خداحافظ کمرویی!

۱۳۹۲/۰۲/۲۵ - ۱۱:۲۲ - کد خبر: 73765
سلامت نیوز : اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه شناختی( شناخت درمانی) و تحول در رویه زندگی و حیات اجتماعی است، چاره کار این است که ابتدا از شیوه تفکر و نگرشتان نسبت به خود و دیگران آگاهی یابید و سپس تلاش کنید به نگرش تازه ای نسبت به خود و محیط اطراف دست یابید، همچنین از مهارت  نشان دادن واکنش های مناسب و جدید در برابر دیگران برخوردار شوید.

خودتان را بیان نمی کنید!

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ به زبان ساده شما یاد ندارید درباره خودتان بدون ترس و دلهره صحبت کنید،برای مثال آن را مساوی با بی احترامی به طرف مقابل می دانید، روان شناس بالینی به شما خواهد آموخت این تصور چندان درست نیست و این کار را با تغییر در نظام باورها و ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند، انجام می دهد.

به اعتقاد بسیاری از روان شناسان تمام این درد سرها ریشه‌ای واحد دارد و آن اضطراب سرگردان و دائمی است، بوته ای که کمرویی و عزت نفس پایین از خارهای آن است. تمام تلاش روان شناس عبور از مقاومت ها و دفاع ها و لایه‌های مختلف رخدادهای حال و گذشته زندگی شما، به قصد کشف ریشه این بوته است.

روش های مختلفی برای کاهش اضطراب وجود دارد که متناسب با شرایط فرد از آن استفاده می شود. برای مثال، تقویت انگیزه، افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی‌های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، یکی از بهترین روش‌های رویارویی فرد با واقعیت بیرون از خود است. به فرد کمک می‌شود تا با بیرون آمدن از خود و فاصله گرفتن از دنیای تصورات و توهمات مضطرب کننده، خود را نجات دهد.

درمان هنوز ادامه دارد

البته درمان همین جا تمام نمی شود، شما خوب می دانید که واقعیت های بیرون نیز مضطرب کننده و گاه بسیار سخت و تلخ است، ولی یک تفاوت اساسی با اضطراب های بیمارگونه و بدون علت دارد:اتفاقات تلخ و شیرین دنیای واقعی موجب برانگیخته شدن نگرانی ها وشادی هایی می‌شود که دارای حد و اندازه مشخصی است و واکنش های طبیعی را در بردارد؛ مثلا پس از فوت یک عزیز ، بازماندگان او سوگواری می کنند و در نهایت به زندگی اصلی خود ادامه می دهند و هر از گاهی یادی از او می کنند و غمگین می شوند ولی باز به زندگی طبیعی مشغول می شوند.

اما افرادی هستند که همیشه و لحظه به لحظه با فکر مرگ عزیزانی که هم اکنون زنده و سالم اند درگیرند! این افراد دائم سوگوارند آن هم نه برای رفتگان بلکه برای زنده ها! و سوال اصلی برای ما روان شناسان این است که این افراد چرا به این نوع فکر رسیده اند و علت آن چیست؟

شما در سوالتان مطرح کرده اید که از مهمانی رفتن و مهمان آمدن دچار دلهره می شوید، می توان چندین علت را بر شمرد. با توجه به این که نوشته اید همسرتان حساس است و توجه زیادی به ظاهرزندگی و برتر بودن دارد،احتمالاً شما دائم با این افکار نگران کننده درگیرهستید که:

۱ - آیا در حضور مهمانان رفتار و پوشش شما باب میل شوهرتان است یا خیر؟

۲ -آیا چیدمان منزل، نوع غذا و کیفیت طبخ آن و در مجموع پذیرایی از مهمانان رضایت شوهرتان را جلب خواهد کرد یا خیر؟

۳ -نکند اتفاق غیر منتظره ای باعث شود همه چیز طبق روال پیش نرود، مثلا بچه خرابکاری کند،کسی حرفی بزند که به شما یا مهمان شما بربخورد و خیلی اگرها و بایدها ونبایدهای عجیب و غریب دیگر!

کارهایی که باید انجام دهید

حالا که فهمیدید افکارتان چطور مخل آرامش شماست باید برای بهبودی مراحل زیر را انجام دهید:

* جرات داشته باشید و به کمک متخصص علت نگرانی و اضطراب را کشف کنید.

* حوصله کنید و فرآیند شناخت درمانی را تا بهبودی نسبی یا کامل دنبال کنید.

* از پدیده های تشدید کننده نگرانی و اضطراب حداقل تا مدتی دوری کنید به خصوص غیبت کردن و غیبت شنیدن.

* استمداد و توکل به خداوند آرامش بخش دل هاست. شکر داشته هایتان را با ایفای نقش مادری آرام ومهربان برای فرزند و همسری زیبا سیرت و نرم خو برای شوهرتان و فرزندی کمک رسان برای والدینتان به جا آورید. موفق باشید.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.32813s, 18q