وقتی اعتماد بین بیمار و پزشک به چالش کشیده میشود

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 88926
وقتی اعتماد بین بیمار و پزشک به چالش کشیده میشود
سلامت نیوز :دکتر مصطفی معین طی یادداشتی در خصوص چالشهای جدید اخلاقی و اجتماعی پزشکان با بیان اینکه امروزه دانش علمی در شاخه های گوناگون خود بويژه در علوم پزشکی با اقتضائات و ارزش های اخلاقی، حقوقی و اجتماعی بيشتر درهم آميخته است تاکید کرد : اين خود يک رخداد جديد علمی در عرصه جهانی است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اخبار پزشکان دانشگاههای موج نو نيز نسبت به گذشته از رسالتهای چندگانه تر و متنوع تر آموزشی، پژوهشی، تربيتی و اجتماعی برخوردار شده اند . تبلور اين واقعيت و تجلی اين دسته از ارزشها را با به عهده گرفتن مسئوليتهای علمی، اخلاقی و اجتماعی می توان در شخصيت مطلوب يک پزشک مشاهده کرد. در جهان امروز به دليل پيشرفت شگفت آور و پر شتاب علوم زيستی و پزشکی و تکنولوژی های نو ، ميدان عمل و توانمندی های پزشکان در همه جنبه های پيشگيری ، تشخيص ، درمان و کنترل بيماری ها گسترش يافته ولی بهمان نسبت نيز بر دامنه آگاهی های علمی و عمومی جامعه و بيماران افزوده شده است .

افزايش آگاهی جامعه نسبت به حقوق شهروندی در زمينه های فکری و فرهنگی و اجتماعی و سياسی، زيستی و اقتصادی ، بهداشت و درمان و از جمله "حق سلامت" نقش بيمار را در حفظ سلامتی خود و در ارتباط با پزشک بيش از پيش مورد تاکيد قرار داده است .

از سوی ديگر و عليرغم اين تحولات، پژوهش ها و مشاهدات نشان می دهند که طی دهه های اخير ، مقوله "اعتماد" بين بيماران و پزشکان به چالش کشيده شده، در صورتيکه از دير باز پايدارترين روابط معنوی، عاطفی و انسانی دراين ميان وجود داشته است .

اين واقعيت که هنوز پزشکان در رديف بالاترين گروههای مرجع جامعه به حساب می آيند و نقش و مسئوليت آنان در ساختار نظام سلامت کشورها ايجاب می کند که نسبت به چالش های اخلاقی- اجتماعی و وضع اعتماد عمومی در قبال جامعه پزشکی حساسيت جدی به وجود آيد . در واقع درهم آميختگی حقوق بيمار و پزشک بصورت مساله ای جديد فراروی پزشکان قرار گرفته و بطور طبيعی بالاترين مدافع حقوق بيماران را ، پزشکان آنان به شمار آورده و متقابلاً آحاد جامعه را نسبت به تامين حقوق و منزلت طبيبان خويش حساس تر کرده است .

در اين چشم انداز، من اصلی ترين راهبردهای فائق آمدن بر چالش های پيش رو را در سه زمينه خلاصه می کنم:


١ - ضرورت پايبندی بيشتر اعضای جامعه پزشکی به "آموزه های اخلاقی و حرفه ای طب" (Professionalism)
٢ - ضرورت اتخاذ "رويکرد حقوق بشری" نسبت به امر سلامت و دفاع همه جانبه ی جامعه پزشکی از حقوق شهروندان در برخورداری از حداکثر سلامت جسمی، روانی، تامين اجتماعی و حقوق شهروندی .
٣ - ضرورت بررسی و اصلاح برنامه های درسی و آموزشی پزشکی از سوی دانشگاهها، در جهت جامعيت بيشتر و جامعه نگری آنها و پيش بينی سر فصل های مناسب در موضوعات اخلاق و حقوق پزشکی.
چهار اصل مشهور اخلاق پزشکی يعنی اصل احترام به استقلال و آزادی بيمار ( Autonomy )، اصل سودمندی ( Beneficence ) و اصل نازيانمندی ( Non - Maleficence ) و اصل عدالت ( Justice ) هم اکنون در سطح جهانی مورد تاکيد و استفاده جوامع پزشکی است.

علاوه بر اين اصول، رعايت سه ضرورت مهم اخلاقی و اجتماعی ديگر نيز اهميت يافته است :
اول، ضرورت بروز ارزشهای اخلاقی و اجتماعی در منش، رفتار و شخصيت پزشکان به صورت الگو .
دوم، ضرورت اعتماد بالای جامعه نسبت به پزشکان خود .
سوم، ضرورت رهبری فرهنگی و اخلاقی پزشک در اجتماع و دفاع او از حقوق بنيادين آحاد جامعه فارغ از هرگونه مرزبندی، تبعيض و تفاوت. ضرورتهای فوق از اين واقعيت ناشی می شود که طبق مطالعات سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) در اين زمان، عوامل اجتماعی در پيدايش و يا کاهش بيماری ها نقش تعين کننده ای يافته است .

بر اين پايه تاثير عوامل ارثی و بيولوژيک در امر سلامت حدود 20 درصد، تاثير عوامل محيطی در حدود 10 درصد و نقش دستگاه مسئول بهداشت و درمان و اقدامات پزشکی در حدود 20درصد است، درصورتيکه نقش عوامل موثر اجتماعی در تامين سلامت ( Social determinants of health ) بيش از 50 درصد شده است .

از ميان عوامل اجتماعی موثربرسلامت، موضوع عدالت در تمامی وجوه جنسيتی، نژادی، قوميتی، مذهبی، آموزشی، فرهنگی، سياسی، اجتماعی ، اقتصادی و بهداشتی- درمانی آن موضوعيت دارد . به اين ترتيب امروز تاثير ساختار مديريتی جامعه و ميزان برخورداری حاکميت ها از دموکراسی، مردمی بودن و مقبوليت حاکمان و رعايت اصول و موازين حقوق بشر و حقوق شهروندی بويژه "حق سلامت" بر کيفيت خدمات پزشکی و توزيع عادلانه منابع و امکانات تاثيری تعين کننده است .

در جهان کنونی، امر سلامت مانند آموزش و امنيت از جمله امور حاکميتی محسوب می شود و دولت ها نسبت به تامين بالاترين سطح سلامت برای آحاد شهروندان مسئوليت دارند و بايد پاسخ گو باشند . اينجاست که نقش بی بديل پزشک با توجه به اهميت اجتماعی پزشکان، حاکميتی بودن امر سلامت و محوريت انسان سالم در توسعه و پيشرفت کشورها خود را نشان می دهد .

انتظار جامعه از پزشکان خود اين است که با رويکردی علمی و اصلاح طلبانه ، مردمی و دموکراتيک و با جهت گيری دفاع از حقوق شهروندان، در روند احقاق حقوق تضييع شده جامعه و بيماران و اصلاح ساختارهای اجتماعی و نظام سلامت مسئولانه همکاری و مشارکت نمايند.

از جمله اين مسائل و حقوق عمومی که بايد به رفع آنها اهتمام کرد، می توان به اين موارد اشاره داشت :

١ . فقر و محروميت گسترده ناشی از تبعيض و بی عدالتی و سوء مديريت در سطح جامعه که منجر به آسيب ها و مشکلات گوناگون از جمله سوء تغذيه ، کوتاهی قد کودکان و آسيب های جسمی ، روانی و اجتماعی شده است .
٢ . عدم دسترسی برابر به خدمات سلامت که پديده سلامت عمومی را بعنوان يک امر به هم پيوسته در معرض مخاطره قرار داده است .
٣ . کيفيت نازل آموزش ، مديريت و ارائه خدمات در جنبه های مختلف تشخيص، درمان و پيشگيری .
٤ . ناکارآمدی بيمه های درمانی از نظر فراگيری، کميت و کيفيت و خدمات حمايتی .
٥ . ناکارآمدی ساختار نظام سلامت، تعدد مراجع اجرايی و برنامه ريزی و تداخل در وظايف و اختيارات دستگاههای مسئول .
٦ . شرايط نامطلوب اخلاقی و حقوقی در مناسبات اداری – مالی و انسانی خدمات سلامت، هزينه های کمر شکن دارو و درمان و فرهنگ عمومی و پزشکی جامعه .

حال بايد ديد چه مسائل و چالش هايی برای ايفای نقش موثر در اين فرايند وجود دارد؟
مسائل و چالش هايی که جامعه فرهيخته پزشکی کشور در جهت دفاع از حقوق بيماران و کمک به بهبود کيفيت خدمات سلامت با آن روبرو هستند، می توان در اين زمينه ها طبقه بندی کرد :
١ . ملاحظات مادی و حرفه ای ، انتظار می رود که پزشک با توجه به انتخاب آگاهانه و عاشقانه خود و سوگندی که برای وقف خويش برای نجات بيماران و سلامت جامعه خورده است ، از پرداختن هزينه های مادی ، اجتماعی و سياسی در اين راه انسانی و الهی دريغ نکند .
٢ . تاثيرپذيری از تبعيض و بيعدالتی نهادينه شده در فرهنگ عمومی و بی تفاوتی نسبت به اعمال آن در امور پزشکی از قبيل درجه بندی و خودی و غير خودی کردن شهروندان، تبعيض های جنسيتی، مذهبی و قوميتی در ارائه خدمات امور بهداشتی و درمانی و يا آموزشی و حقوق سياسی- اجتماعی که پزشکان به آنها نگاهی نو و مسئولانه داشته باشند.
٣ . سکوت و يا هم گرايی با حاکميت در ارتباط با نقض حقوق شهروندان، از قبيل عدم رعايت اصول رازداری پزشکی، نقض حقوق زندانيان در زمينه برخورداری از تغذيه، دارو و درمان، بهداشت جسمی و روانی و آزار و شکنجه که بايد در قبال آنها نقش فعالانه حرفه ای داشت .
٤. فقدان رويکرد حقوق بشری در مسائل پزشکی و عدم حضور آموزه های لازم اخلاقی و حقوقی در برنامه های آموزشی مدارس و دانشگاهها و دوره های بازآموزی کادر های پزشکی و پيراپزشکی که در اين زمينه ها سازمان نظام پزشکی نيز که موظف به دفاع همزمان از حقوق بيماران و جامعه پزشکی و همکاری در ارتقای نظام سلامت است بايد در سطح شورای عالی ، هيئت های مديره مناطق و سازمان اجرايی فعال شده و پاسخگوی مسئوليتهای اخلاقی، اجتماعی و قانونی خود باشد .
اين ها و مسائلی از اين دست می توانند به عنوان دستور کاری پزشکی در قبال چالش های اخلاقی و حقوقی شهروندی که جامعه ما با آنها روبه روست، به شمار آيند .
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.23109s, 18q