کودک سابق پرورشگاه 49 سال است دنبال والدینش میگردد

پدر، مادر! به خاطر خدا تنهایم نگذارید

۱۳۹۸/۱۰/۳۰ - ۱۰:۰۳ - کد خبر: 288059
پدر، مادر! به خاطر خدا تنهایم نگذارید

سلامت نیوز:من آن روز جدایی را به یاد ندارم، چون کودکی چهار ماهه بودم. ولی حالا جوانی 35 ساله هســتم که با حمایت پروردگار، در عین بی نیازی، تنها نیاز خود را رسیدن به آغوش گرم و مهربان شــما میدانم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام هلال بر اســاس شواهد در ســال 1349 مرا مقابل شیرخوارگاه قدیم شــیراز، خیابان لطفعلی خان زند رها کرده اند و مشخصات کنونی من در حقیقت نام و نشــان قراردادی ای است که در شیرخوارگاه تعیین کرده اند.

پدر و مادر، اگر هنوز خاطرهای از جگرگوشه تان در یاد شما باقی مانده است، بیش از این مرا در انتظار نگذارید. به خاطر خدا هم که شــده مرا از بند تنهایی برهانید.

اسمش جلال طاووسی خوش است و یکی از فرزندان شیرخوارگاه آیت الله دستغیب شیراز. 49 سال دارد و بیش از 25 سال از آغاز فعالیتش در هلال احمر استان فارس میگذرد.

خادم افتخاری حرم شــاه چراغ و امام رضا ع اســت و در تمام این سالها حتی یک روز هم از فکر پیدا کردن پدر و مادر خود فارغ نبوده.

او میگوید :خردســالی و کودکی و نوجوانی و جوانی را در شــیرخوارگاه شیراز گذراندم. با وجود همه محبتها و رســیدگی هایی که به ما می شد خلا حضور پدر و مادر را همیشه در زندگی خودم احســاس میکردم.

برای همین همیشه در پی نام و نشــانی از آنها بودم.

حاال که زندگی مستقلی برای خود دست و پا کرده است همچنان به کودکان شیرخوارگاه سر میزند و حال و احوالی از آنها جویا میشــود. طاووسی خوش میگوید چون خود من زندگی در شــیرخوارگاه و دوری از آغوش پدر و مادر را تجربه کرده ام، این بچه ها را خوب درک میکنم.

میدانم که آنها تشــنه محبت هستند. هر هفته به بچه های شــیرخوارگاه سر میزنم و چند ساعتی با آنها وقت میگذرانم. من این شیرخوارگاه را خانه

از روزگاری میگوید که شــیرخوارگاه زیر نظر هلال احمر احمر اداره میشــد و علاقه و عرق جمعیت را در دل بچه های شــیرخوارگاه کاشته بود. برای همین هم از نوجوانی در فعالیتهای هلال احمر حضــور دارد : هرجا حادثه ای رخ میدهد من هم همراه تیمهای هلال احمر اعزام میشوم و هر کاری از دستم بر بیاید انجام میدهم. از سیل و زلزلــه گرفته تا طرحهای مختلفی که داوطلبــان و امدادگران و جوانان هلال احمر اســتان فارس برگزار میکند. در حوادثی مثل ســیل و زلزله و شرایط بحران، بیشتر حواســم به بچه ها هســت و میدانم که چقدر در معرض آسیب هستند. برای همین کودکان آســیب دیده را پیدا میکنم و بــه هلال احمر و مددکاران معرفی میکنم.« این روزها که بیشتر از گذشــته در جست و جوی پدر و مادر گم کرده اش میگردد، شعری برای آن ها سروده:

در کودکی چون مرغکی بی آب و دانه

در اضطراب و دلهره هر سو روانه

گاهی به فکر مادر و گه فکر بابا

با اشک خون پرسم ز خود چون کرد با ما

در کودکی از مرز پیری هم گذشتم

نادیده گل چون شاخه ای نازک شکستم

در پرورشگاه هلال احمر شکفتم

از عمق دل شکرانه حق باز گفتم

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
4.18383s, 18q