آیا کمبود پسربرای ازدواج واقعیت دارد؟

۱۳۹۲/۰۴/۰۸ - ۱۵:۵۵ - کد خبر: 76899
سلامت نیوز : یک باور غلطی که اخیرا رایج شده این است که ما الان با کمبود پسر مواجهیم؟و یا عده‌ای معتقدند چون دختران ما ازدواج نمی‌کنند در یک مقطع سنی با کمبود پسر مواجه شده‌ایم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام نیوز ؛ ما به طور کلی اگر از نظر جنسی در تمام سرشماری‌ها نگاه کنیم تعداد مردان سرشماری شده بیش از زنان سرشماری شده است. حالا اگر بگوییم کم شماری وجود دارد، نمی‌تواند آنقدر باشد. در تمام مقاطع مرد‌ها از زنان بیشترند. حتی در بدو تولد نیز مردان از زنان بیشترند، ولی این شبهه وجود دارد که وقتی ما تعداد دختران در معرض ازدواج را با تعداد پسران ازدواج نکرده و در معرض ازدواج مقایسه می‌کنیم می‌بینیم دختران بیشترند چرا؟

برای این که دختران در معرض ازدواج را مثلا از 15 سال به بالا می گیریم، ولی پسران در معرض ازدواج را 20 سال به بالا. این به خاطر چنین تفاوتی است؛ یعنی به علت این که قاعده هرم وسیع است، قطعا جمعیتی که در گروه سنی 15 تا 20 سال قرار دارد بیشتر است تا جمعیتی که در گروه سنی 35 تا 40 سال قرار دارد. وجود برخی سنت ها و آداب و رسوم مانند ازدواج دختران به ترتیب سن، لزوم موافقت پدر برای ازدواج، داشتن جهیزیه كامل، مهریه بالا و... را نیز می‌توان از عوامل مؤثر در ازدواج دختران برشمرد.

هم اكنون تعداد دختران مجرد 15 تا 19 ساله از میزان پسرهای مجرد 15 تا 19 ساله كمتر است، در تمام رده‌های سنی تعداد دختران مجرد همان رده سنی از میزان پسران مجرد كمتر است. ولی به دلیل اینكه بین سن ازدواج دختران و پسرها به طور متوسط پنج سال فاصله وجود دارد در مقایسه تعداد دخترهای مجرد 15 تا 35 ساله با پسرهای مجرد 20 تا 40 ساله، تعداد دختران حدود یك میلیون نفر بیشتر است.

ازدواج

با كاهش تعداد موالید قاعده هرم سنی در ایران در حال كوچك شدن است، با جمع شدن این قاعده هرم سنی، تعداد جمعیت 15 تا 19 ساله از 20 تا 24 ساله كمتر شده و تعداد دخترهای مجرد 15 تا 35 ساله از پسرهای 20 تا 40 ساله كمتر می‌شود و در یك دهه آینده پسرهای در معرض ازدواج از دخترهای در معرض ازدواج بیشتر می‌شوند. این مسأله منجر به مجرد ماندن یك میلیون دختر تا 10 سال آینده می‌شود. این مشكل از سوی كارشناسان از دهه 70 گوشزد شده است، در حال حاضر تعداد پسران مجرد از دختران مجرد در هر رده سنی بیشتر است ولی تعداد دختران از پسران در یك رده سنی پایین‌تر كمتر است.

شهلا پور کاظمی معاون پژوهشی مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه راه حل این مشکل را اینگونه بیان می‌کند: ما الان پسرهای زیادی داریم كه از دخترها بزرگتر هستند اما از تشریفات ازدواج می‌ترسند.خیلی از آنها در مرحله عقد جدا شدند چون نتوانستند منزل اجاره كنند.

امروزه یکی از عوامل افزایش سن تجرد دختران خودخواسته است. معمولا  علاقه به ادامه تحصیل و اشتغال باعث افزایش سن تجرد در دختران شده است. نکته این است که تحصیلات و افزایش توقعات ناشی از آن ازدواج را در کشور دچار مشکل کرده است.

یکی از علل عدم گرایش پسران به ازدواج نداشتن شغل مناسب است. حضور هر یک از دختران در بازار کار به معنای اشغال یک فرصت شغلی برای پسران است که خود به معنی کاهش امکان ازدواج یک پسر و یک دختر محسوب می‌شود.از آنجا که نان آوری خانه در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما بر عهده مرد است لذا امکان عدم ازدواج یک پسر بیکار بسیار بیشتراز عدم امکان ازدواج یک دختر بیکار است.از سوی دیگر دختران شاغل توقعات بیشتری در همسر گزینی نسبت به دختران فاقد شغل دارند که این موضوع نیز به بالارفتن سن تجرد آنان می‌افزاید.

ناهید رام پناهی معاون مرکز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی اجتماعی زنان در این خصوص می‌گوید: بررسی آمار میزان تجرد دختران دارای تحصیلات عالی بین یک دهه گذشته نشان می‌دهد که تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات عالی از حدود 5 درصد به 16 درصد رسیده است.

اگر اختلاف سن زوج و زوجه در ازدواج‌ها کمتر شود قدری به حل این بحران کمک می‌شود، ولی در صورتی که روند انتخاب همسر از سوی پسران که تمایل به ازدواج با دخترانی با چند سال اختلاف سنی هستند ادامه پیدا کند، تعداد تجرد قطعی در دختران افزایش می‌یابد.

بررسی آمار مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از 26 درصد در سال 75 به 42 درصد در سال 85 رسیده است.نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.برخلاف اینکه تحصیلات عالی تاثیر منفی بر افزایش دختران مجرد داشته است، ولی اطلاعات اخیر ارائه شده از مرکز آمار حاکی از این است که این روند بر افزایش طلاق موثر نبوده است.

جوان و ازدواج

مقایسه آمار فعلی با یک دهه قبل نشان می‌دهد که طلاق در قشر تحصیلکرده درصد قابل توجهی افزایش پیدا نکرده است و به همان میزانی که جامعه باسوادتر شده طلاق نیز بیشتر نشده است، ولی در مورد تجرد این ارتباط معنی دار است و درصد مجردان دارای تحصیلات عالی به صورت قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.

با افزایش سن ازدواج دختران که در برخی موارد خود خواسته هم هست یعنی دختران ما سعی می‌کنند تحصیل کنند پس خود به خود سن ازدواجشان بالا می‌رود، ولی سن ازدواج مردان در تمام سال‌هایی که سرشماری شده است میانگین آن 26 سال است یعنی هرم جامعه ما در مورد مردان عوض نشده ولی در مورد دختران سن ازدواج در حال بالا رفتن است.

با این حال برخی تحلیلگران از کمبود پسران ایرانی آماده ازدواج در مقابل دختران سخن می گویند. برای بررسی بهتر این موضوع به سراغ دکتر شهلا کاظمی پور جمعیت شناس رفتیم.

آیا این باور رایج درست است که ما الان با کمبود پسر مواجه ایم؟

خیر.عده ای معتقدند چون دختران ما ازدواج نمی کنند در یک مقطع سنی با کمبود پسر مواجه شده ایم. باید پرسش تان را این طور مطرح کنید. ما به طور کلی اگر از نظر جنسی در تمام سرشماری ها نگاه کنیم تعداد مردان سرشماری شده بیش از زنان سرشماری شده است. حالا اگر بگوییم کم شماری وجود دارد نمی تواند آنقدر باشد. اگر تمام سر شماری ها را نگاه کنید مثلا در همین سرشماری اخیر که 70 میلیون جمعیت شمارش شده است 34 میلیون و خرده ای زن است و 35 میلیون و خرده ای مرد، بنابر این در تمام مقاطع مرد ها از زنان بیشترند. حتی در بدو تولد نیز مردان از زنان بیشترند، ولی این شبهه وجود دارد که وقتی ما تعداد دختران در معرض ازدواج را با تعداد پسران ازدواج نکرده و در معرض ازدواج مقایسه می کنیم می بینیم دختران بیشترند چرا؟ برای این که دختران در معرض ازدواج را مثلا از 15 سال به بالا می گیریم، ولی پسران در معرض ازدواج را20 سال به بالا. این به خاطر چنین تفاوتی است یعنی به علت این که قاعده هرم وسیع است قطعا جمعیتی که در گروه سنی 15 تا 20 سال قرار دارد بیشتر است تا جمعیتی که در گروه سنی 35 تا 40 سال قرار دارد

پس اگر سن در معرض ازدواج قرار گرفتن دختران را هم 20 سال در نظر بگیریم مشکل حل می شود؟

بله. اصلا دختران کمتر هم می شوند

پس چرا این کار را نمی کنیم تا آنقدر تشویش و اضطراب میان مردم نباشد؟

این کار خود به خود دارد تحقق پیدا می کند، یعنی با افزایش سن ازدواج دختران که خود خواسته هم است یعنی دختران ما سعی می کنند تحصیل کنند پس خود به خود سن ازدواجشان بالا می رود، ولی سن ازدواج مردان در تمام سال هایی که ما سرشماری کرده ایم میانگین آن 26 سال است یعنی نرم جامعه ما در مورد مردان عوض نشده ولی در مورد دختران سن ازدواج در حال بالا رفتن است. اوایل سال 1355 و قبل از انقلاب میانگین سن ازدواج دختران ما 19/5 سال بود در صورتی که الان 5.23 شده است یعنی 4 سال اضافه شده است.

پس ما می توانیم پیش بینی کنیم که در سال های آینده با بحران دختران مجرد روبه رو خواهیم شد؟

البته ما نمی خواهیم اسم آن را بحران بگذاریم. در دهه آینده چون قاعده هرم سنی ما جمع می شود و موالی کم شده است اگر همین محاسبه را 10 سال دیگر بکنیم در نتیجه دختران کمتری با پسران بیشتری می توانند ازدواج کنند. یعنی در دهه آینده تعداد پسران ما بیش از دختران خواهد بود; ولی خب یک مساله ای که وجود دارد نرم جامعه است. در جامعه ما همواره گفته می شود سن خانم ها باید کمتر از آقایان باشد و هنوز سن مساوی یا بیشتر را قبول ندارند. در نتیجه ممکن است یک تعداد از دخترانی که خودشان به دلایلی ازدواج نکرده اند، مجرد باقی بمانند.

آیا تاکنون در مورد هرم هوشی کشور مطالعه ای شده است. گفته می شود از آنجا که نخبگان ما کمتر بچه دار می شوند و اقشار عادی هنوز باروری بالایی دارند، پس از چند سال هرم هوشی ما متحول خواهد شد؟

این پدیده در کشورهای دیگر هم مطرح است، ولی طبق بررسی هایی که ما انجام داده ایم، باروری در ایران خیلی پایین است و میانگین تعداد فرزندان 2 تاست و این کاهش برای همه است. این روند درگذشته به این شکل بود که یک خانواده کم سواد 8 بچه داشت و خانواده باسواد 3 یا 4 فرزند. ولی الان برای همه پایین آمده است; در نتیجه ساختار طبقاتی جامعه ما خیلی عوض نمی شود.

یعنی این تعادل برقرار خواهد ماند؟

میزان فقر با توجه به موالید کمتر می شود. خانواده ای که 8 فرزند داشت، فقرش خیلی بیشتر از خانواده ای است که الان مثلا تعداد فرزندش را به چهارتا رسانده است. البته در این میان نظارت هم لازم است. در استان های مختلف هم وقتی ما مطالعه می کنیم، در بیشتر موارد میزان باروری پایین آمده است. آمار نشان می دهد میزان موالید در نقاط روستایی از نقاط شهری کمتر شده است. وزارت بهداشت امکانات پیشگیری از بارداری را در روستاها رایگان در اختیار افراد قرار می دهد. در شهرها خانه بهداشت نیست و مراجعه کمتر است، ولی در روستا همه تحت پوشش قرار دارند و پرونده دارند.
 
فکر می کنید چرا مهریه ها که نشانه ای از محبت مرد به زن است به یک ابزار تبدیل شده است؟

به خاطر خودنمایی و بزرگنمایی به وسیله لباس و ماشین که خانواده ها سعی در تظاهر آن دارند. مهریه ها هم همین طور است برای این که میان فامیل مهریه ها با هم مقایسه می شود پس برای همین نباید کسی از دیگری عقب بماند. عامل اصلی، چشم و همچشمی است. از طرف دیگر خانواده ها فکر می کنند هر چه مهریه بیشتر شود، استحکام خانواده ها بیشتر می شود; در صورتی که این استحکام نیست. اگر قرار باشد اختلافی میان زن و شوهر باشد، مهریه هیچ نقشی نمی تواند داشته باشد.

فکر می کنید چه عاملی باعث شد تا ارزش های ایرانی به یکباره این چنین تغییر شکل بدهد؟

فکر می کنم بیشتر پول نفت. یک پول باد آورده. وقتی خانواده ای هم یک پول بادآورده به دست می آورد، می گویند تازه به دوران رسیده اند و فرهنگ ندارند در واقع فرهنگشان با اقتصادشان رشد نکرده است و نمی دانند پولشان را چطور خرج کنند. در کل جامعه هم این اتفاق به خاطر پول نفتی است که در جامعه ما سرازیر شده. چشم و همچشمی و نداشتن فرهنگ کار سبب شده تا بدون ریختن عرق پول به جیب مردم ریخته شود و هر کس زرنگ تر بوده، بیشتر برده است.

فکر نمی کنید یکی از علل بالا بودن مهریه ها همین مساله است؟

بله علتش همین است، این که آنها احساس امنیت نمی کنند; حتی زنان تحصیلکرده ما هم باز اگر اندوخته ای برای خود نداشته باشند ممکن است برایشان مشکلی پیش بیاید. این مشکل را هم نمی توان با زبان و نصیحت حل کرد. البته تا زمانی که زن و شوهر با هم خوبند هیچ مشکلی پیش نمی آید، ولی این باید یک حالت قانونمند به خود بگیرد. البته نه به آن افراطی که در خانواده می آیند زمان طلاق نصف دارایی مرد را به زن می دهند. ولی بالاخره باید این مساله قانونمند شود. درست است که زن در خانه کار می کند، ولی باید حداقل دستمزدی برایش قائل شوند; مثل حقوق ماهانه یا بیمه. من همیشه می گویم اگر مهریه را به جای عندالمطالبه و عندالاستطاعه که الان تازه مطرح شده بیاییم به زن مستمری بدهیم، حالا اگر به خود زن نمی دهند این زن را از طریقی بیمه کنند. مگر غیر از این است که مهریه می خواهد تامین اجتماعی زن باشد؟

این روش خیلی به نفع مردها نمی شود؟

نه. زمانی که رقم نجومی که قابل پرداخت هم نیست به عنوان مهریه انتخاب می شود، مرد اگر می توانست پیش از این به شیوه ای از آن فرار کند. حالا با عندالاستطاعه شدن به نحوی دیگر از آن فرار می کند. یعنی میزان خلافکاری کمی تعدیل می شود.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.96912s, 19q