سرقت و درگیری بیشترین تخلف اطفال

در دادگاه ویژه اطفال چه می‌گذرد؟

۱۳۹۸/۱۰/۰۸ - ۱۳:۳۹ - کد خبر: 286984
در دادگاه ویژه اطفال چه می‌گذرد؟

سلامت نیوز: طبق آمارهایی که از سوی قوه قضایی منتشر شده، ۱۵میلیون پرونده قضایی در کشور موجود است، یعنی اگر هر پرونده یک متهم و یک شاکی داشته باشد به عبارتی ۳۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی کشورمان در راهروهای مجتمع های قضایی روزگاری را سپری می کنند.


به گزارش سلامت نیوز، طبق آمارهایی که از سوی قوه قضایی منتشر شده، ۱۵میلیون پرونده قضایی در کشور موجود است، یعنی اگر هر پرونده یک متهم و یک شاکی داشته باشد به عبارتی ۳۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی کشورمان در راهروهای مجتمع های قضایی روزگاری را سپری می کنند؛ این روزها با روی کار آمدن حجت الاسلام «ابراهیم رئیسی» رئیس دستگاه قضا تلاش می شود سروسامانی به پرونده های قضایی داده شود و خدمات دهی دستگاه قضا به عموم مردم با سهولت انجام شود.

هر یک از این ۱۵ میلیون پرونده موضوع خاصی برای شکایت دارند از همین رو رسیدگی به این شکایت ها در محاکم قضایی مختلفی شامل خانواده، قتل، مفاسد اقتصادی، روحانیت، کارکنان دولت، قاچاق کالا، ارشاد و... به اجرا در می آید؛ در این میان یکی از مجتمع های قضایی که کمی ویژه تر از دیگر محاکم قضایی است،مجتمع قضایی اطفال است، مجتمع قضایی که درصد بسیار اندکی از پرونده های قضایی کشور را به خود اختصاص داده، اما برای رسیدگی به آن باید نگاه ویژه شود.

خبرنگار«خبرآنلاین» به ساختمان مجتمع شهید فهمیده ویژه اطفال استان تهران در اطراف مترو صادقیه رفته است تا از وضعیت رسیدگی به پرونده اطفال بزهکار و اینکه این افراد بیشترچه خطایی را مرتکب شده اند که به جای درس خواندن و تفریح کردن راهی این مجموعه شده اند، مطلع شویم.

سرعت رسیدگی مناسب است

مجتمع شهید فهمیده واقع دربزرگراه شیخ فضل الله نوری نرسیده به خروجی مترو صادقیه قرار دارد، ساختمان قدیمی کوچک با سه طبقه شنبه تا چهارشنبه میزبان اطفال بزهکار است.

وارد این مجموعه می شویم، تلفن همراه مان را تحویل می دهیم، سه سرباز با لباس خاکستری رنگ مسئول بازرسی از مراجعه کنندگان هستند، سالن این مجتمع قضایی کوچک است، صندلی های آهنی که تعدادی از مادران و پدران به روی آن نشسته اند، به دلیل قدیمی بودن ساختمان مسئولان دادسرا تصمیم گرفته اند دستی به سر و گوش این ساختمان بکشند و هراز گاهی شاهد عبور کارگرانی که برای مرمت در این مکان مشغول به فعالیتند، هستیم.

خودمان را به بالا ترین نقطه ساختمان می رسانیم، شعبه ۳و۵ بازپرسی بالاترین دفتر اداری این مجتمع است، چند جوان در راهرو بیرون از دفتر بازپرسی نشسته اند تا نوبت رسیدگی شان برسد؛ سر صحبت را با مرد حدود۴۵ سال باز می کنیم و علت حضورش را در این مجموعه جویا می شوم، می گوید:« چند وقت پیش در محله دولت خواه در منطقه۱۹ چند نوجوان به دلیل نامعلومی اقدام به تخریب چند ماشین و وسایل تعدادی از مغازه ها کردند، این نوجوانان از سوی مردم دستگیر شدند و در اختیار مقامات انتظامی و قضایی قرار گرفتند.»

او در ادامه صحبت هایش می افزاید:« این نوجوانان ۱۴ تا ۲۲ ساله بودند، تعدادی از آنها را که کمتر از ۱۸ سال سن داشتند، در این مجتمع قضایی محاکمه می کنند و کسانی که بیشتر از ۱۸ سال سن داشتند را به دادسرای بزرگسال انتقال دادند.»

وی درباره اینکه رسیدگی به پرونده ها از سرعت خوبی برخوردار است؟ پاسخ می دهد:« کمی طولانی بود، اما نسبت به سایر مجتمع های قضایی گویا سرعت رسیدگی بیشتر است.»

در این میان دو نوجوان که از چهره شان پیداست ۱۶یا۱۷ ساله هستند، با فاصله دو صندلی در راهرو نشسته اند، میان آنها می نشینم و علت حضور شان در این مجموعه را جویا می شوم، یکی از آنها که خودش را «رسول» معرفی می کند، می گوید:«ما هر دو بچه محل هستیم و دو تا سه سالی می شود رفیق صمیمی شده ایم؛ تا اینکه چند روز بیش که با دیگر بچه های محلمان فوتبال بازی می کردیم تیم ما بازی را باخت و «امید» به من ناسزا گفت که این مشاجره باعث دعوای بین ما شد.»

«امید»که صحبت های رفیقش«رسول» را تایید می کند، رو به ما می کند، می گوید:«عصبانی شدم چون «رسول» موقعیت های خوبی در بازی داشت که همه را خراب کرد و باعث باخت تیم ما شد.» شعبه رسیدگی به پرونده شان هر دو آنها را صدا می زند که وارد دفتر بازپرسی شوند.

زندانیان کوچک در کنار سربازان کوچک

در این ساختمان گشتی میزنم، به طبقه همکف باز می گردم، اتاق مددکاری وجود دارد که خلوت است، وارد حیاط که می شوم سرویس بهداشتی کوچکی وجود دارد که این سرویس متعلق به مراجعه کنندگان و زندانیان است، در سرویس بهداشتی سربازی را می بینم که پشت در این سرویس بهداشتی ایستاده و دستبندی به دستش آویزان است و مدام به در سرویس می کوبد با صدای بلند می گوید:« بیا بیرون وقت دادگاه شروع شد.»که ناگهان صدای قفل در سرویس به صدا در می آید، نگاهی به چهره اش می کنم، حس می کنم مریض احوال باشد؛ از سربازی که در حال بستن دستبند او است می پرسم گناه اش چیست؟ می گوید:« مشکل اعصاب و روان دارد و به چند خانم در محل زندگی اش حمله ور شده و آنها را مجروح کرده.»دوباره از او می پرسم این بنده خدا که مریض است چرا ازش شکایت کرده اند؟ پاسخ می دهد:« افرادی که شکایت کرده اند معتقد اند که خانواده اش نباید او را به تنهایی در جامعه رها کنند.»

در حالی که سرباز جوان او را به سمت شعبه بازپرسی هدایت می کند، از او می پرسم مادر و پدرت به دنبال کارت آمده اند ؟ نگاه معنی داری می کند جوابی نمی دهد؛ که در جواب او سرباز جواب مان را می دهد، می گوید:«خانواده اش هم از او خسته شده اند و پیگیر خراب کاری هایش نمی شوند.»

در طبقه همکف این مجتمع اتاقی وجود دارد که سربازان در آن استراحت می کنند، به چهره شان نگاه می کنم؛ آنها نیز کم سن و سال هستند با یکی از آنها هم صحبت می شوم، از لهجه اش پیداست که اهل یکی از شهرهای آذری زبان است، او می گوید:« برای ما خیلی سخت است در محیطی خدمت سربازی مان را پشت سر می گذاریم که افراد با سن و سال خودمان خطاهایی را مرتکب شده اند و باید ما از آنها مراقبت کنیم.»

او می گوید:« ما این انتظار را نداریم دوران خدمت مان را در یک محیط مرفه باشیم اما فعالیت در این مجموعه ها تاثیرات بدی در روحیه مان می گذارد.»

تصمیم گرفتم دوباره به طبقه بالای این مجتمع بروم؛ چند دختر را مشاهده می کنم که به همراه خانواده شان پشت در یکی از شعبه های بازپرسی ایستاده اند ؛ یکی از دختران دست چپش شکسته است؛ با ترفندهای مختلف سعی می کنم با این افراد هم کلام شوم، اما آنها تمایلی ندارند با من هم صحبت شوند.»

گفتگوی بی نتیجه

تصمیم می گیرم گفتگویی با دادستان این مجتمع قضایی انجام دهم وارد دفتر دادستان می شود، خانم چادری به همراه فرزندش در آنجا حضور دارد و از منشی دادستان می خواهد مشکل نامه شان را برطرف کند که خانم منشی جواب می دهد این جز اختیارات بازپرس است و آقای دادستان نمی تواند این کار را انجام دهد؛ خانم چادری مجددا اصرار می کند و نهایتا منشی دادستان می گوید:« سری به دفتر کل مجتمع بزن ببین همکارانم در این واحد می توانند کمک تان کنند.»

خانم منشی که ارباب رجوع اش را هدایت می کند، رو به ما می کند، می گوید:« کار شما چیست؟»خودم را معرفی می کنم و در خواست دیدن دادستان را برای یک گفتگوی ۲تا۴ دقیقه ای می کنم؛ که در پاسخ این درخواست به ما می گوید:« برای مصاحبه باید از ریاست قوه قضاییه اجازه گرفته شود.»با خودم می گویم مگر آقای «رئیسی» انقدر وقت آزاد دارد که برای یک درخواست ساده من برای گفتگو با دادستان مجتمع شهید فهمیده موافقت یا مخالفت کند.

رسیدگی به پرونده کودکان قاتل

از این مجموعه بیرون می آیم، چند راننده تاکسی مقابل مجتمع حضور دارند، از آنها می پرسم بیشتر چه نوع جرائمی را کودکان مرتکب می شوند که آنها را به این مکان می آورند؟ یکی از آنها پاسخ می دهد:« همه نوع جرائمی را کودکان انجام می دهند، بیشترشان سرقت و درگیری است.»

که در این میان یکی دیگر از رانندگان می گوید:« برخی ازکودکانی که به این مجتمع قضایی می آورند مرتکب قتل شده اند، همین تازگی ها یک نوجوان افغانستانی اقدام به کشتن یکی دیگر از هموطنان خود کرده بود که او را به این مکان آورده بودند؛ خانواده این نوجوان افغان معتقد بودند که در افغانستان همانند ایران مجازات و دادگاهی برای کودکان برگزار نمی شود.»

در این میان یکی از کارکنان این مجتمع قضایی از ساختمان بیرون می آید تا خریدی از بوفه کنار این ساختمان انجام دهد، یکی از رانندگان حضور ما را به او اعلام می کند، او که خریدش را از بوفه انجام می دهد به سمت ما می آید؛ او نمی خواهد نامش در گزارش درج شود و اجازه می دهد سوالم را بپرسم؛ از او می پرسم چه تعداد پرونده در این مجتمع رسیدگی می شود؟ می گوید:« در یک سال اخیر بیش از هزار پرونده اطفال به این مجتمع ارجاع داده شده و رسیدگی به این پرونده ها بیشتر با حضور مشاوران و مددکاران انجام می گیرد.»

او درپاسخ به سوال دیگر خبرنگار«خبرآنلاین» درباره اینکه بیشتر چه نوع جرائمی ازسوی اطفال رخ می دهد؟پاسخ می دهد:« سرقت، ضرب و جرح، مواد مخدر و تصادفات رانندگی بیشترین جرائم هستند، اما پرونده تجاوز و قتل نیز وجود دارد.» این کارمند مجتمع شهید فهمیده به ساعت موبایلش نگاه می کند و از ما خداحافظی می کند.

همه نوع جرائمی از سوی اطفال رخ می دهد

برای اینکه بیشتر از دادگاه اطفال آگاه شویم، به سراغ اعظم شفائی، وکیل پایه یک دادگستری رفته ایم، او در این باره می گوید:«طبق قانون مجازات اسلامی و حقوق بشری جرائم افراد زیر ۱۸ سال باید در محاکم ویژه رسیدگی شود و این نوع مراجع قضایی به شکل سلیقه ای تفکیک شده نیست بلکه یک قانون است؛ سالیان سال است که مجتمع قضایی رسیدگی به پرونده های اطفال راه اندازی شده است و در صورتی که کودکی جرائم سنگین داشته باشد باید از وکیل در دفاعیاتشان استفاده کند.»

آن طور که شفائی می گوید:« گاهی اوقات کودکان بزهکاری که جرائم سنگین ندارند در اختیار اولیایشان قرار می گیرند؛ اما در صورتی که این افراد جرائم سنگین داشته باشند تا سن ۱۸ سالگی در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می شوند.»

او درباره اینکه بیشتر چه نوع جرائمی را کودکان انجام می دهند؟ پاسخ می دهد:«همه نوع جرائمی از سوی اطفال رخ می دهد، به طور نمونه پرونده داشته ایم که نوجوانی ۱۲ ساله به کودک ۲ ساله گفته است که سنگی را از بلندی ساختمان به روی سر فرد دست فروش بیندازد تا او بی هوش شود تا اموال آن فرد دست فروش را به سرقت ببرند، این کودک ۲ ساله دست به این کار می زند و سنگ به سر فرد دست فروش برخورد می کند و او فوت می شود، در اینجا چون قاتل صغیر ممیز (هنوز به سن بلوغ نرسیده است) محسوب می شود دادگاه حکم قصاص صادر نمی کند، اما خانواده کودک باید هزینه دیه فرد دست فروش را به خانواده اش پرداخت کنند.»

این وکیل پایه یک دادگستری درباره اینکه در گزارش میدانی که ما از دادسرای شهید فهمیده تهیه کرده ایم با خبر شدیم بیشتر جرائم کودکان مربوط به سرقت و درگیری است آیا شما نیز این موضوع را تایید می کنید؟ می گوید:« وقتی که طبقات ضعیف در یک جامعه زیاد می شوند و از سوی دیگر اعتیاد و بیکاری افزایش پیدا می کند، همچنین پدرخانواده یا از همسرش طلاق گرفته یا در زندان است و مادر در مترو دست فروشی می کند و موارد دیگر نباید انتظار داشته باشیم کودکان در یک محیط مناسب تربیت ببینند؛ بنابراین شاهد درگیری و سرقت در جامعه از سوی این افراد کم سن و سال خواهیم بود.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.60784s, 20q