مهمترین دلایل شکست در ازدواج

۱۳۹۰/۱۲/۰۸ - ۱۳:۳۲ - کد خبر: 43445
مهمترین دلایل شکست در ازدواج
سلامت نیوز: مهم ترین دلیلی که ازدواج ها را به شکست منتهی می کند، توقعات نابجا هستند.

شما در ابتدای زندگی زناشویی خود عهد بستید تا در توانگری و فقر، در بیماری و سلامت و در رویارویی با موانع زندگی در کنار یکدیگر باشید، اما با موفقیت هدایت کردن این مسائل برای یک زوج می تواند دشوارتر از آنچه به نظر می رسد باشد. چه این تحولات به دلیل سرپرستی از والدین پیرتان باشد و یا به این خاطر باشد که شما باید از خانواده خود دل کنده و به خارج از کشور بروید و وطن خود را ترک کنید، تحولات اساسی در زندگی می توانند فشار زیادی را بر همه روابط آنها وارد سازد. اما با وجود این محرکهای تنش زا یا تحولات در زندگی، شما همه چیز را تحمل می کنید.

روان شناسان معتقدند : « علت این مشکلات اهمیتی ندارد، آنچه که حائز اهمیت است، چگونگی رویایی با آنهاست.»

 
مشکل اول: توقعات غیرواقع بینانه


مهم ترین دلیلی که ازدواج ها را به شکست منتهی می کند، توقعات نابجا هستند. قبل از ازدواج به این مسایل توجه کنید که: چگونه با مشکلات و مسایل مالی کنار بیایید؟ چگونه فرزندانتان را بزرگ کنید؟ چه کسی بیرون و چه کسی داخل خانه کار کند؟ حتی اگر ازدواج کرده اید هنوز هم دیر نیست، از هم اکنون شروع کنید. با همسرتان بنشینید و تقسیم مسوولیت کنید. شما برای همسرتان چه می توانید بکنید و او چه کار؟ درمورد توقعات خود با یکدیگر صحبت کنید. قبل از این که مشکلی ایجاد شود، شروع کنید.

 
مشکل دوم: مشکلات مالی

زوجین معمولا در مورد مسایل مالی سردرگم هستند قبل از بچه دار شدن به این فکر نمی کنند که بچه بسیار پرهزینه است و پس از آمدن بچه مشکلات بسیاری بروز می کنند. برای مخارج زندگی خود برنامه ریزی کنید و اگر درآمدتان پایین است ناامید نباشید. اگر اصلی ترین موارد را دارید از این بابت خوشحال باشید. مسکن و غذا اصلی ترین ها هستند اما موبایل، اینترنت و... از ضروریات نیستند. زن و مرد هر دو با هم باید مسایل مالی را به عهده بگیرند. اصلا درست نیست که تمام مسایل مادی را صرفا به این دلیل که مرد شاغل است به او بسپارید. با هم همکاری کنید.

 
مشکل سوم: دخالت خانواده ها

پس از ازدواج بیش از هر کس باید به همسر خود وفادار باشید. هرگاه خانواده شما در زندگی شخصی تان دخالت کردند، خودتان شخصا با آنها کنار بیایید و طوری رفتار کنید که دخالت ها متوقف شوند. در مقابل اگر خانواده همسرتان دخالت می کنند، همسرتان باید چنین کند و شما هرگز در مورد این مسایل با آنها برخورد نکنید.
حتی صرف ده دقیقه وقت پس از صرف شام یا زمانی که بچه خواب است، برای در کنار هم بودن می تواند پیوند شما را مستحکم تر نماید. حتی اگر خیلی به ندرت با هم صحبت می کنید، تنها ده دقیقه روی مبل در کنار هم بنشینید. و درباره مسائل مختلف با یکدیگر صحبت کنید.

مشکل چهارم: به وجود آوردن یک تغییر اساسی در زندگی

وقتی یکی از شما تصمیم بگیرید تغییر شغل دهید یا شروع به ادامه تحصیل کنید، ممکن است تعادل زندگی مشترک شما در هم بریزد. شما فکر می کردید که برنامه ریزی های طولانی مدت زندگیتان مشخص شده است، اما ناگهان با چنین تصمیماتی همه آنها به هم می ریزند و نگرانی هایی درباره تغییراتی که در مسائل مالی، برنامه ریزی های آتی و فرزندان به وجود می آیند. اگر شما خواهان ایجاد این تغییرات هستید، صحبت کردن در مورد برنامه های پیشنهادی تان، پیش از انجام آنها از اهمیت خاصی برخوردارند. یک مرتبه آگاه کردن همسرتان از تصمیمات بزرگ شما، به هیچ وجه ایده خوبی نیست. اگر شما خودتان در نقش شخص مقابل باشید، متوجه میزان ناراحتی و رنجش آن خواهید شد. به توصیه مشاوران خانواده با استفاده از تکنیک گوینده شنونده از مشاجره جلوگیری کنید. «بیان آنچه شما حس می کنید، فکر می کنید و برنامه ریزی می کنید، بسیار اهمیت دارد. در واقع گوش دادن به آنچه همسرتان می گوید، بسیار مهم است.»شما ابتدا باید درمورد همه این تغییرات که بدون درک نقطه نظرات دیگری نمی توان آنها را انجام داد، با هم گفت وگو کنید. به جای اینکه با گفتن این جملات «این اصلا کار درستی نیست.» «ما از عهده آن برنمی آییم.» «این کار خودخواهانه و غیرعادلانه است.» او را دلسرد کنید، به نقشه های او خوب گوش دهید و خیلی منطقی با هم پیش بروید. برای نمونه، می توانید لیستی از مزایا و معایب آن تهیه کنید و به طور مشترک و خلاقانه مخارج خانه را دوباره تنظیم کنید. با این عمل هر دو طرف احساس می کنند که با هم عازم این سفر خواهند بود.


مشکل پنجم: تولد اولین فرزند

همه کسانی که دارای فرزند هستند می دانند که به دنیا آمدن یک نوزاد چقدر زندگی را تغییر می دهد. اما زوجها با این دگرگونی به کلی غافلگیر می شوند. یک نوزاد مسیر حرکت خانواده را عوض می کند. زمانی بود که توجه شما تنها معطوف به یکدیگر بود، اما حالا تمام این توجه به یک نوزاد جلب شده است. برای پرهیز از بین رفتن توجهات در تک تک روابط خود، منتظر به وجود آمدن فرصتی برای توجه به یکدیگر نباشید. زیرا این موقعیت هیچگاه خود به خود به وجود نمی آید. به جای منتظر ماندن باید خودتان آن را بیافرینید. اگر خیلی خسته هستید یا موقعیت مالی مناسبی ندارید، نیازی به گردشهای پرهزینه و بیرون رفتن های گاه و بیگاه با همسرتان نیست. حتی صرف ده دقیقه وقت پس از صرف شام یا زمانی که بچه خواب است، برای در کنار هم بودن می تواند پیوند شما را مستحکم تر نماید. حتی اگر خیلی به ندرت با هم صحبت می کنید، تنها ده دقیقه روی مبل در کنار هم بنشینید. و درباره مسائل مختلف با یکدیگر صحبت کنید.

 
مشکل ششم: فرزندانی که به حرف والدینشان گوش نمی دهند

اگر والدین در مسایل تربیتی و اخلاقی هماهنگ نباشند، در تربیت فرزندان مشکلاتی ایجاد می شود. معمولا مادران در مسایل تربیتی ملایم تر و پدران خشن تر هستند و این اشتباه است. لحن پدر و مادر درمورد یک مسئله باید عین یکدیگر باشد، در غیر این صورت فرزندان دچار سردرگمی می شوند. حتی زمانی که پدر و مادری از یکدیگر جدا می شوند، باید همچنان درمورد مسایل تربیتی فرزندانشان هماهنگ بمانند. اگر نظرتان با همسرتان درمورد مسئله ای مخالف بود در خلوت با یکدیگر صحبت کنید بپذیرید که اختلاف نظر کاملا طبیعی است. زمانی که فرزندانتان از شما درخواستی دارند به آنها بگویید که باید با همسرتان مشورت کنید و بعد نتیجه را اعلام می کنید. به این ترتیب آنها متوجه می شوند که باهم هماهنگ هستید.

 
مشکل هفتم: نگرانی های شغلی

بسیاری از زنان از این که خانه دار هستند ناراضی اند. اما خانه داری باارزش ترین و دشوارترین شغل است. یک زن هر روز صبح زود بیدار می شود و تا شب و تمام 365 روز سال را کار می کند و حقوقی هم دریافت نمی کند. چراکه هرچه در قبال این شغل دشوار و تمام وقت پرداخت شود کم است. چه داخل خانه و چه خارج از خانه کار کنید مهم این است که وظایف خود را به بهترین شکل ممکن به انجام برسانید. از خود بپرسید چه می خواهید.

اگر عاشق فرزندانتان هستید از مادر آنها به خوبی مراقبت کنید. مادری به خود مغرور بود که طی 6 سالی که بچه دار شده حتی یک شب را از فرزندش دور نبوده اما این اشتباه است. شما باید بدانید که می توانید به تنهایی بیرون بروید و فرزندتان نیز باید بداند که شما می توانید زمانی را فقط برای خودتان داشته باشید. اگر شوهرتان از شما توقع دارد که بیرون از منزل هم کار کنید، در منزل کار کنید، مراقب بچه ها باشید، مراقب خانه باشید و به خوبی به او رسیدگی کنید.
اگر خسته هستید پس نمی توانید به کسی توجه کنید. اما اگر مراقبت از خود را بیاموزید، کمتر احساس بی میلی و عصبانیت خواهید کرد. در کنار همسرتان بنشینید و در مورد احساسات خود و شرایط تغییر یافته زندگیتان گفتگو کنید.

مشکل هشتم: نگهداری از والدین سالخورده تان

ممکن است شما با این که تحت فشار تفاوت نسلها هستید و فرزندانی دارید که هنوز با شما در یک خانه زندگی می کنند، مجبور شوید از والدین سالخورده خود که هر روز پیر و پیرتر می شوند نیز نگهداری کنید. «مشکلی که می تواند هر روز بحرانی ترگردد، این است که با تمام گرفتاری هایی که دارید بی توجهی به همسر راحت ترین کاری است که می توانید برای آزاد کردن ذهن خود انجام دهید. اگر شما تنها سرپرست اصلی والدین خود هستید، چه به این معنا که شما باید مسئول دکتر بردن آنها باشید، مخارج آنها را برعهده بگیرید و یا حتی باید در خانه خود اتاقی را به آنها اختصاص دهید، مطمئن باشید که شما با این عمل از خودتان نیز مراقبت می کنید. بهترین روش برای مواظبت از همسرتان اولویت دادن به خودتان است. «اگر شما همسرتان را نیز در لیست افرادی که باید از آنها مراقبت کنید قرار دهید، شما تنها او را از خود رنجیده خاطر خواهید کرد.» اگر خسته هستید پس نمی توانید به کسی توجه کنید. اما اگر مراقبت از خود را بیاموزید، کمتر احساس بی میلی و عصبانیت خواهید کرد. در کنار همسرتان بنشینید و در مورد احساسات خود و شرایط تغییر یافته زندگیتان گفتگو کنید.


منابع: مجله موفقیت/روزنامه کیهان
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.60939s, 19q