تاثير رسانه بر سلامت روان و سلامت روان در رسانه

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 89089
تاثير رسانه بر سلامت روان و سلامت روان در رسانه
سلامت نیوز :شايد شما هم تاکنون در مواجهه با سوال کودکتان هنگام تماشاي يک فيلم يا مجموعه تلويزيوني خشن به اين جمله کليشه اي که «اينا همش فيلمه» بسنده و تصور کرده ايد کودک مي تواند ميان آن چه در قالب تلويزيون مي بيند با آن چه در زندگي جريان دارد، تمايز قائل شود. همين تصور اشتباه بعضي خانواده ها را داغدار کرده است که اخيرا اخبار مربوط به آن در رسانه ها انعکاس يافت.

واقعيت اين است که اين قبيل اتفاقات نه براي اولين بار است که رخ مي دهد و نه آخرين بار. رسانه ها با روان و ذهن انسان کاري مي کنند که ممکن است هرگز به عمق آن پي نبريم. تاثير رسانه گاه به صورت تقليد و الگوبرداري در بيشتر مواقع چنان نرم و ناخودآگاه است که کمتر کسي متوجه آن مي شود. بنابراين شايد ضرورت داشته باشد که با توجه به اتفاقات اخير، درباره تاثير رسانه بر سلامت روان بيشتر بينديشيم و به آن اهميت دهيم.

شايد مهم ترين وظيفه ما در صفحه خانواده و سلامت آگاه کردن خانواده ها به اهميت تاثير فيلم ها، مجموعه ها و حتي آثار پويانمايي است که کودکان و نوجوانان روزانه در معرض آن هستند. لازم است خانواده ها محدود کردن ساعت تماشاي برنامه هاي تلويزيون و ممنوعيت تماشاي بعضي از فيلم ها را براي فرزندان خود از يک امر تشريفاتي به يک امر ضروري تبديل کنند. اين کار ميسر نيست مگر با افزايش آگاهي و اطلاعات والدين از قدرت رسانه ها و افزايش سواد رسانه اي مردم.

تاثير رسانه بر سلامت روان
ارتباط تنگاتنگ رسانه با سلامت روان غيرقابل انکار است.

رسانه ها همان گونه که قادرند بار فشار رواني شديدي بر آدمي وارد کنند از اين توانمندي هم برخوردارند که مخاطبان را از استرس دور کنند و به آرامش برسانند. تاثيرگذاري محصولاتي که رسانه ها عرضه مي کنند حتي در غياب ابزارها و شاخص هاي قابل سنجش بر هيچ کس پوشيده نيست. دکتر شهرام خرازي ها مدير گروه سلامت رواني- اجتماعي دانشگاه علوم پزشکي تهران با بيان اين مقدمه ادامه مي دهد: وقتي اشخاص شاهد رخدادي باشند و سپس در معرض اطلاعات جديد و گمراه کننده اي درباره آن قرار بگيرند، ممکن است در تشخيص درست از نادرست به اشتباه بيفتند اطلاعات نادرست که تاثيرشان آن گونه که بايد ارزيابي نمي شود، ناخودآگاه به مغز افراد هجوم مي آورد و تاثير منفي شديدي بر ذهن فرد مي گذارد.

نکته اين جاست که جزئيات تجربه هاي جديد نه تنها تحت تاثير اطلاعات تلقيني تغيير مي کند بلکه از طريق اين اطلاعات باورها و خاطرات کاملا نادرست در ذهن فرد شکل مي گيرد. فرد پس از پشت سر گذاشتن دوران نوجواني، در دوران جواني ،ميانسالي و کهنسالي از رسانه ها و محصولات رسانه اي تاثير مثبت و منفي مي گيرد اما ايده آل آن است که فرد شخصيت خويش را بي هيچ قيد و بندي در اختيار رسانه ها و محصولات رسانه اي قرار ندهد بلکه سعي کند از امتيازات رسانه حداکثر بهره را گرفته و از مضرات آن تا حد ممکن فاصله بگيرد. تاثيرپذيري نوجوانان از محصولات رسانه اي به ساختار ناکامل شخصيت آن ها، ميزان نوسان پذيري اين ساختار، رفتار، نگرش، نحوه برقراري ارتباط و تعامل با خانواده، گروه همسالان، همکلاسي ها، نوع و جذابيت رسانه ، زمان، مکان، دفعات مواجهه با محصولات رسانه اي، ساختار ظاهري و محتوايي اين محصولات و عوامل بسيار ديگري وابسته است.

سلامت روان در رسانه
به گفته دکتر خرازي ها نکته اين جاست که بسياري از مردم به رسانه ها اعتماد دارند و مي پندارند وقتي يک محصول رسانه اي با مجوز مراجع قانوني عرضه مي شود خطاي کمتري دارد و نظارت موجود بر تهيه اين محصولات کافي است. از همين رو وجود و وفور محتواي مخرب محصولات رسانه اي تناقض آميز و باعث خدشه دار شدن نظام ذهني، اخلاقي و تربيتي کودکان و نوجوانان شده است.

از سوي ديگر توقع رعايت کامل اصول سلامت توسط اصحاب رسانه، توقع بيجايي نيست اما در عصر حاضر که عصر انفجار اطلاعات نام گرفته اين توقع با توجه به رشد بي محاباي جمعيت و کثرت رسانه ها و محصولات رسانه اي و مشکلات نظارت بر آن ها تا حدودي ايده آل گرايانه است. دکتر خرازي ها با اشاره به اين نکته که حجم محصولات مخرب رسانه اي آن قدر زياد شده که عملا بايد قدر محصولاتي را که ميزان خطاهايشان کمتر است بدانيم و در مواردي حتي از آن ها دفاع هم بکنيم، تصريح مي کند: درواقع اپيدمي تخريب سلامتي دامنگير بسياري از رسانه ها شده است و گاه اظهرمن الشمس و گاه مخفي و خاموش است.

با آن که همه مسئولان و کارشناسان شعار پيشگيري مقدم بر درمان است را سر مي دهند اما هنوز درجه بندي مجموعه ها و فيلم ها در تلويزيون اعمال نمي شود و جاي بسي تاسف است که تلويزيون که در کشور ما به عنوان فراگيرترين رسانه شناخته شده است و نقش کليدي در حفظ و ارتقاي سلامت آحاد جامعه دارد، با برنامه هاي گاه مخرب خود بنيان هاي سلامت را به تزلزل در مي آورد. دکتر خرازي ها با اشاره به حادثه تلخ خودکشي ۲ نوجوان پس از تماشاي مجموعه هاي تلويزيون در ماه رمضان مي گويد: عليرضا افخمي پيش از اين در اوايل دهه ۸۰ سريال «تب سرد» با سوژه آدم ربايي را ساخته بود.

در زمان پخش آن سريال چند جوان اقدام به ربودن کودکي همسن و سال بازيگر خردسال سريال کردند و پس از دستگيري اعتراف کردند که نقشه کودک ربايي را مطابق ماجراهاي اين مجموعه تلويزيوني طراحي و اجرا کرده اند. درست است که کنترل و رصد محتواي گفتاري، نوشتاري و تصويري در رسانه ملي کار دشواري است اما حداقل مي توان با درجه بندي سني برنامه ها نسبت به محتواي فيلم ها، مجموعه ها، ميزگرد و رپرتاژ به بينندگان آگاهي داد.

کاري که سال هاست در ديگر کشورها انجام مي شود اما در کشور ما شورايي به نام شوراي سياست گذاري سلامت در صدا و سيما تعريف شده است که اعضايش از اين سازمان حقوق مي گيرند بدون اين که عنايت چنداني به اهميت گروه بندي سني برنامه هاي تلويزيون داشته باشند. فراموش نکنيد که فيلم هاي خشونت آميزي که با آب و تاب و اغراق از تلويزيون پخش مي شود تاثير مخربي روي اذهان کودکان و نوجوانان مي گذارد و سبب عادي سازي خشونت مي شود.

سواد رسانه اي
به گفته مدير گروه سلامت رواني- اجتماعي و اعتياد دانشگاه علوم پزشکي تهران، در حال حاضر که سازمان هاي مرتبط و مسئول عنايت چنداني به گروه بندي سني ندارند يکي از راه هاي پيشنهادي، ارتقاي سواد رسانه اي بينندگان تلويزيون است. سواد رسانه اي يعني مهارت تفسير پيام هاي رسانه و رمزگشايي از آن ها و توانايي پي بردن به آن روي سکه محتواي محصولات رسانه اي و تشخيص پيام هاي زيرپوستي، نهفته و نامحسوس اين محصولات که آشکار نيستند و بايد پيش از آن که تاثيرات مخرب شان را بر جا گذارند کشف شان کرد.

در واقع سواد رسانه اي حکم يک سپر را دارد که با کمک آن هم مي توان جلوي آسيب ها را گرفت و هم مي توان پيشروي بيشتري کرد. کسي که از سواد رسانه اي مناسب برخوردار است مي تواند دست آفريننده محصول رسانه اي را بخواند و پي به نيت اصلي وي ببرد. درست مثل يک دروازه بان فوتبال که هنگام پنالتي با دقت به چهره و حرکات حريف خيره مي شود تا بتواند جهت ارسال توپ به سمت دروازه را حدس بزند و ضربه پنالتي را خنثي کند. کارشناسان معتقدند سواد رسانه اي در عصر فعلي يعني عصر اشباع رسانه اي يک ضرورت و نياز روز است.

سهل انگاري و کم توجهي ما در اين زمينه باعث شده ما کودکان و نوجوانان را در مقابل اين محصولات تنها و بي دفاع بگذاريم. بنابراين ضروري است که وزارت آموزش و پرورش هرچه سريع تر مبحث سواد رسانه اي را با همکاري، همفکري و مشارکت تخصصي ارگان هاي ذي ربط به ويژه دفتر سلامت رواني- اجتماعي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در کتب درسي تمام مقاطع تحصيلي بگنجاند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.27648s, 18q