سیطره پزشكان بر سازمان بهزیستی

۱۳۹۲/۰۱/۲۱ - ۱۰:۲۰ - کد خبر: 71029
سلامت نیوز : افزایش مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی یكی از آن اخباری است كه هر چند وقت یك‌بار توسط مسئولان این سازمان به عنوان یكی از موفقیت‌های سازمان بهزیستی رسانه‌ای می‌شود. متخصصان علوم اجتماعی اما این خبر را نه‌تنها موفقیتی برای این سازمان نمی‌دانند بلكه معتقدند به واسطه این اقدام باید آژیر قرمز آسیب‌های اجتماعی را به صدا درآورد. كارشناسان یكی از عوامل اصلی این اقدام را مغفول ماندن توانمندسازی مددجویان كه نشات گرفته از انتخاب مدیرانی غیرمتخصص است، دانسته و همواره نسبت به آن انتقاد كرده‌اند. این در حالی است كه نگاهی به ماموریت‌های سازمان بهزیستی نشان می‌دهد حمایت و توانبخشی اقشار آسیب‌پذیر و آسیب‌دیده در صدر فهرست ماموریت‌ها قرار دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از تهران امروز ؛ پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و ساماندهی این آسیب‌ها نیز از وظایف سازمان بهزیستی است. سازمانی كه به عنوان بزرگ‌ترین نهاد حمایتی در كشور شناخته می‌شود اما در سال‌های گذشته هرساله آسیب‌های اجتماعی زخم‌های بیشتری بر تن جامعه وارد كرده‌اند. كودك آزاری و خشونت‌های خانگی افزایش یافته است و طلاق در جامعه بیداد می‌كند. ماجرا تا آنجا پیش رفته است كه مقام معظم رهبری نیز نسبت به بررسی دلایل طلاق هشدار داده‌اند. دكتر محمد زاهدی‌اصل استاد تمام در رشته مددكاری وعضو هیات مدیره انجمن مددكاری اجتماعی ایران در گفت‌وگو با تهران امروز با اشاره به اعداد و ارقام اعلام شده توسط مسئولان بهزیستی در مددجویان این سازمان می‌گوید: «اگر وضع به همین منوال پیش برود تا چند سال دیگر همه مردم به جز دهك بالای جامعه مددجوی سازمان بهزیستی خواهند بود!»

سید حسن موسوی چلك رئیس انجمن مددكاران اجتماعی در گفت‌وگو با تهران امروز معتقد است كه «امور اجتماعی در كشور ما هرگز جدی گرفته نشده است. چرا كه رویكرد در این حوزه بر اساس تساهل و تسامح است و هركسی گمان می‌كند در این حوزه استاد است و خودش می‌تواند تحلیل كرده و اوضاع را سر و سامان دهد.»

این مددكار اجتماعی ادامه می‌دهد: «دلیل دیگر این است كه رویكرد به حوزه اجتماعی همیشه از منظر سیاسی بوده است. مدیران این حوزه همیشه افراد سیاسی بوده‌اند و سیاستمداران اهل سیاسی كاری هستند. تا وضع اینگونه است، امیدی به بهبود اوضاع نیست. گذشته از آن در حوزه سیاست‌گذاری در كشور هرگز جایگاهی برای حوزه اجتماعی تعریف نشده است. اگر قبول ندارید بگویید كدام طرح یا لایحه پیوست اجتماعی- فرهنگی دارد؟ كدام تصمیم اجتماعی قبل از آنكه اخذ شود، پیامدهای اجتماعی‌اش به اندازه سر سوزن بررسی شده است؟»

او می‌گوید: «در جهانی زندگی می‌كنیم كه علم ثابت كرده است حتی معماری خانه روی رفتار ما تاثیر می‌گذارد. سبك زندگی امروزی در آپارتمان‌ها افرادی را با فرهنگ متفاوت و چه بسا تضادهای فرهنگی در یكجا گردهم آورده است كه خود موضوعی آسیب زاست. امروز می‌بینیم كه مردم حتی برای مسائل ابتدایی مثل جمع‌آوری پول شارژ ساختمان با یكدیگر درگیر می‌شوند. با این همه، توجهی به امور اجتماعی در تصمیم‌گیری‌ها دیده نمی‌شود.»

اما تاثیرگذار‌ترین عامل بر عدم توانمندی این سازمان چیست؟ موسوی چلك می‌گوید: «هیچ‌گاه مدیران بخش اجتماعی دارای تحصیلات مرتبط با این زمینه نبوده‌اند. مدیران این حوزه یا پزشك و مهندس بوده‌اند یا نظامی و اقتصاددان. خب، وقتی فرمان اتومبیل را می‌دهید به دست فردی كه رانندگی نمی‌داند انتظاری نباید داشت جز سقوط به ته دره!»

در بیست و چهارم تیرماه 59 وقتی شهید دكتر محمدعلی فیاض‌بخش، سازمان بهزیستی كشور را به موجب لایحه قانونی از ادغام 16 سازمان، نهاد، موسسه و انجمن سامان داد، قرار بود این سازمان، مستقل عمل كند و رئیسش به عنوان وزیر مشاور، عضوی از هیات دولت باشد. اما شورای نگهبان بر وزیر مشاور ایراد وارد كرد و به این ترتیب سازمان بهزیستی در ذیل وزارت بهداری تشكیل شد. این درست همان اتفاقی است كه دكتر محمد زاهدی‌اصل استاد تمام در رشته مددكاری وعضو هیات مدیره انجمن مددكاری اجتماعی ایران آن را آغاز مصیبت‌ها در حوزه آسیب‌های اجتماعی می‌داند چرا كه از زمان فعالیت وزارت بهداری تاكنون همیشه با نگاه درمانی، مدیرانی با تخصص پزشكی بر این سازمان منصوب شده‌اند. به اعتقاد زاهدی‌اصل حتی وقتی در تیرماه سال 83 بر اساس قانون ساختار وزارت رفاه و تامین اجتماعی، سازمان بهزیستی كشور از وزارت بهداشت منفك و به وزارت رفاه و تامین اجتماعی ملحق شد، بازهم این نگرش از بین نرفت تا آنجا كه با روی كارآمدن دولت نهم ابوالحسن فقیه كه یك پزشك عمومی است با حكم محمود احمدی‌نژاد به ریاست این سازمان منصوب شد. او پیش از آن و در دوران حضور احمدی‌نژاد در شهرداری مشاور او بود.

اما در سال 89 فقیه بازهم با حكم احمدی‌نژاد به عنوان رئیس سازمان هلال‌احمر منصوب شد تا پزشكی دیگر به نام احمد اسفندیاری كه پیش از آن در راس سازمان هلال‌احمر قرار گرفته بود به عنوان سرپرست بر صندلی ریاست این سازمان بنشیند. اسفندیاری نیز پس از 16 ماه سازمان بهزیستی را ترك كرد تا بازهم یك پزشك عمومی دیگر به عنوان رئیس به سازمان بهزیستی بیاید. این بار نوبت همایون هاشمی بود. دكتر محمد زاهدی‌اصل در این باره به تهران امروز می‌گوید: «هرچند شهید گرانقدر دكتر فیاض بخش هم یك پزشك بودند اما نگاه ایشان به سازمان بهزیستی كاملا اجتماعی بود. ایشان از همراهانشان كه همگی به جز یكی، دو نفر از دانش آموختگان مددكاری اجتماعی بودند كمك و مشورت می‌گرفتند. خودشان نیز بسیار به ابعاد اجتماعی توجه داشتند. اما متاسفانه یكی از بزرگ‌ترین آسیب‌های امروز این سازمان وجود یك پزشك در راس آن است. »

او ادامه می‌دهد: «وقتی در كاری از متخصصان استفاده نمی‌شود قطعا نتیجه كار مطلوب نیست. مثل اینكه ساخت دیوار را به بنایی بسپارید كه بنایی نمی‌داند. قطعا آن دیوار كج بالا می‌رود. چنین اقدامی در تضاد با عقلانیت است. برای هر كاری تعهد و تخصص لازم است و این دو مورد همچون دو بال برای پرواز عمل می‌كنند. به فرمایش حضرت امام(ره) مگر تخصص و تعهد جدای از هم هست؟»دكتر زاهدی‌اصل می‌گوید: «زمانی در اوایل انقلاب شرایط به‌گونه‌ای بود كه نمی‌شد به همه اعتماد كرد. آن موقع تعهد حرف اول را می‌زد اما پس از گذشت سه‌دهه از انقلاب اسلامی دیگر اینگونه نیست. وقتی فردی كار و مسئولیتی را می‌پذیرد كه برای آن تخصص ندارد، این اقدامش مصداق بارز بی‌تعهدی است. پس از تلاش بسیار در یكی از سازمان‌ها 800 پست برای مددكاران ایجاد شد كه تنها 50 نفر از افرادی كه این پست‌ها را اشغال كرده‌اند مددكار هستند.»

این استاد دانشگاه می‌گوید: «به همین دلیل است كه امروز شاهد آسیب‌های اجتماعی در سطح كلان در جامعه هستیم. آسیب‌هایی كه در شأن كشور ما نیست. مثلا سر هر چهارراهی دست گدایی به سوی رهگذران دراز می‌شود. آمار‌های رسمی می‌گویند 2 میلیون معتاد داریم. هر چند آمارهای غیررسمی رقمی بیش از این تعداد را نشان می‌دهند اما همین دو میلیون هم زیبنده جامعه نیست. متاسفانه مدیران امروز خود را همه فن حریف دانسته و گمان می‌كنند هرچه خودشان می‌گویند درست است. این در حالی است كه بارها جامعه مددكاری كشور اعلام كرده است حاضر است به رایگان همه تجربیات خود را در اختیار آنها قرار دهد.» او ادامه می‌دهد: «همه می‌دانند كمك به افراد آموزش ماهیگیری است و نه دادن ماهی! اما در سال‌های گذشته تنها به مددجویان ماهی داده‌ایم. مستمری‌های 50 و 60 هزار تومانی دردی از این جامعه دوا نمی‌كند. باید در راستای توانمند‌سازی واقعی گام برداشت.»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.61731s, 18q