ای آموزش دهنده رابه ذهن متبادر می­کند که زنگ تک تک منازل را می­زنند و لابد با یک گفت­و­گوی یک ساعته سعی می­کنند خانواده را به فکر به دنیا آوردن فرزند بیندازند و لابد قانعشان کنند که بار رشد و تربیت و تامین آتیه یک انسان دیگر را نیز به دوش بکشند. موضوع این است که آیا مشکل خانواده‌ها ناآگاهی است یا مساله تامین معیشت و صرف وقت کافی برای یک انسان دیگر و برآوردن نیازهای مادی و معنوی او دلیل تعلل زوج­ها در این مقوله است؟

اوایل دهه هفتاد بود که سیاست­های کاهش نرخ موالید اجرا شد و شعار فرزند کمتر، زندگی بهتر از همان موقع در خاطره نسل جوان مانده که از در و دیوار شهر به عنوان شعار فرهنگی بگیر تا پوسترهای توی راهروی بیمارستان­ها و درمانگاه‌ها جلوی چشمت بود و هر جا سر می­چرخاندی اثری از آن می­دیدی. سریال­های تلویزیونی و جنگ­های طنز شبانه و پلاتوهای چند دقیقه­ای مجری­های تلویزیون همه از کنترل نرخ موالید می­گفتند. امروز اما پیش‌بینی می­شود ایران با ادامه روند کاهش نرخ موالید در کشور، کاهش شمار ازدواج نسبت به طلاق و همین­طور بالا رفتن امید به زندگی، در آینده دچار مشکل پیری جمعیت شود که این به معنای کاهش نیروی کار و درگیری با مسائل یک جمعیت پیر است. البته کارشناسان معتقدند با بررسی­های آماری این موضوع چندان هم در حد فاجعه نیست و ما در وضعیتی آن­چنان بغرنج و نگران‌کننده به سر نمی­بریم. با این وجود نظر مسئولان بر تشویق خانواده‌ها برای فرزندآوری و افزایش نرخ موالید است. اما افرادی که به سختی از پس زندگی خود برمی­آیند سخت است که قانع شوند مسئولیت زندگی دیگری را نیز برعهده بگیرند.

مردم علاقه­ای به افزایش جمعیت ندارند

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، در گفت‌وگو با آرمان در رابطه با مساله افزایش نرخ رشد جمعیت می­گوید: یکی از دغدغه‌هایی که به‌ویژه در یک سال اخیر توسط مسئولان در سطوح مختلف مطرح شد بحث کاهش نرخ رشد جمعیت نسبت به سال‌های قبل است و به خصوص پس از سرشماری نفوس و مسکن در سال 90 این موضوع جدی­تر در جلسات سیاستگذاری مطرح شد. البته از قبل هم هشدارهای زیادی داده بودند که در حال حرکت به سمتی هستیم که جمعیت ما به سوی سالمندی حرکت خواهد کرد. چون مردم علاقه‌مندی به افزایش جمعیت ندارند و امید به زندگی در میان افراد بالا رفته است. الان حدود یک سال و نیم است که وارد جمعیت میانسالی شده­ایم و درست است که کاهش نرخ رشد جمعیت را شاهد هستیم و جمعیت سالمند رو به افزایش است اما یک دوره پنجره جمعیتی را داریم که تمام کشورهای دنیا برای پیشرفت و توسعه روی این دوره به عنوان مهم‌ترین فرصت برای توسعه و پیشرفت استفاده می­کنند.

دوره پنجره جمعیتی یک فرصت است

موسوی چلک دوره پنجره جمعیتی پیش روی ایران را یک فرصت برای پیشرفت معرفی می­کند چرا که جمعیت جوان، فعال، پرانرژی و پویا را شامل می­شود که می­توانند بازوی توسعه برای ایران امروز باشند. «اگر می­خواهیم جوانان را تشویق به بچه­دار شدن کنیم باید بتوانیم آن­ها را به ازدواج تشویق کنیم و لازمه این امر ایجاد فرصت­هایی برای ازدواج است. علی رغم تشویق­ها، آنچه که امروز در روند ازدواج وطلاق می‌بینیم، رشد کمتر ازدواج است. نگرانی برای کاهش نرخ رشد جمعیت اگر با این روند پیش برود، دغدغه درستی است اما سیاست‌های تشویقی و راهکارها باید به ­گونه­ای باشند که افراد واقعا به ازدواج ترغیب شوند.»

سبک زندگی افراد تغییر کرده است

در تدوین راهکارهای تشویقی نکته­ای که باید در نظر داشت تغییر سبک زندگی افراد است. این­که اگر در گذشته یک نفر کار می­کرد و ده نفر تامین می­شدند امروز دو نفر کار می­کنند و باز هم به شرایط رفاه نسبی مطلوب نمی­رسند و دچار مشکل می­شوند. «امروز الگوهای تربیتی و نقش­های افراد در خانواده تغییر کرده و خواسته‌های کودکان دیگر مثل سابق نیست. ساختار خانواده نیز دیگر مانند گذشته نیست که در یک خانه پدری، هر خانواده در یک اتاق زندگی کند. اگر قرار است که افراد واقعا تشویق به ازدواج شوند باید فرصت اشتغال، امنیت اقتصادی و روانی تامین شود. در آن صورت ازدواج خود به خود افزایش پیدا می­کند و به دنبال آن افزایش نرخ رشد جمعیت را هم خواهیم داشت.

آیا سیاست­های تشویقی دولت واقعا تشویق‌کننده است؟

چه کسی با یک سکه حاضر است بچه­دار شود؟ و آیا سیاست­های تشویقی دولت واقعا تشویقی است؟ این­ها سوالاتی است که رئیس انجمن مددکاران ایران مطرح می­کند. «آیا یک سکه هزینه پوشک دوران نوزادی یک بچه را تامین می­کند؟ در جامعه­ای که زن و مرد باید در خانواده کار کنند و با یک حقوق حداقلی 500 هزار تومان واقعا نمی­شود زندگی را چرخاند.» بحث افزایش مرخصی زایمان از شش ماه به نه ماه که توسط شورای نگهبان رد شد از وعده‌هایی بود که مسئولان مطرح می­کردند که به دلیل بار مالی به مرحله اجرا نرسید. «حتی در صورت تصویب هم بخش خصوصی خود را تابع این مقررات نمی­داند و امنیت شغلی فرد به خطر می­افتد چرا که در زمان غیبت از کار، افراد دیگر جایگزین خواهند شد. بخش خصوصی حتی تابع 6 ماه مرخصی هم نیست. دو هفته مرخصی برای مرد نمی­تواند عامل تشویقی باشد. بچه زیاد وخانواده فقیر خودش یک معضل اجتماعی است. باید بتوان خواسته‌های بچه را نیز تامین کرد.» موسوی چلک همین­طور مساله مروجین خانه به خانه را کار فرهنگی ناکارآمدی می­داند: « اگر مروج دم در خانه بیاید و من جا برای بچه نداشته باشم آیا حرف­هایش برای من موثر است؟ مراجعه خانه به خانه و مشاوره نتیجه بخش نیست. اگر ایده هم خوب باشد با کار بد ایده را دچار مشکل می­کنیم.»

حتی روستاها هم به سمت تک فرزندی رفته‌اند

رئیس انجمن مددکاران ایران از تغییر نگرش­ها و فرهنگ می­گوید و این­که امروز ما شاهد افزایش تک فرزندی در روستاها هستیم. حتی آن­جایی که افراد چند خانه و چندین اتاق هم دارند که بتوانند برای فرزندانشان اختصاص دهند باز هم به دلیل تغییر الگوهای تربیتی و انتظارات فرزندآوری چندان رایج نیست. اکثر تحصیل کرده‌ها یک یا دو بچه را کافی می­دانند و اکثر طبقات مرفه هم با وجود داشتن امکانات مالی کافی تمایل زیادی به داشتن بچه زیاد ندارند. «همه چیز به امکانات مالی برنمی­گردد. باید بتوان پاسخگوی تمام نیازهای کودکان بود. فرد از خودش می­پرسد آیا می­توانم برای فرزندم به قدر کافی وقت بگذارم؟ فقط بحث پول نیست بلکه افراد باید به لحاظ روانی آمادگی داشته باشند. طبیعی است که در شرایط نامناسب بچه بیشتر به معنای تنش بیشتر است و بعید است که این نوع طرح­ها بتواند مردم را متقاعد کند.» به عقیده حسن موسوی چلک باید تمام تمرکز روی دورانی باشد که در آن قرار داریم؛ دوران میانسالی به عنوان دوره طلایی برای توسعه و پیشرفت.

اگر جامعه­ای برخوردار از امنیت اقتصادی، اجتماعی و روانی داشته باشیم تمام اتفاق­ها خود به خود خواهد افتاد. «طبق آخرین آمار 11 میلیون مجرد در کشور داریم. فرض کنیم این تعداد به نسبت 50-50 باشند. اگر این افراد ازدواج کنند و این 5/5 میلیون بچه­دار شوند، مشکل حل نمی­شود؟ استفاده از سرمایه انسانی این پنجره جمعیتی می­تواند فرصتی خوب برای جلوگیری از تهدید کاهش نرخ رشد جمعیت ایران باشد. سیاست­های تشویقی مقطعی هرگر نمی­تواند کاری از پیش ببرد. زمانی که برای کاهش نرخ رشد برنامه می­ریختیم باید تمهیدی برای آینده نیز می­اندیشیدیم تا امروز مجبور به عجله نباشیم. کسانی که آن زمان برای کاهش جمعیت جایزه می­گرفتند امروز برای افزایش تشویق می­شوند. نیت­ها هر قدر هم خیر اما تصمیمات لحظه­ای و احساسی کاری از پیش نمی­برد.» همین­طور وی معتقد است تنها نباید به بحث افزایش جمعیت پرداخت. در نظر گرفتن تمهیداتی برای آموزش، مسکن، فراغت، امنیت و... برای جمعیت آینده ضروری است در غیر این صورت افزایش جمعیت بی­رویه باز هم چالشی جدی برای آینده خواهد بود.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.38284s, 18q