سهل انگاری والدین علت اصلی 70درصد گم شدن کودکان

۱۳۹۰/۱۱/۲۳ - ۱۱:۱۳ - کد خبر: 42432
سلامت نیوز: تصویر یک کودک گریان که ناامیدانه به دنبال پدرو مادرش می گردد، برای همه ما آشناست و شاید برخی از ما خاطره یک یا چند بار گم شدن و چند ساعتی دور از خانواده بودن را در ذهن داشته باشیم. در واقع خاطره گم شدن در دوران کودکی از آن دسته خاطراتی است که هرگز فراموش نمی شود.از آن جا که یکی از دغدغه های اصلی والدین کنترل و مراقبت از کودک در محیط اجتماع است و همواره احتمال گم شدن بچه ها وجود دارد، در این باره با یکی از روان شناسان کودک گفت وگو کردیم.به طور کلی احتمال گم شدن کودکان پسر 2.5برابر بیشتر از دختران است به نظر می رسد علت این امر هیجان طلبی، ریسک پذیری و جنب و جوش زیاد پسران است. اما باید اذعان کرد که در ۷۰ درصد موارد، علت اصلی گم شدن کودکان سهل انگاری والدین است. حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی بالینی با بیان این مطلب به خراسان می گوید: والدین معمولا در مکان های شلوغ نسبت به فرزندان دختر حساسیت بیشتری به خرج می دهند. نکته این جاست که در بیشتر موارد فرزندان گم نمی شوند بلکه این والدین هستند که آن قدر غرق افکار و کارهای روزمره خود هستند که از کودک خود غافل می شوند و او را فراموش می کنند.

کدام بچه ها بیشتر گم می شوند

خوب است بدانید احتمال گم شدن کودکان مبتلا به اوتیسم،بیش فعالی، هیجان طلب، کودکان دارای اعتماد به نفس پایین، خسته، مضطرب و عقب ماندگان ذهنی بیشتر از دیگر کودکان است. در مقابل اغلب کودکان معلول و ناتوان ذهنی و جسمی و کودکان مبتلا به اضطراب جدایی کمتر گم می شوند. هم چنین احتمال گم شدن کودکان در اماکن زیارتی و مراکز خرید به علت تمرکز ناکافی والدین روی بچه ها بیشتر است.از طرفی احتمال گم شدن کودک در اماکنی که برای اولین بار وارد آن شده است، ۳ برابر کمتر ارزیابی می شود.

کودک گمشده

این روان شناس با بیان این که ترس، طردشدگی و آسیب دیدن اولین احساساتی است که کودک پس از گم شدن با آن رو به رو می شود، تصریح می کند: کودک بلافاصله دچار استرس شدید می شود و سراسیمه به دنبال افراد ایمن و آشنا می گردد تا بتواند خلائی را که احساس می کند، برطرف کند. خوب است به این نکته اشاره شود که اولین شناخت و تعامل اجتماعی کودک از حدود ۵ ماهگی شکل می گیرد و احساس امنیت اجتماعی کودک از حدود ۷ تا ۸ سالگی بروز پیدا می کند. کودکی که در این سنین قرار دارد، خلاء امنیت روانی و اجتماعی را به خوبی احساس می کند.بیشتر بچه های گم شده در چند نقطه مشترک هستند. اول این که کودک تجربه گم شدن نداشته و آمادگی روانی برای آن ندارد. از طرفی گم شدن باعث می شود که حس نیاز به بقا و صیانت از خود تشدید شود. هم چنین گم شدن کودک از آن جا که غیرمنتظره و به یک باره رخ داده است، برای کودک به منزله یک شوک محسوب می شود. این استرس و ترس شدید ممکن است باعث بروز فوبیا(ترس بیمارگونه) در وی شود یا اضطراب ها و ترس های قبلی کودک را تشدید کند. این مسئله به ویژه برای کودکانی که از قبل دچار استرس و ترس های شدیدی بوده اند، مصداق پیدا می کند. این دسته از کودکان پس از تجربه گم شدن بیشتر آسیب می بینند و ضربه می خورند.در برخی موارد ضربه ناشی از گم شدن کودک آن چنان شدید است که هم ردیف اختلال پس از سانحه قرار می گیرد. این اختلالات پس از وقوع سوانح طبیعی مانند زلزله، سیل، تصادفات، فوت ناگهانی اعضای خانواده در برخی کودکان مشاهده می شود و استرس روانی بسیار شدیدی به کودک وارد می کند.

انتقال استرس والدین به کودک

سیامکی خبوشان با اشاره به این که فشارهای حاصل از استرس با توجه به تیپ شخصیتی و آمادگی روانی کودک به اشکال متفاوتی بروز می کند، می گوید: گریه، تحیر موقتی، اختلال خواب، تیک، اختلال در دفع و لکنت زبان در کودک گمشده قابل مشاهده است و آن چه این علایم را تشدید می کند وحشت زدگی والدین به هنگام پیدا کردن کودک گمشده است. در واقع والدین اضطراب شدید خود را به کودک منتقل و این علایم را در وی تشدید می کنند.

راهکارها

بدون شک برای پیش گیری از گم شدن کودک راه های زیادی وجود دارد. به گفته سیامکی یکی از مهم ترین این راه ها افزایش تماس چشمی با کودک است. تماس چشمی والدین با کودک باعث افزایش اعتماد و احساس امنیت روانی وی می شود. همچنین باید به کودک تعاملات اجتماعی را آموزش داد و همزمان کنترل هیجان و احساس را به وی آموخت. نوشتن تلفن همراه پدر و مادر و تلفن منزل روی یک کارت و قرار دادن آن در جیب لباس کودک و آموزش استفاده از آن هم پیشنهاد دیگر است. والدین باید دقت داشته باشند که نباید استرس گم شدن را در کودک به وجود آورند. متاسفانه بعضی والدین ناخواسته این استرس را در کودک ایجاد می کنند. مثلا وقتی از دست کودک کلافه می شوند، می گویند: «کاش گم می شدی تا ما راحت می شدیم» یا برای این که خیال او را راحت کنند می گویند: «نگران نباش اگر گم شدی ما پیدات می کنیم» یا بدتر از همه این که «اگر گم شدی، اشکال ندارد، گریه نکن.» والدین باید از گفتن این جملات به کودک پرهیز کنند و در عوض نحوه برقراری روابط اجتماعی، بیان خواسته و نیاز را به او آموزش دهند تا بتواند در هنگام ضرورت از دیگران کمک بگیرد. همچنین باید به کودک آموزش داد وقتی گم شد، به یک فرد مسن مراجعه کند و از او کمک بخواهد یا پیش پلیس برود و از وی بخواهد با شماره ای که در اختیار دارد، تماس بگیرد تا پدر و مادرش را پیدا کنند. باید کودک بداند که بهتر است وقتی گم شد همان جایی که هست بماند تا پدر و مادر پیدایش کنند.

این نکات را می توان غیرمستقیم و در قالب داستان یا شعر به کودک آموزش داد. والدین باید توجه داشته باشند که به هنگام پیدا شدن کودک هیجان خود را کنترل و آرام و منطقی با وی برخورد کنند. همچنین باید به کودک اجازه داد در صورتی که دچار اختلال جدی ناشی از گم شدن نشده است، در این باره صحبت کند. تماس بدنی و چشمی به بازگشت امنیت روانی در کودک کمک می کند و گذشت زمان هم باعث می شود وی بهتر بتواند با موضوع کنار بیاید. اگر کودک پس از حادثه دچار اشکالاتی در خواب، تغذیه یا لکنت شده است، باید از مشاور کمک گرفت. استفاده از تهدید و سرزنش کودک نه فقط مانع تکرار حادثه نمی شود بلکه باعث ایجاد استرس، ترس، اضطراب و حتی وسواس درکودک می شود. سیامکی درباره دسته ای از کودکان که نمی ترسند و حتی پس از گم شدن، آن را انکار می کنند، می گوید: ۲ دسته از کودکان این حالت را دارند. دسته اول کودکان بسیار باهوشی هستند که اعتماد به نفس بسیار بالایی دارند و به علت هوش سرشار خود به سرعت راه حل مناسبی پیدا می کنند و خود را به جای امنی مثل سوپرمحله، ایستگاه پلیس نگهبانی مرکز خرید می رسانند و منتظر والدین می شوند. دسته دیگری از این کودکان بسیار هیجان پذیر و اهل ریسک هستند و در واقع متوجه گم شدن خود نمی شوند. این کودکان در واقع نمی دانند دچار چه مشکلی شده اند و در مقابل پدر و مادر بسیار مضطرب خود بسیار خونسرد ظاهر می شوند گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. این دسته از کودکان باید بیشتر تحت کنترل و نظارت والدین قرار بگیرند؛ این افراد در آینده هم بیشتر در معرض خطرات قرار می گیرند.

سیامکی تاکید کرد: تکرار این اتفاق نباید باعث شود والدین کودک خود را بیرون نبرند. چون این کار پاک کردن صورت مسئله است. بیرون نبردن کودک در طول زمان به نفع وی نیست و باعث می شود کودک دیرتر به شناخت محیط پیرامون و ارزیابی گفته ها و تعاملات اجتماعی با دیگران دست پیدا کند. بنابراین بهتر است به جای این کار زمان کمتری او را بیرون ببرند. سعی کنند کمتر به اماکن شلوغ که قادر به کنترل وی نیستند، بروند و از ابزارهای دیگر تنبیهی مثل محروم کردن کودک از تماشای کارتون استفاده کنند.

منبع: روزنامه خراسان
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.3403s, 19q