دست‌های سرگردان کوچک

۱۳۹۲/۰۳/۰۸ - ۱۰:۲۴ - کد خبر: 74788
سلامت نیوز :ششم خرداد در محل انجمن حمایت از حقوق کودکان برنامه­ای برای گرامیداشت سالروز تاسیس خانه کودک شوش و بزرگداشت روز نسیم مهر برگزار شد. این برنامه که با محوریت نگاهی همه‌جانبه به وضعیت کودکان در خانواده‌های زندانی و از زاویه حمایت از حقوق کودک برگزار شد، شیوا دولت‌آبادی، سید محمدحسین جوادی و شهلا معظمی به سخنرانی پرداختند. همچنین جمعی از فعالین حقوق کودک و داوطلبان و اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد حمایت از کودکان نیز شرکت کرده و پرسش­های خود را در رابطه با مسائل مورد بحث با سخنرانان مطرح کردند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان ؛ در این بین مباحثی از جمله نحوه برخورد جامعه با فرزندان زندانیان، آسیب­هایی که کودکان را پس از دستگیری و به زندان افتادن والدین تهدید می­کند، بررسی معضلاتی که هنگام ملاقات پدر و مادر در زندان برای بچه‌ها پیش می­آید و احتمال بزهکار شدن کودکانی که یک یا هر دوی والدینشان به زندان می­افتند بررسی شد و همین­طور حول روش‌هایی برای کاهش این آسیب­ها و کنترل شرایط، آنچه از قانون و نهادهای قانونگذار و اجرایی در این زمینه بر­می­آید و فعالیت­هایی که NGO‌ها برای بهتر شدن شرایط زندگی کودکان می­کنند، مسائلی مطرح شد.

کنترل اجتماعی روی این بچه‌ها کمتر است

یکی از مسائلی که فعالان حقوق کودک را نگران می­کند مساله زندگی بچه‌ها پس از به زندان افتادن والدین است؛ اینکه شرایط ملاقات باید به گونه­ای باشد که کودکان هنگام دیدار با والدین کمتر با مسائل آسیب‌زا سر و کار داشته باشند. گفته می­شود شرایط به‌گونه­ای است که برای مثال طبق تحقیقی، 70درصد از زندانیان در استان خوزستان تمایل ندارند فرزندانشان به ملاقاتشان بیایند؛ اینکه فضای زندان و دیدن پدر، مادر یا هر دو در آن شرایط تا چه حد می‌تواند روی روان کودک و باورهای او اثر گذار باشد. دکتر جوادی، مددکار اجتماعی و از سخنرانان حاضر در برنامه می‌گوید: «وقتی کودک والدینش را در آن شرایط می­بیند احساس سرخوردگی می­کند؛ با آن سر و وضع و در شرایطی که پدر یا مادرش در بند است و در آن محیط به خصوص، چرا که به گفته کارشناسان، در حال حاضر زندان­ها شرایط لازم را برای پذیرش کودکان برای ملاقات ندارند. بیشتر خانواده‌ها ترجیح می­دهند حقیقت را در رابطه با وضعیت پدر یا مادر زندانی از کودک مخفی کنند؛ اینکه پدر زندان است، مادر رها کرده و رفته، پدر مسافرت است و داستان­هایی از این دست که در باور کودکان نسبت به والدینشان تاثیری منفی خواهد داشت و او را در انتظاری طولانی رها خواهد کرد. مساله دیگر کنترل اجتماعی روی این بچه‌هاست که در نبود پدر، مادر یا هر دو به شدت کاهش می­یابد. زندانیان نمی­توانند در کنار فرزندانشان باشند و این غیبت سبب می­شود فرزندان از چتر حمایتی والدین، هر قدر هم محقر، محروم بمانند.»

او ادامه می‌دهد: «طبق تحقیقات این بچه‌ها اوقات فراغت بیشتری دارند و این موضوع احتمال جذبشان در خرده‌فرهنگ‌های بزهکاری را بالاتر می­برد و این مساله سبب می‌شود این بچه‌ها بیشتر به راهی کشیده شوند که والدین از آن عبور کرده و جایگاه اجتماعی­شان دچار آسیب شده است. مشکل تحصیلی از مسائل به نسبت همه‌گیر در رابطه با کودکان و نوجوانانی است که به نحوی یک یا هر دوی والدین آنها به زندان افتاده‌اند.» به گفته دکتر جوادی، مددکار اجتماعی، این مساله در دختران و به‌ویژه در دوره دبیرستان بارزتر است چرا که دختران نسبت به این مساله آسیب­پذیرترند و سنین نوجوانی نسبت به سایر دوره‌های زندگی حساس­تر است. زندانیان مواد مخدر اغلب طولانی مدت­ترین حبس­ها را دارند و از این جهت خانواده­شان بیشتر در معرض آسیب­های اجتماعی هستند.

محمدحسین جوادی در ادامه می­گوید: «آنچه مشکل­زاست نه قانون بلکه نحوه اجرای آن است. از نظر این مددکار اجتماعی ما در زمینه قوانین موجود در زمینه حمایت از خانواده زندانیان مشکلی نداریم اما در شکل اجرا دچار خطا می­شویم و این موضوع سبب می­شود تا آن طور که باید و شاید نتوانیم از آنها حمایت کنیم و کماکان این خانواده‌ها درگیر آسیب­های اجتماعی ناشی از به زندان افتادن مرد، زن یا هر دو می­شوند. مساله دیگر هم وجود کانون­های با سابقه و دلسوز در زمینه خدمات حمایتی است که متاسفانه در بعضی از آنها کمبود نیروی متخصص دیده می­شود؛ کسانی که با تمام وجود کار می­کنند اما از تحصیلات مرتبط - و حتی در مواردی از تحصیل- بی­بهره­اند. سازمان مردم نهاد حمایت از خانواده‌های زندانیان که از دهه 30 به فعالیت مشغول است، کمیته امداد امام خمینی، ستاد دیه، سازمان بهزیستی و NGO‌ها، نهادهایی هستند که در زمینه مسائل و مشکلات خانواده زندانیان مشغول به فعالیتند. مساله دیگر هم متصل نبودن سازمان و نهادهای خدمات رسان و بی­خبر بودن آنها از شرایط یکدیگر است.

برای مثال مددکار داخل زندان از فعالیت کمیته امداد و همین­طور مددکار سازمان بهزیستی بی­خبر است. نبودن فرآیند ارتباطی برای خدمات‌رسانی به خانواده زندانیان سبب می­شود که بسیاری از مسائل دیده نشود و فرآیندی یکپارچه و همسو با بودجه‌ای که برای این کار خرج می­شود موجود نباشد که در غیبت این ارتباط، بسیاری از مسائل ممکن است مغفول بماند و همین­طور سرعت رسیدگی به مشکلات به نسبت ضرورت کمتر خواهد بود.» در ادامه این مراسم لیلا ارشد، مددکار اجتماعی و مدیر خانه خورشید با اعلام اینکه در خدمات‌رسانی اجتماعی باید شرایط گروه هدف را در نظر گرفت، گفت: «وقتی والدین مصرف‌کننده یا قاچاقچی مواد مخدر هستند بچه‌های آنان رفتارهایی ضداجتماعی دارند و البته این موضوع معلول شرایطی است که این بچه‌ها در آن بالیده­اند. وقتی پدر، مادر یا هر دوی آنها دستگیر می‌شوند، فاصله زمان دستگیری تا زمانی که سازمان زندان­ها به سراغ بچه‌ها بیاید اغلب بسیار طولانی است.

این پروسه معمولا یک تا دو ماه طول می‌کشد و بچه‌ها در این مدت بی­سرپرست و در معرض انواع آسیب­ها از جمله خرید و فروش مواد مخدر قرار می­گیرند. برای NGOها مقدور نیست که به نهادهای دولتی دسترسی همه‌جانبه داشته باشند و در این زمان لازم است که از این موضوع حمایت‌های دولتی صورت بگیرد. اگر پاسگاه به عنوان اولین جایی که برای دستگیری مراجعه می­کند با حضور مددکار اجتماعی به وضع کودکان رسیدگی کند و بعد با سازمان‌های دیگر برای تصمیم­گیری در رابطه با تعیین وضعیت بچه‌ها هماهنگی­ها را انجام دهد این حفره خطرناک به وجود نخواهد آمد. وجود یک خط تلفن که بشود وضع بچه‌ها را از طریق آن اطلاع داد و به یک نهاد حمایتی در این زمینه متصل شد نیز می­تواند راهکاری برای حل این مشکل به حساب آید.

شیوا دولت‌آبادی، رئیس انجمن روانشناسی ایران و از مدیران انجمن حمایت از حقوق کودکان می­گوید: در بسیاری از کشورها در کنار سایر امور قضایی بخشی برای پذیرش 24 ساعته با پلیس، مددکار و تشکیلات نظارت کیفری فعالیت می­کند و با این روش دیگر مشکلی در رسیدگی به بچه‌ها پس از زندانی شدن والدین پیش نخواهد آمد. در ادامه این برنامه فیلمی از فعالیت­های خانه کودک شوش به نمایش درآمد. رسیدگی به بهداشت، سلامت و وضع تغذیه بچه‌ها در حد توان مالی انجمن، تشکیل کلاس‌های درس برای کودکان و نوجوانان و همین‌طور کلاس­های سواد‌آموزی برای مادران، خدمات مشاوره و مددکاری برای بچه‌ها و خانواده‌هایشان و بازدیدهای سرزده از خانه‌های بچه‌ها و کمک در حل مشکلات خانه از جمله فعالیت­هایی است که خانه کودک شوش واقع در محله دروازه غار تهران به آن مشغول است.

حمایت از کودکان و نوجوانانی که والدینشان با اعتیاد درگیرند یا در زندان به سر می‌برند و خود به ناچار مسئولیت تامین معاش خانواده را به عهده گرفته­اند وظیفه سنگینی است که 13 سال بر دوش این انجمن بوده است. یکی از اعضای انجمن که در حال حاضر در بخش صدای یارا به دادن مشاوره و کمک رسانی تلفنی مشغول است می­گوید: وقتی هنوز انجمن تشکیل نشده بود و ما در پارک خواجوی کرمانی میدان شوش حدود سال 78 جمعه‌ها و وسط پارک بچه‌های کار را جمع می­کردیم و در خانه فرهنگ به آن­ها درس می­دادیم پسر بچه­ای 9 ساله در بین آنها بود با پدری معتاد و قاچاقچی که خودش خرج مادر و خواهران 3 و 6 ساله‌اش را می‌داد، وقتی به آنها ساندویچ می­دادیم سهم مادرش را می­گذاشت توی آستینش... بعدها که به جرم فروش مواد مخدر دستگیر و راهی کانون اصلاح و تربیت شد، در دفاع از خودش می­گفت دانش­آموز است و معلم دارد و اسم من را می­آورد و آن موقع حس کردم که چقدر این آموزش­ها برای بچه‌ها مهم است. هر چند هیچ وقت نتوانستم پیدایش کنم. کانونی­ها می­گفتند معلمی نسبت محسوب نمی­شود و فقط خانواده حق ملاقات دارد. دیگر هیچ‌وقت ندیدمش.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.47682s, 18q