سال‌هاست فعالان حوزه‌ سلامت روان در تلاش‌اند که با آگاهی‌بخشی از بیماری‌های روان انگ‌زدایی کنند؛ گفتمانی که سعی در حذف کلیشه‌ها برای برچسب زدن افراد براساس تفاوت‌هایی چون داشتن بیماری، رنگ پوست متفاوت و غیره دارد. حال آقای رئیس دانشگاه نه‌تنها هم بر همه آن‌هایی که نقد دارند انگ خاطی می‌گذارد، بلکه تلاش‌های جامعه روان‌پزشکی برای انگ‌زدایی از بیماران روان را با مترادف کردن برچسب خاطی با آنان، به‌کل نابود می‌کند.

ارجاع دانشجوهای معترض به روانپزشک!/ نابود کردن تلاش ها برای انگ زدایی از بیماران روانی

به گزارش سلامت نیوز، طراوت واحدی دستیار تخصصی روانپزشکی در روزنامه هم میهن نوشت: اخیراً رئیس دانشگاه شهید بهشتی گفته است: «دانشجویان خاطی را به روانپزشک ارجاع دهیم.» ابتدایی‌ترین و مهم‌ترین نکته در صحبت‌های ایشان این است که اساساً «خاطی» چه کسی‌ست و نسبت‌اش با «روانپزشک» چیست؟

این نگاه از دید روان‌پزشکان مغفول نبوده است که باید به بدن اجتماعی و سیاسی در کنار بدن بیولوژیک توجه داشت؛ بدن اجتماعی که در رابطه با جامعه شکل می‌گیرد و بدن سیاسی که محل مقاومت و منازعه با قدرت است. اما صحبت‌های آقای رئیس را می‌توان در راستای طبی‌سازی medicalization دید. اینکه همه چیز را به پزشکی تقلیل بدهیم و انسان را صرفاً یک موجود بیولوژیک برشماریم که همه مشکلات‌اش را پزشک باید حل کند. سلامت روان یا Mental Health در تعامل فرد، جامعه و ساختار قدرت شکل می‌گیرد. تاکید بر نگاه بیماری‌محور نتیجه‌اش بیماری دانستن هر وضعیت نامطلوب است. ازاین‌روست که ریاست دانشگاه به این دوقطبی‌سازی(ما و علیه ما) و برچسب‌زدن دامن می‌زند.

از زمان شروع اعتراضات اخیر، جامعه‌ روان‌پزشکی چند نوبت با صدور بیانیه‌هایی خشونت علیه مردم را محکوم کردند و به عنوان متولیان سلامت روان جامعه از مسئولان خواستند برای جلوگیری از فروپاشی بیشتر و کاهش درازمدت آسیب‌های روانی اجتماعی و فردی فضایی برای گفت‌وگو و شنیده‌شدن صدای معترضان ایجاد کنند. از سوی دیگر سال‌هاست فعالان حوزه‌ سلامت روان در تلاش‌اند که با آگاهی‌بخشی از بیماری‌های روان انگ‌زدایی کنند؛ گفتمانی که سعی در حذف کلیشه‌ها برای برچسب زدن افراد براساس تفاوت‌هایی چون داشتن بیماری، رنگ پوست متفاوت و غیره دارد. حال آقای رئیس دانشگاه نه‌تنها هم بر همه آن‌هایی که نقد دارند انگ خاطی می‌گذارد، بلکه تلاش‌های جامعه روان‌پزشکی برای انگ‌زدایی از بیماران روان را با مترادف کردن برچسب خاطی با آنان، به‌کل نابود می‌کند. پیامد دیگر این است که نداشتن امنیت روان را به روان ناسالم گره بزنیم و سعی در درمان فردی کنیم که هر روز با مهیب‌ترین فشارهای روانی مواجه است، تروماهایی که در ممالک پیشرفته هرکدام‌شان برای فروپاشی روانی فرد کافی است.

باید توجه داشت که تاب‌آوری (Resilience)که از مهم‌ترین مولفه‌ها در حفظ سلامت روان است، ارتباط مستقیمی با ادراک عموم جامعه از عدالت دارد. آن زمان که مردم بدانند حاکم سرنوشت خویش‌اند همراهی‌شان در برابر ناملایمات بیشتر خواهد بود. نابرابری‌های مستمر سطح کرامت انسانی و شاخص‌های زیست سالم را برای ما به حضیض برده است. همه‌ این‌ها را بگذارید کنار زخم‌ها و روان‌آسیب‌دیده‌ ناشی از دوران پاندمی کووید، با همه‌ مصیبت‌ها و سوگ‌های ناتمام‌اش و مشکلات معیشتی این سال‌ها. امید که لااقل مدیران دانشگاهی ما در به کار بردن کلمات و سخن‌گویی، سنجیده‌ و گزیده‌تر عمل کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha