هيس دكترها فرياد نمي‌زنند

۱۳۹۵/۰۷/۲۶ - ۱۷:۲۵ - کد خبر: 195560
هيس دكترها فرياد نمي‌زنند

سلامت نیوز_*عليرضا مقدسي:پرايد سفيدرنگي به‌ دليل سرعت بسيار زياد در بزرگراه به گارد ريل برخورد مي‌كند، به خط مقابل مي‌افتد و با پژويي تصادف مي‌كند، فيلمي از اين حادثه دست به دست مي‌شود، مرد ميانسالي روي زمين افتاده است، خون سر و تنش را آغشته است و ناله مي‌كند: كمكم كنيد، تورو خدا كمكم كنيد...چند نفري با موبايل‌هايشان مشغول فيلمبرداري هستند و ناله‌هاي مرد ميانسال همچنان مي‌آيد كه قسم مي‌دهد و كمك مي‌خواهد اما كسي نمي‌رود سر مرد را بر زانويش بگذارد، اندكي به او اميد بدهد، از آمبولانسي كه نمي‌آيد، بگويد كه چيزي نيست، خوب مي‌شوي، به بيمارستان كه برسي، همه چيز درست مي‌شود. كسي نيست همه مشغول‌اند، هر شهروند، يك خبرنگار از ما هيولاهايي ساخته كه يادمان رفته بايد اول انسان بود بعد خبرنگار!


برداشت اول:
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه شهروند، «پزشكي كه به‌ دنبال نذري خوردن مردم فقير باشه، همون زهر بخوره بهتره»!
اينها نظرات مهوع يكي از افراد در صفحه شخصي‌اش در ارتباط با مرگ همسر و مادربزرگ دكتر عليرضا صلحي، پزشك جوان تبريزي است. پزشكي كه به واسطه خط خوبش قبل‌تر نسخه‌هاي تجويز موسيقي و كمك به هزينه درمان بيمارانش در فضاي مجازي دست به دست مي‌شد، حالا عزادار مرگ عزيزانش به دليل غذاي فاسد يا سمي است. پزشكي كه از قضا در درمانگاه‌هاي شهرش بار درمان بيماران را بدوش مي‌كشد، نه زير ميزي مي‌گرفته، نه گزندي به بيماري رسانده، نه قاتل است، نه دزد؛ بلكه مثل هزاران رتبه تك‌رقمي و دورقمي كنكور تنها جرمش پزشك بودن است! كاري به حادثه دردناك مرگ دو عزيزش ندارم، گرچه اين حادثه سوءقصد بوده باشد يا سهو، چيزي از اين تراژدي بزرگ نمي‌كاهد، دردم از تعفني است كه در ذهن بسياري موكد شده و به هر بهانه‌اي ناكامي‌ها و حقارت‌هاي زندگي شخصي خودشان را با لجن‌پراكني به بقيه، التيام مي‌دهند. اي كاش اينان حداقل دهان را ببندند كه بوي گندِ اين حجم از زعارت بالا نزند.

برداشت دوم: آذر ٩٤
پرايد سفيدرنگي به‌ دليل سرعت بسيار زياد در بزرگراه به گارد ريل برخورد مي‌كند، به خط مقابل مي‌افتد و با پژويي تصادف مي‌كند، فيلمي از اين حادثه دست به دست مي‌شود، مرد ميانسالي روي زمين افتاده است، خون سر و تنش را آغشته است و ناله مي‌كند: كمكم كنيد، تورو خدا كمكم كنيد...
چند نفري با موبايل‌هايشان مشغول فيلمبرداري هستند و ناله‌هاي مرد ميانسال همچنان مي‌آيد كه قسم مي‌دهد و كمك مي‌خواهد اما كسي نمي‌رود سر مرد را بر زانويش بگذارد، اندكي به او اميد بدهد، از آمبولانسي كه نمي‌آيد، بگويد كه چيزي نيست، خوب مي‌شوي، به بيمارستان كه برسي، همه چيز درست مي‌شود. كسي نيست همه مشغول‌اند، هر شهروند، يك خبرنگار از ما هيولاهايي ساخته كه يادمان رفته بايد اول انسان بود بعد خبرنگار!
آن مرد ميانسال كه در فيلم جان مي‌دهد، شادروان دكتر عزت‌الله صادقي تنها فوق‌تخصص جراح عروق كرمانشاه و برخي شهرهاي غربي كشور و بنيانگذار بخش جراحي عروق كرمانشاه بود. كسي هم نپرسيد چرا گارد ريل نتوانسته خودروي پرايد را درهمان سمت نگه دارد يا چرا خودروي وطني دكتر نتوانسته جانش را حفظ كند؟

برداشت سوم: آذر ٩٤
شعله‌هاي آتش از پنجره‌هاي آپارتماني در ايذه بيرون مي‌زند، خانم دكتر جواني در آتش گير افتاده است، آتش‌نشاني آمده است اما ارتفاع پله نجات مناسب نيست، شلنگ آتش‌نشاني كوتاه است و مأمور مسن آتش‌نشاني نيز خطر نمي‌كند.
خانم دكتر زنده‌زنده جلوي چشم همگي مي‌سوزد و كسي بعدها كمپين عليه آتش‌نشاني راه نمي‌اندازد، كساني كه براي يك سانت بخيه جگركباب مي‌كردند، براي كوتاهي چند ١٠متري پله و شلنگ سكوت مي‌كنند، كسي لعني نمي‌كند، توهيني نمي‌كند و پزشك جوان در گمنامي جزغاله مي‌شود و مي‌ميرد.

برداشت چهارم: دي‌ماه ٩١
دكتر امير ميرباقري فوق‌تخصص گوارش و استاد دانشگاه تهران به همراه برادرانش دكتر نادر، مهندس اميد و دكتر نظام‌الدين پزشكي به‌ علت گازگرفتگي ناشي از لوله دودكش غيراصولي ساختمان در دزفول جان باختند. مجموع سال‌هاي تحصيل دانشگاهي اين چهارنفر كه به ساعتي جان باختند، خسران از دست دادن اين نخبگان جامعه را عيان‌تر مي‌كند ولي باز هم كسي درحد يك پرسش ساده از مهندس ناظر ساختمان يا نظام مهندسي نمي‌كند.


برداشت پنجم: آذر ٩٤
دكترعلي پويان تنها جراح مغز و اعصاب كاشمر كه براي خدمت و گذراندن دوره طرح به اين منطقه آمده بود، درحادثه رانندگي درجاده كاشمر- شادمهر فوت كرد. جانشین فرمانده پلیس راه کاشمر با تأکید بر اهمیت دو بانده شدن این محور که به جاده مرگ شهرت یافته، درهمان زمان گفت: «گرچه از امروز مهندسان مشاور جهت مطالعات دوبانده شدن حضور یافته‌اند، اما شتاب درعملیات اجرایی آن ضروری است.» سوال اين است آيا اين مهندسان مشاور يا راهسازي بازخواستي شدند كه اينچنين سرمايه علمي مملكت كه سال‌ها عمر و هزينه براي به بارنشستن وي رفته است را، درجاده مرگ‌شان به كام مرگ كشاندند؟

برداشت ششم، تجاوز به خانم دكتري كه پزشك روستايي در يكي از روستاهاي استان گلستان بود... برداشت هفتم، مرگ دكتر امير كيخسروي از تب كريمه و كنگو دربيمارستاني درمشهد... برداشت هشتم، مرگ دكتر نرمين شهپوري پزشك داوطلب كاروان زوار ايراني به دليل سانحه رانندگي درجاده سامرا... برداشت نهم مرگ دكتر شيما حاجيها، متخصص زنان به دليل سانحه رانندگي پس از گذشت چهارماه از طرح درجاده‌هاي گناباد، برداشت دهم... برداشت یازدهم.... برداشت...
دوباره جمله آن هموطن به‌ خاطرم هجوم مي‌برد، اخبار مرگ همكارانم در اين سال‌ها و عقده‌گشايي‌ها و توهين‌هاي برخي مسلسل‌وار از جلوي چشمش رد مي‌شوند. سرگيجه مي‌گيرم و آخرين جمله را مي‌نويسم: از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

*جراح و متخصص چشم، فوق‌تخصص قرنيه

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
سمیه
لطفا بفرمایید از این همه جامعه پزشکی اینها چند نفرند انهایی که دارند خون مردم را می مکنند چند نفرند.ایا کسانی که نامشان پزشک یعنی طبیب است ...اصلا چند نفر داریم .؟؟؟؟؟؟؟..فکر نمی کنم به اندازه انگشت شمار بشوند در عوض چندین هزار پزشک میلیادر و بساز بفروش و بیمارستان دار کلنینک دار وووووووووووو دارمی که دارنند جیب مردم بدبخت و بیمار را به خاطر پول بیشتر خالی می کنند فکر می کنم این چند نفر در بین ان چندین هزار رقم قابل توجهی نیست تازه اتفاقاتی است که برای ادمهای عادی روزی هزاران بار می افتد وکسی خبر نمی شود پس نه نه من غریبم در بیاورین این مردم است که ...هیس.. مردم فریاد نمی کنند نه پزشکان
9.38403s, 21q