حلقه سبز؛ ما ملودرام و سورئاليم

۱۳۸۶/۰۹/۱۴ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 8517
حلقه سبز؛ ما ملودرام و سورئاليم

آنچه مي‌خوانيد جوابيه‌اي است با امضاي روابط عمومي سريال حلقه سبز و روي سربرگ «حك فيلم» كه بدون هيچ نشاني ديگري به روزنامه همشهری رسيده است و آن را به‌طور كامل و بدون هيچ اصلاحي مي‌خوانيد:

 اگرچه سازندگان سريال حلقه سبز بنا را بر اين گذاشته‌اند كه تا پايان پخش مجموعه از وارد شدن در ميدان پاسخگويي به اظهار نظر مخالفان و مغرور شدن به تشويق‌هاي موافقان پرهيز كنند، اما اصرار عجيب برخي دوستان بر شنيدن پاسخ، ما را بر آن داشت تا به احترام خوانندگان فهيم روزنامه همشهري پاسخي واحد به مطالب مكرر منتشره در آن روزنامه وزين بدهيم و قضاوت درباره گفته‌ها و شنيده‌ها را به عهده ميليون‌ها مخاطبي بگذاريم كه شب‌هاي پاييزي و زمستاني خود را تا پايان سال‌86 با حسن و گلبهار همراه خواهند شد و به زندگي آدم‌هايي شبيه خود سفر خواهند كرد.

نكته اول:سريال حلقه سبز يك سريال آموزشي براي پزشكان جوان نيست تا از طريق آن بتوانند، دروس مربوط به مراحل پيچيده مرگ مغزي را مرور كرده و به خاطر بسپارند، بلكه ملودرامي سوررئاليستي است كه به بهانه اهداي عضو دغدغه‌هاي مهمتري را براي انسان امروز به ارمغان آورده، دغدغه‌هايي بنيادي چون انديشيدن به مرگ و زندگي.

پزشكان محترمي كه مسائل فني و پزشكي برايشان بسيار حائز اهميت است به طور قطع توجه دارند كه اعلام نكردن مراحل مرگ مغزي هيچ ربطي به منطق يك درام تلويزيوني ندارد و اينكه يك پزشك يا 4 پزشك درباره اين مسئله نظر بدهند و تصميم بگيرند، نه تنها هيچ كمكي به شناختن آدم‌هاي قصه نخواهد كرد بلكه در بسياري از مواقع مخاطب را دچار سردرگمي‌هاي غيرضروري مي‌كند.

نكته دوم: كارگردان و تيم همراهش از سال  1381 مرحله تحقيقات مكتوب و ميداني خود را در خصوص مسئله پيوند اعضا آغاز كردند و خوانندگان فهيم بي‌ترديد تصديق خواهند كرد وقتي يك سريال تلويزيوني كه در سال   86 پخش مي‌شود، از سال  81 مراحل تحقيقاتي خود را طي مي‌كرده است و از همان ابتداي كار بستر تحقيقات نه اتاق كار فيلمساز در يك دفتر در بسته، بلكه اتاق آي‌سي‌يو بيمارستاني تخصصي بوده است قطعاً از پشتوانه علمي قابل توجهي برخوردار است

در عين حال مي‌توان ادعا كرد مراحل تحقيقات پزشكي و فني اين مجموعه تلويزيوني به اندازه‌اي متقن و مستدل است كه صدها صفحه جزوه و كتاب كه حاصل كار محققان سخت‌كوش و صبور مجموعه است در دفتر فيلمسازي آرشيو شده و در صورت نياز مي‌توان آن را تكثير و در اختيار افرادي كه مي‌خواهند مراحل فني مرگ مغزي را به شكل آكادميك مطالعه كنند، قرار داد.

نكته سوم:باري اگر برخي دوستان در انتظار شنيدن يك پيام اخلاقي صريح به سر مي‌برند و حوصله‌شان سر رفته است كه پس  چرا زودتر نتيجه‌گيري ماجرا اعلام نمي‌شود و مردم به سمت مراكز اهداي عضو هجوم نمي‌آورند بايد به اطلاع رساند كه اين مجموعه نه قصد نتيجه‌گيري‌هاي شعاري و تكراري و صد البته بي‌اثر را دارد و نه اساساً به چنين روندي ايمان دارد كه بينندگان خود را نصيحت كند.

به هر حال مي‌توان اين حكايت را اين‌گونه به پايان برد كه به لطف داشتن مطبوعات آزاد مي‌توان تا آنجا كه در توان داشت دغدغه‌هاي فردي و تخصصي خود را به صورت اخبار درآورد، به آنها بال و پر داد و بر سر كساني كه ما را در بازي خود شريك نكرده‌اند فرياد كشيد و تهمت رواداشت و موج به راه انداخت و مسئله را آنقدر بزرگ كرد كه روزنامه‌اي در سطح همشهري در طول يك هفته چند بار در حد و اندازه تيتر مهم‌ترين اخبار ايران و جهان به سراغ چند پزشك عزيز برود و دغدغه‌هاي تخصصي آنان را در صفحه اول به چاپ رساند.

اما دوستان عزيز، دنياي رسانه دنياي غريبي است، باور كنيم، آنچه در يادها مي‌ماند تعقل عميق و آهسته و پيوسته‌اي است كه قدرت ته‌نشين كردن احساسات زودگذر را دارد و مي‌تواند تغيير ايجادكند؛ تغيير و تأملي كه سريال حلقه سبز با داستان ساده حسن و گلبهار در خلوت ميليون‌ها مخاطب خود ايجاد كرده و خواهد كرد.

سؤال آرام و بدون هياهويي كه آنقدر عميق و عزيز است كه قرار نيست اسير قضاوت‌هاي عجولانه و زودگذر گردد.
به هر حال شايسته است تا پايان پخش سريال «حلقه سبز» صبوري پيشه كنيم و بعد به قضاوت نشينيم.

 گروه سلامت: خوشحاليم كه سرانجام دوستان به اين نتيجه رسيدند كه  بايد به اعتراضات پاسخ دهند. اگرچه اعتراضاتي كه ما منتشركننده آن بوديم، قطعا با نيت واداشتن كسي به پاسخگويي نبوده است. به‌هرحال صدها ميليون‌ تومان هزينه شده و سريالي ساخته شده و بايد پخش شود.

نكته دردناك اين است كه كسي، نه آن‌زمان كه متن اوليه سريال به صدا و سيما پيشنهاد شده، نه آن‌زمان كه ساخته شده و نه حالا كه پخش مي‌شود، به عوارض اجتماعي و تأثيرات منفي آن بر باور عمومي توجهي نداشته و ندارد.

از ديدگاه ما، هنرمندان محترم، همان‌گونه كه به ارزش‌هاي اخلاقي، فرهنگي و مذهبي احترام مي‌گذارند، بايد در ورود به حوزه‌هاي اجتماعي هم حساسيت‌ها و ظرافت‌ها را درك كنند.

آيا  اين توقع زيادي است كه يك سريال اجتماعي به واقعيت موجود در جامعه وفادار باشد؟ دوستان استدلال كرده‌اند كه فضاي سريال سوررئال است.

آيا صرفا با اين استدلال، مي‌توان همه واقعيت‌ها را ناديده گرفت و خود را از همه تأثيرات منفي پخش سريال بر ضمير ناخودآگاه جامعه تبرئه كرد؟ آيا دوستان اعتقاد دارند پخش اين سريال، بينندگان را نسبت به نظام سلامت در كشور ما بدبين نمي‌كند؟ مگر فضاي اين سريال، گينه بيسائو، يا مثلا يك كشور تخيلي در آمريكاي لاتين است؟ همه چيز اين سريال ايراني است و نمي‌شود با يك كلمه «سوررئال» خيال خود را راحت كرد.

به سلامت مردم حساس باشيم. اين حساسيت، فقط در توصيه به خرما و كشمش خلاصه نمي‌شود

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
8.43066s, 19q