مشکل ما در کجا است؟

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 89008
مشکل ما در کجا است؟
سلامت نیوز: حوزه سلامت کشور با چالش هاي جدي و اساسي مواجه است. تغيير الگوي بيماري ها،تغذيه نا مناسب، کم تحرکي در زندگي اجتماعي ، گستردگي و مواجهه وسيع با انواع حوادث و سوانح افزايش ابتلا به بيماريهاي قلبي و عروقي و سرطان ها و درد هاي مفصلي، سوء مصرف مواد (مخدر و محرک و الکل)، آلودگي هوا و طيف وسيع ساير آلودگي ها و آسيب هاي محيط زيست، پير شدن جمعيت و شيفت دموگرافيک هرم جمعيتي به سنين بالا، و نهايتا" افزايش فشارهاي جسمي ورواني و شيوع و گسترش انواع استرس ها و بخصوص استرس هاي اجتماعي ؛ گستره و سيعي از عوامل خطر را در جامعه ما گرد هم آورده است . آثار تجمعي اين عوامل خطر ؛ رشد مخاطرات زيستي، افزايش آسيب پذيري هاي اجتماعي، کاهش سالهاي زندگي همراه با سلامت (Health Adjusted Life Expectancy Years, HALEY )، و افت کيفيت زندگي را به همراه آورده است.

نگراني هاي اجتماعي ،عدم اطمينان به آينده؛ بي ثباتي اقتصادي ، تورم ، گراني نرخ ارز، تهديد خارجي و احتمال کميابي داروهاي مورد نياز علي الخصوص براي بيماران مزمن ، به کابوسي تبديل شده است که در بستر نگراني هاي اقشار جامعه دستيابي به آرامش را ناممکن مي سازد. بي عدالتي و نابرابري هاي اجتماعي،رشد فاصله فقير و غني، نگراني از آينده بخصوص براي تدارک ازدواج فرزندان و تهيه جهيزيه و اسباب و کرايه و رهن منزل نوعروسان و تازه دامادها، معضلي اجتماعي و تنش زا براي خانواده ها شده است. بي ثباتي شغلي که متأسفانه در سالهاي اخير تشديد شده است و فرايند« استخدام » به فرايند « حق الزحمه ساعتي» يا « قرار داد کار معين» بدون شمول بيمه و ثبات شغلي تبديل شده است که دلهره از دست دادن شغل را دائمي کرده است، استرسي علاوه بر ساير عوامل اجتماعي را به افراد و سر پرستان خانواده ها تحميل کرده است. الگوي زندگي اجتماعي مرفهين تغيير کرده است و چشم و هم چشمي و مشابه سازي اين الگو طبقات متوسط و فقير را به رفتارهاي تقليدي و همانند سازي با تجملاتي که در روزنامه ها و تلويزيون ترويج مي شوندکشانده است.
بخشي ازاين رفتار هاي تقليدي هم احتمالا" مي تواند مکانيسمهاي دفاعي درمقابل ناداشته ها و آرزوهاي برباد رفته و نا اطميناني به آينده اين اقشار، تلقي شود. اين روزها آگهي هاي تورهاي سفر نوروزي به اندونزي و تايلند و جزاير بالي و مالديو و چين و اناليا و برزيل و ايتاليا و اسپانيا و ... صفحات فراواني از اغلب همه روزنامه ها را به خود اختصاص داده است؛ گويي سفر نوروزي خارج از کشور جزء الگوي مصرفي گروه هاي بسياري از خانواده درآمده است. امروز حتي خانواده هاي کم درآمد براي ازدواج فرزندان خود يخچال سايد باي سايد و تلويزيون فِلَت!سوپر ويژن و ماشين ظرفشويي و انواع لوازم برقي (منجمله گوشتکوب برقي که اخيرا" به بازار آمده است!) طلب مي کنند.بيلبورد هاي خيابانها و تبليغات صدا و سيما هم اين مطالبه را تشديد مي کند. داشتن ويلا در شمال و لواسان و دماوند و کرج ، به خريداري ويلاهاي زماني در اسپانيا و جنوب فرانسه تبديل شده است ؛ مهاجرت به خارج ، در برنامه کاري بسياري از جوانان قرار گرفته و استرس تهيه ارز و پول و امکانات آن ؛ گروه هاي وسيعي از جامعه را به خود گرفتار کرده است.

کت و شلوارها، مانتوها، سوشرت ها و .. ي مارکدار اروپايي با قيمت هاي چند صدهزار و يا چند مليون توماني نه بر تن ثروتمندان، بلکه مورد استفاده افرادي از طبقات متوسط و کم درآمد جامعه قرار مي گيرد؛ افرادي که نه از فرط پولداري و فخرفروشي هاي تجملاتي، بلکه براي فرار از محروميت طبقاتي با وام وقرض ، خود را به شکل تجمل گرايان ثروتنمد در مي آورند تا نگراني ها و استرس هاي ناطميناني به آينده خودرا مخفي سازند و شخصيت هاي تحقير شده از فقر و محروميت خود را التيام بخشند.

نگراني از بيماري ، بخش مهمي از نگراني هاي امروز جامعه ما را تشکيل مي دهد. هزينه هاي بيمارستان، دارو و تجهيزات و بطورکلي هزينه هاي اداره بيماري بسيار طاقت فرسا شده است. کمپاني هاي دارويي خارجي با نمايندگي هاي داخلي خود، هر روزنيازهاي جديد مي آفرينند. بيمارستان خصوصي، داروهاي خارجي ، لوازم و تجهيزات پزشکي لوکس هم بخشي از فرايند تحول الگوي مصرف و تجملاتي شدن آن را در خانواده ها تشکيل مي دهد.مصرف ريالي داروهاي وارداتي (و مکمل ها) به 46% کل مصرف داروي کشور رسيده است و هزينه خانوارها در بيمارستان هاي خصوصي نيز به همين نسبت در هزينه هاي درماني نزديک مي شود. تأمين داروي مورد نياز براي درمان برخي سرطان ها بيش از 50 مليون تومان هزينه در بر دارد. خدا نکند کسي نياز به بستري در بخش ( CCU) يا (ICU) پپدا کند.و يا به بيماري مزمني دچارشود که نيازمند بررسي عميق و مشاوره متخصصين متعدد داشته باشد. دفترچه هاي بيمه گاه کمتر از نصف هزينه هاي بيماران را پوشش مي دهند. بسياري از افراد براي گريز از استرس بلا تکليفي بيماري ،انواع آشنا و « پارتي» در بيمارستان ها و جامعه پزشکي را براي روز مباداي خود ذخيره مي کنند!

استرس هاي اجتماعي ، امروزه در زمره مهمترين فاکتور هاي خطر (Risk Factors) و عوامل مخاطره آميز سلامت و ايجاد کننده بيماريها تلقي مي شوند. جوامع در حال گذار، به خصوص بيشتر از جوامع ثبات يافته دچار استرس مي شوند. صدمات محيط زيستي ، شرايط بي ثبات اقتصادي، چالش ها وتحولات سياسي ، ترويج الگوهاي مصرف تجمل گرا ،فرهنگ حسادت و چشم وهمچشمي، منافع اقتصادي کمپاني هاي تجاري در دامن زدن به مصرف زدگي ، و توزيع نابرابر ثروت ها و برخورداري ها و فرصت هاي اجتماعي، عوامل اصلي رشد و گسترش استرس هاي اجتماعي را تشکيل مي دهند.

استرس هاي اجتماعي سيستم هاي متعدد بيولوژيک بدن را تحت تأثير قرار مي دهند. افزايش فعاليت محور هيپوفيزي- هيپو تالاموسي ؛ منجر به ترشح زياده از حد گلوکوکورتيکوئيد ها مي شود. استمرار عامل استرس زاي اجتماعي ( که گاه سالها طول مي کشد) ، باعث مي شود تا ميزان فعاليت محور هيپوفيزي- هيپو تالاموسي و سطح (ACTH) همچنان بالا بماند؛ و کورتيزول افزايش يافته قادر به ايجاد پس نورد منفي (Negative feed back) بر (ACTH) نگردد و بدينسان پديده فرار کورتيزولي (Cortisol escape) رخ مي دهد و بدن به طور مزمن با سطح بالاي کورتيزول مواجه مي شود. در اين حال، علائمي مشابه سندروم کوشينگ در انسان رخ مي دهد. قند خون بالا مي رود وازدياد مزمن آن احتمال ابتلاء به ديابت را ايجاد مي کند. اختلالات دستگاه گوارش ، زخم معده و اثني عشر و تحريک پذيري روده در اين شرايط محتمل مي گردد. اختلالات متابوليسم رخ مي دهد و فرد در معرض سندوم متابوليک قرار مي گيرد. دخالت نوروپپتيد Y (NPY) در چاقي ناشي از استرس طي مطالعات متعدد بيان شده است. افزايش توده بدني و چاقي منجر به اختلالات قلبي و عروقي مي شود.تغييرات متابوليک ايجاد شده در جريان استرس مزمن اجتماعي، به ايجاد را ديکال هاي آزاد اکسيژني در بافتهاي مختلف منتهي مي گردد. راديکال هاي آزاد عامل ايجاد استرس اکسيداتيو تلقي شده ، و مهمترين عامل شناخته شده پيري را تشکيل مي دهند. بنابر اين افراد در معرض استرس اجتماعي دچار پيري زودرس مي شوند. اختلالات طولاني مدت گلوکوکورتيکوئيدي در اين افراد منجر به سرکوب سيستم ايمني شده و احتمال ابتلاء به بيماري هاي عفوني و التهابات را افزايش مي دهد و نهايتا" متعاقب مهار سيستم ايمني ، نقش اين سيستم در شناسايي سلولهاي موتاسيون يافته نابجا ، معطل مي ماند و شخص در معرض ابتلاء به انواع سرطانها قرار مي گيرد. بر اين اساس ،کاهش کلي سطح استرس هاي اجتماعي و مديريت استرس ، راهبرد مهمي در حفظ و ارتقاء سلامتي کشور است.

آيا مشکل امروز سلامت کشور ما خلاء قانون است؟ آيا فقدان قوانين و مقررات خوب و کارآمد علت وجود طيف وسيع مشکلات يادشده است؟ شاهد آن بوديم که قوانين برنامه چهارم و پنجم توسعه حاوي مترقي ترين احکام در حوزه سلامت بوده اند.و بخصوص برنامه پنجم نوعي باز مهندسي جامع براي نظام سلامت انجام داده است. آيا اين موارد توانسته است مشکلات نظام سلامت را کاهش دهد؟

آيا مشکل امروز سلامت کشور ما ضعف اجرا است؟ مديران اجرايي سلامت کشور، اگرچه قويترين مديران کشور نيستند، اما به هرحال جزء ضعيفترين ها هم طبقه بندي نمي شوند. خصلت نظام سلامت چنان است که دست اندرکاران ، اکثر داراي سابقه اي طولاني هستند و از تجربه نسبي در بخش برخوردارند. سطوح تخصصي مديران اين بخش نيز از سطح نسبتا" بالايي برخوردار است و اغلب ساليان طولاني عمر خود را در اين بخش مشغول بوده و به مسائل و مشکلات بخش آشنايي دارند. بخش سلامت از اين نظر در ميان ساير بخش ها منحصر به فرد است .
مديران اجرايي سلامت، علي رغم ضعف و قوت ها ، تلاش خود را براي ارتقاء سلامت جامعه مي کنند. نسبت به مسائل سلامت اجمالا" آشنايي دارند و سلامت جامعه را مسئله و مشکل حرفه اي خود مي پندارند. پزشکان به طور کلي از ضريب هوشي بالايي نيز برخوردارند و علي رغم فقدان تجربه مديريت کلان ، و بي تجربگي ابتداي مسئوليت ، بارخود را به هرحال به انتها مي رسانند. البته علوم مديريت و برنامه ريزي استراتژيک ، اقتصاد بهداشت، جامعه شناسي رفاه اجتماعي و برنامه ريزي بيمه و اقتصاد دارو امروزه پيشرفت هاي چشمگيري کرده و تخصص هاي غير قابل اجتنابي براي هدايت جامع سلامت را درخود جاي داده است که اداره بهينه نظام سلامت کشور بدون بکارگيري اين تخصص ها و صرفا" توسط متخصصين کلينيکي پزشکي را نا ممکن مي سازد؛ لکن به زعم نويسنده اين سطور ، مشکل اصلي بخش سلامت کشور ، در تخصص هاي مديريتي دست اندرکاران نيست. مشکل بخش سلامت کشور ( و ساير بخش هاي مديريتي – اجتماعي ) اين است که اصلي ترين متغير هاي تأثير گذار بر سرنوشت بخش ، در جايي خارج از « محدوده بخش سلامت» رقم مي خورد؛ درحالي که بخش اعظم و شايد تمام توجه مديران و دست اندرکاران و نخبگان سلامت متوجه به مسائل داخل بخش است.

اين مسئله کمابيش در مورد ساير بخش هاي اقتصادي – اجتماعي کشور نيز صدق مي کند. يعني اصلي ترين مسادل بخش کشاورزي در خارج از بخش کشاورزي؛ اصلي ترين مسائل بخش صنعت درخارج از بخش صنعت؛ اصلي ترين مسائل نفتي در خراج از بخش نفت و اصلي ترين مسائل حوزه رفاه اجتماعي در خارج از حوزه رفاه اجتماعي رقم مي خورد. در حالي که وزراي بهداشت و کشاورزي و رفاه اجتماعي و صنعت کشور عمده توجه و انرژي خودرا به درون بخش مبذول مي دارند و در آنجايي که متغير اصلي و تعيين کننده سرنوشت بخش تخصصي آنان رقم مي خورد هيچ حضوري ندارند.

متغير هاي اصلي و تعيين کننده سرنوشت بخش ها کدام اند؟ و در کجا تعيين مي شوند و چگونه و توسط چه کساني براي آنها تصميم گيري مي شود؟
وقايع و اتفاقات يکساله اخير بخصوص و بيش از گذشته نشان داده است که سرنوشت بخش سلامت بيش از آنکه به مسائل درون بخش (نظير دارو و درمان و تعرفه ها و امتحانات رزيدنتي و اعزام نيروي تخصصي به شهرستان ها و انتصاب روساي دانشگاهها و ....) مربوط باشد ، به تورم و سطح عمومي قيمت ها ، و نرخ ارز، ووضعيت يارانه ها و قيمت نهاده هاي انرژي و الگوي مصرف اجتماعي و سطح تجملات و نظام توزيع درآمد و تفنن ها و الگوي تفريحات اجتماعي و فرهنگ عامه بستگي پيدا مي کند. تغييرات در اين متغير ها ، الگوسازي ها ، تصميم گيري هاي حوزه اقتصاد کلان ، از بابت تأثيري که برسرنوشت بخش دارد ؛ بايد بسيار مورد توجه مديران ارشد سلامت و سياستگزار ان ونمايندگان مجلس باشد.کارکرد نهايي اين متغير ها سطوح استرس هاي اجتماعي را تعيين مي کند و کارکردهاي استرس زا مستقيما" به طيف وسيعي از بيماري ها منجر مي شود که مهمترين عوامل مخدوش کننده سلامت را تشکيل مي دهند. مديران ارشد بخش سلامت ، و نيز نمايندگان مجلس آينده بايد نقش خود را پيگيري و کنترل متغيرهاي کلان تأثيرگذار بر سلامت بازيابي کنند؛ و علاوه بر اين يک عزم ملي براي کنترل و کاهش استرس هاي اجتماعي در همه سطوح اجرايي و مديريتي شکل گيرد.خطر استرس هاي اجتماعي بسيارجدي است.

وب سایت دکتر محمدرضا واعظ مهدوی/فیزیولوژی
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.67628s, 19q