حال نظام سلامت اصلا خوب نيست/ سوء مدیریت تاثیر تحریم ها را چند برابر کرده است

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 88897
حال نظام سلامت اصلا خوب نيست/ سوء مدیریت تاثیر تحریم ها را چند برابر کرده است
سلامت نیوز: همه افرادي که طي ماه‌هاي گذشته به هر نحو با نظام سلامت کشور سر و کار داشته‌اند به روشني متوجه بدحالي کم‌سابقه اين نظام شده‌اند...

دکتر سيدحميد خوئي در هفته نامه سپید نوشت: به جرات مي‌توان گفت نظام سلامت کشور طي 30 سال گذشته حتي در سال‌هاي جنگ تحميلي چنين نابساماني و بي‌برنامگي‌اي را تجربه نکرده بود چه آنکه در سال‌هاي جنگ تحميلي، همه عناصر دروني براي خنثي کردن تاثيرات سوء ‌دشمني‌هاي بيروني مانند تحريم و محاصره اقتصادي بسيج شده بود و مديريت‌هاي جهادي در همه سطوح نظام موفق شده بود کشتي نظام سلامت را به سلامت از آن طوفان‌هاي سهمگين درآورد اما امروز به تلخي بايد گفت سوء‌مديريت‌هاي داخلي – تقريبا در همه سطوح- تاثير بد تحريم‌ها و دشمني‌هاي خارجي را چند برابر کرده است.

آسيب‌شناسي دقيق و منصفانه وضعيت نابهنجار کنوني ضرورت مبرمي است که در ماه‌هاي اخير کمتر به چشم خورده است.

اينکه وضعيت موجود حتي در سطح متناسب با عمق فاجعه نقد، بررسي و تجزيه و تحليل نمي‌شود به نوبه خود مصيبتي بزرگ است. گويا همگان خود را در مقابل سيل خانمانسوزي مي‌بينند که هيچ کس را توان مقابله با آن نيست و فقط بايد مقابل فاجعه سر تسليم فرود آورد!

وضعيت غريبي است حال و روز امروز ما. سياست – بخوانيد سياست بازي- و اقتصاد بر همه مولفه‌هاي حيات اجتماعي مردم و به‌خصوص اخلاق، فرهنگ و سلامت سايه افکنده است و اين دو عنصر سياست و اخلاق چنان اصالت يافته‌اند که شاخص‌هاي اصيل‌تر و حياتي‌تري مانند سلامت، اخلاق و فرهنگ را يکسره به وادي نسيان رانده‌اند. اگر در کشورهاي پيشرفته جهان سياست در حمايت از سلامت ملي به کار گرفته مي‌شود و اقتصاد با ارتقاي اين مولفه اجتماعي گره مي‌خورد در کشور ما نه سياست خيري براي سلامت داشته و نه اقتصاد برکتي.

نگارنده مدعي است اوضاع نظام سلامت کشور کاملا غيرطبيعي است و اين شرايط غيرطبيعي هزينه‌هاي بسيار گزافي بر دوش مردم نهاده و گرامي‌ترين وجه وجودي آنها يعني سلامت را در معرض تهديدي بسيار جدي و درازمدت قرار داده است. براي اثبات اين مدعا کافي است تنها به طرح چند سوال از ميان ده‌ها پرسش مشابهي که اين روزها در ذهن همه دست‌اندرکاران سلامت کشور خلجان مي‌کند، پرداخت.

آيا طبيعي است که 6 ماه مانده به پايان عمر دولت و در شرايطي که نظام سلامت کشور با مشکلات متعددي نظير طرح پزشک خانواده و تامين ارز دارويي مواجه است متولي اصلي سلامت جامعه يعني وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي بر سر لج و لجبازي‌هاي سياسي و به بهانه عدم موافقت با عزل رييس يک دانشگاه تغيير کند؟ در کجاي دنيا نظام بهداشت و درمان کشور اينگونه قرباني سياست‌بازي مي‌شود؟

آيا طبيعي است در آخرين روزهاي عمر دولت، سونامي تغييرات مديريتي تا 4 سطح پايين‌تر از وزير را در سازمان غذا و دارو در نوردد؟

آيا طبيعي است وزيري، دانشگاهي همچون دانشگاه علوم‌پزشکي ايران را در دانشگاه علوم‌پزشکي تهران ادغام کند و مدت کوتاهي بعد وزير تازه از راه رسيده بعدي دستور جداسازي آن را صادر كند؟ آيا به راستي اين است شيوه حکمراني؟ آيا جز اين است که هزينه‌هاي آن تصميم اشتباه و اين تصميم اشتباه‌تر را به‌طور کامل مردم بينوا مي‌پردازند و بس؟ آيا آن وزير و اين وزير حق دارند چنين هزينه‌هايي بر مردم تحميل كنند؟‌اي کاش مکانيسمي در کشور وجود داشت که مسوولان را مجبور مي‌کرد حداقل يک‌صدم هزينه‌هاي ناشي از تصميمات نادرست ناشي از لجبازي‌هاي سياسي را از جيب مبارکشان پرداخت كنند و 99 درصد بقيه را مردم!

آيا طبيعي است ظرف يک سال گذشته شاهد اين همه اظهارات و تصميمات ضد و نقيض در مورد طرح پزشک خانواده باشيم؛ طرحي که خواسته يا ناخواسته همه جنبه‌هاي نظام سلامت و فعاليت‌هاي حرفه‌اي دست‌اندرکاران آن به‌خصوص پزشکان عمومي به‌عنوان بدنه اصلي اين نظام را تحت تاثير قرار مي‌دهد؟

آيا طبيعي است در شرايطي که سازمان نظام‌پزشکي بايد حضور فعال و کاملا مقتدرانه‌اي در عرصه مديريت سلامت کشور داشته باشد، انتخابات اخير اين سازمان - به‌عنوان بزرگ‌ترين تشکيلات صنفي غيردولتي کشور- اين چنين تحت تاثير گروکشي‌ها و اردوکشي‌هاي سياسي قرار گيرد و بخش قابل‌توجهي از اعضاي جامعه پزشکي از حق کانديد شدن محروم شوند و به دنبال آن بخش نسبتا بزرگي از اين جامعه انگيزه خود را براي شرکت در انتخابات از دست بدهند؟

آيا طبيعي است در راستاي همين گروکشي‌ها و تسويه‌حساب‌هاي سياسي توپخانه رسانه‌اي دولت به‌خصوص روزنامه ايران آتش سنگين خود را به سوي انتخابات نظام‌پزشکي نشانه رود و مشروعيت آن را زير سوال ببرد؟

آيا طبيعي است رييس جمهور که اين روزها بيش از گذشته از مديريت جهان سخن مي‌راند در يک جهت‌گيري کاملا سياسي از تنفيذ حکم رييس کل منتخب سازمان خودداري مي‌كند تا عملا در اين شرايط حساس نقش‌آفريني سازمان را به‌طور کامل حذف کند؟

اگر اخبار بسيار بد و نگران‌کننده‌اي که اين روزها از سازمان نظام‌پزشکي به گوش مي‌رسد درست باشد آنگاه بايد پرسيد در آستانه تحويل و تحول مديريت سازمان نظام‌پزشکي، آيا طبيعي است رياست پيشين سازمان تصميم بگيرد در اجراي سياست تحويل شهر سوخته اولا تحويل آرم ترافيک متقاضيان را از بهمن و اسفند سال گذشته به فروردين و ارديبهشت امسال منتقل کند تا همکاران متقاضي را مجبور كند حق عضويت سال 1392 خود را در همان ابتداي سال پرداخت كنند و اين مبالغ صرف خريد آرم‌هايي شود که وجه آن در سال 91 پرداخت شده و در جاي ديگر هزينه شده است؟ آيا طبيعي است در همين راستا كاركنان قراردادي سازمان دفعتا كاركنان رسمي و دائمي مي‌شوند و بخشي از ساختمان سازمان واقع در خيابان الوند 3 ساله رهن داده مي‌شود؟

در شرايطي که قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران برخورداري از سلامت را حق طبيعي آحاد مردم ايران مي‌داند و قانون برنامه پنجم توسعه، سقف پرداخت‌هاي مردم براي هزينه‌هاي سلامت خود را 30 درصد تعيين مي‌کند آيا طبيعي است وزير محترم بهداشت اعلام كند در سال 1391 مبلغ 40 هزار ميليارد تومان صرف سلامت مردم شده که 15 هزارميليارد آن را دولت و بيمه‌ها پرداخته‌اند و 25 هزار ميليارد تومان باقيمانده از جيب مردم پرداخت شده است؟ آيا اين است مفهوم عدالت‌محوري و عدالت‌گستري؟ آيا طبيعي است اين انتظار تلخ که در سال 1392 با تغييرات نرخ ارز و گران شدن داروها و خدمات پزشکي، سهم پرداخت از جيب مردم براي تامين سلامت به 80 تا 85 در صد برسد؟

آيا طبيعي است در يک سال گذشته مسوولان اقتصادي کشور با بي‌سياستي و بي‌برنامگي و اظهارات ضدونقيض و چرخش‌هاي مداوم و تصميمات خلق‌الساعه اين چنين بازار دارويي و مديران دارويي را در حيرت و بلاتکليفي خسارت‌بار نگه دارند؟ کافي است يک بار فهرست طويل و عريض وعده‌هاي تامين ارز و پرداخت ارز و رفع مشکلات دارويي و دفعات تکرار اين وعده‌ها را مرور کرد؛ وعده‌هايي که بيشتر آنها هرگز محقق نشد.

در شرايطي که از يک سو بيمار با مشکل روزافزون گراني و کمبود دارو دست و پنجه نرم مي‌کند و از سوي ديگر توليدکنندگان با جان کندن دارو توليد مي‌کنند و پزشکان با ده‌ها دغدغه در درمان بيماران روبرو هستند آيا طبيعي است معاون اول رييس‌جمهور با ديده فروبستن بر همه مشکلات حاد نظام سلامت از ضرورت مبرم فارسي‌نويسي نسخ توسط پزشکان سخن ‌گويد و بيش از يک بار بر اين نکته سرنوشت‌ساز و حياتي پاي مي‌فشارد؟ گويي که حضرت ايشان همه عمر مبارک را در شناسايي موانع اساسي رشد و توسعه کشور صرف كرده و در نهايت به اين کشف و شهود بي‌نظير رسيده‌اند که علت العلل همه مشکلات فعلي ايران و جهان اين است که پزشکان ما نسخ بيماران را به زبان فارسي نمي‌نويسند! آيا اين نحوه مديريت شما را به ياد داستان معروف راه‌حل مشعشع ماري آنتوانت براي رفع گرسنگي و بي‌ناني مردم نمي‌اندازد؟

و بالاخره آيا طبيعي است همين حضرت ايشان در چند نوبت با ادبياتي نازيبا و توهين آميز و البته بر مبناي داده‌هاي غلط و ناقص، عملکرد جامعه پزشکي کشور را به نقد مي‌کشند اما هيچ کس به جانب مستطاب ايشان اعتراضي نمي‌کند و هيچ ناصح مشفقي يافت مي‌نشود که به ايشان سخن مولانا اميرالمومنين علي عليه‌السلام را يادآوري کند که «لو سکت من لا يعلم لسقط‌الاختلاف» اگر آن کس که آگاهي کافي از موضوعي ندارد زبان در کام گيرد اختلافي پيش نخواهد آمد. کاش همه مي‌آموختند که لازم نيست در مورد همه چيز اظهارنظر کنند.

بگذاريد از ده‌ها سوال مشابه ديگر بگذريم. آيا هنوز هم ترديدي باقي‌مانده که اين روزها حال نظام سلامت اصلا خوب نيست؟ پس همگي دست بر دعا برداريم و براي عافيت عاجل اين بيمار به درگاه حضرت حق استغاثه کنيم. البته به شرط آنکه گفته نشود اصولا انتظار طبيعي بودن رفتارها در اين مرز و بوم انتظاري غيرطبيعي است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.26041s, 18q