گوزن زرد ایرانی در محاصره مگس های قاتل

۱۳۹۲/۰۴/۰۵ - ۱۰:۵۰ - کد خبر: 76638
سلامت نیوز : زیباست، آن قدر که هر بینند ه ای با هر سلیقه ای زیبایی اش را تحسین می کند. اگرچه وزنی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم دارد ولی با بدنی کشیده به طول ۱۵۰ تا ۲۵۰ سانتی متر، به حق یکی از زیبایی های آفرینش را رقم زده است. او بسیار مقاوم است و در شرایط مختلف توان سازگاری بالایی دارد. این موجود دوست داشتنی یکی از منحصر به فردترین موجودات زنده دنیا در ایران است. هنگام غذا خوردنش صبح زود یا غروب است، چشمانی تیزبین دارد، شبگرد است و شناگر خوبی به شمار می رود. طول عمرش حداکثر به ۲۰ سال می رسد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ با این همه زیبایی حیف است اگر روزی برسد که دیگر او را نداشته باشیم. بسیاری در سراسر دنیا او را به نام «ایران» می شناسند: «گوزن زرد ایرانی» گونه ای نادر، جذاب و منحصر به فرد است که از شاخ و برگ گیاهان و علف ها و گاهی از سرشاخه های درختان یا از پوست ساقه آن ها تغذیه می کند. زنگ هشدار خطر انقراض این گونه جذاب دیرگاهی است به صدا درآمده است. بر همین اساس تلاش هایی برای حفظ و بقای آن انجام شده است که به اختصار به آن ها اشاره ای می کنیم. سال ۱۳۴۳، ۳ راس گوزن زرد ایرانی به پناهگاه حیات وحش دشت نازی ساری منتقل شد، سال ۵۶، محوطه ۶ هکتاری در «سمسکده» ساری برای تکثیر و زادآوری این گونه محصور شد. طی سال های ۵۶ تا ۶۲ نیز ۲۲ راس از این گونه جانوری، به جزیره «اشک» ارومیه برده شد.

سال ۶۸ به مناطقی مانند «رزدلان» در استان کرمانشاه، جزیره کیش، جزیره سیری، حاشیه رود کرخه و جزیره کبودان در آذربایجان شرقی انتقال یافتند، همه این کارها برای این بود که گوزن خوش رنگ آفرینش نمیرد، بماند، زادآوری کند و نسل او در نقاط مطلوب زادگاهش ایران بدود و هستی طبیعت را شاداب تر کند؛ اما این پروژه ها نتایج دلخواه را در پی نداشت، سال ۸۲، تعدادی از این گوزن ها به «میان کتل» استان فارس و سال ۸۴ به باغ شادی منتقل شدند؛ مناطق مربوطه فنس کشی می شد و این حیوانات با دست تغذیه می شدند. علت این انتقال ها، نداشتن قدرت تطبیق با محیط جدید، وجود دشمنان و شکارچیان طبیعی و انسانی بود که خطر مرگ را برای گوزن زرد ایرانی به همراه داشت. بد نیست بدانید مناطقی مانند «میان کتل» و «بیجار» بدون درخت است؛ این در حالی است که این جانور زیبا متعلق به مناطق جنگلی است!

پروژ ه های ناموفق سوال شفاف و پررنگی برذهن هر کسی ایجاد می کرد که آیا پیش از انجام این کارها، کارشناسی های لازم و ضروری و مطالعات مورد نیاز انجام نشده است؟ انتقال موجودات به مناطق خاص به منظور بقای آن ها هزینه های گزافی در پی دارد و با این آزمون و خطاها و آزمایش های پیاپی در طول این همه سال در مناطق مختلف زیستی، آیا نتیجه ای در اختیار کارشناسان و مسئولان قرار نداده است که دست از چنین هزینه هایی بردارند و به راه حلی اساسی بیندیشند؟ متاسفانه مدتی است خبرهایی تلخ ونگران کننده درباره شیوع مرگ ومیری نامعمول، بین این گونه زنده منحصر به فرد ایرانی منتشر می شود. برای دریافت اطلاعات و تحلیل دقیق تر به سراغ مهندس محمد درویش؛ عضو هیئت علمی و مسئول گروه اقتصادی اجتماعی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور رفتیم.

وی در این باره گفت: ۱۶ خرداد امسال گزارش هایی منتشر شد که حکایت از مرگ و میر غیرعادی در جامعه گوزن ایرانی در منطقه کرخه داشت که در حقیقت شکل این منطقه زیستگاه طبیعی آنها نیست. وی ادامه داد: هرچند در گذشته زیستگاه طبیعی گوزن زرد منطقه کرخه بوده است ولی شکار بی رویه و تخریب محیط زیست، آن ها را در معرض خطر نابودی قرار داده است. وی یادآور شد: سازمان محیط زیست تلاش کرد با استقرار گونه های گوزن زرد در منطقه، وضعیت محیط طبیعی او را اصلاح کند. خوشبختانه آن ها هم سازگاری خوبی با محیط نشان دادند و به طرز قابل قبولی در حال افزایش بودند. ولی متاسفانه از ۱۶خرداد، روند مرگ و میر نسبتاً نگران کننده ای در جامعه آن ها دیده شد. درویش درباره نتیجه بررسی های انجام شده در مورد این واقعه گفت: بررسی ها نشان داد نوعی مگس به نام «میاز» گوزن ها را نیش می زند و بعد از نیش زدن، در بدن آن ها تخم ریزی می کند، بعد از شکل گیری «لارو»ها، متاسفانه گوزن ها در فاصله کوتاه ۳ تا ۵ روز از بین می روند. تاکنون ۳۵ رأس گوزن از بین رفته است. مسئول تهیه برنامه کلان پژوهش بخش تحقیقات بیابان در چشم انداز ۲۰ساله کشور افزود: دام پزشکان، دارویی را که موجب درمان این بیماری می شود، در اختیار دارند.

زیرا این مگس ها و آسیب هایی که به همراه دارند پیش از این نیز به سراغ دام های اهلی آمده بود و دام ها با این دارو، درمان شدند. از این رو دارو را به آبشخور گوزن ها افزودند و ۵ رأس آن ها نجات پیدا کرد ولی برای نجات قطعی، باید دارو را به بدن آن ها تزریق کرد و شست و شو داد تا بار دیگر این مشکل پیش نیاید ولی این کار مستلزم زنده گیری گوزن هاست که کاری بسیار دشوار است و متأسفانه اسلحه های بیهوشی کافی نیز در اختیار سازمان محیط زیست قرار ندارد و دارو نیز به اندازه موردنیاز فراهم نیست. این فعال محیط زیست با تأکید بر این پرسش اصلی که چرا چنین اتفاقی رخ داده است، ادامه داد: علت این رخداد ناراحت کننده این است که اردیبهشت ماه با بارندگی نامعمولی و در پی آن افزایش رطوبت که سبب طغیان این مگس ها در هوای گرم می شود، رو به رو بودیم، البته باید به یاد داشته باشیم که این گونه ها در طول تاریخ بارها با این مشکل رو به رو بوده اند ولی آن ها می توانستند با این شرایط دشوار اقلیمی، سازگاری پیدا کنند.

 زیرا این منطقه سرشار از تالاب ها و رودخانه های متعدد بوده است که در چنین شرایطی، گوزن ها خود را در آب می انداختند و بدن شان را به گل های اطراف تالاب می مالیدند و لاروها و حشرات و جراحت های شان را به حداقل می رساندند و خود را از مرگ نجات می دادند. ولی با وجود سد کرخه و سیمره و تغییر نظام آب شناختی در بالادست این منطقه، تالاب ها خشک شدند و آب چندانی وجود ندارد و آن ها با آبشخورهای مصنوعی به حیات شان ادامه می دهند. در حال حاضر آن ها بعد از چندین مرحله در حصار بودن، رها شده اند و در واقع موجوداتی نیمه اهلی هستند و نمی  توانند مثل اجدادشان در برابر شرایط طبیعی منطقه مقاومت کنند و به طور مرتب به تیمار نیاز دارند. به عبارتی آن ها در محیط طبیعی شان قرار ندارند بلکه در با غ وحشی بزرگ تر نگهداری می شوند، بنابراین آسیب پذیری بیشتری دارند. کارشناس محیط زیست در برابر این سوال که آیا هنوز هم می توان برای احیای شرایط اقلیمی طبیعی زیستگاه این گنجینه ملی کاری کرد یا خیر؟ پاسخ داد: اگر حقابه محیط زیست منطقه را رعایت کنیم و اگر وزارت نیرو را مجاب کنیم این حقابه را در اختیار منطقه قرار دهد و به سمت بهبود شرایط زیستگاه حرکت کنیم چه از نظر پوشش گیاهی و چه از نظر منابع آبی، می توانیم این شرایط را ایجاد کنیم به گونه ای که دیگر از آبشخورهای مصنوعی تغذیه نکنند.

در حال حاضر یا باید شرایط طبیعی را احیا کنیم یا مراقبت های پزشکی و محیط بانان را افزایش دهیم. نه این که بعد از مرگ ۳5رأس از آن ها تازه متوجه شویم چه اتفاقی افتاده است بلکه با مرگ اولین گوزن باید موضوع را می فهمیدیم و پیش بینی می کردیم. حال اگر قدرت انسانی، امکانات نرم افزاری لازم و شرایط بهبود زیستگاه طبیعی را نداریم از خیر پرورش و استقرار آن ها در محیط هایی مثل کرخه بگذریم! نماینده موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور در دفتر پژوهش های محیط زیست و توسعه پایدار کشاورزی تات با اشاره به تأثیر منفی سد کرخه و سیمره در فضای منطقه افزود: بزرگ ترین خسارتی که احداث این سدها وارد کرد این بود که تالاب «هورالعظیم» به کانون گرد و خاک و افزایش ریزگردها تبدیل شد. این تالاب را ۳رودخانه دجله، فرات و کرخه حفظ می کردند. دجله و فرات توسط ترکیه و سوریه به محاق رفت و کرخه را ما از دسترس خارج کردیم. وی خاطرنشان کرد: حتی این ادعا که با احداث این سد ۳۰۰هزار هکتار اراضی زیر کشت می رود نیز محقق نشد و با توجه به این که سد پشتیبان هم ساخته نشده میزان رسوبات چندین برابر شده است و نیروگاه برق آبی هم نتوانست به اهدافش برسد و ...

بر اساس خبرهای منتشر شده تنها ۱۱۰ رأس گوزن زرد در جنگل های دز و کرخه زندگی می کنند که با احتساب تلف شدن ۳۵رأس از این تعداد، تنها ۷۵رأس باقی مانده است. یادمان نرود هر آفریده ای گوشه ای از تجلی خداوندی است و هر موجودی تسبیح گوی خداوند ... این روزها حال گوزن زرد ایرانی، این گونه زیبای کمیاب خوب نیست. ما برای زنده ماندنش چه کاری می توانیم انجام دهیم تا حیات او نیز ادامه یابد؟
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
5.07067s, 18q