داستان «فيلم تيراندازي پليس» در شبكه‌هاي اجتماعي در گفت‌وگو با فرمانده ناجا خرم‌آباد

١٣٣ ثانيه پاياني يك زورگير

۱۳۹۴/۰۶/۲۸ - ۱۳:۲۳ - کد خبر: 161959

سلامت نیوز: «تيزي دشنه‌اش را نشان مي‌دهد تا مردي كه با يك قبضه كلت كمري او را به تيراندازي تهديد مي‌كند، تسليم شود. از پاي چپش خون مي‌آيد و هر لحظه بر جمعيت افزوده مي‌شود. مرد كلت به دست، لباس شخصي به تن دارد و مدام به زبان لري فرياد «بنيش، بنيش» سر مي‌دهد اما دشنه همچنان سرپاست. ناگهان صداي شليك گلوله‌اي ديگر با فريادي بلند از حنجره مرد دشنه به دست يكي مي‌شود و او را نقش زمين مي‌كند. حالا خون از هر دو پايش سرازير است. ضارب مامور پليس است و مضروب سارق خطرناك. او چند دقيقه قبل با دشنه يكي از ماموران را راهي بيمارستان كرده و مدت‌ها تحت تعقيب پليس لرستان و اصفهان بوده است. خونريزي‌اش شديد است. ناگهان بيهوش مي‌شود. با كمربند پايش را مي‌بندند تا جلوي خونريزي بيشتر را بگيرند و مامور پليس با موبايل به اورژانس زنگ مي‌زند اما سودي ندارد؛ ١٣٣ ثانيه بيشتر طول نمي‌كشد تا پرده آخر زندگي سارق فرو افتد؛ مرگ.»

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، اين تصويري از يك فيلم ١٣٣ ثانيه‌اي است كه دو روز است بي‌وقفه در شبكه‌هاي اجتماعي موبايلي مي‌چرخد و اين سوال را براي همه ايجاد كرده است كه دقيقا چه اتفاقي افتاده؟ آن‌كه شليك مي‌كند كيست و او كه دشنه‌اش را نشان همه مي‌دهد چه كاره است؟ سرهنگ نجفي، فرمانده انتظامي خرم آباد مسوولي است كه روايت دقيقي از حادثه دارد.

او سارق كشته شده را «مجرمي خطرناك و فراري» مي‌نامد و مي‌گويد: «عصر چهارشنبه يكي از زورگيران و كيف‌قاپان حرفه‌اي در ميدان عربي خرم‌آباد از سوي يكي از مالباختگان شناسايي شد و با تماس او با فوريت‌هاي پليسي ١١٠ به سرعت دو نفر از ماموران پليس براي دستگيري‌اش به محل اعزام شدند.»

به گفته سرهنگ نجفي، متهم يكي از زورگيران تحت تعقيب پليس لرستان و اصفهان است كه تاكنون همراه برادر خود چندين فقره زورگيري و كيف‌قاپي انجام داده و بارها به دليل ارتكاب به همين جرايم راهي زندان شده است.

فرمانده نيروي انتظامي خرم آباد ادامه مي‌دهد: «زماني كه دو مامور پليس به محل رسيدند، هر دو سارق آنها را ديده و دست به دشنه و قمه بردند. يكي از آنها كه در فيلم منتشر شده در حال قدرت‌نمايي و مقابله با مامور پليس است. ابتدا بدون توجه به فرمان‌هاي مداوم ايست پليس با دشنه ضربه‌اي به بازوي يكي از ماموران مي‌زند و او را به‌شدت مجروح مي‌كند به حدي كه او تحت عمل جراحي قرار گرفته است.»

سرهنگ نجفي مي‌گويد: «مامور پليسي كه در فيلم ديده مي‌شود ابتدا چهار تير هوايي شليك مي‌كند اما فايده‌اي ندارد و سارق قصد تسليم شدن ندارد. مامور پس از آن بنا به قانون به‌كارگيري سلاح يك تير به پاي چپ سارق مي‌زند اما او باز هم به مقابله ادامه مي‌دهد در‌حالي‌كه اگر تسليم مي‌شد به سرعت به بيمارستان اعزام و نجات مي‌يافت. او هر لحظه ممكن بود به عابراني كه در آنجا حضور داشتند آسيب وارد كند به همين دليل مامور پليس يك تير ديگر هم به پاي راستش شليك و او را زمينگير مي‌كند. بلافاصله با اورژانس تماس مي‌گيرند و متهم به نزديك‌ترين مركز درماني يعني بيمارستان تخصصي ايران اعزام مي‌شود اما به خاطر نبود پزشك، به بيمارستان عشاير منتقل مي‌شود اما پس از دو ساعت جان خود را از دست مي‌دهد.»

بررسي سابقه هر دو برادر سارق نشان مي‌دهد كه آنها پيش از اين با پرسه‌زني در مقابل بانك‌ها و سرقت كيف پول مالباختگان، جا زدن خود به عنوان راننده و خفت‌گيري از مسافران، زورگيري از عابران پياده و سرقت با تهديد سلاح سرد اقدام به انجام اعمال مجرمانه كرده و بارها به زندان افتاده‌اند.

سرهنگ نجفي با اشاره به اين موضوع از دستگيري برادر سارق كشته‌شده خبر داد و افزود: «هر دو سارق هنگام دستگيري نقشه سرقتي ديگر را كشيده بودند و اطراف يكي از بانك‌هاي ميدان عربي خرم‌آباد مشغول پرسه‌زني بودند كه با تماس مردمي، پليس خود را به صحنه رساند. هر دو سارق آنقدر خطرناك هستند كه اگر ماموران پليس كمي اهمال مي‌كردند نه تنها به آنها كه به عابران هم صدمه زده مي‌زدند. در فيلمي كه در فضاي مجازي منتشر شده شليك چهار تير هوايي براي تسليم شدن هر دو سارق و فرمان‌هاي مداوم ايست پليس وجود ندارد درحالي كه اقدام مامور پليس قانوني بود.»

بازجويي از سارق ديگر براي كشف جرايم ارتكابي و شناسايي مالباختگان همچنان ادامه دارد. مامور مجروح نيز پس از عمل جراحي در بيمارستان تحت درمان قرار دارد كه فرمانده انتظامي خرم‌آباد شرايط عمومي او را مساعد اعلام كرده است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
مهناز
بله ریشه همه اینا فقروبیکاریه عزیزم پارتی بازی و ضابطه بازیه تو ادارات وسازمانهاست یارو یه پستی تویه اداره داره بعد دختروپسرو عروس و دامادشم جا داده خب معلومه اینا میرن سر کار پولدار میشن ماشین میخرن شبا بهترین غذاها رو میخورن بهترین لباسا رو میپوشن بهترین مراسم وتالارا رو میگیرن اونی هم که فقیره و آشنا نداره شبا گرسنه میخوابه پول نداره لباس بخره خونه بخره ماشین بخره جوونم هست وغرور داره دوست داره زندگی کنه و ادامه حیات داشته باشه اما.......هر جا میره کسی راهش نمیده هیچکی دوسش نداره وبهش اهمیت نمیده بعد عقده ای میشه وبه فکر انتقام جویی از آدم و عالم میفته وبا یه حرکت ناشیانه به زندگی خودش پایان میده....
5.86553s, 20q