افطاری های 7 تا 77 هزار تومانی

۱۳۹۲/۰۴/۲۶ - ۱۳:۰۴ - کد خبر: 78350
سلامت نیوز : برداشت اول در تهران : دومین روز از ماه مبارک رمضان وقتی به اولین افطاری ماه رمضان امسال دعوت شدم و سفره رنگارنگ افطاری را دیدم اولین چیزی که به ذهنم آمد خطبه ای از پیامبر اکرم (ص)بود که پیش از ورود به ماه مبارک رمضان، در آن از فضیلت افطاری دادن فرموده بودند.خطبه ای که در آن حضرت رسول (ص) خطاب به مسلمانان فرمودند: « ای مردم هر کدام از شما روزه دار مومنی را در این ماه افطار دهد، در نزد خدا ثوابی معادل آزاد کردن یک بنده و هم چنین آمرزش گناهان گذشته را دارد.» آن زمان بعضی از اصحاب گفتند: «یا رسول ا...، همه ما قدرت آن را نداریم؟» حضرت فرمود: «بپرهیزید از آتش جهنم به افطار دادن روزه داران، اگرچه نصف دانه خرما و یا یک شربت آبی باشد.» با برداشتی که از این خطبه نبوی در ذهن داشتم،دیدن سفره رنگینی که با آن می شد به سفره خالی بسیاری از نیازمندان جامعه رنگ داد آزارم داد.سفره ای که می شد کمی ساده تر پهنش کرد و به جای آن سفره خانواده های زیادی را رنگین کرد.دینی که درآن پیامبرش فضیلت افطاری دادن با یک نصفه خرما را درحد آزاد کردن یک بنده برمی شمارد، آیا می پسندد خانواده هایی با حداقل ها زندگی کنند و برای تامین نان شب با مشکل مواجه باشند ولی عده ای دیگر به نیت ثواب و پاداش اخروی چنین ریخت و پاشی به پا کنند.

مشتری های اصلی ما سازمان ها و شرکت ها هستند

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ بسیاری از ضیافت ها و افطاری های مجلل سازمان های دولتی، شرکت های خصوصی و حتی برخی خانواده ها که علاقه زیادی به بریز و بپاش و تجملات دارند، توسط تهیه غذای ... برگزار می شود.یکی از گروه غذایی های معروف پایتخت که با چندین شعبه در مناطق مختلف تهران حتی می تواند به هر نقطه پایتخت سرویس ارائه دهد.به یکی از دفاتر این گروه غذایی در یکی از مناطق شمالی تهران می روم.همان ابتدای کار از منوی افطارشان می پرسم و این که آیا برای هفته آینده جای خالی و امکان پذیرایی از میهمان را دارند یا خیر.متصدی پذیرش که جوانی خوش برخورد است تاکید می کند اگر مراسم تان برای هفته آینده است باید ظرف امروز و فردا قرارداد تنظیم کنید چون وقت مان پراست.با خنده می گویم خدا راشکر افطاری ها رونق گرفته است و شما هم در ثوابش سهیم هستید.

درحالی که دفتر یادداشتش را ورق می زند سرش را هم تکان می دهد و می گوید:خدارا شکر.البته مشتری های اصلی ما سازمان ها و شرکت هایی هستند که افطاری می دهند یا مراسم و همایش دارند.چون در ماه مبارک رمضان دیگر کسی عروسی نمی گیرد و عمده کار ما پذیرایی در مراسم افطاری است.کارش با دفترچه یادداشتش که تمام می شود سرش را بالامی گیرد ومی گوید:اول و دوم مرداد امکان ارائه سرویس نداریم برای سایر روزها درخدمت تان هستم.تقویم را نگاه می کنم.دوم مرداد مقارن است با میلاد امام حسن مجتبی (ع) و خیلی ها زودتر برای افطاری دادن پیش دستی کرده اند.سوم مرداد را انتخاب می کنم و از مسئول پذیرش می خواهم منوی افطار راهم دراختیارم بگذارد.می گوید:سه منوی اصلی داریم .منوی اول که شامل چای،نان،پنیر،عسل،حلوا شکری،سبزی و گردوست 4هزار و 500تومان تمام می شود.منوی شماره دو برای هر نفر 6هزار و 500تومان است و تنها زولبیا و بامیه و یک پاکت شیر یک نفره بیشتر از منوی شماره یک دارد.منوی شماره سه هم که برای هر نفر 8هزار و 500تومان است علاوه بر موارد قبلی آش یا سوپ هم در آن به چشم می خورد.

البته به سرعت توضیح می دهد که اگر می خواهید حلیم هم سر میز باشد به ازای هر نفر باید سه هزار و 700تومان بیشتر پرداخت کنید.یعنی اگر حلیم در منوی شماره سه باشد باید به ازای هر نفر 12هزار و 200تومان بپردازید.می گویم خب منوی ۳ با حلیم.مرد جوان درجواب می گوید:خب شام چه می شود؟میهمان ها را که نمی شود بدون شام فرستاد خانه.می پرسم عرف مجالس شما چه غذاهایی است.مثلا سازمان هایی که برای سفارش می آیند چه غذاهایی انتخاب می کنند. باز سری به دفترچه یادداشتش می زند و می گوید:مثلا یکی از سازمان ها باقالی پلو با گوشت،کباب برگ و جوجه کباب انتخاب کرده است.قیمتش هم اگر برای هر کدام از این غذاها بخواهید 50درصد برای هر نفر در نظر بگیرید می شود نفری 23هزار تومان.میوه هم که حتمامی خواهید؟سرم را تکان می دهم و او باز شروع به حساب وکتاب می کند و می گوید:5نوع میوه برای هر نفر 5هزار و 500تومان.درمجموع هر نفر 40هزار و 700تومان.

به دلیل نوسان قیمت، میوه سرو نمی کنیم

مسیر بعدی تهیه غذای ... در خیابان دولت تهران است.این جا هم از نظر شلوغی دست کمی از جای قبلی ندارد.به یکی از کارمندان مراجعه می کنم و می گویم: برای مراسم افطاری سرویس می دهید؟درجوابم می گوید: بله البته اگر جای خالی داشته باشیم.مرا به مسئول برگزاری مراسم ها معرفی می کند.بعد از رد و بدل شدن حرف های اولیه، به سرعت منوی افطار را برایم می گوید «نان،پنیر،کره ،گردو،خرما،سبزی ،زولبیا و بامیه و...»آن قدر سریع می گوید که باقی اقلام در ذهنم جای نمی گیرد.می پرسم خب قیمتش؟درجواب می گوید 6هزار تومان.چند نفر دیگر حضوری مراجعه کرده اند و تلفنش هم پشت سرهم زنگ می خورد.به سرعت می گوید:برای شام چه غذاهایی درنظر دارید؟می گویم شما پیشنهاد دهید .پیشنهادش کباب لقمه و جوجه کباب است و با حساب سرانگشتی می گوید:هزینه غذای هر میهمان تان هم می شود 12هزار تومان.بر اساس تجربه ای که از مراجعه ام به تهیه غذای قبلی به دست آورده ام درباره میوه بعد از شام هم سوال می کنم.

با عجله می گوید:شرمنده ایم چون قیمت میوه در نوسان است از سرو میوه معذوریم.درآخر می گویم: پس برای هر نفر می شود 18هزار تومان درست است؟با خیری بلند در مقام پاسخگویی بر می آید و می گوید:مگر پذیرایی نمی خواهید؟اگر پذیرایی و میز و صندلی هم بخواهید برای هر نفر 10هزار تومان به فاکتورتان اضافه می شود.من و من کنان می گویم: میز و صندلی داریم بدون احتساب میز و صندلی چند؟جواب می دهد: 7هزار تومان.عددها را به سرعت داخل ماشین حسابش جمع می زند و می گوید:نفری 25هزار تومان.قرارداد را بنویسم؟از او هم وقت می خواهم و از اتاق بیرون می زنم. تا لحظه رسیدن به منزل اعداد و ارقام سرسام آور و ریخت و پاش افطاری های ماه رمضان در ذهنم رژه می روند.حدیث پیامبر (ص) و وضعیت برخی از آدم های نیازمند اطرافمان هم به ذهنم می آید.پیش خودم می گویم ای کاش کسی با خواندن این گزارش به جای یک افطاری پر زرق و برق نانی به سفره چندین خانواده ببرد.ای کاش صدایم به گوش شان برسد.

برداشت دوم در مشهد

ماه رمضان و درهای رحمت الهی باز است. در این ماه از امامان بسیار یاد می شود. یکی از سفره علی(ع) می گوید که یا شیر داشت یا نمک و دیگری از سخاوت حسن(ع) که همگان بر سر سفره اش می نشستند و او خود در تنهایی اش به نان خشکی هم قناعت می کرد... یکی از ضرورت خودسازی در این ماه می گوید و دیگری فرصت تمرین و یاد قیامت و... بعدازظهر یک روز ماه رمضان به یکی از ییلاق های اطراف شهر مشهد می روم تا حال و هوای رستوران هایی را که همیشه مملو از جمعیت و غذاهای لذیذ است در این ماه ببینم. بیشتر آن ها هنوز خالی اند و این طبیعی است. هنوز تا افطار زمانی باقی است.

یک پرس غذا؛ ۷۷ هزار تومان

منوها فهرستی از غذاهای متنوع است. با مبالغی که روبه روی هر کدام درج شده است، برای خواندن برخی شان بیشتر دقیق می شوم و صفرها را دو یا سه بار می شمارم؛ درست می بینم یک پرس غذا در این باغ رستوران معروف ۷۷ هزار تومان است! بسته افطاری را البته رایگان به مهمانان می دهند که شامل نان، پنیر، سبزی، خرما، زولبیا، بامیه و چای می شود. از عوامل اجرایی درباره سفره های افطاری که در این جا پهن می شود و مهمانی هایی که مردم برگزار می کنند، می پرسم پاسخ های شفافی دریافت نمی کنم؛ می گویند: هر از گاهی مهمانی در این جا برگزار می شود ولی امسال هنوز مهمان زیادی نداشته ایم. آن ها از سال گذشته گلایه مندند که به خاطر افزایش قیمت ها، مردم به برگزاری مهمانی در آن جا تمایل چندانی نداشتند.

گذر دولتی ها و سازمان ها هم گاهی به این جا می افتد و به گفته این دوستان، آن  ها از منوی غذا؛ انتخاب های متفاوتی داشته اند. گران ترین غذایی که برای پذیرایی در اختیار مشتری قرار می گیرد ۷۷هزار تومان برای یک پرس چلو ماهیچه است و ارزان ترین مربوط به یک پرس چلوکباب کوبیده است که ۱۴ هزار و ۵۰۰ تومان می شود. اما یکی دیگر از باغ رستوران های بزرگ در این مکان ییلاقی بسته افطاری خود را که شامل پنیر، سبزی، خرما، زولبیا، بامیه، سوپ، شله زرد و چای می شود، به قیمت ۷ هزار و ۷۰۰ تومان به مشتریان عرضه می کند. صاحب این مکان به مهمانان دولتی و ضیافت های افطاری آن ها نیز اشاره می کند و می گوید:  «هر سال ماه رمضان چند سفارش برای برگزاری چنین مهمانی هایی داریم، آن ها بیشتر بهترین غذاها را با بالاترین هزینه ها در این جا سفارش می دهند»، به سوالات پی در پی من پاسخ بیشتری می دهد و ادامه می دهد: «مثلا برای یک مهمانی با حضور ۲۵۰ تا ۲۶۰ مهمان، غذایی را که هر پرس آن حدود ۴۶ تا ۵۰ هزار تومان است سفارش می دهند.» البته او تاکید می کند که در ماه های غیر از رمضان این گونه سفارش ها بیشتر است.» در رستوران دیگری دختر جوانی پاسخ گوی سوالاتم است، بسته ویژه افطار دراین جا حدود ۶ هزار تومان است و پنیر، آش، سوپ، زولبیا، بامیه، خرما و چای را دربر می گیرد.

فقط یکی از سازمان ها مهمان آن ها بوده اند، از مردم عادی هم کسانی که مهمانی در این جا برگزار می کنند بیشتر سراغ غذاهایی مثل جوجه کباب می روند. گران ترین غذای این باغ-رستوران ماهیچه است با پرسی ۳۲ هزار تومان و ارزان ترین کوبیده است با ۱۱ هزار تومان. مدیر رستوران یکی از هتل های معروف شهر نیز می گوید: سفره افطاری ما که مواد معمول یک افطاری مثل نان، پنیر، خرما، زولبیا، فرنی و کمی سوپ است به طور رایگان در اختیار مهمانان قرار می گیرد. در این رستوران فقط دو نوع غذا برای پذیرایی از مهمانان فراهم می شود که شامل گوشت پرسی ۳۵ هزار تومان و ماهیچه پرسی ۴۵ هزار تومان است. دولتی ها، سازمان ها، شرکت های خصوصی و افراد حقیقی طیف متنوعی از مهمانان رستوران این هتل معروف هستند.

سفره های پرزرق و برق

سمیه هرازگاهی برای انجام کارهای خانه به ویژه در زمان برگزاری مهمانی ها مجبور است به خانه دیگران برود. او دیده هایش را از سفره افطار دراین مهمانی ها این طور توصیف می کند: «بعضی چیزها هست که حتما باید در سفره افطاری آن ها باشد مثل حلوا، شله زرد، آش رشته، خرما با گردو، پنیر، سبزی، در تابستان هندوانه هم می گذارند، البته هر کدام از این ها با تزئینات بسیار زیادی در سفره چیده می شود. در کنار این مواد، خورش قیمه، حلیم بادمجان، کشک بادمجان، برنج با رنگ و تزئینات متنوع هم در سفره باید باشد و علاوه بر این ها معمولا جوجه کباب و کباب هم سفارش می دهند تا از رستوران یا آشپزخانه بیاورند؛ البته کوکو و کتلت هم هست.» زهرا هم از این نوع مهمانی ها در خاطر دارد و می گوید: «در خانه هایی که من آن جا کار می کنم سفره افطار با تنوع زیاد غذایی در خانه چیده می شود و بعد از آن همه مهمانان به رستوران می روند و در آنجا با چند نوع غذا از مهمانان پذیرایی می شود.»

بد نیست این جمله سمیه را هم یادآور شوم که می گوید:  «بعضی از این خانواده ها پخت و پز نمی کنند یعنی اصلا بلد نیستند، در حد ۳ یا ۴ نفر که جمع خودشان را تشکیل می دهد و برای مهمانی مثلا ۲۰نفره حتما به رستوران می روند.» می دانم اگر هنوز بخواهم رد سفره های رنگین را پی بگیرم، سر به برج ها و غذاهایی که شاید نه نام شان را شنیده ام و نه رنگ شان را دیده ام، می کشد... از ییلاق اطراف شهر که برمی گشتم سری هم به حاشیه شهر زدم... نمی دانم تا حالا چقدر در این تعارض ها و تناقض ها از نزدیک روبه رو بوده اید، به خیابان ها و کوچه های شلوغی چشم می دوزم و می گذرم و با آهی از دل در تنهایی خود می گویم: کجایی علی(ع)! در کوله بارت هنوز خرمایی هست؟ و این شعر کودکی هایم را دوباره زمزمه می کنم:

روزهای ماه را / گرچه روزه بوده ایم / ما به لقمه های چرب / روزه را گشوده ایم / هیچ شب نگشته ایم / با یکی، دو رنگ سیر / در کنار نان علی / لب تر و به ظرف شیر / زرق و برق سفره ها / کم نمی شود ولی / کاش زندگی کنیم / مثل حضرت علی(ع)افشین علا
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.8837s, 18q