طلاق، پرخاشگری، بزهکاری؛ مهم ترین تبعات عدم آموزش مهارت های زندگی

۱۳۹۲/۰۴/۰۵ - ۱۵:۱۲ - کد خبر: 76688
سلامت نیوز : یک روانشناس اجتماعی، رشد آمار طلاق، بزهکاری و خشونت در جامعه را نتیجه بی توجهی به بحث آموزش مهارت های زندگی در جامعه برشمرد و گفت: تا زمانی که آموزش عملی و علمی مهارت های زندگی در جامعه از سوی مسئولان به عنوان یک ضرورت مهم، جدی تلقی نشود نباید انتظار داشت آمار آسیب های اجتماعی در جامعه روند رو به کاهشی را طی کند.

دکتر صدیقه یزدی در گفت و گو با شفقنا ، ضمن تعریفی از مهارت های زندگی اظهار کرد: مهارت های زندگی، مجموعه ای از توانایی های درونی افراد است که زمینه سازگاری، رفتار مثبت و موثر در آنها ایجاد می کند، بطوریکه این توانایی ها فرد را قادر می سازد تا آنها مسئولیت­ها و نقش اجتماعی خود را بپذیرند و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، بتوانند در برابر انتظارات، مشکلات زندگی بخصوص در روابط بین فردی به شکل مؤثرتری رو به رو شوند.

وی در ادامه به مهم ترین مولفه های مهارت های زندگی اشاره کرد و گفت: ارتباط موثر، قدرت تصمیم گیری، مدیریت استرس، توانایی نه گفتن، خودآگاهی و کنترل خشم هفت مولفه اصلی مهارت های زندگی است که باید در هر جامعه ای با توجه به نوع فرهنگ­ها، نگرش­ها، باورها و شرایط اجتماعی خود، در مراکزی مانند دانشگاه ها، مهد کودک و بهزیستی به صورت های مختلف به مردم آموزش داده شود.

آموزش مهارت های زندگی در جامعه به عنوان یک ضرورت جدی گرفته نمی شود

دکتر یزدی همچنین با تاکید بر اینکه آموزش مهارت های زندگی در جامعه ما به عنوان یک ضرورت جدی گرفته نمی شود، افزود: متاسفانه یکی از دلایلی که مردم جامعه ما در ارتباطات میان فردی و اجتماعی خود دچار مشکل هستند این است که آنها مهارت های زندگی را از دوران کودکی و نوجوانی در درون خانواده و سیستم آموزشی جامعه آموزش نمی بینند این درحالی است که فنون ارتباط به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های مهارت های زندگی تنها با آموزش قابل یادگیری است.

خودآگاهی مهم ترین مولفه مهارت های فردی

این روانشناس اجتماعی، خودآگاهی را از مهم ترین مولفه های مهارت های فردی عنوان کرد و گفت: در واقع آگاهی از نقاط ضعف و قوت خویش، آگاهی از حقوق و مسئولیت ها، بیان ارزش های خود، داشتن اعتماد به نفس، داشتن نگرش مثبت به خود و دیگران، عزت نفس، درك دیگران، احترام به افراد با دیدگاه ها، لذت بردن از زندگی، برخورد نامناسب با ناكامی ها و شكست ها، ارزشیابی از عملكرد خود و مهارت داشتن هدف در زندگی، تدوین اهداف كوتاه مدت و بلند مدت، كنار آمدن با تغییرات محیطی و ارائه واکنش منطقی به کنش های محیطی از جمله ی مهم ترین مهارت های فردی هر انسان است که باید تمامی موارد فوق به عنوان زیر مجموعه از مهارت های زندگی به افراد آموزش داده شود.

وی در ادامه یادآور شد: در جامعه ای که مهارت های زندگی آموزش داده شود، افراد به راحتی می توانند در روابط اجتماعی خود نظیر؛ اصول صحیح برقراری ارتباط، ابراز وجود، گوش دادن مؤثر و درك احساسات دیگران، نه گفتن به خواسته های نامعقول دیگران، سؤال كردن،  استفاده از روش های مناسب برای برقراری ارتباط، حفظ استقلال دربین دوستان، برنامه ریزی، ذهن انتقاد گر، سازماندهی و انتخاب ایده ها جهت برقراری ارتباط، مسئولیت پذیری و انعطاف پذیر بودن، احترام به نظرات دیگران و غیره بدون هیچ گونه چالشی، موفق ظاهر شوند.

تا زمانی که جوانان خودآگاهی های لازم را کسب نکنند در ارتباط با جنس مخالف دچار بحران می شوند

به گفته این روانشناس اجتماعی، یکی از دلایلی که جوانان ما بخصوص دختران و پسران در برقراری ارتباط با جنس مخالف همواره دچار مشکل هستند این است که مهارت های زندگی به آنها در دوران دبیرستان و حتی دانشگاه بصورت امری ضروری و اجباری مورد توجه قرار نگرفته است، زمانی که جامعه و خانواده ها در این زمینه سرمایه گذاری های لازم را انجام دهند، دیگر نگران این مسئله که فرزندانشان با چه الگوی ارتباطی صحیح در اجتماع ظاهر شوند، نیستند، متاسفانه فرهنگ موجود در خانواده ها و جامعه ما طوری است که تصور می کنند اگر دختری در محیطی مثل دانشگاه با جنس مخالف ارتباط برقرار کند، حتما این ارتباط منفی و باید از ادامه آن جلوگیری کنند.

وی همچنین اظهار کرد: از دیدگاه روانشناسی در یک ارتباط سالم بین دختر و پسر، نباید هیچ نوع علایم فیزیولوژیکی و احساسی به هر کدام از طرفین ارتباط روی بدهد و اگر غیر این اتفاق بیفتد یعنی هر دو جنس یا یکی از آنها در ارتباط خود دچار تغییرات فیزیولوژیکی شده اند که مسلما نوعی ارتباط نادرست و غیر اصولی شکل گرفته است، در واقع اکثر این تغییرات فیزیولوژیکی درارتباط جوانان در دوران دبیرستان و دانشگاهها به دلیل بسته بودن فضای فکری و ذهنی آنها روی می دهد و دانشجویان تصور می کنند در دانشگاهها از آن چارچوب های محدود ارتباطی بیرون آمده و نسبت به گذشته آزادیی هایی را فراهم آورند که می توانند ارتباط های خود را بدون در نظر گرفتن چارچوب های قبلی ادامه دهند.

بیش از 50 درصد ارتباطات بین دانشجویان پسر و دختر در قالب ارتباط سالم تعریف نمی شود

یزدی در ادامه با تاکید بر اینکه بیش از 50 درصد ارتباطات بین دانشجویان پسر و دختر در قالب ارتباط سالم تعریف نمی شود، تصریح کرد: متاسفانه بسیاری از ارتباطات دانشجویان در دانشگاههای ما از روی ناآگاهی و بدون توجه به چارچوب های ارتباطی صحیح شکل می گیرد، درصورتی که آگاهی ها جهت برقرار ارتباط سالم باید از سوی پدر و مادرها به فرزندان ارائه شود، این موقع است که می توان در مراکز مختلف فرهنگی و آموزشی نظیر فرهنگ سراهها، دانشگاهها و غیره کارگاههای آموزشی عملی الگوهای ارتباط سالم در جامعه، آموزش داده شود.

مهارت های زندگی باید بصورت عملی و علمی در جامعه آموزش داده شود

وی یادآور شد: تا زمانی که آموزش مهارت های زندگی در جامعه به عنوان یک ضرورت احساس نشود و مسئولان به این نتیجه نرسند که مردم ایران هنوز بسیاری از مهارت های زندگی را بلند نسیتند،  نمی توان این انتظار را داشت که آموزش این امر مهم، جنبه عملی و عمومی داشته باشد در واقع تا زمانی که دردی در جامعه احساس نشود، هیچ گاه به دنبال درمان نخواهیم رفت و متاسفانه هنوز این ضرورت مهم در جامعه ما از سوی مسئولان احساس نشده است.

جوانان هنوز نمی توانند در عرصه های مختلف زندگی خود، دست به انتخاب بزنند و تصمیم بگیرند

فرد باید بتواند در 22 سالگی، برای زندگی خود تصمیمات اساسی بگیرد

بنابراظهارات این کارشناس مسائل اجتماعی و روانشناسی، یکی از مهم ترین مشکلاتی که جوانان جامعه ما همواره درگیر آن هستند این است که آنها نمی توانند در عرصه های مختلف زندگی خود دست به انتخاب بزنند، در واقع به دلیل اینکه دختران و پسران ما مهارت های زندگی را آموزش ندیده اند، اعتماد به نفس لازم را جهت تصمیم گیری در عرصه های مختلف زندگی ندارند و از نتیجه انتخاب خود می ترسند، این در حالی است که از دیدگاه روانشناسی افراد باید بتوانند در 22 سالگی دست به انتخاب بزنند و تصمیمی را اتخاذ کنند که همه جوانب آن مورد بررسی قرار بگیرد و البته پدر و مادرها نیز هیچ گاه تلاش نمی کنند به فرزندان خود قدرت تصمیم گیری بدهند.

یزدی در ادامه یادآور شد: در گذشته به دلیل اینکه انفجار اطلاعات همانند امروزه جوامع را درگیر خود نکرده بود، خانواده ها برای فرزندان خود تصمیم گیری می کردند، اما امروزه ما در شرایطی قرار گرفته ایم که اطلاعات و تکنولوژی با سرعت پیش می رود،  مسلما این بمباران اطلاعات ناخودآگاه بر تصمیم گیری انسان ها تاثیرات منفی خواهد گذاشت و جوانی که نتواند در این شرایط دست به انتخاب صحیح بزند در نتیجه قربانی این نوع تحولات تکنولوژیکی نظیر پرخاشگری و استرس خواهد شد، در واقع فراوانی اطلاعات زمانی می تواند عملکرد مثبت داشته باشد که بتوان در جای خود از آن استفاده بهینه نمود، بطور کلی در چنین جامعه ای باید آگاهی، اطلاعات و مهارت های لازم در عرصه های مختلف به افراد آموزش داده شود.

افراد تحصیل کرده در برابر یادگیری مهارت های زندگی مقاومت نشان می دهند

بیش از 60 درصد پزشکان توانایی برقراری ارتباط صحیح را ندارند

وی همچنین با تاکید براینکه افراد تحصیل کرده جامعه ما در برابر یادگیری مهارت های زندگی مقاومت نشان می دهند افزود: اگر چه بطور کلی یادگیری و آموزش مهارت های زندگی در جامعه ما جدی گرفته نمی شود اما چیزی که باعث تاسف است این که افراد تحصیل کرده در جامعه ما نیز از ابتدایی ترین روش های مهارت های زندگی بیگانه و در برابر یادگیری آن مقاومت نشان می دهند، بطوریکه اگر پزشکان را در این زمینه مثال بزنیم می توان به جرات ادعا کرد بیش از 60 درصد پزشکان جامعه ما کمترین آشنایی با اصول ارتباطی صحیح ندارند و نمی توانند با بیماران خود به درستی ارتباط برقرار نمایند این درحالی است برقراری صحیح ارتباط یکی از مهم ترین جنبه های درمان را تشکیل می دهند، و تاسف بارتر در این زمینه این است که تیپ های تحصیل کرده جامعه ما از فراگیری مهارت های زندگی به شدت مقابله می کنند.

یادگیری مهارت های زندگی باید بصورت عملی و از مقطع ابتدایی در کودکان آغاز شود

یزدی در ادامه با بیان اینکه مهارت های زندگی در جامعه باید بصورت عملی آموزش دیده شود اظهار کرد: مهارت های زندگی هیچ گاه با روش های آموزش نظری و تئوری یادگیری نمی شود، در واقع باید همانند جوامع پیشرفته برای آموزش مهارت های زندگی از روانشناسان با تجربه بصورت عملی در مقاطع مختلف آموزش بخصوص دوره ی ابتدایی استفاده شود، متاسفانه در مدارس ابتدایی کشور ما حضور روانشناسان یا مشاوران را ضرورت نمی بینند در حالی که کشورهای غربی با اهمیت به بحث مهارت های زندگی از دکترای روانشناسان در مدارس خود استفاده می کنند چون آنها معتقد هستند پیشرفت و آموزش موثر را باید از دوران ابتدایی شروع کرد.

طلاق، پرخاشگری، بزهکاری از مهم ترین تبعات بی توجی به آموزش مهارت های زندگی در جامعه

این روانشناس اجتماعی در ادامه به مهم ترین بحران های آینده ی جامعه بی توجه به آموزش مهارت های زندگی اشاره کرد و گفت: در واقع اگر مهارت های زندگی در جامعه به عنوان یک ضرورت جدی تلقی نشود در آینده دچار بحرانی اجتماعی و روانشناسی در جامعه خواهیم شد، بطوریکه افزایش میزان طلاق، بزهکاری، خشونت، کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس، پرخاشگری از مهم ترین عوارض بی توجهی به آموزش مهارت های زندگی در جامعه است.

90درصد طلاق ها در کشور به دلیل عدم آشنایی زوجین در برقراری ارتباط صحیح صورت می گیرد

یزدی همچین با تاکید بر اینکه سه مورد ازهر پنج ازدواج موجود در جامعه ما به طلاق منتهی می شود افزود: متاسفانه بر اساس آمارهایی که طی دو سال اخیرتوسط منابع رسمی و غیر رسمی منتشر شده است از هر پنج ازدواج، سه مورد آن در جامعه ما به طلاق منتهی می شود، در واقع می توان به جرات ادعا کرد یکی از مهم ترین دلایل افزایش میزان طلاق در کشور ما این است که زوجین از همان ابتدا به مهارت های زندگی آشنا نشدند، به همین دلیل می توان به جرات ادعا کرد بالای 90 درصد طلاق ها در جامعه ما به دلیل عدم آمادگی آنها با مهارت های زندگی بخصوص روش های ناآگاهی با اصول ارتباط صحیح صورت می گیرد گویی هیچ کدام از زوجین زبان همدیگر را نمی فهمند و نمی توانند همدیگر را بشناسند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
4.6838s, 19q