امروز ‪ ۲۲‬ارديبهشت سالروز تولد "فلورانس نايتينگل"

۱۳۸۶/۰۲/۲۲ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 3431
امروز ‪ ۲۲‬ارديبهشت سالروز تولد "فلورانس نايتينگل"

پدرش "ويليام ادوارد شور" يكي از اعضاي اشراف زاده دربار به شمارمي‌رفت و فلورانس كوچك، در يك خانه بزرگ و راحت دوران كودكي خود را گذراند. در نامه‌هاي محرمانه‌اي كه از او يافت شده نوشته "از كودكي براي خدمت به بيماران و بي‌پناهان الهاماتي از سوي خداوند به قلبم مي‌رسيد." هرچند در رشته پرستاري تحصيل نكرد اما علاقه زيادي به درمان بيماران داشت. در سال ‪ ۱۸۵۳‬كه جنگ ميان تركيه و روسيه آغاز شد فرانسه و انگليس به ياري تركيه شتافتند و سربازان خود را به جنگ اعزام كردند.

در آن زمان تيتر روزنامه‌هاي "تايمز لندن" خبر از جنگ و توصيف اوضاع وخيم بيمارستانهاي نظامي انگليس را مي‌داد. در اين گزارشها آمده بود تنها ‪ ۲۰‬پرستار در جبهه‌ها فعاليت مي‌كنند، بيمارستاني وجود ندارد و حتي باند براي پانسمان هم نيست.

با انتشار اين گزارش‌هاي جنجال برانگيز، فلورانس از وزير جنگ انگليس درخواست وسايل و امكانات بهداشتي كرد و سپس با همراهي ‪ ۳۴‬پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاك تركيه گذاشت و به ياري مجروحان شتافت.

شبها با فانوسي كوچك در راهروها و اتاقهاي مجروحان آهسته راه مي‌رفت، سربازان با ديدن او احساس آرامش مي‌كردند. براي آنان نامه مي‌نوشت، اخبار جنگ را بيان مي‌كرد و همدم مهرباني براي مجروحان جنگي بود.

فلورانس با چهره‌اي آرام‌بخش براي اينكه سربازان دست از ميگساري بردارند، اتاقي براي مطالعه و بازي‌هاي سالم آنان راه‌انداخت.

او بر اثر كار مداوم و همدمي با بيماران دچار تب وحشتناكي شبيه تيفوس يا مالاريا شد كه در آن هنگام قربانيان زيادي را به كام مرگ كشانده بود و فلورانس نيز بر اثر اين بيماري بشدت ضعيف شد.

جنگ پايان يافت و او به لندن بازگشت. هرچند مي‌خواست گمنام بماند اما نامش به‌عنوان فرشته سر زبانها بود ولي براي اينكه خود را از چشم ديگران دور نگه دارد، بگونه‌اي خود را پنهان كرد كه گويي مرده است.

فلورانس همراه "ويليام فار" يك پزشك نظامي و فرد نيكوكاري به مدت ‪۲۰‬ سال براي بهبود وضعيت بيمارستانها و نظام آموزشي پرستاران تلاش كردند.

اين پرستار جنگي كه چندين كتاب درباره مراقبت‌هاي پرستاري نوشت معتقد بود بيمار به هواي سالم، نور، گرما، پاكيزگي، استراحت و غذاي خوب نياز دارد.

نايتينگل، نخستين مدرسه عالي آموزش پرستاري را سال ‪ ۱۸۶۰‬در بيمارستان "سن توماس" لندن راه‌اندازي و مديريت كرد.

هرچند سلامت جسماني او تحليل رفته بود اما شهرتش از لندن به آمريكا و هند نيز رسيد بگونه‌اي كه يك معمار و تاجر ليورپولي به‌نام "ويليام راتبون" در سال ‪ ۱۸۶۰‬مبلغ زيادي در اختيار فلورانس گذاشت تا يك بيمارستان بسازد.

بيمارستانهايي كه او ساخت مطابق استاندارد و الگوي بهداشتي بود و طبقات مختلف آن به بخش‌هاي ويژه‌اي مثل زنان و زايمان، روان، كودكان و جراحي اختصاص داشت.

چند سال كار مداوم و سخت پس از جنگ، توان او را بسيار تضعيف كرد بگونه‌اي كه در آخرين سالهاي عمر نابينا شد و نمي‌توانست مانند گذشته به وظايف خود عمل كند تا اينكه در ‪ ۱۳‬آگوست ‪ ۱۹۱۰‬در لندن چشم از جهان فرو بست.

همچنين ‪ ۱۳‬سال پيش در چنين روزي "اريك هامبورگر اريكسون" روانكاو آلماني درگذشت.

يكي از حوزه‌هاي تحقيق اريكسون مراحل تكامل انسان بود كه از دوره نوزادي تا پيري را به هشت مرحله تقسيم كرد.

نظريه اريكسون "رشد رواني - اجتماعي در طول عمر" و تاكيد بر "من" و تاثير فرهنگ، جامعه و تاريخ در شكل دهي شخصيت است.

از نظر اريكسون، مراحل هشتگانه رشد رواني - اجتماعي جنبه فطري دارد اما تحقق مراحل توسط محيط تعيين مي‌شود و همچنين عوامل اجتماعي و تاريخي بر شكل‌دهي هويت "من" و بر شخصيت تاثير مي‌گذارند.

اريكسون دوران كودكي را براي شكل‌گيري شخصيت مهم مي‌دانست ولي در عين حال قبول داشت شخصيت پس از سالهاي كودكي مي‌تواند رشد كند، تغيير يابد و همچنين بر ميانسالي به‌عنوان زمان تغيير عمده شخصيت تاكيد داشت.

بر خلاف "پياژه" كه بر رشد شناختي تاكيد دارد، اريكسون بر ابعاد عاطفي و اجتماعي رشد تكيه مي‌كند.

شايد بتوان نظريه پياژه در رشد شناختي و نظريه اريكسون در رشد عاطفي و اجتماعي را مكمل يكديگر دانست، زيرا هريك از آنها يك جنبه مهم از ابعاد روانشناسي را مورد دقت و بررسي قرار داده‌اند.

اريكسون نيز يافته‌هاي خويش را با تحقيقات پياژه مربوط كرده و گفته، "گويي يك فرش را از دو سوي مختلف بافته‌ايم".

هرچند اريكسون مانند فرويد به روش تحليل رواني تاكيد داشته، اما ديدگاهي بسيار متفاوت دارد.

 

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.13154s, 18q