دریاچه ارومیه مهم‌تر است یا ماهیان خاویاری؟!

۱۳۹۸/۰۹/۰۲ - ۱۲:۴۰ - کد خبر: 284953
دریاچه ارومیه مهم‌تر است یا ماهیان خاویاری؟!

سلامت نیوز: نگاهی به شیوه‌های تعیین اولویت برای حفظ محیط‌زیست و راهكارهای موفق جهانی که اثربخشی چشمگیری داشته است.

به گزارش سلامت نیوز، جام جم نوشت: اگر شما از مسؤولان سازمان حفاظت محیط‌زیست باشید و قرار باشد با بودجه‌ای محدود هم از یوز آسیایی حفاظت كنید، هم طرح‌های احیای دریاچه ارومیه را پیش ببرید، هم ذخایر گونه‌های ارزشمند ماهیان خاویاری دریای خزر را حفاظت كنید، جمعیت درنای فریادكش را حفظ كنید و ... اولویت اول تا سوم را به كدام طرح می‌دهید؟ احتمالا دلتان برای یوزهای آسیایی بینوا بیشتر می‌سوزد... اما خب ماهیان خاویاری در عین حال كه دوست‌داشتنی‌اند، صیدشان ارزش اقتصادی بالایی هم دارد!

نتایج مطالعات نشان می‌دهد برای حفاظت از تنوع زیستی به چیزی فراتر از احساسات نیاز داریم. پژوهشگران معتقدند ارزیابی‌های حفاظت از محیط‌زیست باید جزئی از چارچوب‌های برنامه‌ریزی كلی‌تر باشند، زیرا انجام این كار، فرآیند برنامه‌ریزی را هدفمندتر خواهد كرد. لحاظ كردن موانع اجرایی مانند تاثیرات ناشی از تغییرات كاربری و فرصت‌ها مانند اولویت‌های حفاظتی موجود كمك خواهد كرد فعالیت‌های حفاظت از طبیعت موفق‌تر عمل كنند. حال آن كه اگر صرفا بر مبنای احساسات فعالیتی تشویق یا منع شود، تاثیری بر حفاظت از محیط‌زیست نخواهد داشت. در دنیای شلوغ و پرازدحام امروز كه منابع طبیعی محدود و تامین سرمایه نیز دشوار است، بسیار مهم است كه بتوان اولویت‌هایی را برای حفاظت از تنوع ‌زیستی تعیین كرد.
برخی از فعالان محیط‌زیست این موضوع را مطرح می‌كنند كه هیچ زیست‌بوم‌ یا فرد از گونه‌ای برای همیشه نباید از دست رود. اما واقعیت این است كه اكنون گونه‌های متعددی در معرض خطر انقراض همیشگی هستند و منابع خیلی محدودی هم برای نجات آنها در دست است. چالش كارهای حفاظت از محیط‌زیست در اصل پیداكردن روش‌هایی است كه از طریق آنها بتوان تخریب تنوع ‌زیستی را در طول یك دوره مشخص با توجه به منابع مالی و انسانی محدود به حداقل رساند.
متمایز بودن، در معرض خطر قرار داشتن و سودمندی، سه فاكتور مهم برای تعیین اولویت‌های حفاظت از گونه‌ها و زیست‌بوم‌‌ها هستند. بنابراین برنامه‌ریزان حفاظت از منابع طبیعی به سه پرسش مشترك اما مهم باید پاسخ دهند: نخست این كه «چه چیزی» به حفاظت نیاز دارد؟ دوم این كه «كجا» را باید حفاظت كرد؟ سوم این كه «چگونه» باید حفاظت كرد؟


سه معیار می‌تواند برای پاسخ به این سه پرسش و تعیین اولویت‌های حفاظتی به كار رود:
معیار اول: متمایز بودن یا غیرقابل جایگزین بودن. هر زیست‌بوم‌ طبیعی معمولا از گونه‌های بومی نادر یا پاره‌ای صفات غیرمعمول (مانند مساحت كوچك، ارزش‌های بصری، سیماهای جغرافیایی منحصر‌به‌فرد) تشكیل شده است كه از نظر فعالان محیط‌زیست شاید همه آنها اولویت بالایی برای حفاظت دارند. اما محدودیت‌هایی نظیر محدودیت مالی و محدودیت نیروی كار باعث می‌شود یك گونه كه از نظر رده‌بندی علمی متمایز است و ارزش حفاظتی بالایی هم دارد، بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از نظر حفاظتی نیز در اولویت باشد.


معیار دوم: در معرض خطر بودن یا آسیب‌پذیری. لابد در خبرهای محیط‌زیستی خوانده‌اید نگرانی‌هایی در مورد گونه‌های در معرض خطر انقراض وجود دارد. تصور كنید پرنده‌ای مانند درنای فریادكش (Grus Americana) با تنها حدود ۳۸۲ فرد، بیش از پرنده‌ای مثل درنای شنزار (Grus Canadensis) كه تقریبا ۵۲۰ هزار فرد از آن موجود است، نیاز به حفاظت دارد. همین قاعده در مورد زیست‌بوم‌هایی كه به شكل حتمی و قریب‌الوقوع در معرض تخریب قرار دارند نیز مصداق دارد. به عنوان مثال، جنگل‌های بارانی غرب آفریقا، بالطبع اولویت حفاظتی بالاتری از جنگل‌های دست كاشت دارند. در معرض خطر قرار گرفتن یك زیست‌بوم را می‌توان به وسیله‌ ابعاد قلمرو جغرافیایی آن، نرخ كاهش قلمرو آن و از دست رفتن عملكردهای بوم‌شناختی‌اش و در نهایت مقایسه آنها با معیارهای فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (آی‌یو‌سی‌ان) برآورد كرد.


معیار سوم: سودمندی. به عنوان مثال گونه‌هایی مانند خویشاوندان وحشی گندم كه دارای ارزش بالقوه یا ذاتی برای انسان‌ها هستند، اغلب ارزش‌های حفاظتی زیادی دارند. همین‌طور حیواناتی مانند ببرها در هندوستان و سیاه‌گوش در اسپانیا كه از نظر فرهنگی مورد توجه هستند، از نظر حفاظتی اولویت بالایی دارند.


از سوی دیگر، زیست‌بوم‌هایی مانند تالاب‌های ساحلی كه واجد ارزش‌های عمده اقتصادی هستند، اولویت بیشتری برای حفاظت دارند. ضمن این‌كه در سال‌های گذشته، ارزش مناطق حفاظت‌شده جنگلی نیز به دلیل توانایی در نگهداری و جذب كربن بسیار افزایش یافته است.
اگر بخواهیم یك مثال بزنیم كه هر سه فاكتور فوق را داشته باشد، می‌توانیم به اژدهای كومودو (Varanus komodoensis) اندونزی اشاره كنیم. این حیوان بزرگ‌ترین مارمولك جهان است (ویژگی متمایز بودن)، تنها در تعداد كمی از جزایر كوچك با توسعه خیلی سریع زیست می‌كند (در معرض خطر بودن) و در آخر هم این كه نه‌تنها ظرفیت بالایی به عنوان یك جاذبه گردشگری دارد بلكه در عین حال از نظر علمی هم بسیار مورد توجه است (سودمندی).
در حال حاضر تقریبا تمام جزایر اندونزیایی كه اژدهای كومودو در آنها زیست می‌كند، تحت حفاظت قرار گرفته‌اند و از آنها با نام پارك ملی كومودو یاد می‌شود. در عین حال سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسكو) نیز آنها را به عنوان سایت‌های میراث جهانی به رسمیت شناخته است. این مناطق حفاظت‌‌شده خاص شامل مكان‌های گوناگونی هستند كه چه از نظر طبیعی و چه از نظر فرهنگی ارزشمند تلقی می‌شوند و به عنوان یك میراث جهانی نه‌تنها «ارزش‌های برجسته‌ای برای بشریت» دارند بلكه در عین حال جزو «منابع غیرقابل جایگزین» نیز هستند.


ارزش‌گذاری‌های اقتصادی
انسان‌ها از طبیعت به طرق گوناگون بهره‌مند می‌شوند. برای مثال ما به صورت رایگان از خدمات بوم‌شناختی مانند متعادل‌بودن شرایط اقلیمی یا چرخه غذایی منتفع می‌شویم. در سال 1376/ ۱۹۹۷، مقاله‌ای در مجله نیچر (Nature) منتشر شد كه در آن محققان با تركیب بیش از صد رویكرد تلاش كردند تا ارزش خدمات و كالاهای زیست‌بومی را برآورد كنند. در این مطالعه ۱۷مورد از خدمات زیست‌بومی در ۱۶ زیست‌بوم مختلف ارزش‌گذاری شد. نتیجه این مطالعه نشان داد ارزش اقتصادی زیست‌بوم‌های مورد مطالعه بین ۱۸هزار تا ۶۱ هزار میلیارد دلار است. این رویكرد كه كم و بیش مشابه تولید ناخالص ملی بود، از جانب عده‌ای در جامعه اقتصادی مورد انتقاد قرار گرفت.
اما به هر صورت رویكرد زیست‌بومی توسط برخی از كارشناسان حفاظت از محیط‌زیست مطرح شده و در خیلی كشورها نیز ملاك عمل قرار گرفته است. طرفداران این رویكرد بر این باورند كه به جای حفاظت از گونه‌ها باید بر حفاظت از زیست‌بوم‌ها و جوامع زیستی تاكید كرد. در اكثر موارد شرح و اثبات ارزش اقتصادی زیست‌بوم‌ها برای تصمیم‌گیرندگان و جامعه با ذكر عناوینی همچون كنترل سیلاب و آب پاك آسان‌تر است، درحالی كه گفت‌وگو و استدلال برای یك گونه خاص به‌فرض جانوری می‌تواند سخت باشد. در نتیجه كارشناسان معتقدند تركیب رویكردهای گونه‌ای و زیست‌بومی، در اكثر مواقع بهترین راهبرد برای حفاظت از محیط‌زیست هستند.


خوب و بد ایده‌ كریدورهای زیستگاهی
یك راهبرد خاص برای حفاظت محیط‌زیست و گونه‌های جانوری این است كه از طریق كریدورهای زیستگاهی، ارتباط میان مناطق حفاظت‌شده ایزوله با یك سیستم بزرگ برقرار می‌شود. منظور از كریدورهای زیستگاهی، باریكه‌هایی از زمین است كه ذخیره‌گاه‌ها را از طریق زمینی به یكدیگر متصل می‌كنند. از كریدورهای زیستگاهی، همچنین با نام‌هایی مانند كریدورهای حفاظتی یا كریدورهای جابه‌جایی هم یادشده است. اما در كل منظور این است كه این كریدورها امكانی فراهم می‌‌کنند كه دامنه پراكنش گیاهان و حیوانات از یك منطقه حفاظت‌شده به منطقه دیگر برسد و در عین حال جریان ژنتیكی و تشكیل كلونی در نواحی مناسب تسهیل شود.
كریدورها به‌طور مشخص برای حفاظت از حیواناتی كه باید به صورت فصلی مهاجرت كنند، لازم هستند و این اجازه را به آنها می‌دهند كه از مجموعه‌های زیستگاهی مختلف عبور كنند و بتوانند غذا یا آب مورد نیازشان را به دست آورند. برای مثال مهاجرت پستانداران نشخواركننده بزرگ در ساواناهای آفریقا، نمونه‌ای شاخص از این دست است، اگر از طریق كریدورهای مذكور ارتباط زیستگاهی برای نشخواركنندگان بزرگ آفریقایی فراهم نشده بود، آنها از گرسنگی می‌مردند.
نمونه دیگر مربوط به مشاهدات انجام شده روی پستانداران درخت‌زی برزیل است كه كریدورهایی با عرض ۳۰ تا ۴۰ متری توانسته امكان مهاجرتشان را فراهم کند.
این ایده چند سالی است به عنوان یك راهبرد برای مدیریت گونه‌های با دامنه پراكنش وسیع مورد توجه قرار گرفته است. در اكثر نواحی آب‌گذرها، تونل‌ها و پل‌های هوایی مسیرهایی را در زیر یا برفراز جاده‌ها و خطوط راه‌آهن ایجاد كرده‌اند كه به حیواناتی مانند مارمولك‌ها، دوزیستان و پستانداران اجازه پراكنش بین زیستگاهی بدهند. منفعت مازاد چنین گذرگاه‌هایی این است كه احتمال تصادف جانوران با خودروهای عبوری را كاهش می‌دهند كه این امر نه‌تنها متضمن حفظ حیات بلكه در عین حال ضامن حفظ پول و سرمایه است. برای مثال بررسی‌ها در پارك ملی بنف كانادا نشان داده آمار تصاد‌ف‌های جاده‌ای شامل گوزن‌ها و سایر پستانداران درشت جثه پس از حصاركشی، ایجاد پل‌های هوایی و زیرگذرها در طول بزرگراه‌ها تا مرز ۹۶ درصد كاهش پیدا كرده است.
با این كه ایده كریدورها به طور ذاتی جذاب است، اما در عین حال یك سری اشكالات و موانع هم بر سر راه آن هست. برای مثال كریدورها ممكن است امكان جابه‌جایی گونه‌های آفت و حتی بیماری‌ها را مهیا كند. بنابراین یك هجوم ساده بیماری یا آفت می‌تواند به سرعت در تمامی مناطق حفاظت‌شده كه با یكدیگر ارتباط دارند، پخش و حتی منجر به انقراض جمعیت گونه‌های نادر شود. به‌علاوه، پراكنش حیوانات از طریق كریدورها می‌تواند باعث شود بعضی حیوانات در معرض خطرات بزرگ‌تری مانند شكارچیان قرار بگیرند. زیرا اغلب شكارچیان تمایل دارند در مسیرهایی كه حیات‌وحش از آنها گذر می‌كند، كمین كنند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
4.34122s, 20q