کودکان کار تهدید جامعه فردا

۱۳۹۲/۰۵/۱۵ - ۱۰:۴۶ - کد خبر: 79776
کودکان کار تهدید جامعه فردا
سلامت نیوز : پس از گذشت ۱۳ سال از شروع طرح «مراکز شناسائی،‌ تشخیص و جایگزینی کودکان خیابانی» توسط سازمان بهزیستی کشور هنوز آمار درست و قابل اتکایی از کودکان کار در ایران در دسترس نیست. از این رو ریشه کن کردن معضل کودکان کاری بس دشوارخواهدشد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از تسنیم ؛ اگرچه مساله کودکان کار یکی از معضلاتی است که علاوه بر تهران و دیگر کلان شهرهای ایران، دامن گیر 215 میلیون کودک در سراسر دنیاست ولی رشد این معضل در کشور ما که تفاوت هایی ریشه ای را از لحاظ فرهنگی، دینی و سیاسی با دیگر کشورهای دنیا داراست امری است قابل توجه.

برخورد با این معضل در کشور ما در بهمن ماه سال 1377 کلید خورد و طی جلسات متعدد کارشناسی، پیش نویس توافق نامه‌ای در خصوص جمع آوری،‌ پذیرش، طبقه بندی و نگهداری کودکان خیابانی بین معاون امور اجتماعی استانداری،‌ شهرداری تهران،‌ کانون اصلاح و تربیت، بهزیستی استان تهران، اداره سرپرستی دادگستری تهران‌،‌ معاونت انتظامی امنیتی تهران بزرگ و معاونت دادگستری کل استان تهران تهیه گردید و در ادامه از مهر ماه سال 1378 در 16 استان کشور طرح «مراکز شناسائی،‌ تشخیص و جایگزینی کودکان خیابانی» توسط سازمان بهزیستی کشور به مرحله اجرا درآمد. اما با گذشت 13 سال از اجرای این طرح، به نظر می رسد نهادها و سازمان های مسئول هنوز نتوانسته اند مطابق با انتظارات و نیاز جامعه توفیقی را حاصل کنند.

آمار پایه ای ترین رکن/ ضعف بنیادی سازمان های مرتبط با کودکان کار
مرکز آمار ایران در سال 85 آمار کودکانی را که بطور مستقیم درگیر کار هستند را 1 میلیون 700 هزار نفر عنوان کرد. این در حالی است که ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در مقاله ای که در تاریخ اول بهمن ماه سال گذشته منتشر کرد تعداد کودکان 10 تا 14 ساله با شغل ثابت را 380 هزار نفر عنوان کرد و حدود 360 هزار کودک را نیز تحت عنوان کودکان کار فصلی بر شمرد. در ادامه این مطلب، آمار کل کوکان کار کشور رقم 600 هزار نفر عنوان شد!

حتی برخی سازمان های مسئول، تعداد کودکان کار در تهران را 20 هزار نفر و معادل آن را در شهرستان ها عنوان کرده اند.  اما از سوی دیگر برخی از فعالان در زمینه کودکان کار با استناد به آمار 3 میلیون و 265 هزار کودک بازمانده از تحصیل که توسط مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در بهمن ماه سال 90 ارائه شد، آمار کودکان کار در ایران را 3 میلیون نفر تخمین می زنند. دکتر فاطمه قاسم زاده روانشناس و استاد دانشگاه در گفتگو با یکی از رسانه های کشور در تحلیل این آمار می گوید: به نظر من آمار برآوردی همین 3 میلیون است. چون بچه زیر 18 سال که مدرسه نمی‌رود کجا می‌رود؟ اگر فرض کنیم که 265 هزار کودک به دلیل بیماری و مسائل دیگر از تحصیل بازمانده‌اند. اکنون 3 میلیون دیگر در خیابان، کارگاه، مزرعه و خانه مشغول کار هستند.

عباسعلی یزدانی مسئول کارگروه سکونتگاه های غیررسمی انجمن مددکاران اجتماعی ایران عدم ارتباط میان ارگان های مسئول کودکان کار و خیابانی را از جمله علل عدم موفقیت آن ها بیان می کند و معتقد است: عدم ارتباط ارگان ها و نهادهای مسئول با یکدیگر مانند شهرداری و بهزیستی باعث می شود که انرژی آن ها در یک فرآیند نظام مند نتیجه مطلوب را نداشته و توفیق خاصی در این زمینه حاصل نشود.

مدیر کلینیک مددکاری اجتماعی رها، در توضیح چرایی عدم وجود آماری واحد از کودکان کار و خیابانی می گوید: نهادها و سازمان های متولی امر چنین کودکانی تعاریف پایه یکسانی از کودکان کار و خیابانی ندارند از این رو آمار ارائه شده از سوی هریک از این سازمان ها با نهادهای دیگر متفاوت است. لذا باید توجه داشت که شناسایی این کودکان و تعیین معیارها و ملاک مناسب برای آمارگیری از این کودکان نیازمند مدیریتی واحد و یکپارچه است.

نکته قابل تامل اینجاست که این تنوع آماری از یک سو نشان از ضعف عملکرد دستگاه های متولی، در تعاریف پایه و جمع آوری آماری قابل قبول از کودکان کار دارد و از سوی دیگر نشان دهنده آن است که حداقل تا چندسال آینده نباید در انتظار به ثمر نشستن طرح های مراکزی همچون بهزیستی، شهرداری و دیگر نهادها و دستگاه های مسئول در امر کودکان کار بود، چراکه هر ساز وکار، برنامه و اقدامی بدون در دست داشتن آماری قابل اتکاء، عقیم است.

مساله اقتصادی است، نه فرهنگی/ ساز و کار معیوب نهادهای دولتی و شهری در برخورد مناسب با معضل کودکان کار
نوع نگاه تحلیلی و درک ریشه های موثر در مساله کودکان کار از جمله مواردی است که می تواند منجر به برداشتن گام هایی عملی در کنترل این معضل شود. به عنوان مثال درک تفاوت اساسی کودکان کار در ایران با دیگر نقاط دنیا می تواند به فراهم کردن ساز و کاری مناسب برای ریشه کن کردن کار کودکان بیانجامد. آنچه که کودکان کار ایران را با تعریف جهانی آن متمایز می سازد مساله سرپرستی آنهاست. در اغلب جوامع دنیا کودکان کار اغلب در حیطه کودکان خیابانی قرار می گیرند درحالی که در ایران مفهومی به نام کودکان خیابانی تقریبا واقعیت خارجی ندارد. نکته قابل ذکر آنست که بیش از 90 درصد کودکان کار کشور ما، تحت تکفل خانواده های خود قرار دارند و با اطلاع خانواده و به توصیة آنها و یا به صورت مستقل از خانواده به کار و زندگی در خیابان روی می آورند و شب ها به خانه و کاشانه خود باز می گردند!

فاطمه دانشور مدیر عامل موسسه خیریه مهرآفرین نیز در نشست روز جهانی مبارزه با کار کودک تاکید می کند: "90 درصد کودکان کار شب ها به منازل خود برمی گردند."
به عبارت بهتر باید قبول کرد که چنین خانواده هایی به دلایل اقتصادی، همچون ازکارافتادگی سرپرست خانواده، به کار کودکانشان رضایت داده اند. یعنی در کشور ما، کودکان کار اغلب زایده شرایط اقتصادی خانواده اند و نه شرایط فرهنگی آنها!

عدم توجه به چنین موضوعی باعث شده است شهرداری تهران و سازمان بهزیستی، بجای پرداختن به حل ریشه این معضل، بیشترین توان خود را صرف جمع آوری این کودکان از خیابان ها و بازگرداندن آنها به  خانواده هایشان کنند. خانواده هایی که در اغلب موارد مجبورند مجددا این کودکان را به خیابان باز گردانند و نتیجه کار، تداوم این سیکل معیوب خواهد بود. از این رو بسیاری از فعالان سازمان های غیررسمی کودکان کار بر این باورند که مکانیسم نهادهای دولتی حتی در آمارگیری از این کودکان، مکانیسمی معیوب است چه برسد به طرح های عملی و اجرایی آنها!

از دیگر سو درک این مساله که اقتصاد مهمترین خواستگاه معضل کودکان کار در ایران است، می تواند ما را در حل این بلای دامن گیر شهرهای بزرگ، امیدوارتر از دیگر کشورها کند. چراکه حل همزمان معضلات پیچیده فرهنگی کودکان بدسرپرست یا بدون خانواده و سرپرست، در کنار مشکلات اقتصادی آنها به مراتب پیچیده تر و سخت تر از حل معادله تک مجهولی اقتصاد است.

وضعیت امروز کودکان خیابانی و کار، تهدیدی برای جامعه فردا
نهادها و سازمان های مسئول در امر کودکان کار درحالی خونسردانه به این معضل می نگرند که وضعیت جسمی کودکان، سن پایین و عدم بلوغ فکری، محیط کار و نوع فعالیت این کودکان، آنها را مستعد بیماری های گوناگون و عموما خطرناکی قرار می دهد. به عنوان مثال عفونت‌های داخلی، عفونت‌های خونی و گوارشی و حتی سل از جمله بیماری هایی است که در کودکان کار سطح تهران بسیار به چشم می خورد. همچنین خیابان و محیط های کاری این کودکان به شدت پر تنش است و این کودکان هرروز با خشونت، فحاشی، کتک، و حتی تجاوز روبرو می شوند که آسیب های روانی جدی و گاها جبران ناپذیری را به آنها وارد می کند.

از سوی دیگر دکتر علی انتظاری جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبائی بر این باور است که کودکان خیابانی به واسطه قرار گرفتن در محیط های جرم خیز، از شرایط مساعدی برای تبدیل شدن به مجرمین آینده برخوردارند.

در پایان باید خاطرنشان کرد که نادیده گرفتن کودکان کار و خیابانی و ارائه آمارهای خوشبینانه و غیر واقعی از کودکان کار از سوی نهادها و سازمان های دولتی نه تنها کمکی به حل این معضل نخواهد کرد بلکه حل این معضل را به مسیرهایی می کشاند که علاوه بر هدر رفت سرمایه های مالی و انسانی و ناامیدی از دستگاه های مرتبط، تهدید جدی امنیتی و اجتماعی جامعه را در آینده به دنبال خواهد داشت. تهدیدی که امید است با هماهنگی و وظیفه شناسی دستگاه های مرتبط با این معضل به تحدید واقعی آمار کودکان کار در کشور بیانجامد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.18637s, 18q