دبیرکل خانه پرستار :

نیاز کشور به صدهزار پرستار تا رسیدن به استاندارد جهانی/مشکل مالی برای جذب پرستاران وجود ندارد،اراده ای نیست

۱۳۹۹/۰۲/۱۴ - ۱۳:۵۳ - کد خبر: 292980
نیاز کشور به صدهزار پرستار تا رسیدن به استاندارد جهانی/مشکل مالی برای جذب پرستاران وجود ندارد،اراده ای نیست

سلامت نیوز:محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار تاکید دارد که حداقل به بیش از 100 هزار نیروی پرستاری دیگر نیاز داریم تا بتوانیم به حداقل استانداردهای جهانی برسیم. با این فعال باسابقه جامعه پرستاری درباره آخرین وضعیت کمبود پرستار در ایران، ریشه‌های این مشکل و راه حل برون رفت از این چالش قدیمی نظام سلامت به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از سپید آنلاین،چندین دهه است که کمبود پرستار در ایران به شکل یک چالش حل نشده باقی مانده است. این کمبود کادر پرستاری در مراکز درمانی علاوه بر اینکه باعث افزایش فشار کاری به جامعه پرستاری شده، سطح کیفی ارائه خدمات مراقبت و پرستاری به بیماران را نیز کاهش داده است.

در این بین، تناقض جدی اینجاست که ما از یک طرف با کمبود شدید کادر پرستاری مواجه هستیم، اما از سوی دیگر با پدیده «پرستاران بیکار» هم روبروییم که این دو موضوع در کنار همدیگر به هیچ وجه با منطق، همخوانی ندارد.از سوی دیگر، دوران مقابله با کرونا و فشار سنگینی که به کادر درمان و جامعه پرستاری وارد شد، نشان داد که تعداد نیروهای پرستاری در ایران برای مقابله با بحرانی شبیه شیوع کرونا به هیچ وجه کافی نیست.


محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار تاکید دارد که حداقل به بیش از 100 هزار نیروی پرستاری دیگر نیاز داریم تا بتوانیم به حداقل استانداردهای جهانی برسیم.

با این فعال باسابقه جامعه پرستاری درباره آخرین وضعیت کمبود پرستار در ایران، ریشه‌های این مشکل و راه حل برون رفت از این چالش قدیمی نظام سلامت به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

فرمول‌های متفاوتی برای تشخیص کمبود پرستار در مراکز درمانی ارائه می‌شود، یکی از این فرمول‌ها نسبت پرستار به تخت بیمارستانی است. از این نظر، وضعیت جامعه پرستاری ایران چگونه است؟
ببینید در وهله اول باید بگویم که مشکل کمبود پرستار در ایران به مرور و بخصوص در دو دهه گذشته، ایجاد شده است. وضعیت به جایی رسیده است که در حال حاضر نسبت پرستار به تخت بیمارستانی، هیچ فرقی با 40 سال گذشته ندارد و حتی در برخی مراکز درمانی، این نسبت از 40 سال قبل هم بدتر است. البته باید در نظر داشت که حدود 40 سال قبل، نظام درمانی ما آنقدر پیچیده و بزرگ نبود و تخت‌های تخصصی به ندرت وجود داشت.

عمده بخش‌های بیمارستانی در آن دوره شامل بخش داخلی، جراحی کودکان، بخش زنان و عفونی بود، اما این روزها میزان مراقبت پرستاری از تخت های تخصصی و فوق تخصصی کاملا متفاوت است.

مثلا اگر برای هر تخت در بخش عادی به طور متوسط حدود پنج ساعت مراقبت پرستاری در طول 24 ساعت نیاز است، اما ساعت مراقبت پرستاری در بخش های تخصصی بالاتر است.

مثلا در بخش «سی سی یو» 14 ساعت، بخش «آی سی یو» 18 ساعت و بخش جراحی قلب به حدود 20 ساعت مراقبت پرستاری به ازای هر تخت بیمارستانی نیاز است. حتی در بخش پیوند کبد، نیاز به نیروی کمکی نیز وجود دارد و ساعت مراقبت پرستاری در این بخش به ازای هر تخت به حدود 30 ساعت می رسد.

همچنین با آمدن داروهای جدید و فناوری‌های نوین درمانی نیز شاهد هستیم که به طور مداوم، ساعت مراقبت پرستاری از بیماران افزایش پیدا می‌کند.حال با وجود تمام این موارد و افزایش ساعت مراقبت پرستاری می‌بینیم که در حال حاضر به ازای حدود 120 هزار تخت بیمارستانی که تحت نظارت وزارت بهداشت است، فقط حدود 120 هزار پرستار داریم که این نسبت در مقایسه با حدود 40 سال قبل، هیچ تغییری نکرده است.

این شرایط به نظرم کاملا فاجعه است. حالا شاید بیمارستانی هم پیدا شود که نسبت پرستار به تخت بیمارستانی در آن بالاتر از عدد یک باشد، اما در این بیمارستان‌ها معمولا به دلیل اینکه بخش‌های تخصصی و فوق تخصصی بیشتری دارند، ناچار به افزایش تعداد پرستاران هستند.

حتی در استان خوزستان، نسبت پرستار به تخت بیمارستانی، زیر عدد یک و حدود 9 دهم است. یعنی به ازای هر تخت بیمارستانی، حتی یک پرستار هم نداریم. بنابراین از نظر تعداد پرستار به تخت بیمارستانی در شرایط بحرانی قرار داریم و نیاز است که به این موضوع، بیش از پیش پرداخته شود.


‌اگر با فرمول نسبت پرستار به جمعیت جلو برویم، در حال حاضر به چه تعداد پرستار نیاز داریم تا به استانداردهای جهانی نزدیک شویم؟
نسبت جمعیت به پرستار، نسبت پرکاربردتری در جهان است، زیرا دنیا به سمت تخت زدایی می‌رود و فعالیت پرستار هم نباید فقط محدود به حوزه درمان باشد. الان پرستار در دنیا در سه سطح شامل جامعه، درمان و توانبخشی فعالیت دارد که البته در کشور ما فقط بخش درمان آن پررنگ شده است. در کشورهای مختلف، نسبت پرستار به جمعیت متفاوت است.

مثلا در کشور بلژیک به ازای هر هزار نفر جمعیت، بیش از 10 پرستار وجود دارد. در نروژ و سوئد، این نسبت حدود 10 است، اما اگر متوسط جهانی را در نظر بگیریم، حدود شش پرستار به ازای هر هزار نفر جمعیت وجود دارد. در کشورهای تازه تاسیسی مثل گرجستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز این متوسط جهانی را دارا هستند.

از نگاه استانداردهای جهانی عنوان می‌شود که اگر مردم بخواهند از حداقل خدمات پرستاری برخوردار باشند، باید حداقل سه پرستار به ازای هر هزار نفر جمعیت وجود داشه باشد که این نسبت به عنوان کمترین تعداد پرستار لازم به ازای جمعیت شناخته می‌شود. متاسفانه الان در کشور ما این ضریب حدود یک و شش دهم است.

به تعبیر دیگر، اگر جمعیت پرستاری ایران دوبرابر شود، تازه در آن شرایط مردم ما حداقل خدمات پرستاری را دریافت خواهند کرد. من این موضوع را برای رئیس جمهوری و برخی مسئولان دیگر مطرح کردم و گفتم که این شرایط به آسیب جانی بیماران منجر می شود، زیرا به نظرم یکی از موارد مهم در افزایش مرگ و میر بیماران بستری، همین بحث کمبود پرستار و کاهش خدمات مراقبت و پرستاری در بیمارستان‌ها است.

حالا جالب است در همان کشورهای اروپایی که نسبت پرستار به هر هزار نفر جمعیت آنها عددی حدود 10 برآورد می‌شود، تلاش می‌کنند با فراخوان و ایجاد جذابیت، پرستاران کشور ما را جذب کنند تا این نسبت مثلا به 11 برسد و شرایط خود را بهبود بدهند، اما چنین تلاش‌هایی در کشور ما دیده نمی‌شود.مهم‌ترین بخش نظام سلامت، نیروی انسانی آن است.

کشورهای موفق و توسعه یافته در حوزه سلامت به این نتیجه رسیده‌اند که اگر می‌خواهند نظام سلامت آنها ارتقا یابد، باید روی بحث نیروی انسانی بیشتر تمرکز کنند و به همین دلیل از ارائه دهندگان خدمات مراقبت و پرستاری حمایت می‌کنند.

سازمان بهداشت جهانی نیز اعلام کرده است که امسال، سال پرستار است.پرستاران ایرانی در حال حاضر بیشترین تعداد خدمات را به بیماران ارائه می‌دهند. مواجه مکرر با بیماری‌های پرخطر مثل کرونا، شرایط کاری سختی را برای پرستاران رقم می‌زند.

بیمار معمولا با درد وارد بیمارستان می‌شود و به همین دلیل بارها شده که به دلیل شرایط ناگوار روحی‌اش به پرستار پرخاش شده است. دیدن روزانه بیماران در حال مرگ و مسئولیت بالای پرستار بخصوص در بخش مراقبت‌های ویژه فقط گوشه‌ای از سختی کار هر روزه پرستاران است.

به دلیل همین سختی‌ها، معمولا در بسیاری از کشورها با ارائه جذابیت‌های شغلی تلاش می‌کنند که امکانات تفریحی و رفاهی زیادی در اختیار پرستاران باشد تا به ماندگاری و ارائه خدمات مطلوب در بیمارستان‌ها دلگرم باشد.

واقعا اغلب پرستاران در کشورهای توسعه یافته، دغدغه حقوق پایین ندارند، اما وقتی شرایط پرستاران خارجی را با پرستاران ایرانی مقایسه می‌کنیم، می بینیم که پرستاران ایرانی با دغدغه‌های جدی مواجه هستند.

بسیاری از آنها با مشکلات مالی، دست و پنجه نرم می‌کنند و از شرایط معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. درواقع آنها در برابر کار سختی که هر روز انجام می‌دهند، دستمزدی معادل با سختی کارشان دریافت نمی‌کنند. حال در این وضعیت، کمبود پرستار در مراکز درمانی کشور هم مشکل مضاعفی شده است که دغدغه‌های آنها را افزایش داده است، طوری که گاهی پرستار مجبور می‌شود به طور همزمان کار چند پرستار را انجام دهد که تداوم این وضعیت به فرسودگی شغلی پرستاران ایرانی، دامن می‌زند.


در طی چند سال اخیر شاهد جذب پرستاران شرکتی بودیم تا از این طریق، بخشی از مشکلات کمبود پرستار در کشور حل شود. تا چه حد این طرح را موفق ارزیابی می‌کنید؟
ببینید در طی هشت سال اخیر در خوش بینانه‌ترین حالت حدود 10 هزار پرستار به شکل شرکتی جذب شده است، در حالی که سالانه فقط حدود چهار تا پنج هزار پرستار، بازنشسته می‌شوند. یعنی در طی هشت سال قبل، حدود 30 تا 40 هزار پرستار، بازنشسته شده‌اند، اما در مقابل فقط یک گروه از پرستاران را به شکل شرکتی استخدام کرده اند.

عمده این پرستاران شرکتی، امنیت شغلی و امیدی به آینده شغلی خود ندارند. وقتی با پرستار شرکتی قراداد 89 روزه بسته می‌شود و یا وقتی در بند قرارداد آمده است که اگر کارفرما از کار پرستار شرکتی، راضی نبود می‌تواند یک ماه قبل به پرستار خبر بدهد، مجموع این رفتارها به این معنی است که امنیت شغلی پرستار شرکتی فقط حدود یک ماه است.حال در این وضعیت چطور باید از این پرستار شرکتی، انتظار انگیزه کاری داشته باشیم.

اگرچه حتی در این شرایط هم خیلی از پرستاران شرکتی با جان و دل کار می‌کنند، اما سوال اینجاست که چطور از پرستار شرکتی که با کمترین حقوق ممکن کار می‌کند و امنیت شغلی هم ندارد، انتظار داریم که کاری هم سطح با استانداردهای جهانی ارائه دهد؟ وقتی ذهن و روان پرستار مملو از دغدغه‌های معیشتی و شغلی باشد، چطور باید انتظار داشت که این پرستار بتواند بهترین عملکرد خود را در مراکز درمانی ارائه دهد؟

حتی در کشور ما خیلی اوقات می‌بینیم که اضافه کار اجباری نیز به پرستار تحمیل می‌شود، آن هم با نرخ اضافه کار حدود شش تا هفت هزار تومان برای هر ساعت. در حالی که طبق قانون کارهای سخت و زیان آور و قانون ارتقا و بهره‌وری نیروی انسانی به صراحت ذکر شده است که ساعت کاری پرستار باید کاهش یابد.

یعنی قانونگذار برای کاهش فشار شدید کاری که روی پرستاران وجود دارد، بر کاهش ساعت کاری آنان تاکید کرده است، اما در مقام عمل می‌بینیم که به اضافه کاری اجباری گمارده می‌شوند. در این شرایط اضافه کار اجباری معلوم است که خطاهای پرستار بالا می‌رود. بگذارید یک مثال بزنم. در یک دوره ای تصمیم گرفته شد که حدود دو ساعت کار اجباری به ساعت کاری پرستاران آمریکایی اضافه شود، تازه آن هم پرستارانی که مثل پرستاران ایرانی دغدغه مالی نداشتند، اما طبق تحقیقات متوجه شدند که حدود 14 درصد خطاهای پزشکی بالاتر رفته است. معلوم است که در کشور ما نیز اضافه کار اجباری پرستاران به افزایش اینگونه خطاهای پزشکی منجر می‌شود.

وقتی پرستار شرکتی با احتساب افزایش حقوق سال 99، ماهانه حدود دو میلیون و 500 هزار تومان دریافتی داشته باشد، معلوم است که مردم نیز از دریافت خدمات مطلوب و استاندارد پرستاری محروم خواهند شد.

حرف ما این است که اگر به پرستاران رحم نمی‌کنید، حداقل به مردم رحم کنید و برای ارتقای خدمات پرستاری در بیمارستان‌ها، تعداد نیروی انسانی در این بخش را با حفظ حقوق انسانی آنها افزایش دهید. این موضوع فقط دغدغه پرستاران نیست، بلکه یک وظیفه حاکمیتی برای ارتقای سلامت مردم است که باید از سوی دولت، پی گرفته شود.


‌شاید از جمله معدود کشورهایی باشیم که همزمان هم کمبود پرستار داریم و هم کلی پرستار بیکار. این تناقض از کجا آمده است و چطور حل می‌شود؟
بر اساس آمارها، سالانه حدود 12 هزار دانشجوی پرستاری از دانشگاه‌های کشور، فارغ‌التحصیل می‌شوند. اگر فقط همین بازه پنج سال اخیر را در نظر بگیریم، حدود 60 هزار پرستار جدید فارغ التحصیل شده‌اند، اما وزارت بهداشت در بهترین حالت حدود 10 هزار پرستار جذب کرده است.

اگر سایر دستگاه‌ها مثل سازمان تامین اجتماعی و بخش خصوصی را هم در نظر بگیریم، باز هم در بهترین حالت به این نتیجه می‌رسیم که در طی این پنج سال حدود 20 هزار پرستار در همه بخش‌های دولتی، خصوصی و عمومی کشور جذب شده‌اند.

این آمار نشان می‌دهد که فقط در طی پنج سال اخیر، حدود 40 هزار پرستار بیکار جدید اضافه شده‌اند که در نظام سلامت کشور جذب نشده‌اند.در مورد راه حل این مشکل هم باید بگویم که در وهله اول باید در سیاستگذاری نظام سلامت، پرستاران از نقش بیشتری برخوردار باشند. در وهله دوم باید سیاست پیشگیری بر درمان، اولویت پیدا کند تا نیاز کمتری به اضافه کردن کادر درمان باشد.

مثلا یک بیمار سکته مغزی را در نظر بگیرید که باید هر شبانه روز حدود هفت میلیون تومان برای بستری در این بخش پرداخت کند و حتی در صورت ترخیص هم نمی‌تواند مثل سابق به محیط کار برگردد، اما دنیا به این نتیجه رسیده است که بجای افزایش تخت بیمارستانی و هزینه برای درمان، سرمایه گذاری‌ها صرف پیشگیری شود.

مثلا استفاده از سیستم پزشک خانواده و پرستار محله می‌تواند موجب شود که افراد کمتری به تخت بستری، نیاز پیدا کنند و هزینه‌های نظام سلامت نیز کاهش یابد.از سوی دیگر به نظر می‌رسد که یک سیاستی نیز پشت پرده وجود دارد که نمی‌خواهد تعداد پرستاران افزایش پیدا کند، زیرا از یک طرف مجبور می‌شوند که بخشی از اعتبارات نظام سلامت را صرف آنها کنند و در وهله دوم از این واهمه دارند که مبادا جمعیت و قدرت پرستاران در نظام سلامت بیشتر شود.

درواقع، انگار اراده‌ای برای جذب پرستاران وجود ندارد. حتی به نظرم مشکل مالی هم برای جذب پرستاران وجود ندارد. مثلا در نظر بگیرید که اگر 10 هزار پرستار جدید جذب شوند و حتی به آنها ماهیانه شش میلیون تومان هم پرداخت شود، سالانه مبلغی حدود 720 میلیارد تومان می شود. با توجه به اینکه سالانه حداقل 200 هزار میلیارد تومان گردش مالی در نظام سلامت وجود دارد، مبلغ 720 میلیارد تومان شبیه یک قطره در این دریاست.

الان فقط بودجه مستقیم وزارت بهداشت حدود 85 هزار میلیارد تومان است، در این شرایط هزینه جذب 10 هزار پرستار برای حفظ جان مردم و ارتقای خدمات پرستاری در بیمارستان‌ها، رقم بسیار ناچیزی خواهد بود. به همین دلیل ما باید از خودمان بپرسیم که تا چه حد برای جان آدم‌ها ارزش قائل می‌شویم که بخواهیم پرستاران بیشتری را در مراکز درمانی جذب کنیم. معتقدم هم اکنون اغلب مردم از حداقل خدمات مراقبتی استاندارد محروم هستند.

برای حل این مشکل باید در ساختار تولیت نظام سلامت از افراد متخصص در حوزه مدیریت استفاده شود و تصمیم گیران کلان در نظام سلامت ، تعارض منافع نداشته باشند.در دنیا به منابع انسانی می‌گویند سرمایه انسانی، زیرا اصلی‌ترین محور توسعه، همین نیروی انسانی کارآمد است، اما در کشور ما به نیروی انسانی پرستار به عنوان سرمایه انسانی نگاه نمی‌شود.

ما روزانه پیام‌های زیادی از پرستاران داریم که از حقوق پایین خود گلایه دارند و می‌گویند که با وجود مشکلات مالی فراوان نمی‌توانند با حقوق دو میلیون و 500 هزار تومان، روزگارشان را بگذرانند؛ آن هم در حالی که خیلی از آنها هر روز در خطر اخراج قرار دارند. معتقدم کسانی که حقوق های میلیاردی دریافت می‌کنند، نمی‌توانند درد آن پرستار شرکتی را درک کنند که ماهانه دو و نیم میلیون تومان دریافتی دارد.

بنابراین تا وقتی که اراده‌ای برای جذب پرستاران وجود نداشته باشد و اهمیت آن در حفظ سلامت بیماران، جدی گرفته نشود، مشکل دیرینه کمبود پرستار در نظام سلامت ایران، حل نخواهد شد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
4.51931s, 21q