مرز بین راست و دروغ در دنیای کودکانه

۱۳۹۱/۰۵/۰۴ - ۱۱:۱۹ - کد خبر: 53283
مرز بین راست و دروغ در دنیای کودکانه
سلامت نیوز : در امر تربیت و پرورش کودکان مسائل متعددی مطرح می شود که هر یک به نوبه خود اهمیت دارد. مسائل ریز و درشت تربیتی چنان فراگیر و پردامنه است که والدین بدون داشتن اطلاعات و آگاهی کافی درباره مسائل تربیتی نمی توانند در تمام ابعاد تربیتی موفق عمل کنند. علاوه بر آن طی دهه های اخیر، روان شناسی کودک دستاوردهای چشمگیری داشته است و علاقه مندان به این حوزه بیش از هر زمان دیگری درباره شکل گیری شخصیت کودک، ابعاد روانی شخصیت کودک، تاثیرپذیری کودک از الگوها، تاثیر محیط اجتماعی بر شخصیت وی و ... اطلاعات کسب کرده اند. بنابراین به نظر می رسد که والدین نیز برای در پیش گرفتن تربیت آگاهانه باید اطلاعات کافی داشته باشند. یکی از مهم ترین مباحث در این زمینه دروغ گویی کودکان است که در این مطلب تلاش کرده ایم، به بررسی بخشی از ابعاد آن بپردازیم.

کودک و دروغ

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ خوب است بدانید دروغ برای کودک زیر ۳ سال معنا ندارد؛ زیرا آن ها نمی دانند که حوزه تفکر آن ها خصوصی است و فکر می کنند والدین می توانند ذهن آن ها را بخوانند. حامد سیامکی خبوشان، کارشناس ارشد روان شناسی و مشاور با بیان این مطلب به خراسان می گوید: دروغ، مطلب یا سخنی است که با واقعیت همخوانی ندارد و معمولا کسی که دروغ می گوید آگاهانه حقیقت را تحریف می کند. اما درباره کودک، دروغ گویی را باید مطابق با سن و دوره رشدی که پشت سر می گذارد، بررسی کرد. کودک تا قبل از ۳ سالگی معنی دروغ را نمی داند و بین ۳ تا ۴ سالگی در می یابد که دیگران نمی دانند او چه فکر می کند و نمی توانند ذهنش را بخوانند.در این سن قدرت تخیل و تصویرپردازی به اوج خود می رسد و کودک همزمان با یادگیری مهارت ها و اطلاعات جدید قدرت ذهنی خود را بالاتر می برد. در این سن داستان پردازی کودک بسیار قوی است و یاد می گیرد کار بدی را که کرده است گردن یک فرد خیالی بیندازد. او بین واقعیت و خیال مرزی قرار نمی دهد و گاهی والدین خیال پردازی های وی را به اشتباه دروغ نام  می گذارند. کودکان متناسب با هوش، تخیل و موقعیت های محیطی و بنا به واکنش والدین در برخورد با آن ها از حدود ۶ سالگی دروغ را می شناسند و در ۹-۸ سالگی تفاوت بین واقعیت و دنیای فانتزی را در می یابندو تا ۱۰ سالگی کاملا بین حقیقت گویی به عنوان یک کار صحیح و دروغ گویی به عنوان یک کار نادرست تفاوت می گذارند.

دلایل دروغ گویی

با این که دلایل دروغ گویی در کودکان بسیار متعدد است اما می توان به بخشی از آن ها اشاره کرد. در اولین درجه بهتر است به تمایز قائل نشدن بین واقعیت و تخیل اشاره کنیم زیرا تعداد زیادی از کودکان دروغ نمی گویند بلکه ذهنیات خود را بر زبان می آورند اما والدین با واکنش عجولانه و اشتباه سعی می کنند گفته کودک را تصحیح کنند و او را از دروغ گویی برحذر دارند. گاهی والدین، دروغ را آموزش می دهند. به عنوان مثال در حضور او از ویژگی در کودک صحبت می کنند که فاقد آن است. اگر به کودک اجازه ندهیم در جمع اظهارنظر کند و او را به سکوت وادار کنیم، او به دروغ گفتن روی می آورد؛ عملی که بعضی از والدین ناآگاهانه آن را انجام می دهند. سیامکی خبوشان با اشاره به این که دروغ گویی نشانه اغتشاش درونی و نبود امنیت روانی در کودک است، تصریح می کند: وقتی که فرد کودک یا بزرگسال خود را در معرض خطر یا تهدید ببیند اگر شیوه صحیح با آن را نداند، به اشتباه سعی می کند با دروغ گفتن احساس امنیت و آرامش پیدا کند. گاهی کودک احساس عزت نفس نمی کند و درد حقارت باعث می شود برای ترمیم شخصیت خود دروغ بگوید. در واقع آنچه در دروغگویی کودکان مایه نگرانی است این است که شخصیت واقعی کودک را به یک شخصیت غیرواقعی تبدیل می کند. در چنین شرایطی زمینه بروز اختلالات شخصیتی و ناسازگاری های اجتماعی در کودک ایجاد می شود و سلامت روانی وی به خطر می افتد.طبیعی است که نمی توانیم نقش محیط اجتماعی را در شکل گیری شخصیت کودک نادیده بگیریم زیرا کودک از همه سو تحت تاثیر محیط پیرامون و الگوهایی است که در مقابل او قرار دارند. اگر والدین الگوی خوبی نباشند و در مقابل کودک دروغ بگویند، طبیعی است که کودک مانند آن ها رفتار خواهد کرد. گاهی بچه ها برای آزمودن والدین دروغ می گویند تا واکنش آنها را بسنجند. در چنین مواقعی لازم است والدین به جای نشان دادن واکنش تند و شدید، تلاش کنند تمرکز کودک را از روی موضوع دروغگویی به راستگویی معطوف کنند.

چه کنیم؟

اولین گام برای مقابله با دروغگویی کودکان افزایش اطلاعات و آگاهی ما به عنوان والد است. لازم است درباره رفتارهای کودک و دلایل دروغگویی اش آگاهانه تصمیم گرفت. هرگز نباید کودک را دروغگو خطاب کرد. این القاب منفی باعث از دست رفتن اعتماد به نفس وی می شود و او را به سمت دروغگویی بیشتر ترغیب می کند. لازم نیست بگویید این چندمین بار است که دروغ  می گویی. کافی است بفهمید که کودکتان بدون اعتراف به دروغگویی، دروغ گفته است. اگر می دانید دروغ گفته است از او نخواهید اعتراف کند. این کار او را جری تر می کند. اگر درباره فرودآمدن یک بالگرد در خیابان حرف می زند از او درباره چگونگی هدایت بالگرد و ... بپرسید. به تصورات ذهنی او پروبال بدهید نه این که او را متهم به دروغگویی کنید. همچنین او را به دروغگویی تشویق نکنید. اگر کاری که خواسته بودید انجام نداده است درباره آن سوال نکنید تا مجبور به دروغ گفتن نشود. کافی است تذکر بدهید که کارش را هنوز انجام نداده است.سیامکی با تاکید بر این که بیان ارزش صداقت بهتر از تکرار مضرات دروغگویی است، می گوید: به کودک اجازه دهید لذت راستگویی را بچشد تا مزه تنبیه دروغگویی را، همچنین بگذارید احساسات خود را به هنگام انجام رفتار درست یا نادرست به زبان بیاورد در این صورت شما بهتر می توانید ریشه دروغگویی وی را شناسایی کنید.

وقتی صداقت دشوار است

مهم است که بدانید چرا کودک دروغ می گوید: شاید درباره نمره اش دروغ می گوید زیرا احساس می کند تحت فشار قرار می گیرد و از ترس عواقبی که نمرات پایین به دنبال دارد، واقعیت را پنهان می کند. بنابراین او قربانی رفتار نادرست والدین خود شده است. اگر متوجه این وضعیت شدید با او صحبت کنید و درحالی که همه جانبه از او حمایت می کنید، دلایلش را بشنوید. در این جا هر دو باید تغییر رفتار دهید.

تاثیر مستقیم والدین بر گرایش کودکان به دروغگویی یا راستگویی

واکنش شدید و تند والدین در مواجهه با دروغگویی کودک باعث می شود کودک نقطه ضعف والدین را پیدا کند و با شناخت حساسیت والدین نسبت به این موضوع، از دروغ برای جلب توجه آنها استفاده کند. حامد سیامکی خبوشان با اشاره به این مطلب به خراسان می گوید: در بعضی موارد این والدین هستند که کودکان را تشویق به دروغ گفتن می کنند. ارائه واکنش غیرمنطقی و تند نسبت به دروغگویی یا خیال پردازی کودک، ارائه ندادن الگوی مناسب، پنهان کاری در مقابل کودک، ناآگاهی نسبت به تاثیر گفتار والدین بر کودک، باعث می شود کودک از آن به عنوان حربه ای برای توجیه رفتارهای خود و رسیدن به اهدافش استفاده کند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.76244s, 20q