دكتر ربابه شيخ الاسلام :چه كسي مسئول سلامت است مردم يا دولت ؟

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 89032
دكتر ربابه شيخ الاسلام :چه كسي مسئول سلامت است مردم يا دولت ؟
سلامت نیوز: برحسب مشکلاتی که در عرصه سلامت جامعه وجود دارد و خصوصا در ابعاد کلی سلامت ، یعنی جسمی ، روانی و اجتماعی وظایف بهم تنیده و پیوسته ای بین مردم بعنوان گیرنده خدمت و دولت که ارایه کننده خدمت است وجود دارد و کاستی ها از هر طرف که رخ دهد سلامت کلی جامعه مختل مي‌شود.

-1طي سال هاي گذشته و در اثناي اجراي 5 برنامه توسعه و حضور دولت ها ، مجموع نگاه ها معطوف به اين امر بود كه دولت هاي وقت ، سهم ناچيزي را به حوزه سلامت اختصاص داده و سلامت ، در اولويت توجه دولت ها قرار نداشته و به همين سبب ، امروز افزايش هزينه هاي درمان و تامين سلامت را شاهد هستيم . آيا در اين روند و در هيچ زماني ، مردم به عنوان خريداران و مصرف كنندگان خدمات پزشكي ، در ايجاد بعضي هزينه هاي درمان و اختلالات موثر در سلامتي نقشي نداشته اند ؟

- البته مردم ،خود نقش بسیار بزرگی در سلامت خود ،خانواده و حتی جامعه ای که در آن زندگی مي‌کنند دارند. برحسب مشکلاتی که در عرصه سلامت جامعه وجود دارد و خصوصا در ابعاد کلی سلامت ، یعنی جسمی ، روانی و اجتماعی وظایف بهم تنیده و پیوسته ای بین مردم بعنوان گیرنده خدمت و دولت که ارایه کننده خدمت است وجود دارد و کاستی ها از هر طرف که رخ دهد سلامت کلی جامعه مختل مي‌شود و خصوصا اگر نگاه ما به سلامت همه جانبه نباشد ممکن است نتوانیم مسایل عمده اجتماعی مانند بی عدالتی و شکاف های طبقاتی اطمینان نداشتن به آ ینده را مسبب بسیاری از اختلالات سلامت بدانیم. در نگاه کلی وقتی که از دولت نام مي‌بریم تنها منظور وزارت بهداشت نیست بلکه همه اجزای دولت و کل نظام است که متعهد به برقراری سلامت در همه ابعاد برای همه مرد م است.

مردمی هم که ما از آنها انتظار داریم نقش خودشان را در سلامت ایفاکنند از زمان تولد در اختيار سيستم بهداشتي هستند و در دوران تحصيل هم در اختيار سيستم آموزشي كشور قرار مي گيرند . اين مردم از دوران كودكي از چه آموزش هايي درباره تغذیه صحیح ، دوری از دخانیات ، کنترل خشم و یا پيشگيري از بيماري هاي شایع کشور مانند افزایش فشارخون، بیماریهای قلبي عروقي ، ديابت و سرطان و...برخوردار بوده اند ؟ اغلب بيماري هايي كه امروز باعث تحميل هزينه به دولت و مردم مي شوند ريشه در دوران جنيني و كودكي دارند . امروز در دنيا صحبت بر اين است كه براي پيشگيري از بروز این بيماري ها وحتی بعضی از معضلات سلامت اجتماعی مانند اعتیاد ،خشونت و... که به شیوه های زیست و نگاه ما به زندگی ،رفتارها و مهارت های ما ارتباط دارد ،بايد به ترتیب از دوران جنيني ، از تولد تا 3 سالگی که دوران بسیار مهمی است بعداز آن از 3 تا 6 سالگی وبعد در سن دبستان اقدام شود چون در دوران حساس تکامل ورشد مغزی در اوان کودکی است که مهارت های اجتماعی،راههای پاسخ گوئی و واکنش ،کنترل احساسات شکل مي‌گیرد
البته آموزش های همگانی در زمینه سلامت همیشه و برای همه گرهها بسیار مهم است . در کشور ما اینگونه اموزش ها هم کمرنگ است و هم مطالبی که از طرف متخصصین مختلف صورت مي‌گیرد حاوی مغایرت ها وضد ونقیض گویی ها یی است که نقش مخربی دارد و اعتماد گروه هدف را از بین مي‌برد

من بسياري از دانشجويان و فارغ التحصیلان رشته های مختلف را مي شناسم كه مي گويند درتمام مدت تحصیل چه در دبستان و دبیرستان و چه در دانشگاه در زمینه های مهم مرتبط با سلامت جسمی ، روانی ،اجتماعی و مهارت هایی که آنها را قادر سازد زندگی سالم و دور از مخاطرات را داشته باشند نیاموخته اند.

نکته مهم دیگر وظایفی است که دولت دارد که بخشی در دست وزارت بهداشت و بعضی مي‌تواند در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی مطرح شود. ما در زمینه پیشگیری در سه بعد سلامت جسمی ، روانی و اجتماعی نیاز به اقدامات اساسی و فوری داریم همه این اقدامات مي‌تواند در کارگروههای تخصصی که مي‌تواند در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی تشکیل شود توسط متخصصین دلسوز و متعهد این کشور مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد . این گروه نهایتا مي‌تواند با جمع بندی مشکلات ،تعیین اولویت ها راهکارهایی را بمنظور حل مشکلات ارایه دهند . متاسفانه در زمینه سلامت اجتماعی مشکلات زیادی وجود دارد که بر سلامت روان افراد و جامعه اثرات بسیار نامطلوبی مي‌گذاردو بخش عمده ای از اختلال های جسمی که به بیماری منجر مي‌شود از همین مسیر مي‌گذرد .

**آیا شورای عالی سلامت و امنیت غذایی در حال حاضر به این مشکلات مي‌پردازد ودر زمینه تغذیه جامعه که حیطه تخصصی شماست چه اقداماتی انجام داده است و چون بحث ما نقش مردم است این شورا در این زمینه چه وظیفه ای دارد.

ابتدا اجازه دهید که بگویم سابقه درخواست برای ایجاد شورایی که بتواند همه سازمانها و وزارتخانه ها را برای انجام کار های مشترک بین بخشی البته در زمینه تغذیه هماهنگ کند به سال 1370 بر مي‌گردد . در آنزمان با درخواست برای شورای عالی موافقت نشد و شورای غذا و تغذیه بوجود آمد. این شورا اگرچه تلاشهای منسجم و مهمی انجام داد ولی از قدرت کافی برای انجام کارهای ریشه ای بر خوردار نبود . در سال 1380 درخواست براي تشكيل شورای عالي سلامت ( به دلیل عوامل بیشمار اجتماعی مخل سلامت که قبلا به آن اشاره کردم ) از طرف وزارت بهداشت به هيئت دولت ارسال شد و خوشبختانه با تشكيل اين شوراي عالي با ریاست ریس جمهور یا معاون اول او موافقت شد. در این شورا تقریبا همه سازمانها و وزارتخانه ها عضو هستند و بنابراین ساختاری که بتواند مشکلات مهم عرصه سلامت را در زمینه های متفاوت بررسی کند و راهکارهای ملی ارایه دهد وجود دارد. الته از نظر قانونی شورا عالی مي‌تواند از نیروهای علمی و مرتبط در هرشاخه از مشکل یک زیرگروه تخصصی ایجاد کند. مانند گروه تخصصی امنیت غذا و تغذیه ، گروه تخصصی سلامت اجتماعی و ... و متتخصصینی که اطلاعات کافی در زمینه مشگل دارند با هم بنشینند و مانند یک اطاق فکر به دولت راهکار ها یبرون رفت از مشکل را ارایه دهند .

برای مثال سیاست های پذیرفته شده جهانی در مورد تغذیه جامعه کاهش مصرف نمک ،کاهش مصرف چربی های جامدو ایزومر ترانس ،کاهش مصرف شکر،افزایش مصرف میوه و سبزی، اطمینان از سالم بودن غذا از مزرعه تا سفره،توجه به دریافت ریز مغذی های کلیدی، و نهایتا پایش ادواری عوامل خطر است ما برای این سیاست ها نیاز به برنامه اجرایی ، تدوین قانون و راهکارهایی مبتنی بر تجربیات جهانی داریم و اجرای این برنامه ها تنها با هماهنگی متولیان متعددی که در این زمینه فعالند امکان پذیر است. البته در هر برنامه اجرایی یک طرف هم مردم هستند که باید اطلاعات کافی به آنان منتقل شود و از طریق رسانه های ملی برنامه های آموزشی جذاب در مورد آن ارایه شود و اینجا هم متخصصان آموزش باید بگویند که روش های موفق که بتواند مردم را به تغییر شیوه زندگی برای سلامت خودشان ترغیب کند چیست .مردم اول باید بدانند که چه انتظاری از آنان داریم و اگر دولت در این زمینه خوب عمل کند مردم هم نقش خود را ایفا مي‌کنند. مردم اگر بدانند ایزومر ترانس موجود در روغن ها احتمال بروز بیماریهای قلبی را زیاد مي‌کند کافی نیست آنها نیاز دارند که روی برچسب مواد غذایی اطلاعات مربوط به ان محصول نوشته شود بر چسب گذاری تغذیه ای را مردم نمي‌توانند انجام دهند ولی اگر آموزش دیده باشند حد اقل مي‌توانند برچسب روغن ها را نگاه کنند و محصولی بخرند که ایزومر ترانس و چربی اشباع کمتری دارد یا مردم باید متقاعد شوند که باقیمانده سم ،آنتی بیوتیک،هورمون در مواد غذایی وجود ندارد و یا انتظار دارند روش های بیولوژیک دفع آفات نباتی برای مزارع و باغ ها استفاده شود تا کمتر این مواد وارد زنجیره غذایی شوند و یا سبزیجات با اب آلوده آبیاری نشوند که آنها بتوانند با خیال راحت مصرف آنرا افزایش دهند البته اگر قیمت ها مناسب باشد چون تغذیه سالم تنها در گرو دانش کافی نیست و تورم و قیمت مواد غذایی هم بشدت بر خرید آنها اثر مي‌گذارد

*** به نظر شما اگر اين برچسب روي محصولات درج شود آيا جمعيت ايران ، حداقل ، ساكنان شهرهاي بزرگ به نوشته هاي اين برچسب توجه مي كنند ؟ آيا ايجاد اين توجه وظيفه دولت است ؟

برچسب تغذیه ای یک مثال است چون چاقی و اضافه وزن تبدیل به یک مشکل عمومی شده و ضمنا همین اضافه وزن مي‌تواند احتمال ابتلا به بیماریهایی مانند دیابت ، بیماریهای قلبی و عروقی و حتی بعضی از سرطانها را افزایش دهد از طرف دیگر عده زیادی هم مبتلا به بیماریهایی شده اند که باید با دقت بیشتری نوع غذای خود را انتخاب کنند و برچسب تغذیه ای که کاملا با برچسب غذایی متفاوت است یک ابزار ساده برای انتخاب غذ است و باید مبتنی بر اصول علمی تهیه و برروی محصولات غذایی با خط خوانا درج شود.

مردم باید از راههای گوناگون آموزش های مرتبط با انتخاب غذا را فرا گیرند. صدا و سیما هم باید ضمن همکاری با وزارت بهداشت برای ارتقای سلامت برنامه های آموزشی جذاب تری را تهیه و پخش کند. استمرار آموزش ها با شیوه های جدید و در طولانی مدت قطعا اثر گذار خواهد بود . گاهی نیاز است که بسیج های آموزشی تدارک شود و همه بخش ها مانند شبکه های بهداشت و درمان کشور، آموزش و پرورش و سایر وزارتخانه ها هم در در بسیج آموزشی شرکت کنند .آموزش های غیر مستقیم در سریالهای پر طرفدار و برگذاری مسابقه ها که بیننده زیادتری دارد مي‌تواند بستر آموزشی بهتری باشد. درست مانند استفاده از کمر بند ایمنی که در تمام سریالهای داخلی به آن توجه مي‌شود. آگر آموزش های ما مثلا کاهش مصرف نوشابه های گازدار باشد و در اکثر سریالها وقتی میز یا سفره آماده مي‌شود یک پارچ نوشابه رنگی سر سفره آورده شود نباید انتظار داشتکه مردم آموزش ما را جدی بگیرند.

امروز در برنامه هاي راديو و تلويزيون بر تشويق مردم به كاهش مصرف مواد غذايي مضر مثل غذاهاي چرب يا چيپس تاكيد مي شود اما همچنان شاهد هستيم كه تمام اقشار جامعه از مصرف اين مواد مضر كه البته خيلي هم خوشمزه است استقبال مي كنند . اين نگاه مردم و بي اهميت دانستن آن توصيه ها را چطور بايد توجيه كنيم ؟

وقتی مردم را به کاهش مصرف غذاهایی که برای سلامت مضر هستند تشویق مي‌کنیم باید امکان تولید چنین غذاهایی را هم کاهش دهیم. نمي‌شود از یک طرف آموزش داد که ذرت حجیم شده شور برای کودکان ضرر دارد و از طرف دیگر مرتب به انواع آن مجوز تولید بدهیم و شماره پروانه وزارت بهداشت و مهر استاندارد هم به این کالا بدهیم و چون تولید کننده هم باید رقابت کند اجازه تبلیغ فراوان هم به او بدهیم وتبلیغات جذاب از همان صدا و سیمایی که آموزش مي‌دهد که آنرا نخوریم برای این کالا در ابتدای همه برنامه های پر بیننده و حتی برنامه کودکان پخش شود . وقتی مي‌خواهیم مردم از مغازه های غیر بهداشتی غذا نخرند باید اجازه تاسیس به اینگونه غذا فروشی ها ندهیم ولی شما مي‌بینید که در شهرها در هر گوشه وکنار حتی در جایی به اندازه یک زیر پله، تولید و فروش غذا صورت مي‌گیرد. اگر مي‌خواهیم مردم کمتر فست فود بخورند چرا در روستا های ما هم فست فود ها دائر شده است و روز بروز تعدادش زیاد تر مي‌شود. ممکن است ایجاد اشتغال اولوت سازمانی که مجوز مي‌دهد باشد ولی این دو گانگی مردم را به آموزش های ما بی اعتماد مي‌کند.

البته مسئولان سازمان غذا و دارو همواره اعلام كرده اند كه صدور مجوز توليد و واردات مواد غذايي بر عهده وزارت صنايع و بازرگاني بوده و اين سازمان صرفا كيفيت محصول را تاييد مي كند.

فکر مي‌کنم این سوال را درست مطرح نکرده اید چون اگر اینطور باشد بنابراین ما هر محصول غذایی چه وارداتی و چه تولید داخل که از بازار تهیه مي‌کنیم باید کیفیت خوبی داشته باشد چون بدون تایید سازمان به بازار نخواهد آمد. بنابراین غلات شور ، روغن های جامد ونوشابه های گاز دار و... همه خوب و با کیفیت هستند در اینصورت کیفیت باید در معاونت های یک وزارتخانه معانی متفاوتی داشته باشد و این درک متفاوت مسئله ساز است .

مسولان اداره کل نظارت بر مواد غذایی زیر مجموعه معاونت غذا و دارو در وزارت بهداشت که اکنون تحت عنوان سازمان غذا و دارو فعالیت مي‌کنند مجوز تولید و عرضه همه غذاها ئی را که در کارخانجات صنایع غذایی کشور تولید مي‌شوند را با ارایه پروانه صادر مي‌کنند .وزارت بازرگانی هم معمولا بدون مجوز همین اداره کل یا سازمان ،غذایی را وارد نمي‌کند ولی در مورد وزارت صنایع البته آنها اولین ارگانی هستند که موافقت اصولی به تولید کننده مي‌دهند و ما نباید همیشه وزارت صنایع را برای وجود غذاهایی که برای سلامت مضر هستند متهم کنیم. حتی اگر وزارت صنایع اولین جاییست که برای تولید محصولاتی که مغایر اهداف سلامتند موافقت اصولی مي‌دهد مي‌توانستیم و قطعا مي‌توان با هماهنگی و با حمایت شورای عالی سلامت مشکل را حل کرد


* تاكيد من همچنان بر سوال اول است . آيا غير از نقش دولت و صرفنظر از عوامل موثر در تامين سلامت غذايي و كيفيت زندگي ، مردم هم در ايجاد بيماري و هزينه هاي درمان مقصرند ؟

ببینید یک نظام اجتماعی که در شکل دهی شخصیت و رفتارهای انسان ها بتواند نسلی مسوول پرورش دهد، نسلی که برای همه جنبه های مثبت زندگی از جمله سلامت خود و کل جامعه اهمیت قائل باشد نظامی که رفتارهای انسان ها را منطقی ، اجتماعی ،و نوعدوستانه کند و بهره مندی از مواهب اجتماعی را برای همه اقشار اجتماعی ممکن سازد، نظامی که در آن تلاش همیشگی برای بر قراری عدالت، تامین اجتماعی و حفظ کرامت انسانها ، شایسته سالاری وجود داشته باشد قطعا مي‌تواند ادعا کند که بستر های مناسب و کافی برای سلامت آحاد جامعه فراهم کرده است . در چنین جامعه ایست که فرد قادر است قدر مواهب الهی مانند سلامت را درک کند اگر مشکلات جامعه ای آنقدر زیاد بشود که مردم آن جامعه دائما در فشارهای روانی باشند برای مثال آلوده کننده های زیست محیطی سلامتشان را به مخاطره بیندازد ،تامین اجتماعی برای همه فراهم نباشد شکاف طبقاتی ،تورم ،بیکاری ،فقر وجود داشته باشد قانون رعایت نشود این جامعه چنان گرفتار مخاطرات اجتماعی مي‌شود که تنها گلیم خود را از آب بیرون مي‌کشد و اطمینانی هم به آموزش دهندگانی که در این فضا و جو ناگوار درس مي‌دهد ندارد . اگر در چنین شرایطی توصیه کنید که مثلا اندازه گیری فشار خون مهم است و حتی هشدار دهید که با درمان به موقع از مشکلات خطر آفرین بعدی جلوگیری مي‌شود او تن به این کار نمي‌دهد. البته اگر در این شرایط فرد یا یکی از اعضای خانواده بیمار شود ممکن است به قیمت فروش فرش زیر پایش هزینه درمان را بپردازد ولی موارد ی هم هست که بیمار در نوبت های طولانی بیمارستانهای دولتی ممکن است فرصت بهبودی و یا جان خود را از دست بدهند

* قابل كتمان نيست كه هزينه هاي درمان در ايران بسيار گران است اما فكر نمي كنيد كه انجام يك تست سالانه براي ديابت يا سلامت قلب يا گوارش مي تواند هزينه هاي درمان را براي مردم تا حد زيادي كاهش دهد ؟

انجام تست سالیانه یا غربالگری بسیار مهم است و بعضی از کشور ها برای انجام این تست ها در سنین معین تخفیف های ویژه ای در نظر مي‌گیرند چون از نظر مالی شناخت یک بیماری زود هنگام در جامعه و پیشگیری از آن خیلی با صرفه تر از آنست که عده زیادی بیمار شوند و هزینه های زیادی صرف عمل های جراحی یا سایر درمانها شود در این زمینه هم بايد به نقش دولت هم در اشاعه فرهنگ پیشگیرانه و هم مساعدت های مالی برای اقشاری که توان مالی ندارند اشاره كنيم.

فرهنگ پيشگيرانه در نظام سلامت ما با بی مهری های فراوان روبروست مثالهای فراوانی در این زمینه داریم . مي‌دانید که خانوارهای ما با کمبود دریافت کلسیم و ویتامین د روبرو هستند مشگلی که در کشور های دیگر با غنی سازی مواد غذایی و سیاست های قیمت گذاری سلامت نگر سعی در حل آن دارند ولی در چنین شرایطی در کشور ما یارانه شیر قطع مي‌شود و مصرف سرانه بسیار کم ما ( 167 گرم نفر روز ) کمتر مي‌شود و هیچ صدای اعتراضی از وزارت بهداشت شنیده نمي‌شود. مدت بیش از یک سال است که نانهای سنتی ما با ارد سبوس گرفته تولید مي‌شود که عوارض آن روشن است ولی تلاشی برای تغییر سیاست صورت نمي‌گیرد. غنی سازی آرد که در سال 1384 تقریبا در کل کشور اجرا مي‌شد متوقف است چون اعتبارات آنرا نداده اند.نیمي‌از روغن تولیدی کشور که بمصرف خانوار و صنوف مي‌رسد حاوی چربی اشباع و ایزومر ترانس بالای 40 و 10 در صد است.

. امروز در دنيا به اين نتيجه رسيده اند كه تست هاي غربالگري برای کاهش بار بیماریهای غیر واگیر دار بايد از سنين كودكي آغاز شود کودکان معمولا از شيوه زندگي پدر و مادر تبعيت مي كنند پس در معرض خطر بیماریهایی هستند که پدران و مادرانشان به آن مبتلا مي‌شوند ولی ما هیچ سیاست مشخصی برای انجام تست های غربالگری کودکان در زمینه بیماریهای غیر واگیر نداریم . پس آموزش پزشكي ما هم نيازمند تحول است زيرا آموزش پزشكي در ايران ، درمان نگر است . هيچ يك از پزشكاني كه با بيمار قلبي مواجه مي شوند به او توصيه نمي كنند كه فرزند آن افراد هم بايد تحت معاينات و غربالگري سلامت قلب قرار بگيرد .علاوه بر این تستها آموزش مداوم و همراه با تغییر در شیوه زندگی و کاهش مصرف غذاهای مضر مي‌توان موفقیت های زیادی برای کاهش بار بیماریها بدست آورد برای مثال كشور فنلاند با آموزش رژيم غذايي سالم در طول يک پروژه 25 ساله توانست کاهش مرگ سالانه ناشی از بيماری های قلبی را به میزان 73% داشته باشد

* قرار بود كه در کشور ما سیاست های قیمت گذاری غذا ها بنفع سلامت جامعه تغییر کند اين اتفاق در مورد سيگار و نوشابه صورت گرفته كه ظاهرا تا امروز ، وزارت بهداشت نتوانسته سود حاصل از افزايش قيمت سيگار و نوشابه را دريافت كند .

- قرارشده بود كه سود حاصل از افزايش قيمت نوشابه به وزارت بهداشت پرداخت شود در حالي كه اين سود بايد صرف ارزان تر شدن مواد غذايي مفيد مانند شیر ،پنیر ، غذاهای غنی شده و.. مي‌شد . يعني قيمت چيپس، نوشابه ، غذاهای شور ، غذاهای چرب و حاوی چربی ترانس و... آنقدر افزايش مي يافت كه خانواده رغبت به خرید آنها پیدا نمي‌کرد و خريد ماست ميوه اي يا شير و روغن مایع را مقرون به صرفه تر از خريد چيپس و یک نوشابه خانواده بزرگ مي ديد

آزادي تبليغ كالاي مضر سلامت يك فاجعه در ايران است . بسياري از مردم نمي دانند كه تبليغ بسياري از محصولات غذايي در تلويزيون فقط با هدف سودآوري صورت مي گيرد و تصور مي كنند كه سيماي جمهوري اسلامي ايران كه خود را دانشگاه عمومي مردم معرفي مي كند ، مرجع معتبري است كه مي تواند به آنها بگويد چه بخورند . من در سيستان و بلوچستان شاهد اثر مخرب اینگونه تبلیغات بر افزایش میزان سو تغذيه کودکان بوده ام خوشبختانه در برنامه پنج ساله اقتصادی اجتماعی پنجم این تبلیغات منع شده و حتی جریمه سنگینی هم برای تبلیغ اینگونه کالاها در نظر گرفته اند باید بود و دید که این قانون اجرا مي‌شود یا باز کسب در امد راه را بر سلامت مي‌بندد.

دکتر ربابه شیخ الاسلام/متخصص اپیدمیولوژی تغذیه /مدیر به سایت
منبع: پایگاه اطلاع رسانی تغذیه و سلامت «به سایت»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.32379s, 18q