دغدغه های یک عضو ارشد نظام سلامت:

آیا کاندیدا های ریاست جمهوری برای تحقق اهداف سند چشم انداز، برنامه دراز مدت دارند؟

۱۳۹۲/۰۳/۲۲ - ۱۳:۳۵ - کد خبر: 75714
آیا  کاندیدا های ریاست جمهوری  برای تحقق اهداف سند چشم انداز، برنامه دراز مدت دارند؟
سلامت نیوز: دکتر ربابه شیخ الاسلام  ، مدیر موسسه تغذیه ، سلامت و توسعه  ضمن انتقاد از موازی کاری هایی که در حوزه سلامت انجام میگیرد، تاکید کرد:«مجموعه ای از رفتار های اجتماعی ما مثل قانون گریزی ،خود محوری ، ناتوانی در پذیرش یکدیگر ،احترام نگذاشتن به عقاید مخالف ،چاپلوسی و تملق از مافوق ،  مدرک گرایی ، ناتوانی در انجام کار گروهی علت اصلی ناکامی ما در بسیاری امور جاریست .»

خانم دکتر شیخ الاسلام مشکل عمده را در راه دستیابی به توسعه و پیشرفت  و خصوصا اهداف سند چشم انداز را در چه میبینید؟

به گزارش سلامت نیوز سوالی  که سالها در ذهن همه عاشقان این مرز و بوم تکرار میشود این است ، علت عقب ماندگی ما چیست ؟ چه عواملی اصلی هستند و راه برون رفت چیست. کتابها و مقالات زیادی در این زمینه تحریر شده است و شعر معروف  از ماست که بر ماست ،در زمانهایی که خود را در چنبره این فکر اسیر می بینیم به زبانمان جاری می شود .

شاید عده ای قبول نداشته باشند که مجموعه ای از رفتار های اجتماعی ما مثل قانون گریزی ،خود محوری ، ناتوانی در پذیرش یکدیگر ،احترام نگذاشتن به عقاید مخالف ،چاپلوسی و تملق از مافوق ،  مدرک گرایی ، ناتوانی در انجام کار گروهی و.... ممکن است علت اصلی باشد ولی از نظر من بعنوان یک اپیدمیولوژیست که سالهاست در عرصه سلامت و تغذیه کار میکنم مجموعه این رفتارهای فرهنگی  سد بزرگی برای پیشرفت است و حتی در کار تخصصی من که بهبود تغذیه جامعه و سلامت بوده همین سد ها موجب شده اند که نتوانیم در انجان خیلی از اهدافمان موفق شویم  ویا موفقیت ها یی که با تلاش های بسیار سخت و طولانی به ثمر رسیده اند با سلیقه یک تازه وارد کمرنگ یا متوقف می شوند.

برای مثال میتوانم از وزارت بهداشت شروع کنم  معاونت بهداشت که در این وزارتخانه برای پیشگیری از بیماریها کار می کند راهکار ها و سیاست هایی نظیر:

کاهش مصرف غذای های شور ،کاهش چربی های اشباع و ایزومر ترانس ،وجود برچسب تغذیه ای روی خوراکی ها  صنعتی ،غنی سازی غذاهای اصلی با ریزمغذی های حیاتی،درج میزان کالری برای هر سروینگ روی محصولات غذایی،درخواست برای درج کلمه مصرف برای کودکان ممنوع روی ذرت های حجیم شده و شور،کاهش کود های نیتراته در کشاورزی،استفاده از کود های میکرو برای تقویت خاک های کشاورزی،استفاده از روش های بیولوژیک برای دفع آفات نباتی بجای مصرف سموم شیمیایی ،کاهش مصرف آنتی بیوتیک در پرورش طیور،  ممنوعیت تبلیغ غذاهای مخل سلامت( ماده قانونی 37 در برنامه توسعه پنجم )و...... را دنبال میکند .

و معاونت دیگری بنام غذا و دارو  در همین وزارتخانه درست مخالف این سیاست ها یعنی:

به  غذاهای شور ، غذاهای چرب ،روغن جامد، تنقلات مضر برای کودکان ،نوشابه ها  و... مجوز میدهد ،صنایع را ملزم به  درج اطلاعات  ضروری نظیر میزان چربی اشباع  و چربی ترانس ( که تشدید کننده ابتلا به بیماریها و سکته های قلبی و عروقی است ) حتی روی بسته بندی روغن ها و سایر مواد غذایی صنعتی نمی کند.

 با غنی سازی های اساسی که معمولا غذاهایی که مورد مصرف عموم جامعه است با توجه به نیاز مردم به ریز مغذی های حیاتی که توسط معاونت بهداشت درخواست می شود بی اعتنایی میکند و عقیده دارد متولی اصلی خودش به تنهاییست  و بدون هماهنگی با آن معاونت به غذاهایی نظیر آدامس و گز وشکلات و نوشابه  ...  مجوز غنی شدن میدهد.

با درج جمله  مصرف برای کودکان ممنوع روی محصولاتی که ذایقه کودکان را به تدریج خراب میکند و به شوری و چربی عادت میدهد و زمینه را برای چاقی و فشار خون بالا  تسریع می کند و نهایتا اگر با فشار بخش تغذیه معاونت بهداشتی قبول کند هیچ احتمامی نمی کند که این جمله با خط ریز و رنگ نارنجی روی قسمت قرمز بسته درج نشود.

با وجودیکه متولی ایمنی  ونظارت بر غذاست تلاشی برای نظارت بر محصولات کشاورزی نظیرگندم ،برنج ،سبزی وسیفی و میوه ها نمی کند و برنامه جامعی برای ایمنی غذا از مزرعه تا سفره (بند د قانون برنامه پنج ساله سوم ) ندارد .

همکاری تنگاتنگی  با بخش کشاورزی برای  کاهش مصرف سموم و تشویق و سرمایه گذاری برای استفاده از روش های بیولوژیک  برای دفع آفات نباتی نمی کند .

نگاهی به مصرف کودهای نیتراته در کشاورزی که موجب ذخیره بیش از حد این مواد در گیاهان میشود و احتمال ابتلا به سرطان را افزایش میدهد  ندارد و تلاشی برای جایگزین کردن کود های میکرو که خاک را از املاح ضروری غنی می کند ندارد.

وقتی ما از صدا و سیما میخوهیم روی برنامه های آموزشی تغذیه بیشتر کار کند و یا مجری قانون باشد و تبلیغ غذاهایی را که مخل سلامت هستند بر اساس بند 37 قانون برنامه پنجم توسعه  متوقف کند میگوید چرا وزارت بهداشت به این غذا ها مجوز داده یعنی به همین راحتی با انداختن توپ در زمین یکدیگر سلامت مردم را در معرض خطر قرار میدهیم.

در عرصه واردات مواد غذایی هم معمولا کیفیت فدا میشود. قضیه برنج های وارداتی را از یاد نبردیم و از آن طرف متخصصین از شیوع بالای سرطان فریادشان بلند است چون نظارتی   قاطع و جامع برباقیمانده سموم در محصول کشاورزی چه تولید داخلی و چه تولید خارجی نمی شود .

 آیا نظر شما اینست که رفتار های اجتماعی ماست که ریشه اصلی مشکلات است و آیا در بخش های دیگر هم این رفتارها هستند که مانع پیشرفت هستند

وقتی صحبت از سلامت می شود عرصه های زیادی پیش رو قرار میگیرند برای مثال تصادفات رانندگی که مرگ و میر و معلولیت زیادی روی دست کشور میگذارد .

وقتی ما قانون گریز باشیم ،به حق دیگران هم احترام نگذاریم یعنی از نظر رفتاری این مشکلات وجود داشته باشند، قطعا بخشی از این تصادفات دلیلش رفتاریست .

شما کافیست نگاهی به همین شهر تهران بیندازید چند موتور سیکلت را روزانه می بینید که زن و بچه شان را پشت هم سوار کرده اند و با سرعت از ماشین ها جلو میزنند بعضی کلاه ایمنی را به دسته موتورشان آویزان میکنند که یعنی ما کلاه داریم و پلیس هم میبیند  .گاهی موتور سوار کلاه ایمنی به سر دارد ولی سرنشینان بی پناه همراه او در معرض خطر هستند آیا این مشکل رفتاری و فرهنگی نیست.

مثلا مشکل آلودگی هوا که اینهمه باعث افزایش بار بیماریهای تنفسی و مرگ زود رس می شود در سایر مناطق و شهر های بزرگ جهان  وجود نداشته و راه حلی ندارد که ما سالها در حل آن درمانده ایم ؟

ما سالهاست مشکل بیمه ها را داریم همه هم میدانند و بارها گفته شده که هزینه های درمانی کمر شکن چگونه  خانواده ای را بزیر خط فقر می کشاند هزینه هاای  که موجب میشود خانواده حتی فرش زیر پا یش رابفروشد وقتی به مشکل نگاه میکنی می بینی تنها باید عده ای از سازمانهای متولی با هم به تفاهم برسند چون راه حل وجود دارد نگاه مشترک وجود ندارد  چرا  نمی رسند ؟ یعنی نشستن دور یک میز و پیدا کردن را ه حل انقدر دشوار است؟ یعنی یکی از یک کشور دیگر باید بیاید و مشکل ما را رفع کند ؟


ما با اینهمه محقق در این کشور اگر نتوانیم مشکلات کوچک را حل کنیم این تحقیقات بچه درد میخورد؟ چرا باید در دستیابی به اهداف متعالی سند چشم انداز فقط دلمان خوش باشد که مثلا در انجام تحقیقات ISI  توانسته ایم با فلان کشور در منطقه رقابت کنیم مگر در سند  چشم انداز ما  برخورداری از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحكم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره مند از محیط زیست مطلوب.

ذکر نشده است برای این آرمانهای خوب چه دستاوردی داشته ایم ، چه برنامه ای داریم؟ محققین ما در زمینه سد های موجود در دستیابی به این اهداف چه کرده اند و چه پیشنهادی داده اند ؟

مثلا ما نمیدانیم باقی مانده سوخت هایی مانند گازوییل یا گاز روی نان های سنتی که غذای اصلی 90 در صد خانواده های کشور است  میتواند در افزایش سرطانهای دستگاه گوارش موثر باشد چند تحقیق میخواهید در جهان و ایران که این را ثابت کرده اند ، حال سوال اینست چرا متولیان نمی توانند با هم بنشینند  و با وجودیکه راه حل ساده است با هم برای رسیدن  به آن کار کنند؟

چرا کار گروهی  نمی کنیم ؟چرا هر ارگانی میخواهد بگوید من ! چرا از این من خلاص نمی شویم ، یاد حرف امام خمینی  ره می افتم که می گفتند بزرگترین آزادی آزادی از من است. خوب شما این مشکل رفتاری را در همه بخش های این کشور می بینید که باعث میشود ما مرتب در جا بزنیم  مثلا همین مشکلات مربوط به نان بیش از سی سال است که وجود دارد و هر چند سال همایشی سمیناری به این مشکل می پردازد و اگر دقت کنید قطنامه این سمینار ها و مشکلات لیست شده سی سال پیش با زمان حاضر یکی است.  

بنابر این ما در طول سالها در چنبره این رفتار ها نتوانسته ایم کاری از پیش ببریم و مشکلات را حل کنیم؟ یعنی در طول زمان رفتارهای ما تغییر نکرده اند ؟ آموزش ها تاثیری نداشته اند ؟

ما رفتار هایمان همه اکتسابیست  یا در خانواده یا در اجتماع یاد میگیریم ،بنا براین اگر من جاه طلب و مدرک گرا باشم و به آب و آتش بزنم که دکترا بگیرم  یا برای مصلحت دروغ بگویم ،یا به دین داری تظاهر کنم و اخلاق را فدا کنم کودکان منهم میاموزند که مانند من  عمل کنند .

وقتی فرزندان من شاهدند که چه رقابت و چشم و هم چشمی با این و آن دارم نتیجه اش در اجتماع چه میشود  این که هر دختری بخواهد عدد مهریه اش سنگین تر با شد تا به این و آن افاده بفروشد  و یا جشن عروسیش آن چنان باشد که در رقابت های انسان کش عقب نیفتد  نتیجه این رفتارها خانواده های زیادی را از یک زندگی ساده و محبت آمیز ، بی ریا وآرام  محروم میکند این رفتار های اکتسابی سلامت اجتماعی را بشدت به مخاطره می اندازد و دزدی ، ارتشاء ، فساد های دیگر  در یک جامعه با این شرایط رفتاری افزایش می یابد. در چنین شرایطی جوانی که نمی تواند در این رقابت ها خود را ارضا کند، احساس خفت و عقب افتادگی میکند  یا برای کسب مال  و رسیدن به آمالهایش به راههای نامشروع دست میزند و یا اگر جرئت آن را نداشته باشد ممکن است برای رهایی از خود به الکل و مواد رو آورد  .

چرا باید  داشتن مدرک در یک جامعه اسلامی چنان ریشه دار باشد که افراد به تقلب و ریا  و زیر پا گذاشتن اخلاق زندگی خود و خانواده شان را برای آن فداکنند؟  

اگر افسردگی و بیماریهای روانی در جامعه بالاست ، اگر جرایم روز به روز زیاد تر می شود ، اگر زندان ها دیگر جا برای افرادی که چک بی محل کشیده اند ندارد  باید به ریشه های این معضلات فکر کرد و راه حلی جستجو کرد.

 اگر ریشه اصلی این رفتارهای اجتماعی در خانواده و جامعه است رهایی و برون رفت بسیار سخت است چون ما همه در خانواده و جامعه رشد می کنیم؟

بله بسیار سخت است ولی راه حل دارد و من مایل بودم ببینم از کاندیدا های ریاست جمهوری آیا کسانی به برون رفت از این سیکل معیوب رفتاری اندیشه کرده اند  چون اگر ما بخواهیم در جا زدن و عقب رفتن را متوقف کنیم و به جلو برویم و به آرمانهای سند چشم انداز نزدیک شویم باید قادر باشیم با همدلی و مشارکت و سعه صدر در کنار هم نشستن و با هم کار کردن را  بیاموزیم باید نفع کشور را و حتی منافع فردی را فدای منافع جمعی کردن  را بیاموزیم و این مهارت های جدید باید در ما بتدریج نهادینه شود ، باید بجای این فیلم هایی که جز خشونت و ریا کاری  و همین رفتارهای نامناسب  چیزی را به کودک و بزرگ و کوچک ما نمی آموزد با ارزش گزاری بر محبت ، گذشت ، منفی کردن چشم و هم چشمی ها ، توجه به زندگی آرام و پاک زمینه را در سطح کلان برای جانشین شدن رفتار های مثبت علمی، اجتماعی و فرهنگی آماده کنیم. صدا و سیما ، تولید کنندگان فیلم های سریالی ، نویسندگان میتوانند نقش بزرگی ایفا کنند.


شما در بعضی ار سخنرانی هایتان به کودکان و روش های آموزشی قبل از دبستان برای تغییر این رفتار ها اشاره کرده اید  آیا مایلید در این زمینه صحبت کنید؟
 
کودکان از همه نظر چه تغذیه و چه سلامت اولویت ذهنی من بوده اند و هستند. کودکانی که به دلیل  این بی توجهی ها از بیست سال پیش پفک خورشان کرده ایم و اکنون زمزمه های افزایش فشار خون و در آینده سکته های مغزی ارمغان تولید این محصولات  و تبلیغ بی وقفه ان در طول سالهاست.

کودکان که استمرار غفلت از آنان بی توجهی به آینده کشور است .
کودکان که آموزش و کسب مهارت و توانمند سازی آنان و تربیتشان برای ترجیح دادن منافع همگان به منافع شخصی، احترام به همه،  بخشش ،  گذشت ، انتقاد پذیری ، احساس مسوولیت فردی ،اجتماعی و جهانی در مقابل حفظ سلامت خود ، دیگران ، طبیعت ، جامعه جهانی و....  بزرگترین دستاورد است .
کودکان که توانایی یاد گیری را از بدو تولد دارند و ما از آموزش انان غفلت میکنیم .


یعنی می توان با آموزش از بدو تولد و توجه به  تغذیه ،رشد و تکامل کودکان  تغییرات مطلوب را بوجود  آورد؟

برای پاسخ دادن به این سوال بگذارید به چند عدد و رقم  اشاره کنم که خودش حرف زیادی در دل دارد  ببینید وقتی در هفته سوم بارداری هر دقیقه  250000 سلول مغزی در جنین  تكثیر می یابد  یعنی از هفته سوم خلقت به ساخت مغز این جایگاه فکر و توانایی مشغول است.

وقتی کودکی با وزن حدود سه کیلو گرم بدنیا می آید  دو  میلیارد سلول دارد در حالیکه  100 میلیارد نرون (سلول عصبی) دارد. یعنی بخش عمده وجودی ما مغزی است که اگر نیاز هایش را تامین کنیم دانش فنی آینده را میسازد و تنها مصرف کننده صرف محصولات خارجی نمی شود.

مغز کودک یعنی جایگاه پیچیده و اعجاب آور جهان هستی ، خالق دانش فنی آینده  است این مغز مانند جسم نیاز هایی دارد که به حد اکثر توانمندی های خود برسد نیاز هایی که تامین آن در سه سال اول زندگی بسیار حیاتی است و تا 6 سالگی از اهمیت ویژه برخوردار است نیاز هایی که نباید و نمی شود به فردا موکولش کرد .

در ادبیات سلامت کودکان شعری توسط شاعر شیلیایی گابریلا مسترول حدود 60 سال پیش سروده شده  شعری که شاعرش را موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل کرد. او در این شعر گفته است:

در جهان امروز ما به دلایل اشتباهات زیادی كه مرتكب شده ایم  مقصریم
اما بزرگترین  اشتباه ما یا بهتر بگویم جنایتی  كه مرتكب شده ایم  بی توجهی  به  نوزادان و  كودكان   بوده است
بسیاری  از نیاز  ها را  می توان  به بعد  موكول كرد
اما در مورد كودك اینچنین نمی توان كرد زیرا  همین لحظه استخوانش در حال  تكمیل خونش در حال ساخته شدن و شعور واحساسش در حال رشد است . 
 به همین دلیل نیاز هایش را نمی توانیم به فردا موكول كنیم
زیرا اسم او امروز است .


بنابراین وقتی گفته می شود  زندگی كودكان و زنان حقیقی ترین شاخص توانایی جوامع و ملت ها است .

 واگر خردسال ترین و آسیب پذیرترین افراد به حال خود رها شوند تا راه خود را به تنهایی بیابند ، كشور حقوق مردم خود را نقض و آینده خود را به عنوان شریكی برابر در اقتصاد جهانی تباه می كند.  میتوان به اهمیت این دوران حیاتی و اثر گذار پی برد .

تحقیقات زیادی در جهان ثابت کرده است که سرمایه گذاری برای آموزش کودکان از بدو تولد تا 6 سالگی به نحو معنی داری بهره دهی بالاتری از تحصیلات عالی برای یک کشور دارد علاوه براینکه کودکان نیز به حد اکثر ظرفیت
توانایی های که خالق برایشان مقدر کرده است میرسند.

 توانایی هایی که غفلت های ما از این دوران حیاتی هم کشور را از قدرت داشتن نیروی انسانی خلاق و توانمند محروم میکند واز طرف دیگر ظلم آشکاری به آینده خود کودک است .
لازم به ذکر است همانطور که دید هردو چشم ، کار سیستم شنوایی در سه سال اول زندگی به حد اکثر میرسد راههای پاسخ گویی و واکنش ، کنترل احساسات ، مهارت های اجتمایی اغلب در همین سالها و تا 6 سالگی به ظهور حد اکثری می رسد.

بنابراین اگر کشوری بخواهد تغییرات مطلوب رفتاری را در جهت مثبت متحول کند ،توانایی کنترل احساسات را آموزش دهد ،واکنش های فردی را منطقی کند و مهارت های اجتماعی را افزایش دهد این زمان زمان طلایی محسوب می شود .


چه خدمات پایه ای برای رشد و تکامل و آموزش کودکان  باید فراهم باشد ؟
•    بگذارید برای تاکید دوباره بگویم  اگر آرزوی دستیابی به اهداف سند چشم انداز را داریم  اگر توسعه و پیشرفت کشور را میخواهیم ،   برای داشتن نیروی انسانی ماهر ، توانمند و سالم  که نیاز اصلی ماست باید این سرمایه گذاری را روی کودکان  به هر قیمتی آغاز کنیم  .

 آموزش و مهارتهای مادری ،مراقبت و تغذیه دوران بار داری، زایمان ایمن،مراقبت های پس از زایمان(  تست های غربالگری ،واکسیناسیون و... )،تغذیه با شیر مادر،تغذیه تکمیلی مناسب و بموقع ، پایش رشد ،مکمل یاری،توجه به روند تکاملی کودک ،آموزش های  قبل از دبستان( Early education)،آموزش های رایگان پیش دبستانی ودبستان باید برای همه کودکان کشوربصورت رایگان فراهم شود خدماتی که  باید برای همه کودکان مهیا باشد و دولت برای آنها سرمایه گذاری وبر اجرای درست و صحیح ،و بموقع آن نظارت کند .

فراموش نکنیم زیر بنای توسعه در هر کشور سرمایه نیروی انسانی  توانمند ،مبتکر و خلاق است.
 را ه اصلی دستیابی به این سرمایه ارزشمند کودکان هستند که از لحظه تولد استعدادیادگیری وآموزش را دارند.


در حال حاضر  ما بطور کامل از آموزش دوران پیش از دبستان غفلت میکنیم و در دوران دبستان نیز کودکان تحت تعلیم وتربیت برای کسب مهارت های پایه مثل  چگونگی حل مسایل بصورت گروهی ، ترجیح منافع ملی به منافع شخصی، احترام به همه،  بخشش ،  گذشت ، انتقاد پذیری ، قرار نمی گیرند.

سیستم آموزشی کشورباید فرزندان  ما را  برای مهر  و احترام  به هم ،به خلقت  ،خاک ،آب ، موجودات ، خدا  تربیت کند و شیوه زندگی درست را از همان زمان آموزش دهد.

این سیستم باید  احساس مسوولیت فردی ،اجتماعی و جهانی در مقابل حفظ سلامت خود ، دیگران ، طبیعت ، جامعه جهانی و.... را به کودکان و جوانان ما بیاموزد.

 با آرزوی آنکه سیستم آموزش کشور از رقابت پروری فعلی  به انسان محوری تبدیل شود
خانم دکتر از وقتی که برای این مصاحبه مهم گذاشتید متشکریم و امیدواریم روزی برسد که همه ما شاهد رشد و پویایی و بالندگی کشور عزیزمان باشیم .

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.19131s, 19q