بدنیم که چرا درختان سقوط مي كنند؟

۱۳۸۵/۱۰/۱۴ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 399
بدنیم که چرا درختان سقوط مي كنند؟

در اكثر موارد، اين حوادث با خسارت مالي و جاني همراه است و در بعضي موارد فقط به خسارات مالي اشاره مي‌شود. اخيراً نيز يكي از درختان چندساله غيربومي صنوبر در يكي از شهرستان‌هاي استان گيلان روي خودرويي كه پارك شده بود سرنگون شد كه خوشبختانه خسارت جاني نداشت.

متاسفانه در سال قبل نيز در شهرستان رشت درختي از جنس چنار شرق روي خودروي ديگري سرنگون شد و خساراتي به بار آورد.

مسأله سقوط درختان دست‌كاشت در خيابان‌ها و درج آن در نشريات براي اولين بار نبوده و آخرين بار نيز نخواهد بود. هر ساله متاسفانه چنين اتفاقات ناخواسته‌اي در استان‌هاي مختلف به وقوع مي‌پيوندد، به طوري كه حدود چندين سال پيش نيز چنين رويدادي در مركز استان مشهد اتفاق افتاد و تعدادي از درختان سپيدار كاشته‌شده در حاشيه خيابان روي خودروها سقوط كردند كه زيان‌هايي را به همراه آوردند.

امروزه به دليل زندگي ماشيني،‌ ارزش درختكاري در طراحي شهري بيش از گذشته محسوس است. خوشبختانه به علت تنوع آب و هوايي همراه با تنوع گياهي بسيار غني در كشور و مهمتر از همه بيش از 50سال تجربيات ارزنده درختكاري از سوي سازمان جنگل‌ها و نهايتا دسترسي به رسانه‌هاي گروهي، به نظر نمي‌رسد كه سازمان‌هاي اجرايي كه به‌روز هستند و شبكه‌اي اطلاع‌رساني را در خدمت دارند، در انتخاب گونه مشكل داشته باشند.

بديهي است آگاهي از سرشت اكولوژيك گونه درختي و پارامترهاي محيطي و مهمتر از همه نقش آن گونه در طراحي شهر مي‌تواند هدايتگر كارشناسان مجري در منطقه باشد.

به طوري كه مي‌دانيد در جهان هستي، گياهان نيز همانند انسان‌ها، جانوران و ميكروارگانيسم‌ها (باكتري، ويروس و...) موجودات زنده‌اي هستند كه شاخص زيست يعني تغذيه، تنفس، رشد(حركت)، توليدمثل و نهايتا مرگ در تمامي آنها به طور محسوس مشاهده شده و تداوم دارد.

درختان نيز در مجموعه گياهي، داراي مشخصات حياتي فوق هستند و زمان بهره‌برداري متغير و محدودي دارند كه ما جنگلبان‌ها در علم جنگل به آن «زمان برداشت» مي‌گوييم.

زمان برداشت با توجه به نوع درخت، اقليم، حاصلخيزي خاك (محل كاشت)، فاصله كاشت، عمليات داشت و اهداف مديريتي، متغير است. به عنوان مثال مي‌توانيم بگوييم عمر متوسط سياه‌پوستان بومي در آفريقا با توجه به فقر رفاهي نسبت به سياه‌پوستان مهاجرت‌داده‌شده به آمريكا بي‌اندازه كمتر است و يا مقاومت صنوبرهاي بومي شمال ايران مانند سفيدپلت از نظر شرايط محيطي نسبت به انواع وارداتي آنها به كشور خيلي بيشتر است.

در هر صورت مي‌توان گفت در هر مكاني كه شرايط و امكانات زيست‌محيطي مناسب‌ گونه باشد، درختان عمر طبيعي خود را به پايان خواهند رساند كه ما اين دوره را «زمان بهره‌برداري فيزيولوژيك» مي‌ناميم.

البته دانش جنگلداري چنين اجازه نابخردانه‌اي را به ما جنگلبانان نمي‌دهد كه ما درختان خودرو يا دشت را بدون دخالت فني و اقتصادي  به حال خود رها كنيم؛ به جز در مواردي كه هدف از كاشت، زيباسازي محيط، تلطيف هوا، جلوگيري از آلودگي‌هاي محيطي و صوتي در اطراف شهر يا پارك‌هاي داخل شهري يا ايجاد باغ‌هاي گياه‌شناسي به منظور تاسيس مجموعه‌هاي درختي و نهايتا درختكاري خطي در حاشيه خيابان‌ها با هدف ايجاد فضاي سبز بوده باشد كه در آن صورت كنترل سالانه درختان از سوي متخصصان آفات و بيماري‌هاي گياهي همراه با فرم‌دهي و آرايش درختان بسنده خواهد بود.

مطمئناً عامل خاك، يكي از عوامل اصلي استقرار درختان دست‌كاشت و يا خودرو به صورت درختكاري و يا جنگل‌كاري محسوب مي‌شود، ولي فاكتورهاي مختلفي در استقرار و يا عدم استقرار گونه‌هاي درختي در هر منطقه وجود دارد كه متاسفانه مجريان امر اين مسائل را در نظر نداشته و تنها به سبزشدن، سايه‌افكني و رشد سريع درختان در ايجاد فضاي سبز اكتفا مي‌كنند.

حال اگر همه عوامل مثبت و يا منفي تاثيرگذار، براي همه گونه‌هاي كاشته‌شده در مسير خيابان‌هاي شهري يكسان فرض شود، علت سقوط حداقل صنوبر و چنار را مي‌توان چنين استدلال كرد: الف: كاشت درختان صنوبر در حاشيه خيابان‌ها در داخل شهر به دلايل زير متداول نيست.

1 - زمان بهره‌برداري كوتاه‌مدت:
درختان صنوبر طبعاً سريع‌الرشد بوده و در سال‌هاي اوليه، رشد بسيار زيادي دارند (5-3 متر در سال اول در محلي مناسب) ولي ديرزيستي آنها نسبت به درختان جنگلي ديگر كمتر است؛ در نتيجه با پيشرفت سن، دچار پوسيدگي ساقه (يا اصطلاحاً درون‌قرمزي) مي‌شوند و مقاومت خود را مقابل بادهاي شديد و يا طوفان‌هاي پاييزي از دست مي‌دهند يا واژگون و يا از محل پوسيدگي كه داخلي است و به‌آساني ديده نمي‌شود، شكسته مي‌شوند.

2 - سيستم ريشه:
ريشه‌هاي صنوبر به دو صورت عمودي و افقي رشد مي‌كند. تك‌ريشه عمودي آن نيمه‌عميق و كم‌رشد است. ريشه‌هاي جانبي آنها معمولاً دورديفي‌اند كه به علت رشد و پيشروي در خاك‌هاي فقير(جهت غذايابي)، به ويژه در خاك‌هاي شني و ماسه‌اي، سبب مسدودشدن مجاري آب، فاضلاب،‌ تخريب پي ساختمان‌ها و حتي موزاييك و روكش بتني مي‌شوند.

3 - نورپسندبودن گونه‌:
تمامي گونه‌هاي سريع‌الرشد مانند صنوبر، بيد، اكاليپتوس و... شديداً نورپسندند و نسبت به سايه بردبار نيستند. اين امر سبب مي‌شود كه درختان كاشته‌شده در داخل شهر به علت وجود ساختمان‌هاي بلند و در نتيجه عدم دريافت نور به طور يكنواخت، حالت سيلندريك خود را از دست داده و يكسويه به سمت نور بيشتر گرايش پيدا كنند. تداوم اين گرايش و كج‌شدن آنها به‌ويژه در فصل غيرفعال (اواسط پاييز و زمستان) كه دوره رويش سالانه‌ درخت نيز پايان مي‌گيرد و شيره گياهي هم در آوندها جريان ندارد، خطر شكستگي و سقوط را به همراه خواهد داشت.

اين پديده در بعضي از درختان صنوبر كاشته‌شده در خيابان‌هاي شهري استان گيلان به چشم مي‌خورد (سقوط درختان چندين ساله سپيدار در خيابان اصلي شهر مشهد حدود چندين سال پيش نيز مويد اين گفتار است).

4 - نياز غذايي:
در دنيا درختان صنوبر به درختان پرتوقع و هميشه نيازمند معروفند كه اين امر ناشي از رشد سريع بافتها و تبديل دريافتها به مواد اوليه چوبي است. بنابراين با توجه به سرشت گونه، درختان جهت زنده‌ماني به‌ويژه در خاكهاي فقير و غيرمقاوم شهرهاي ساحلي كه متأسفانه عامل بازدارنده شوري نيز در آنها براي صنوبرها بالا است، مجبور به گسترش ريشه‌هاي جانبي و سطحي به منظور دستيابي به مواد غذايي مورد نياز حتي در فواصل 7-6 متر هستند و اين حالت در تضعيف و  آسيب‌پذيري درختان و تخريب مسير مؤثر خواهد بود.

5 - پراكندن بذرها:
درختان گونه صنوبر اساساً  دو پايه هستند، يعني گلهاي نر روي پايه‌هاي منفرد نر و گلهاي ماده روي پايه‌هاي منفرد ماده قرار دارند. طبعاً دستگاه زايشي گياه (گلهاي ماده) روي پايه ماده قرار دارد. بديهي است كه تخمك درون تخمدان پس از لقاح با گرده يا پولنبه صورت سلول تخم پس از تكامل به صورت بذر همراه با پوشش سفيد كرك‌دار كه بيشتر براي انتشار دانه به‌كار مي‌رود،  به منظور استقرار و توليد يك نهال جديد صنوبر در اواسط بهار در  هوا پخش مي‌شود، ولي متأسفانه به جاي استقرار روي خاكهاي آبرفتي  در خانه‌هاي مسكوني محيط پراكنده مي‌شوند كه ضمن ايجاد آلودگي محيط زيست سبب حساسيت  و يا بيماري‌هاي آلرژي‌زا در بعضي از افراد مي‌گردند.

6 - برگريزان و خزان برگها:
صنوبرها جزو درختان خزان‌كننده هستند و دخالت خزان‌كنندگي در آنها، در صورتي‌كه به علت كم‌آبي دچار خزان زودرس نشده باشند، معمولاً در نيمكره شمالي از اواسط تابستان آغاز و با توجه به نوع صنوبر تا اواسط يا اواخر پاييز تدريجاً  ادامه دارد كه اين حالت سبب كثيف شدن هميشگي خيابان مي‌شود كه نياز به تميز كردن مداوم آن با كار بيشتر  دارد.

البته موارد ياد شده صرفاً به منظور عدم استفاده از گونه صنوبر در طراحي شهري صادق است. ولي به طور اعم صنوبر و صنوبركاري در دنيا،  در كشورهاي واقع در نيمكره شمالي به‌ويژه كشورهاي جهان سوم كه بنابه دلايلي غني از جنگلهاي فقير هستند، در راستاي توليد چوب و تأمين مواد اوليه صنايع سلولزي و تخته خرده چوب، صنايع اره‌كشي و جعبه‌سازي،  صنايع لايه‌بري و كبريت‌سازي اهميت ويژه‌اي دارد.

بديهي است شناسايي درختان صنوبر به عنوان يك گونه پربازده و متعاقباً نهضت صنوبر كاري در تداوم كشت چوب در سطح بين‌الملل را بايد ثمره تلاش دانشمندان و دوستداران طبيعت در اروپا كه مزه تلخ جنگلهاي ويرانگر اول و دوم جهاني را با تمام وجود چشيده و اكثر اراضي مزروعي، جنگلها و تأسيسات زيربنايي خود را از دست داده و فقر و گرسنگي را كاملاً  لمس كرده بودند دانست.

زيرا آنها به منظور جبران   نابودي ناشي از جنگ و با آگاهي به مشكل دسترسي به منابع انرژي فسيلي پايان‌پذير و نهايت حفاظت از منابع طبيعي تجديد شونده كه امروز واژه‌هايي نظير توسعه پايدار، حفظ محيط زيست و تنوع زيستي را به دنبال دارد، بر آن شدند كه در آوريل سال 1947  ميلادي يعني دو سال بعد از پايان جنگ دوم جهاني،‌ جلسه‌اي به عنوان «هفته بين‌المللي صنوبر» در پاريس برگزار كنند، كه بعدها به «كميسيون بين‌المللي صنوبر»  شهرت يافت.

كميسيون ياد شده هر چهار سال در يكي از كشورهاي عضو تشكيل مي‌شود. كشور ما در سال  1334‌ خورشيدي ميزبان اين نشست بود. فعاليت تحقيقاتي صنوبر در دنيا و كشور ما هنوز نيز ادامه دارد.

پديده سقوط هرازگاه از درختان گونه چنار، كه خوشبختانه از ديرزيستي و نرمش اكولوژيكي مناسب‌تري نسبت به گونه‌هاي ديگر خياباني برخوردارند و جزو درختان زود رشد و نور پسند محسوب مي‌شوند كه در طراحي شهري به‌ويژه در خيابانها و جاده‌هاي عريض زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرند، نيز به‌شرح زير استدلال مي‌شود.

1 - برخورد تدريجي ريشه‌هاي جانبي و فرعي در حين رويش با موانعي نظير جدول‌بندي‌هاي جديد‌الاحداث و آسفالت كه دو عامل از نظر توسعه، جذب مواد غذايي و استقرار عوامل بازدارنده بوده، در كمبود فضاي حياتي، خزان زودرس، ضعف و سقوط درختان به‌ويژه در سنين كهنسالي نقش دارند.

2 - عدم كنترل ساليانه ريشه درختان از نظر بيماريها، اثرات منفي حشرات خاكزي و جوندگان با علامت مشخصه نظير پوسيدگي تدريجي ريشه، بريدگي‌هاي  حلقوي شكل در آن و در نهايت عدم تدابير امنيتي و درست كه منجر به سست شدن ريشه و سقوط مي‌شود.

3 - انجام هرس نابجا و نارسا در درختان و تراكم شاخه‌ها در تاج درخت و ايجاد ناهماهنگي بين تاج و تنه كه مي‌تواند در اثر وزش باد شديد توازن درخت از بين برود، سقوط يا شكستن درخت را سبب  شود.

4 - ايجاد خراشهاي مكانيكي در بدنه درختان به عنوان يادگاري يا برخورد وسايط نقليه شهري كه مي‌تواند عامل پوسيدگي، شكستگي و سقوط درخت در فصل برگريزان باشد.
به نظر مي‌رسد كه چنين مشكلاتي نه فقط در استان گيلان،  بلكه در اكثر استان‌هايي كه در حال توسعه و گسترش شهري هستند، به چشم مي‌خورد كه بايد در آغاز با برنامه‌ريزي‌هاي درازمدت و هماهنگي‌هاي لازم با شركتهاي برق، مخابرات و حتي گاز مسيرهاي كاشت مشخص شود و سپس با تشكيل گردهمايي برگزار شده از سوي شوراي شهر، شهرداري، مسئولين منابع طبيعي و محيط زيست در مورد انتخاب و كاشت گونه‌هاي متناسب درختي يا درختچه‌اي، سوزني يا پهن برگ، برگريز يا هميشه سبز در خيابانها، پاركها و يا فضاي خالي شهر تصميم‌گيري و تشريك مساعي به عمل آيد. بديهي است نظرات فني كارشناسان و متخصصين دست‌اندركار در اين راستا اهميت ويژه‌اي  دارد كه بايد  مدنظر قرار گيرد.

زيرا ممكن است رويدادهاي بعدي دامنگير  جنگلبان و يا مجريان محترم باشد كه ما جنگلبانها به آن «زمان مصيبت» مي‌گوييم، ولي جنگلبانان انگليسي و يا آمريكايي در مورد عامل چنين رويدادي در داخل جنگل كه معمولاً شاخه‌هاي خشك معلق به شوخي اصطلاح «بيوه‌ساز»  را به كار مي‌برند كه در هر دو صورت ناخوشايند است.

منبع:همشهری

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.99755s, 20q