سرمایه اجتماعی و نجات محیط‏زیست

۱۳۹۲/۰۴/۲۶ - ۱۲:۲۹ - کد خبر: 78346
سلامت نیوز : حضور و اعتراض طرفداران محیط‏زیست به تخریب باغ اکولوژی نوشهر بیانگر نگرانی عمیق و ریشه‏دار در جامعه نسبت به محیط‏زیست است که مطالبات مشخصی را پی می‏گیرد. اینک هنگام آن رسیده است تا این سرمایه اجتماعی برای نجات محیط‏زیست رنجور ایران‌زمین به‌کار رود. فردا، خیلی دیر است. امروزه طبیعت و محیط‏زیست آسیب‏پذیر ایران با چالش‌های بسیار مخاطره‏انگیزی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و کمتر کارشناس و متخصصی را می‌توان یافت که نگرانی‌هایی را در این موردها ابراز نکرده باشد به گواه شواهد، تمام تالاب‏ها یا خشک شده‏اند یا در معرض خشکی قرار دارند. دریاچه ارومیه نمونه بارز این خشکی گسترده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از بهار ؛ این دریاچه که زمانی افتخار و دوستی را ندا می‌داد اکنون به دلیل کم‏توجهی و بی‏مهری، بیش از 70‌درصد از منابع آبی خود را از دست داده است. از سوی دیگر، طبیعت سبز و تنوع ‏زیستی نیز از این گزندها در امان نمانده است، به‌طوری که شتاب نابودی گیاهان و جانوران در ایران، 166‌درصد بیشتر از متوسط جهانی است. برای مثال، هرچند سرانه جنگل در ایران، یک‏چهارم سرانه جهانی است ولی همچنان صدای اره در جنگل‏ها، مدام و گوش‌خراش است. با وجود گستردگی محدود، جنگل‌های موجود با نهایت بی‏لطفی مورد تخریب فراوان و حذف تنوع‏ زیستی قرار گرفته‏اند و بیم آن می‌رود که حتی نام «جنگل» را نتوان به درستی حفظ کرد. روند موجود از بین رفتن پوشش درختی و تنوع ‏زیستی، وضعیت را به درختزار بودن آن نزدیک کرده است. و متاسفانه باید گفت «طرح استراحت» جنگل، سال‌هاست که همچنان خاک می‏خورد.

ما به تنوع زیستی‏ای می‏نازیم که تعداد نشخوارکنندگان وحش سراسر کشورمان به تعداد دام‏های اهلی یک شهرستان تقلیل یافته و گربگان وحش آن به انگشت‌شمار رسیده است. در این بین، علاوه بر کمبود شدید نیروی حفاظت از طبیعت و تنوع ‏زیستی، همان محیط‏بانان موجود هم با وجود فقدان انگیزه و فقدان حمایت مدیران ارشد، توان دفاع از وظیفه واگذارشده و حتی از خود را ندارند و مورد اصابت گلوله ناآگاهان قرار می‏گیرند. چنان‌که تاکنون در این قریب به چهار دهه، بیش از 130 محیط‏بان و جنگل‏بان حین انجام وظیفه به شهادت رسیده‏اند. علاوه بر این واقعیت‌ها، در برهه‌ای از این قرن مدرن که دستور اکتشاف نفت در «پارک ملی» کویر صادر می‌شود، وعده فروش «اراضی طبیعی» به مردم داده می‌شود، دامپروری سنتی به‌ویژه در «اراضی جنگلی» توسط مقامات اجرایی مورد تاکید قرار می‏گیرد و صدها مورد مخاطره‏انگیز مهم دیگر به وقوع می‏پیوندند، این مبحث را گشوده است که به گواه کارشناسان، تمام چراغ‏های هشدار محیط‏زیست ایران قرمز شده‏اند و باید ناافتخارانه بشنویم که ایران رکورددار تخریب محیط‏زیست و جزو 10 کشور تخریب‏کننده محیط‏زیست در جهان است.

از طرفی دیگر، از آنجا که 85‌درصد کشور ما را عرصه خشک و نیمه‌خشک پوشانده است، امروزه نگرانی از ضعف مدیریت منابع آبی، کمبود آب و افت شدید آب‏های زیرزمینی شدت بیشتری گرفته و درگیری بین مردم شهرها جهت دسترسی به آب، شروع یک مشکل اساسی و ناپایداری اجتماعی را گوشزد می‌کند. متاسفانه شاهد هستیم که هر روز نشانه‌های توسعه ناپایدار، بر پیکره محیط‏زیست ایران زخمی تازه می‌زند. در این بحبوحه‏ تخریب‏ها و نگرانی‌ها، به ناگه دستور نگران‏کننده دیگری در زمینه تخریب باغ اکولوژی نوشهر مخابره می‌شود. انگار حقمان نیست که حتی برای یک روز هم که شده خبری بد درباره طبیعت و محیط‏زیست ایران نشنویم! جالب اینجاست که تمام این دستورها بدون توجه به بنیان‏سازی‏ها و زیرساخت‏های پایداری زیست‏محیطی برای بهره‏برداری درازمدت و تنها با تاکید بر «توسعه» و «رفاه مردم» صورت می‏گیرد. شگفت است اگر بگوییم مسئولان کنونی ما، در این برهه از گستردگی علم و تعامل آن با عمل، زیربنای توسعه پایدار، که همانا محیط‏زیست است، را ندانند! پس تاکید بر ارجحیت توسعه بر محیط‏زیست را چگونه و با کدام منطق علمی توجیه می‌کنند؟

باغ اکولوژی نوشهر، باغ کهن و افتخار‌آمیز ایرانی است که با قدمتی 82ساله، دربردارنده مجموعه‌ای از ذخایر ژنتیک گیاهی منحصر‌به‌فرد در خاورمیانه است و درختانی دارد که بیش از 200 سال سن دارند. این باغ، برای دانشجویان و متخصصان علوم طبیعی، نه فقط یک باغ گیاه‏شناسی، بلکه دانشکده‏ای است که همه را به خودش وامدار کرده است. دستور دوباره تخریب این باغ که یادآور اقدام به تخریب آن در سال 89 بود باعث جریحه‏دار شدن احساسات عمومی به‌ویژه طرفداران محیط‏زیست شد. با این‌که در آن زمان بعد از وارد آمدن خسارت‏های فراوان به باغ، مسئولان قضایی برای متهم پرونده، قرار مجرمیت صادر کرده بودند، تصمیم دوباره برای تخریب این سرمایه ملی بسیار ناراحت‏کننده بود.

در این میان تعدادی از دوستداران محیط‏زیست با وجود تمام مشکلات کار و زندگی روزمره، در اعتراض به تخریب در مقابل باغ گیاه‌شناسی نوشهر تجمع کرده و با شعارهایی همچون «هر انسان یک درخت»، خواستار تجدید نظر مسئولان شدند. با این‌که امید زیادی به شنیده شدن صدای این حامیان محیط‏زیست نمی‌رفت اما ناگهان خبر بسیار خوشی دست به دست چرخید مبنی بر این‌که دولت آینده، روند تخریب باغ گیاه‌شناسی نوشهر را متوقف کرد. گویی بار دیگر امیدها زنده شد و با وجود نابسامانی‏های زیست‏محیطی موجود، خون «تدبیر» و «امید» به رگ‏های خشکیده محیط‏زیست و طبیعت ایران‌زمین، این موجود زنده، جاری شد. این پیام، شادی و شوری را در بدنه جامعه و حتی در افراد بی‏تفاوت به این حرکت ایجاد کرده است، به‌طوری که بارها و به بهانه‌های مختلف در فضای مجازی یا حقیقی، خرسندی همگان از این تصمیم دیده یا شنیده می‌شود. خیزش نجات باغ گیاه‏شناسی نوشهر، درس جدیدی را به ما آموخت.

سرمایه عظیم اجتماعی به‌ویژه قشر علمی و فرهنگی جامعه و توان انجمن‌های تخصصی و تشکل‏های مردم‌نهاد در حوزه منابع طبیعی و محیط‏زیست بار دیگر از پس پرده بیرون آمده و نقش بسزایی برعهده گرفتند. سوال این جاست که آیا می‌شود چنین سرمایه عظیم اجتماعی را برای نجات محیط‏زیست ایران نادیده گرفت؟ حفظ باغ گیاه‏شناسی نوشهر، نشان داد که این سرمایه می‌تواند در راه «تعامل» و «سازندگی پایدار» به‌کار رود و می‌تواند چراغ سبزی برای محیط‏زیست رنجور و به شدت آسیب‏دیده ایران زمین باشد تا بتواند تمام چراغ‏های هشدار قرمزشده‏اش را خاموش کند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
6.04119s, 18q