خوشبختی در دقیقه نود

۱۳۹۰/۱۱/۰۳ - ۱۱:۲۱ - کد خبر: 41131
سلامت نیوز: زندگی مشترک افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان روِیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشکلات، اختلافات و نقاط ضعف و کاستی های زندگی مشترکش را برطرف کند. حال چنانچه زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخکامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد.

بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است که در حقیقت تضمین کننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می آیند.

طلاق جزو 4 واقعه‌ای است که در سازمان ثبت‌احوال، ثبت می‌شود. بر اساس آمار‌های این سازمان، در 5 سال اخیر روند پدیده طلاق افزایش چشمگیری داشته است به‌طوری که نسبت ازدواج به طلاق در سال 88 در شهر بزرگی مثل تهران 3 (در قبال هر طلاق 3ازدواج) و در شهر‌های دیگر بین 6 تا 10 است.

 زندگی بعد از ازدواج هر چه هست، پر از معادله‌های چند مجهولی است که حل آنها به تنهایی مقدور نیست. زوجین بایستی هر دو برای پویا ماندن زندگی همان اندازه که در ابتدای راه وقت می‌گذاشتند، انرژی صرف کنند در غیر این صورت روند نزولی پیش‌روی رابطه‌شان خواهد بود که منجر به بی‌تفاوتی و از بین رفتن آهسته آهسته رابطه‌شان خواهد شد. روش زندگی آدم‌ها، آنها را به آرزوهایشان نزدیک و دور می‌کند. اگر آرزویتان این است که با همسرتان رفیق باشید باید برایش تلاش کنید. آیا تاکنون تصویری از زندگی زناشویی ایده‌آل داشته‌اید؟ در مطلب زیر تلاش شده تا چگونگی روش زندگی و مهارت‌های لازم برای داشتن زندگی ایده‌آل بررسی شود. همچنین اگر بعضی وقت‌ها حوصله زندگی مشترک را ندارید باید مراقب زنگ‌خطرهایی باشید که راه بی‌بازگشت را نشانتان می‌دهند.
 
مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می کند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود.
والدین باید یاد بگیرند که محبت و عشق به فرزند را با «داد و ستد» نشان ندهند چرا که در طولانی مدت این فرزند است که آسیب می‌بیند.

شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در یک بعد کلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند. بیشترین این تفاوت ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که: استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد. زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند. مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است . صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است. نگاه مردان به مسائل، کلی تر است . زن ها عاطفی تر از مردها هستند.

• اما سئوال اینجاست که در ایجاد پدیده‌ای به نام طلاق چه موضوعاتی تأثیرگذارند. چه روش زندگی‌ای در نهایت منجر به طلاق می‌شود؟

فرحناز رفیعی (مشاور خانواده و روانشناس): در روش زندگی آدم‌ها، شخصیت فردی و مهارت‌هایی که زندگی را با آن یاد گرفته‌اند بسیار اهمیت دارد. موضوع این است که متأسفانه آمار طلاق در کشور بالا رفته که بخشی از آن می‌تواند به‌دلیل دخالت خانواده‌ها باشد. خانواده‌هایی هستند که می‌خواهند فرزندشان به هر قیمتی شده ازدواج کند درصورتی که به‌نظر من باید دید که دختر و پسر چه میزان مهارت ورود به زندگی مشترک را دارند.آنچه باعث می‌شود در زندگی موفق شویم مهارت‌هایی است که درون زندگی به‌دست آورده‌ایم؛ چقدر همکاری و گذشت و احترام یادگرفته‌ایم، چقدر در موقع بحران منعطف بوده‌ایم، چقدر توانسته‌ایم مشکلات طرف مقابل را ببینیم. والدین باید یاد بگیرند که محبت و عشق به فرزند را با «داد و ستد» نشان ندهند چرا که در طولانی مدت این فرزند است که آسیب می‌بیند.

دکتر عزت‌الله کردمیرزا (متخصص روان شناسی): در روانشناسی، طلاق مراحل مختلف دارد. در مرحله اول، طلاق هیجانی رخ می‌دهد. در این مرحله زن و شوهر به لحاظ هیجانی همدیگر را بر‌نمی‌انگیزانند. اگر آدم‌ها در این مرحله به فکر دریافت کمک نباشند و شروع به گفت‌و‌گو نکنند، درصورت تداوم این وضعیت نابسامان هیجانی فاز دوم یا طلاق روانی شکل می‌گیرد. در این مرحله آدم‌ها علاوه بر اینکه همدیگر را به لحاظ هیجانی برنمی‌انگیزانند، احساس تنهایی نیز می‌کنند. در این مرحله هر دو طرف به فکر این می‌افتند که راهکاری غیر از همسر را جایگزین تنهایی‌شان بکنند. ایده‌آل‌ترین نتیجه این مرحله، رسیدن به مرحله سوم است که همان طلاق قانونی است. در غیر این صورت اگر در همان مرحله بمانند و کاری برای درست شدنش هم نکنند اتفاقات ناگوارتری می‌افتد. مرحله سوم طلاق قانونی است.

• زوج‌ها برای اینکه به هر کدام از این مراحل نرسند چکار باید بکنند؟

دکتر عزت‌الله کردمیرزا: برای اینکه زوج‌ها به طلاق هیجانی نرسند باید به احساسات خود و همسرشان آگاهی داشته باشند و به آن اصالت بدهند، بتوانند به لحاظ هیجانی با طرف مقابل رابطه برقرار کنند و درک متقابل داشته باشند. همچنین بتوانند هیجانشان را بجا نشان دهند.

در مرحله دوم که آدم‌ها احساس تنهایی می‌کنند، یکی از متداول‌ترین اتفاقات این است که حضور مرد در خانه کمرنگ می‌شود و در عین حال هر کدام از طرفین برنامه خاص خود را بدون هماهنگی با طرف مقابل می‌گذارد و ترجیح می‌دهند که با دوستانشان یا هر فردی غیر از همسرشان درددل کنند. در این فاز با خودفکر می‌کند «اگر هر آنچه در ذهن دارم را به همسرم بگویم، تجربه نشان داده که او درک درستی نخواهد داشت، بنابراین ترجیح می‌دهم با دوستانم مشورت کنم و...»؛ برای مشکل ارتباطی بهتر است به متخصص مراجعه کنید یا از افراد کلیدی و بی‌طرف در اقوام کمک بگیرند.

دکتر میرمحمد صادقی: اگر بخواهیم از زندگی مشترک مراقبت کنیم و کمتر در معرض آسیب‌های خانوادگی مانند خیانت، آزار و اذیت جسمی و روانی و... قرار بگیریم و در نهایت به طلاق نرسیم، می‌بایست به این موضوع  توجه بکنیم. مراقبت از همسر است. آدم‌ها وقتی در فضاهای عاطفی قرار می‌گیرند کودک شده و بچگانه رفتار می‌کنند و همه حس‌هایشان صمیمانه و کودکانه است. یکی از نیاز‌هایی که در کودکی پررنگ است، نیاز به مراقبت شدن است. در ازدواج نیز کودک درون افراد با محبت خود را نشان می‌دهد. اگر در ازدواج این نیاز‌های به‌اصطلاح کودکانه پاسخ داده شود احساس عاطفی به شدت برانگیخته می‌شود، در غیر این صورت رابطه سخت شده و از حالت عاطفی خارج می‌شود.
زن و شوهر باید نقش فرزندی را به نقش همسری تغییر دهند و اعتمادی را که به والدین دارند باید به همسرشان منتقل کنند و این کار زمانبر است

• با این حساب چگونه می‌توان بین پاسخ دادن به کودک درون و انجام رفتار بالغانه که مطلوب تلقی می‌شود فرق گذاشت؟

دکتر میرمحمد صادقی: این هوشیاری و آگاهی که نشان می‌دهد ما می‌دانیم با کودک درون فرد مقابل روبه‌رو هستیم نشانه تفکر بالغانه است. همچنین اگر همسرتان نیز بداند که شما چنین شناختی دارید نشانه بلوغ در اوست. نمی‌توان کودک درون افراد را در رابطه همسری حذف کرد ولی اگر بتوان تا حد امکان با بالغِ کودک ارتباط برقرار کرد می‌توان رابطه‌ای شاد داشت.

تغییری که از آن صحبت می‌کنید تا چه میزان شدنی و عقلانی است؟ آیا فردی که 30سال به یک شیوه مشخص همسری کرده می‌تواند خود را تغییر داده و سناریویی جدید در داستان عاشقانه خود ایجاد کند؟ آیا می‌تواند شخصیت خود را تغییر دهد؟

فرحناز رفیعی: زن و شوهر باید نقش فرزندی را به نقش همسری تغییر دهند و اعتمادی را که به والدین دارند باید به همسرشان منتقل کنند و این کار زمانبر است.

• اولین زنگ خطرهایی که منجر به گوشزد به زوجین می‌شود چیست؟ کجای رابطه‌ها امکان بازسازی و بازگشت وجود دارد؟

فرحناز رفیعی: نخستین نشانه، رنجش‌هایی است که در دلمان می‌ماند و نمی‌توانیم آنها را بگوییم. شاید فقط نیاز به شنیده شدن و توجه وجود داشته باشد و نه دادن راه حل. به‌نظرم رنجش‌ها که شروع می‌شود فاصله‌ها شکل می‌گیرد. اشتباه بزرگ‌تر بعدی این است که برای پرکردن این فاصله بعضی‌ها بچه‌دار می‌شوند و بدون اینکه خودشان متوجه شوند طلاق عاطفی ایجاد می‌شود.

اگر به معنای واقعی طلاق عاطفی رخ نداده باشد زوجین می‌توانند رابطه‌شان را بازسازی کنند. طلاق عاطفی یعنی زن و شوهر نسبت به هم بی‌تفاوت باشند. در طلاق عاطفی، نه رنجش، نه خشم و نه مهری وجود دارد.

تا زمانی که زن و شوهر نسبت به هم هیجان مثبت یا منفی دارند می‌توان برای رابطه کاری کرد؛ حتی اگر نسبت به هم به شدت احساس تنفر یا عصبانیت کنند. این یعنی فرد مقابل برایشان اهمیت دارد ولی اگر هر کاری بکنند و نسبت به هم بی‌تفاوت باشند دیگر نمی‌توان برای آن رابطه کار خاصی کرد. معمولا در پس عصبانیت‌ها و نفرت‌های زناشویی نیاز کودکانه‌ای خفته است که پاسخی دریافت نکرده؛ بنابراین بی‌تفاوتی خطرناک است.

 منبع: تبیان

 

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.56185s, 18q