در نظام آموزشي ايران پرورش خلاقيت جايگاهي ندارد

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 88973
در نظام آموزشي ايران پرورش خلاقيت جايگاهي ندارد
سلامت نیوز: یكي از ويژگي‌هاي ممتاز در انسان، قدرت يادگيري و خلاقيت اوست. انسان، انسان نمي‌شود مگر بر اثر قدرت يادگيري و تاثير تعليم و تربيت. ظرفيت خلاقيت در انسان نامحدود است و در طول حيات او همواره در حال يادگيري است. يكي از پيچيده‌ترين جلوه‌هاي يادگيري انسان در هزاره سوم و در قرن بيست‌ويكم يادگيري، خلاقيت و آفرينندگي است. درباره خلاقيت بحث‌هاي فراواني شده اما بسياري از رفتارشناسان خلاقيت را داراي مولفه‌هاي تشكيل‌دهنده‌اي مثل يادگيري، تفكر، مهارت، تجربه، انگيزه و استعداد قلمداد كرده‌اند.

بسياري از رفتارشناسان بر اين باورند كه انسان براي دوام و بقاي خود نيازمند است قدرت خلاقيت كودكان را پرورش دهد چراكه خلاقيت سلاحي است كه انسان مي‌تواند با به‌كارگيري آن به حل مسائل و مشكلات گوناگون بپردازد. البته خلاقيت مثل هوش، حافظه و تفكر فرآيندي پوياست كه با استفاده از متدهاي مختلف مي‌توان به آموزش، رشد، تقويت و توسعه آن پرداخت. اندازه‌گيري خلاقيت و روش‌هاي پرورش آن از پنجاه سال قبل شروع شده؛ البته در طول تاريخ همواره خلاقيت در ميان دانشمندان و كاشفان، هنرمندان و نويسندگان و مخترعان وجود داشته است.

روانشناسان كم‌كم دريافته‌اند كه هوش و خلاقيت مترادف نيستند و خلاقيت را نمي‌توان با آزمون‌هاي هوشي اندازه گرفت و سنجيد. نخستين بار در سال 1951 ترستون، به اين امر پي برد كه چگونه برخي از افراد كم‌هوش در انجام بعضي از امور موفقند. او ملاحظه كرد كه افراد خلاق با نگرشي انتقادي به مسائل نگاه مي‌كنند و راه‌حل‌هاي خلاق احتمالا زماني كه فرد در حال استراحت است پيدا مي‌شود. متاسفانه در نظام آموزشي ايران پرورش خلاقيت جايگاهي خاص ندارد و به رشد آن توجه نمي‌شود.

گذشته يكنواخت بوده است و اين مباني را از ترجمه كتب كشورهاي اروپايي برداشت كرده‌اند. محدوديت‌هاي موجود در فعاليت‌هاي علمي در مراكز آموزشگاهي اعم از مدارس يا دانشگاه‌ها به شكلي كه كشف و تقويت استعدادهاي درخشان بسيار محدود و آهسته حركت مي‌كند اتفاق مي‌افتد.


تفكر يكنواخت علمي در كلاس‌هاي درسي در سطوح مختلف تا آنجا كه دانش‌آموزان و دانشجويان در روز اول كلاس به فكر سوالات امتحان هستند، شكل امتحانات چهار جوابي، سوالات و پاسخ‌هاي قالبي و يكنواخت حتي بازي‌هاي كلاسي و مدرسه‌اي در خانه و مدرسه خلاقيت فرزندان ما را محدود كرده است. تازه چند سال است كه تكنولوژي آموزشي از طريق مركز رشد در توليد اسباب بازي‌هاي علمي اتفاق مي‌افتد كه اين حركتي ميمون و فرخنده است.

متاسفانه حل‌المسائل‌هاي مختلف در سطوح بالا و پايين كلاسي، راهنماي كتب درسي و كليدهاي سوال و جواب باعث انجماد خلاقيت در نوجوانان و جوانان ما شده در حالي كه در كشورهاي پيشرفته معلمان و اساتيد علاقه‌مندند با فراهم كردن شرايط مناسب شاگردان خود را به تفكر خلاق هدايت كرده و آنها را براي زندگي در دنياي پويا و براي آينده‌اي جديد آماده كنند.

امروزه انتقال معلومات هدف نيست بلكه پرورش قدرت تفكر خلاق و ابتكار هدف است. امروز لازم است كودكان و نوجوانان به گونه‌اي تربيت شوند كه خلاق باشند و براي مسائل قديم و جديد راه‌حل‌هاي نو بيابند. ما به عنوان آموزگاران نبايد راه‌حل مسائل را به دانش‌آموزان خود منتقل كنيم بلكه بايد چگونگي حل مسائل را به آنها بياموزيم. شايان ذكر است كه نظام‌هاي آموزشي گذشته‌نگر نمي‌توانند شهروندان خلاق و مبتكر تربيت كنند چراكه اين‌گونه نظام‌هاي آموزشي قواعد معين و ثابت براي رفتارهاي معين و راه‌حل‌هاي خاص براي مسائل خاص تجويز مي‌كنند و دانش‌آموزان و دانشجويان خلاق مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرند.

حتي سوالات و پيشنهادات آنها بايد قالبي و در چارچوب باشد اما در مقابل نظام‌هاي آموزشي خلاق و آينده‌نگر همواره به آينده نگاه دارند و هوشيارانه به پيش‌بيني و پيشگيري مي‌پردازند. آنها در گذشته نمي‌مانند و توقف نمي‌كنند و خلاقيت در اين نظام‌ها ارج و منزلتي بالا دارد از اين رو در جامعه رو به رشد ايران با توجه به تحريم‌هاي مختلف علمي و اقتصادي و فرهنگي توجه به جايگاه و نقش خلاقيت از اهميت حياتي برخوردار است و شايسته است اين حركت و توجه از خانواده‌ها، مهدهاي كودك و مراكز پيش‌دبستاني آغاز شود.


خانواده بي‌ترديد اثربخش‌ترين تاثير را بر رشد خلاقيت دارد چراكه خلاقيت توانايي و مهارتي است كه عوامل متعددي بر رشد و توسعه آن اثر مي‌گذارند از جمله خانواده كه فرصت‌هاي لازم را براي سوال كردن، تجربه كردن و كنجكاوي كودكان فراهم كرده و در مقابل اين‌گونه رفتارها روش سركوب و دعوت به سكوت پيشه نمي‌كنند. خانواده‌هاي آينده‌نگر زمينه لازم براي رشد و تقويت خلاقيت ايجاد مي‌كنند در مقابل خانواده‌هاي مستبد قوانين و انضباط محدودكننده را با خشونت و پرخاشگري در جهت توقف خلاقيت كودكان به كار مي‌گيرند.


نظام آموزشي و معلمان با نوگرايي مي‌توانند در رشد اين فرايند موثر باشند. مهم‌ترين عوامل مانع خلاقيت در نظام آموزشي عبارتند از تاكيد بر دروس نظري، تكيه بر محفوظات، تكاليف پرحجم و زياد، عدم توجه به توانايي‌ها، كلاس‌هاي پرجمعيت، انضباط افراطي، معلمان ناآشنا به روانشناسي و تعليم و تربيت، روش‌هاي تدريس سنتي و تاكيد بر تفكر همگرا.


در عوض به جاي محورهاي گفته شده بايد براي رشد خلاقيت به دروس عملي و رشد همه‌جانبه دانش‌آموزان، گزينش معلمان باهوش و كارآمد، توجه به رغبت‌ها و علايق دانش‌آموزان و برقراري پيوند عاطفي ميان مدرسه و دانش‌آموز توجه كرد. فقط در اين صورت است كه مي‌توان به آينده‌اي روشن با جمعيت فرهيخته خلاق اميدوار بود چراكه ايستادگي در مقابل يورش فرهنگي و اقتصادي بيش‌تر از هر چيز ديگر به نوآوري و خلاقيت نياز دارد.

منبع: روزنامه ملت ما
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.28829s, 19q