زندگی زنان در جامعه فعلی ایران نوعی زندگی در تناقض است

۱۳۹۳/۰۲/۰۱ - ۱۲:۵۱ - کد خبر: 109947

سلامت نیوز: یک جامعه شناس با تاکید بر اینکه زندگی زنان در در جامعه فعلی ایران نوعی زندگی در تناقض است، گفت: زنان ايرانی برای مشارکت در زندگی اجتماعی با موانع گوناگونی روبه رو هستند که بزرگترین مانع حضور زنان پس از مانع اجتماعی و فرهنگی، موانع قانونی است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شفقنا، رفع موانع اجتماعی و فرهنگی به عوامل بسیاری نظیر عامل زمان و عوامل گوناگونی بستگی دارد، اما موانع قانونی را می توان رفع کرد.

دکتر کرامت الله راسخ خانه و خانه داری را مهم ترین عرصه حضور زنان در جامعه ایران دانست افزود: مهم ترين عرصه فعاليت خانم ها در ايران مانند ديگر کشورهای سنتی هنوز خانه است. تحول خانواده در ايران بدون شک تحت تأثير ساختار آن در کشورهای غربی قرار دارد، اگرچه از خصوصياتی نيز برخوردار است. از قرن شانزدهم تحولات گسترده ای در اروپا در عرصه های مختلف و سطوح متفاوت تحقق پيدا کرد. خانه و خانواده از اوايل قرن هيجدهم تحت تأثير اين تحولات قرار گرفت و به شکل گيری «خانواده کوچک» منجر شد.

فرصت بازگشایی تعارضات حضور زنان در جامعه ایران وجود ندارد

وی در ادامه به نحوه حضور زنان در جامعه ایران اشاره کرد و گفت: حضور زنان در ایران و هر جامعه ای دیگر به عوامل گوناگون بستگی دارد. اين عوامل ماهيت اقتصادی، اجتماعی، سياسی، فرهنگی، تاريخی و شخصيتی دارد، که هر کدام را می توان جداگانه بررسی کرد. علاوه بر اين عوامل حضور زنان در ايران با تعارضی نيز درگير است و آن تعارض بين حوزه ی خصوصی و شخصی نسبتاً امروزی و حوزه ی عمومی سنتی است. فرصت باز کردن اين تعارض در ايران نيست، ولی اين تعارض زنان ايرانی را در موقعیتی مبهم قرار داده است.

جایگاه زنان در جامعه ایران توسط مردان تعریف می شود

وی در ادامه با تاکید بر اینکه در ايران تعاريف گوناگونی از جايگاه زنان وجود دارد یادآور شد: خود اين «جايگاه» عرصه های گوناگونی را در بر می گيرد که هر کدام را می توان جداگانه بررسی و مشخص کرد. به علاوه، تصورات مختلفی از جايگاه زنان در جامعه وجود دارد. ويژگی کلی مستقل از تعاريف گوناگون در ايران اين است که زنان خودشان مشارکتی در تعريف جايگاه خود ندارند. اين جايگاه را عموماً مردان تعريف می کنند و حوزه های گوناگون مردان، از پيشرو گرفته تا پسرو، فرصتی در اختيار زنان برای تعريف جايگاه خود نمی گذارند.

دیدگاه های موجود در خصوص حضور زنان در جامعه ایران

به گفته این جامعه شناس، می توان گفت که چند ديدگاه عمده در باره ی جايگاه زنان در ايران وجود دارد، نخست ديدگاه سنتی بنيادگرا که جايگاه زن را عمدتاً در نقش مادری و همسری تعريف می کند. دوم ديدگاه سنتی معتدل که با تعريف فوق با اندکی جرح تعديل موافق است، ليکن به اندازه گروه اول سخت گير در تفسير نقش زنان و جايگاه آن ها در جامعه نيست. سوم حوزه ی عمومی شهروندان است که تفسير امروزی ليکن مبهم از جايگاه زن در جامعه دارند و سرانجام خود زنان هستند که تعريف متوسط از جايگاه زن در جامعه دارند و امکان بسيار محدودی در اختيار دارند. هر يک از اين ديدگاه ها با توجه به جايگاهی که برای زن در جامعه قائل هستند برای زنان اهميت قائل هستند. البته در تعيين جايگاه و اهميت زنان هنجارها و ارزش های اجتماعی و وابستگی های طبقاتی نيز تأثيرگذار هستند.

مهم ترین مشکلات و آسیب ها

دکتر راسخ در پاسخ به این سئوال که مهم ترین مشکلات و آسیب های زنان جامعه ما در شرایط فعلی چیست و از چه عواملی نشات می گیرد؟ گفت: من با مفهوم «آسيب شناسی» مشکل دارم. نمی دانم زنان منشاء کدام آسيب اجتماعی هستند که مردان نيستند. تعيين «آسيب اجتماعی» مانند ديگر «واقعيت های اجتماعی» به موضوع زمان و مکان بستگی دارد، بنابراين موضوعی صرفاً تاريخی است. چيزی که کسی در عصری آسيب می شناسد، ديگر در عصر ديگر آسيب نمی شناسد. زنان برای تحقق حضور خود در جامعه ی کنونی با محدوديت های بسياری درگير هستند.

وی ادامه داد: در جامعه ما حتی زنان سنتی نيز از امکان چندانی برای تحقق آرزوی های خود برخوردار نيستند. حوزه زنان در سطوح گوناگون آن بسيار نابرابر نمايندگی می شود. حتی زنان سنتی نيز در حوزه عمومی به اندازه کافی نمايندگی نمی شوند، از عموم زنان که بايد در اين خصوص صرف نظر کرد.

نقش تحولی زنان در جامعه ایران

این استاد دانشگاه همچنین به نقش تحولی زنان در جامعه ایران بخصوص از دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: زنان ايران در سال 1342 حق رأی کسب کردند. هرکس که آشنايي اندکی با تحولات ايران داشته باشد، می داند که اين مشارکت تا چه اندازه با واقعيات اجتماعی، اقتصادی، سياسی، فرهنگی، تاريخی و حتی شخصيتی در تعارض قرار دارد. متأسفانه ما در هيچ مورد مطالعه بنيادی منجر به نظريه نمی کنيم، بنابراين نمی توان در اين زمينه اظهار نظر قطعی داشت. ولی من شاهد هستم که بخش عظيمی از زنان ايرانی در آن عصر حتی از خبر کسب حق رأی مطلع نشدند، صرف نظر از اين که اين حق رأی چه معنای سياسی داشت که چندان نداشت، چون مردها هم در سرنوشت سياسی و اجتماعی خود چندان مشارکت نداشتند.

زندگی زنان در در جامعه فعلی ایران نوعی زندگی در تناقض است

ظرفیت محدود زنان ایرانی برای خدمت به جامعه

دکتر راسخ ادامه داد: زندگی زنان در جامعه امروز ایران نوعی زندگی در تناقض است. زنان به خصوص زنان وابسته به طبقات فرودست در جريان انقلاب اسلامی فرصت های زيادی به دست آوردند، ليکن محدوديت هايي نيز پيدا کردند. بررسی اين موضوع فار غ از شعر و شعار از اهميت برخوردار است. زنان ايران بدون شک نقش تعيين کننده ای در سرنوشت ايران و توسعه کشور داشته و دارند. بنابراین ظرفيت آن ها بسيار بيشتر از فرصت هايي است که آن ها برای خدمت به جامعه خود در اختيار دارند. امروز زنان ايرانی از آموزش ديده ترين بانوان اگر نگویيم در مقياس جهانی، حداقل در مقياس منطقه ای هستند.

موانع قانونی؛ بزرگترین مانع مشارکت زنان

این پژوهشگر مسائل اجتماعی در خصوص موثرترین راهکارهای بهره گیری از زنان در مشارکت اجتماعی اظهار کرد: زنان ايرانی برای مشارکت در زندگی اجتماعی با موانع گوناگونی روبه رو هستند. بزرگترین مانع حضور زنان پس از مانع اجتماعی و فرهنگی، موانع قانونی است. موانع اجتماعی و فرهنگی به عوامل بسياری بستگی دارد که رفع آن ها به زمان و پيدايش انسان های متفاوت در ايران بستگی دارد، بنابراین موانع قانونی را می توان رفع کرد.

وحشت برخی مردان از موقعیت رو به مثبت زنان در خانواده و جامعه

دکتر راسخ در پاسخ به این سئوال که در گذشته جامعه ما، زنان با وجود انواع مشکلاتی که با آن مواجه بوده اند، همواره از احترام و جایگاه ویژه ای برخوردار بودند اما امروزه گویی زنان جامعه نوعی دچار سرخوردگی و بی انگیزگی شده و آن جایگاه و احترام قبلی را ندارند در این زمینه نظر شما چیست و چه دلایلی را برای آن ذکر می کنید افزود: احترام هر انسان و گروهی در هر جامعه ای بستگی به نقشی دارد که آن فرد يا گروه در فرايندهای اجتماعی بازی می کند. زنان ايرانی نقش تعيين کننده در هستی اجتماعی کشور دارند، بنابراین نقش آن ها با استفاده از تدابير سياسی، اجتماعی، قانونی و غيره همواره انکار می شود و من با اين حرف موافق نيستم که زنان امروزی از احترام و جايگاهی کمتر از گذشته برخوردار هستند. احترام و جايگاه آن ها در خانواده محيط کار و غيره کاملا تغيير کرده و اين تغيير نيز در جهت مثبت است، اين دليل اصلی وحشت برخی مردان است. بنابراین مردان اين جايگاه انکار می کنند، ولی انکار آن ها تغيير در واقعيت اجتماعی موجود نمی دهد.

اگر تحولات اجتماعی و فرهنگی در جامعه ايران ایجاد شود حتماً با تفسير متفاوتی از جايگاه زن از ديدگاه اسلام روبه رو خواهيم بود

دکتر راسخ در پایان به بررسی موقعیت زنان در کشورهای اسلامی و غیر مسلمان اشاره کرد و گفت: موقعيت زنان در کشورهای اسلامی تفاوت چندانی با موقعيت آن ها در کشورهای غير مسلمان مشابه ندارد. موقعيت زنان در بسياری از کشورهای افريقايي غيرمسلمان بسيار بدتر از موقعيت زنان در بسياری کشورهای مسلمان است. موقعيت زنان در هند و پاکستان به رغم پيشرفت های هندوستان و تفاوت های بنيادی آن با پاکستان چندان تفاوت ندارد. در واقع موقعيت زنان به عوامل گوناگونی بستگی دارد، که يکی از آن ها می توان دين باشد. دين همان طور که دورکيم و بسياری از جامعه شناسان ديگر نشان داده اند ماهيت عميقاً اجتماعی دارد. مردم کشورهای بسياری در اروپا و آمريکای لاتين و افريقا مسيحی هستند، آيا جايگاه زنان در اين گونه کشورها مشابه است. اگر تحولات اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران رخ دهد حتماً با تفسير متفاوتی از جايگاه زن از ديدگاه اسلام روبه رو خواهيم بود.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.29235s, 18q