از هر چهار ایرانی یك نفر افسرده است!

۱۳۹۲/۰۷/۰۳ - ۱۱:۲۹ - کد خبر: 83245
سلامت نیوز : ریشه بسیاری از جرایم اجتماعی را در فشارهای روحی و روانی و غم و غصه‌ها و افسردگی‌هایی كه افراد را به ناامیدی و یأس می‌كشاند، جست‌وجو می‌كنند. فلسفه زندگی برای كسی كه با غم و غصه، روزگار می‌گذراند، زندگی طبیعی نیست. معمولا چنین افرادی از هدف‌های متعالی زندگی برخوردار نیستند، انگیزه متناسب زندگی مطلوب را ندارند، به آینده امیدوار نیستند و با كوچك‌ترین برخورد به نزاع و درگیری و دعوا می‌پردازند، ناسزا می‌گویند و زمینه ارتكاب جرم در چنین افرادی بسیار قوی است

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه تهران امروز ؛ اسكیزوفرنی یك بیماری خطرناك روانی است که طی آن فرد دچار گسیختگی عاطفی، شناختی، احساسی و رفتاری می‌شود. درجریان این بیماری فرد از خانواده، دوستان و افراد جامعه كناره‌گیری می‌کند و پیوندهای عاطفی و اجتماعی‌اش نیز قطع و محدود خواهد شد. اسکیزوفرنی با عنوان جنون جوانی شناخته شده و از سنین 20تا25 سالگی شروع ومنجر به بستری شدن بیمار خواهد شد. نحوه درمان این بیماری نیز به‌طوردارودرمانی و نه روان‌درمانی است.

دكتر مسعود غفاری روا نشناس و مشاور خانواده، درباره شیوع اسکیزوفرنی درجوانان هشدارداده می‌گوید: در ایران تمام بیماری‌های روانی رو به افزایش هستند و به‌رغم استعدادهای ژنتیکی در صورتی که فرد در فضای تربیتی و رفاهی مناسب‌تری باشد به‌طوری که دچار محدودیت و ناکامی نشود امکان ابتلا به بیماری‌های روانی به ویژه اسکیزوفرنی کاهش خواهد یافت. همچنین به گفته این كارشناس مددکاری اجتماعی، امروزه به علت اینکه جامعه صنعتی گسترش یافته و انسان‌ها از طبیعت دور افتاده‌اند شاهد این هستیم که افراد زیادی بخصوص در شهرهای بزرگ به افسردگی و اختلالات روحی و روانی دچار می‌شوند و از هرچهار ایرانی یکی افسرده است. او می‌گوید رد پای اختلالات روانی در آسیب‌های اجتماعی از جمله طلاق، اعتیاد، خشونت‌ها و افزایش جرم و جنایت دیده می‌شود.

سلامت روان حالتی از رفاه اجتماعی است

دكتر تقی ابوطالبی‌احمدی روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به افزایش اختلالات روانی و افسردگی در زندگی شهری به تهران امروز می‌گوید: رشد افسارگسیخته زندگی شهری و حوادثی كه متوجه انسان است، باعث می‌شود كه سطح سلامت روان شهروندان بخصوص در شهرهای بزرگ مورد تهدید باشد. ازدحام جمعیت، بیكاری، اختلافات فرهنگی ناشی از مهاجرت‌های بی‌رویه، فقر فرهنگی و مالی، احساس تنهایی، اجاره‌نشینی و مشكل مسكن، آلاینده‌های شهری و... عواملی است كه باعث تشدید زمینه استرس و اضطراب می‌شود. طبق آمارها، مقاومت اعضای خانواده در برابر آسیب‌های وارده ناشی از زندگی در كلانشهرها باعث می‌شود فرآیند درمان آسیب‌های روان صورت نگیرد و گاهی هم موجب شدت بیماری می‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان در ادامه می‌افزاید: در دنیای امروز و فرهنگ‌های مختلف تامین سلامت روانی از جمله اهداف صاحب‌نظران در حوزه‌های مختلف علمی، از جمله علم روانشناسی است و مسئولین با صرف هزینه‌های هنگفت تلاش می‌كنند سطح آسیب‌ها را كاهش داده و مردم را به درجه‌ متناسبی از سلامت روان برسانند. سلامت یا بهداشت روان حالتی از رفاه اجتماعی است كه در آن فرد بتواند با بهره‌گیری از فرصت‌ها و توانمندی‌های خود با استرس‌های معمول زندگی سازگار شود، كه این سازگاری نشانه تامین سلامت روان افراد است. نظر بر این است كه انسان سالم روانی، در مقابل سختی‌های زندگی خود انعطاف پذیر است، پیش داوری نمی‌كند، احساس خلاقیت و آزادی دارد، می‌تواند مشكلات خود را حل كند، رغبت اجتماعی بالایی دارد، انگیزه زندگی خوبی دارد، خود كنترل است، درجه تحمل بالایی دارد، بین سیستم بدنی و روانی وی تعادل وجود دارد، آدم‌های با نشاطی هستند و به قول كینز برگ بهداشت روانی یعنی تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط بخصوص در سه فضای مهم زندگی: عشق، كار، تفریح.

دكتر ابوطالبی‌احمدی در مورد نقش خانواده با اشاره به آیات قرآنی می‌گوید: یكی از فضاهای بسیار مهمی كه در تامین بهداشت و سلامت روان كودك و نوجوان موثر است خانواده است. خانواده می‌تواند درد و رنج ناشی از خستگی روزانه والدین و مشكلات كودك، نوجوان و جوان را سر و سامان داده و انگیزه زندگی را بالا برده، ایجاد تعادل كند. در سایه همدلی، عشق، محبت، صفا، صمیمیت، مهرورزی، همه اعضای خانواده در برابر آسیب‌های روانی ناشی از زندگی ماشینی، نجات پیدا می‌كنند.

از آنجایی‌كه دین اسلام به خانواده اهمیت ویژه‌ای می‌دهد در تامین سلامت روان و ذكر مشخصه انسان سالم نظر بر آن است كه انسان سالم فردی دارای شخصیت بهنجار است و به جسم و روان خود باور دارد و در اسلام فردی است كه بتواند هوای نفس خود را كنترل كند و به هیجان خود پاسخ منطقی دهد.

در قرآن سوره بقره آیه 10 به بیماری شك و تردید، در سوره توبه آیه 125 به بیماری پلیدی، در سوره احزاب آیه 32 به بیماری چشم چرانی، در سوره احزاب آیه 60 به بیماری نفاق و دورویی و در سوره ناس به بیماری روانی وسواس اشاره شده است كه هر یك از این بیماری‌های ذكر شده در قرآن خود زمینه ساز بیماری روانی است و خدای رحمان در قرآن كریم دستورات لازم برای كنترل انسان را توسط پیامبران و امامان به بشر داده است. حال اگر بشر بتواند دستورات دینی و علمی مطرح شده را به نحو احسن عملی نماید به سلامت روان خود و جامعه كمك شایانی نموده است. این افراد معمولا توانایی انجام وظیفه و اجرای مسئولیت شخصی را خواهند داشت، به خوبی با دیگران رابطه برقرار می‌كنند، از زندگی خود برداشت واقع‌بینانه دارند، برای خود و دیگران ارزش قائل می‌شوند، تفكر منطقی و خردمندانه‌ای دارند، برای سلامتی جسم و روان خود كوشش می‌كنند، احساس خوشی از زنده بودن و زندگی كردن دارند، در عملكرد ذهن خود تسلط كامل دارند در غیر اینصورت ممكن است درگیر تنش‌های روانی و بیماری‌های جانفرسای جسمانی- روانی شوند.

علائم بیماری‌های روانی در دوره نوجوانی

عدم علاقه نوجوان در برقراری صحیح و سالم و ارتباط با دوستان هم سن و سال، به تاخیر انداختن تمایلات معقول در سنین نوجوانی و جوانی در وادی كسب ادب، معرفت و علم، اضطراب و افسردگی‌های غیرگذرا، عصبانیت‌های مكرر و سریع اختلالات در عملكرد تحصیلی، پوشیدن لباس‌های خیلی عادی و آرایش‌های نامعقول (دختران)، پوشیدن لباس نامربوط (پسران)، اختلال در مراقبت از خود در زمینه‌های بهداشتی، استفاده از سیگار یا سایر موادمخدر حتی به شكل تفننی، تك بعدی شدن، اصرار وسواس گونه و غیرمنطقی نسبت به تامین خواسته‌ها در برابر والدین و دیگران با گفتن جملاتی مانند «من باید...»، گوشه‌گیری و كاهش روابط اجتماعی، احساس سرخوردگی و بدشانسی مستمر، خودآزاری و دگرآزاری، فرار از مدرسه، غیبت شبانه از خانه و حضور طولانی مدت در خارج از خانه علائم هشداردهنده و نشان‌دهنده بیماری‌های روانی است. اگر فرآیندهای درمانی را از طریق مدارس، دانشگاه و مصلح اجتماعی به هنگام انجام شود به‌طور قطع، به سلامت روان جوان و جامعه كمك خواهد كرد. اگر افراد مبتلا به بیماری‌های روانی به‌موقع شناسایی نشوند در آینده نزدیك به خود، خانواده و جامعه آسیب خواهند رساند.

جامعه برای ادامه حیات نیازمند نشاط اجتماعی است

دكتر جعفر بای آسیب‌شناس اجتماعی نیز در این‌باره به تهران‌امروز می‌گوید: جامعه برای ادامه حیات خویش نیازمند نشاط اجتماعی است و نیروی انسانی با نشاط اجتماعی می‌تواند زندگی خویش را ادامه دهد. جامعه بدون نشاط را به جامعه‌ای بی‌تحرك و مرده‌ای تشبیه كرده‌اند كه هیچ‌گاه روند رشد طبیعی خویش را نمی‌تواند داشته باشد. خلاقیت و نوع آوری در پرتو نشاط اجتماعی شكل می‌گیرد. اختراعات و اكتشافات، رشد و ترقی و پیشرفت و تعالی در همه‌ عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، صنعتی مرهون حضور نشاط اجتماعی است.

وی در ادامه می‌افزاید: جامعه ما با تجربه انقلابی‌اش به شدید نیازمند نشاط لازم اجتماعی بود و تجربه جنگ بر میزان نیاز نشاط اجتماعی افزود. ولی متاسفانه در سازمان‌های فرهنگی و نهادهای اجتماعی با سیاست‌های انقباضی كمتر به این مسئله پرداخته‌اند و گاهی با اعمال برنامه‌های بازدارنده از برگزاری نشاط مردمی نیز ممانعت به عمل می‌آوردند. فقدان نشاط اجتماعی در دراز مدت اعصاب و روان فرد را تحت تاثیر قرار داده و به صورت فرسایشی معضل افسردگی را در جامعه باعث می‌شود. بی‌شك نشاط لازم اجتماعی كه در ادبیات دینی نیز به آن تاكید فراوانی شده است آنگونه كه انتظار می‌رفت عملی نشده است. شرایط جامعه غمگینی را رقم زد. غلبه استفاده از رنگ سیاه در پوشاك و فقدان تنوع و استفاده از رنگ‌های شاد در البسه مردم از نشانه‌های بارز این بیماری پنهان اجتماعی است. با كنكاش در فرهنگ عامه می‌توان به غلبه پیروی از فرهنگ غم و غصه و ناراحتی نسبت به نشاط و شادی پی برد. آنجا كه عامه مردم وقتی با مسئله نشاط آوری مواجه می‌شوند و به شادی می‌پردازند، با تذكری مواجه می‌شوند كه اگر زیاد شادی كنید، ناراحتی سراغمان خواهد آمد. با نگاهی به تقویم كشورمان نیز تعطیلات به مناسبت‌های وفات، غم و سوگواری بر تعطیلات نسبت به ولادت، شادی و شادمانی غلبه دارد. همه این شواهد نوعی دعوت به سوگواری، غم و غصه است و پرهیز از نشاط و شادمانی است.

به گفته این جامعه‌شناس، غم و غصه‌ای كه در فرهنگ دینی مورد تاكید قرار گرفته با بخش معنوی همراه است كه انسان‌های فرهیخته و مومن می‌توانند از دل سوگواری‌های مذهبی به نشاط درونی دست یابند. ولی توده‌های مردم كه در صورت مسئله مانده‌اند و فلسفه عمیق و دقیق آن را نیافته‌اند با حزن و اندوه صرفا مجری مناسك هستند و اینگونه از رفتارها عوارض روان‌پریشی، استرس، افسردگی، نگرانی و ناراحتی از گذران آینده و... به‌دنبال خواهد داشت.

دكتر بای در ادامه می‌افزاید: طبیعتا انسان فاقد نشاط از تفكر سالم چندانی برخوردار نمی‌تواند باشد. رفتار او تحت تاثیر مكنونات قلبی و درونی، رفتار طبیعی و متناسب با هنجارهای جامعه نمی‌تواند باشد. فردی كه با حزن و اندوه زندگی را می‌گذراند، از رشد و تعالی و پیشرفت و ترقی بی‌بهره است. او آستانه تحمل چندانی ندارد و گاهی با رفتار پرخاشگرانه زمینه‌های بروز ناهنجاری‌های اجتماعی را رقم می‌زند.

ریشه بسیاری از جرایم اجتماعی را در فشارهای روحی و روانی و غم و غصه‌ها و افسردگی‌هایی كه افراد را به ناامیدی و یأس می‌كشاند، جست‌وجو می‌كنند. فلسفه زندگی برای كسی كه با غم و غصه، روزگار می‌گذراند زندگی طبیعی نیست. معمولا چنین افرادی از هدف‌های متعالی زندگی برخوردار نیستند، انگیزه متناسب زندگی مطلوب را ندارند، به آینده امیدوار نیستند و با كوچك‌ترین برخورد به نزاع و درگیری و دعوا می‌پردازند، ناسزا می‌گویند و زمینه ارتكاب جرم در چنین افرادی بسیار قوی است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.70106s, 19q