وضعیت بحرانی شمشاد جنگلی (شمشاد هیرکانی) در کشور

۱۳۹۲/۰۹/۲۳ - ۱۴:۲۰ - کد خبر: 88642
سلامت نیوز :  شمشاد جنگلی یا شمشاد هیرکانی با نام علمی Buxus hyrcana درختی همیشه سبز و سایه پسند است که بومی شمال ایران می باشد و علاوه بر ایران در ترکمنستان و تالش نیز رویش دارد. این گونه گیاهی در فهرست گیاهان در معرض تهدید و در طبقه در معرض خطر انقراض جای دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سازمان حفاظت محیط زیست ؛ طاهره افتخاری معاون دفتر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی ؛ بطور کلی عوامل تخریب کننده جنگل شامل قطع درختان و برداشتهای غیر اصولی از جنگل ها و مراتع، آتش سوزی، وجود دام در جنگل و فعالیتهای غیر اصولی کشاورزی به همراه استفاده از ارقام اصلاح شده در کشاورزی، همگی بیانگر دخالتهای نابخردانه انسان و تاثیرات آدمی بر نابودی محیط زیست بویژه جنگلها و مراتع است. علاوه بر این عوامل، خشکسالی و افزایش متوسط دمای سالانه، از عوامل اصلی طبیعی موثر بر شیوع آفات و بیماریها محسوب می شوند.

بیماری بلایت یا سوختگی شمشاد که در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای امریکایی، اروپایی و آسیایی مشاهده شده ، به گزارش سازمان جنگلها و مراتع کشور برای اولین بار در سال 1389 در جنگلهای تالش و آستارا دیده شده است. بر اساس گزارشات دریافت شده، این بیماری در حال پیشروی از غرب به شرق جنگلهای شمال کشور می باشد.

در واقع متولی اصلی حفظ و صیانت از جنگلهای کشور، سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور می باشد. این سازمان علاوه بر بخش ستادی که در مرکز کشور قرار دارد، دارای مراکز تحقیقاتی در سراسر کشور نیز می باشد. موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور نیز، نهاد علمی و اجرایی در زمینه آفات و بیماریها و روشهای مبارزه با آنهاست. این موسسه از طریق واحدهای ستادی و استانی خود در خصوص مبارزه با آفات و بیماریها، فعالیت می نماید. طبق تحقیقات کارشناسان این مراکز تحقیقاتی، عامل بیماری شمشاد جنگلی، یک گونه قارچ (Buxicola cylindrocladium)  است که باعث چروکیدگی و ایجاد لکه های قهوه ای در برگ گیاه و سایر اندام های هوایی و سپس مرگ سریع بافتها و اندام های هوایی گیاه می شود بطوریکه گیاه ظرف مدت کوتاهی خزان نموده و خشک می شود.

چه باید کرد؟

در حال حاضر وزارت جهاد کشاورزی (که وزارت متبوع سازمان و موسسه تحقیقاتی برشمرده در فوق می باشد)، دارای برنامه های مطالعاتی و تحقیقاتی گسترده در زمینه بررسی و کنترل آفات و بیماریهاست . به نظر می رسد در وزارت جهاد کشاورزی همانند سایر نهادهای دولتی و از جمله سازمان حفاظت محیط زیست، فرایند مطالعاتی ، تحقیقاتی ، کنترل و مهار عوامل آسیب رسان به محیط زیست، با توجه به عدم تداوم طرحها از جمله مشکلات بودجه ای- شاید- به دلیل توجیه نبودن تصمیم سازان و برنامه ریزان کشور در سطح کلان، به چنین مقوله هایی تا مرحله بحران توجه خاصی نمی شود. بطوریکه هنوز هم برنامه آمایش سرزمین جدی تلقی نشده و از طرفی در خصوص پایش محیط زیست نیز حمایت و فعالیت مداوم و پایداری مشاهده نمی شود.

از نظر آسیب شناسی لازم می دانم تاکید نمایم که به منظور حفاظت از محیط زیست بایسته و شایسته است که تمامی نهادهای دولتی و غیر دولتی با هم همراه شوند. محیط زیست بخش جداگانه ای از زندگی مردم نیست. جای سوال دارد که در کشور ما با چنین تنوع زیستی گسترده و از طرفی با بحرانهای طبیعی وسیع نظیر خشکسالی، سیل و ... هنوز محیط زیست در حد یک سازمان دولتی باقی مانده است.

نتیجه این نحوه رویکرد دولتمردان ایران این خواهد بود که سازمان حفاظت محیط زیست که بایستی در زمینه پایش،کنترل و حذف عوامل تهدید کننده محیط زیست، هم به صورت جداگانه و هم به طریق همراهی با سایر نهاد ها از جمله وزارت جهاد کشاورزی نقش کلیدی داشته و وارد عمل شود، به هیچوجه از نظر ساختاری بویژه نیروی انسانی و مالی تقویت نشده است.

به طوریکه در حال حاضر تنها بخش گیاهی در سراسر ستاد مرکزی سازمان متبوع، گروه گیاهی دفتر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی با دو نفر نیرو (رئیس گروه و یک کارشناس) می باشد و در سایر استانها یا بهیچوجه نیروی کارشناسی گیاهی نداریم و یا اگر بر حسب اتفاق وجود داشته باشد، به دلیل تعدد فعالیتهای استانی و کمبود نیرو به سایر فعالیتهای ادارات از جمله در زمینه محیط انسانی می پردازند. بنابر این سطح توقع از یک نهاد ضعیف نگاهداشته شده نبایستی دور از واقعیت و منطق باشد.

راهکار رفع بحرانهای موجود

همانگونه که پیشتر گفته شد، به نظر می رسد در کشور ایران تنها وقتی که یک بحران ، آنهم در سطح وسیع بوجود آید، لزوم توجه به محیط زیست و یا حضور و پاسخگویی این نهاد قابل طرح است. با توجه به حجم وسیع فعالیتهای توسعه ای در سالهای اخیر که اکثراً فاقد ارزیابی های زیست محیطی بوده و علی رغم مخالفتهای کارشناسان محیط زیست انجام پذیرفته اند، اخیراً شاهد بروز تهدیدات جدی در زمینه حفاظت از زیستگاههای ارزشمند نظیر دریاچه ارومیه و یا گونه های خاص و ارزشمند مانند بلوط ایرانی و شمشاد جنگلی بوده ایم. بدیهی است هر گونه تغییر و ناهنجاری در محیط زیست بدون در نظر گرفتن پایداری اجزای آن ، چنین عواقبی را در پی خواهد داشت.

هنگامی که کاربری اراضی در مناطق حاصلخیز شمال کشور در سطح وسیع، به منظور ایجاد و توسعه مناطق، جاده سازی، احداث مراکز تفریحی ، ویلاسازی و ... بدون توجه به هشدارهای کارشناسان دلسوز نه تنها در سطح سازمان محیط زیست بلکه در سطح کشور، انجام پذیرفت می بایستی به وضعیت فعلی گونه های ارزشمند گیاهی که بالتبع بی تاثیر بر گونه های جانوری نیز نمی باشد، می اندیشیدند.

این مطالب خطاب به افرادی است که بدون درایت، محیط زیست را گاهاً محیط ایست خطاب می کردند و می کنند. از اینرو همواره پس از تخریب محیط زیست به ناچار سالیان متمادی با صرف هزینه و وقت بسیار بیشتر از حفاظت آن، بایستی صرف بازسازی و احیای محیط گردد. در حال حاضر در خصوص حفاظت و احیای جنگلهای شمال و غرب کشور بهترین راهکار، عزم ملی و استفاده از پتانسیل تمامی نهادهای علمی و اجرایی کشور می باشد.

در این ارتباط به جای برگزاری همایشها و کنفرانس ها در خصوص رفع بحران ، ضروری است یک برنامه اقدام ملی با پشتوانه مالی و نیروی انسانی کارآمد و مجرب تهیه گردیده و در اسرع وقت به مرحله اجرا در آید. در این خصوص توجه خاص به مسئله پایش محیط زیست و تداوم در اجرای برنامه های بلندمدت زیست محیطی، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.41276s, 20q