نقصان های رشد خلاقیت های كودكان

۱۳۹۰/۱۲/۱۵ - ۱۱:۳۰ - کد خبر: 43872
سلامت نیوز: زندگی در قرن بیست ویكم در همه ابعاد با آنچه گذشتگان ما حتی در یك قرن پیش تجربه كرده اند تفاوت های زیادی كرده است.

گذشته از پیشرفت های علمی و اضافه شدن روزافزون تكنولوژی به زندگی بشر امروزی و ماشینی تر شدن زندگی شاهد تغییر نیازهای افراد، روابط بین آنها و به طور كلی تغییر در زندگی اجتماعی انسان ها هستیم.

این تغییرات به قدری شگرف و تأثیرگذارند كه حتی روابط صمیمی و عاطفی ما را دگرگون كرده است.
یكی از مهمترین موارد در بررسی علل بروز این معضلات به نقش خانواده در تربیت فرزندان و همچنین مدارس در كمك به رشد و شكوفایی همه ابعاد روانی، عاطفی، ذهنی، بدنی و اجتماعی دانش آموزان مربوط می شود.

دوران نوجوانی نقشی اساسی در شكل گیری شخصیت افراد دارد و تا حدود زیادی نحوه سازگاری آنها با شرایط زندگی آینده را تعیین می كند. حال آن كه با بررسی الگوی پرورش كودكان درخانواده ها و مدارس مشخص می شود كه نقص های بسیاری در كمك به شكوفایی توانایی و خلاقیت كودكان وجود دارد.

امروزه شاهدیم كه خانواده های بسیاری سعی در فراهم كردن بهترین امكانات آموزشی برای فرزندان خود دارند با این استدلال كه این روش منجر به موفقیت حتمی نوجوان در زندگی خواهد شد غافل از این كه پیشرفت تحصیلی تنها یكی از روش ها برای نیل به موفقیت است و نه خود موفقیت.

درگذشته نه چندان دور فشار مضاعف به فرزندان در مدارس مختص به دوره دبیرستان بود اما متأسفانه در حال حاضر این فشارها به دوره های پائین تر تحصیلی هم سرایت كرده است كه علت آن بار ارزشی بسیار زیاد و غیرضروری و غیرواقعی است كه خانواده ها برای پیشرفت تحصیلی و تأثیر آن در سرنوشت فرزندان خود قائل هستند.

این امر در بیشتر موارد منجر به نادیده گرفتن جنبه های بسیار مهم دیگری از رشد نوجوانان می شود. در حقیقت به نظر می رسد به علت نبود اطلاعات و آموزش عمومی برای خانواده ها، پیشرفت تحصیلی در بیشتر مواقع تبدیل به اساسی ترین فاكتور برای ارزشیابی مثبت و یا منفی از فرزندان شده است.

البته گاهی جو رقابتی موجود نیز آگاهانه یا ناآگاهانه به این موضوع دامن می زند. براستی چند درصد از مردم به اهداف اصلی آموزش آگاهی دارند آیا می دانند كه این اهداف سال ها پیش از سوی برجسته ترین متخصصان در روانشناسی پرورشی و بر مبنای كاملا علمی تعیین شده است امروزه برخی مدارس دچار تغییرات غیرعلمی و سلیقه ای و حتی گاهی متأثر از رقابت بین چنین مدارسی هستند.

فراموش نكنیم كه به لحاظ علمی پرورش به معنای یك جریان منظم و مستمر برای كمك به رشد جسمانی، عاطفی، روانی، اجتماعی و به طور كلی شخصیت افراد است در حالی كه آموزش عبارت است از فعالیت هایی كه به منظور ایجاد یادگیری در یادگیرنده و از جانب آموزگار یا معلم طرح ریزی می شود.

در واقع پرورش بر رشد تمام ابعاد شخصیت و نه فقط كسب دانش و رشد مهارت های ذهنی تأكید دارد و جزیی فراموش شده در رفتار با كودكان در محیط های آموزشی است.
هر روز دانش آموزان زیادی را می بینیم كه ساعات بسیار طولانی و البته غیراستاندارد را در مدارس می گذرانند و در طی این زمان مشغول به آموختن دروس هستند. اما در طی یك شبانه روز، كمترین توجه به مسائل و بحران های عاطفی، روانی، اجتماعی و دیگر جنبه های غیردرسی می شود.

آیا والدین به این مسئله توجه دارند كه بسیاری از مشكلات دوران بزرگسالی فرزندان به علت نبود مهارت های مهمی چون مهارت تصمیم گیری، مسئولیت پذیری، تحمل ناكامی، مهارت ابراز احساسات و تخلیه صحیح هیجانات و مواردی از این دست است كه همگی ریشه در دوران كودكی و نوجوانی دارد.

وقتی ما هر روز با تأكید فراوان بر پیشرفت تحصیلی فرزندان، رشد مهارت های دیگر را نادیده می گیریم چطور انتظار داریم آنها در آینده از عهده مشكلاتشان برآیند.
فراموش نكنیم كه برای كسب یك مهارت ساده همچون راه رفتن، كودك بارها و بارها سعی می كند و زمین می خورد و خود می آموزد كه چگونه تعادلش را حفظ و حركت كند و اگر غیر از این باشد همیشه محتاج به كمك اطرافیان خواهد بود.

این اصل ساده در سازگاری روانی و مسئولیت پذیری كودكان هم صادق است. به یاد داشته باشیم كه خوشبخت كردن افراطی فرزندان نه تنها كمكی برای آنها محسوب نمی شود بلكه زمینه های وابستگی و ضعف را در آنها تقویت خواهد كرد در حالی كه بچه ها به طور طبیعی قادر به مواجهه با مشكلات هستند و در برخی از موارد ناكامی های كوچك برای آنها بسیار سازنده خواهد بود.

حتی در برخی از مكاتب روانشناسی ناكامی هایی كه كودكان با آنها مواجه شده و با تلاش بر آنها فائق می آیند، نقش اساسی در قوام شخصیت آنها دارد.
همان طور كه در عمل نیز می بینیم ورزشكارانی كه بارها تجربه شكست و پیروزی را در محیط های ورزشی داشته اند این تجارب را به زندگی روزمره خود منتقل كرده و معمولا سازگاری بیشتری از خود نشان می دهند و پایداری بهتری در برابر مشكلات دارند.

ورود به دانشگاه خوب است اما نباید از این موضوع غافل شد كه یك جوان موفق حتماً یك فارغ التحصیل دانشگاهی نیست بلكه فردی است كه بیشترین سازگاری را با محیط از خود بروز داده و از ظرفیت های بالقوه خود به خوبی استفاده می كند.

او قادر به رفع نیازهای عاطفی، روانی و جسمانی خویش است و می تواند با دیگران روابط سالم و سازنده برقرار كند. البته در صورتی كه چنین فردی دارای تحصیلات بالا باشد به مراتب بهتر است اما این تحصیلات یك وسیله برای نیل به موفقیت است و نه خود موفقیت. موفقیت وجوه زیاد دیگری هم دارد.

در واقع در طی دوران رشد فرزندان، به بهانه اهمیت پیشرفت تحصیلی، فرصت های شكوفایی آنان در زمینه های دیگری چون هنر و ورزش و از طرفی به آنها كمك شود تا نیازهای عاطفی و روانی خود را شناخته و بهتر مرتفع كنند.

بنابراین باید فرصت بیشتری برای فعالیت های غیردرسی و حتی بازی آنها فراهم شود.

در حقیقت ادامه چنین روشی نتایجی چون بی توجهی به ایجاد مهارت های اساسی زندگی، بروز اضطراب و فراهم شدن زمینه آسیب های اجتماعی را خواهد داشت.

و روز به روز شاهد مشكلات اجتماعی بیشتری چون افسردگی، اضطراب های فراگیر، طلاق های زودرس، پرخاشگری و روابط بین فردی نامتناسب باشیم كه به نوعی همگی ریشه در دوران كودكی و نوجوانی و شیوه تربیت در محیط خانه و مدرسه دارند.
    
منبع: روزنامه کیهان
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.18783s, 19q