زندگی مجردی رو به افزایش است

۱۳۹۲/۰۷/۱۴ - ۱۳:۳۶ - کد خبر: 84027
سلامت نیوز : پنجره هایی که رو به جنوب گشوده نمی شوند. پرده هایی که حجم غلیظی از غبار را بر دوش می کشند و چراغ هایی که تار تیرگی را به جان خریده اند. آشپزخانه و اتاق مرزی ندارد. کاغذها در هر گوشه ای که باد تعیین کرده است، نشسته و کتاب ها، قانون خط های موازی را رعایت نکرده اند.

افزایش ۳۰ درصدی...

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان ؛ سال ۸۹ مسئولان سازمان ملی جوانان، از افزایش زنان و مردان مجرد ابراز نگرانی کردند و از زندگی مجردی ۳۰ درصد جوانان در ۶ کلان شهر تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز خبر دادند. «زندگی مجردی» از آن پدیده هایی است که با تغییر سبک زندگی در جوامع در حال گذار، خود را بسیار پررنگ تر نشان داد. پدیده ای که به گفته «مجید امیدی»، مدیرکل فرهنگی سازمان ملی جوانان سابق از زمانی ریشه دواند که جوانان و فرزندان در خانواده ها، به اتاق های شخصی خود روی آوردند.آمار وزارت ورزش و جوانان در سال ۹۱ هم این نکته را تایید می کند درصد دخترانی که در خانه های مجردی زندگی می کنند، افزایش یافته است. البته طبق اعلام این وزارتخانه در همان ۶ کلان شهر سال ۸۹، ۳۰ درصد جوان ها زندگی مجردی دارند. گفته می شود براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰، 7.1 درصد خانواده های ایرانی به صورت مستقل و تک نفره زندگی می کنند.

روزی، روزگاری... زندگی مجردی خوب نبود

روزگاری که خیلی هم دور نیست و به دوران نوجوانی ما برمی گردد شنیدن عباراتی که «زندگی مجردی» را تداعی می کرد آن چنان قبحی داشت که برایمان با مفاهیمی مثل نادیده گرفتن خانواده و بی احترامی به آن ها پیوند می خورد.

آن زمان بسیار به ندرت اتفاق می افتاد که جوانی این کار را انجام دهد و درصورت انتخاب «زندگی مجردی» زود به چشم می آمد! «شاپور» را به خاطر می آورم که جوانی ۲۴ ساله بود و در دوره ای که پسران هم سن و سال او حتی صاحب ۲ فرزند هم بودند، ۲ سالی می شد که در خانه ای مجردی زندگی می کرد و تنها در مهمانی ها و جشن ها در کنار خانواده اش دیده می شد. اجباری که شاپور برای تنها زندگی کردن به خانواده وارد کرد آن ها را واداشت تا به خواسته او تن دهند و البته هر روز خبر تازه ای از آسیب های رفتاری او بشنوند.

اجبار یا انتخاب؟

این که «زندگی مجردی» یک «اجبار» است یا یک «انتخاب»، متناسب با شرایط جوانان فرق می کند: برای مثال محسن ۳۲ ساله که چندین سال این نوع زندگی را در پایتخت تجربه کرده است ظاهرا نوعی اجبار داشته است؛ او می گوید: «به خاطر شرایط کارم مجبور بودم در تهران تنها زندگی کنم و خانواده ام در شهرستان بودند» او که با به خاطر آوردن خاطرات زندگی مجردی احساس رضایت نمی کند، ادامه می دهد: به خاطر تنهایی حتی روزهای تعطیل هم کار می کردم، هیچ وقت غذای مناسب برای خوردن نداشتم، بدون حضور خانواده شرایط خیلی سخت بود، بدون آن ها انگیزه ای برای تفریح نداشتم.» اما محسن در جایی از صحبت هایش با خنده می گوید: «فقط زندگی مجردی یک خوبی دارد این که هر وقت دلت بخواهد می توانی با دوستانت باشی.»

دویدم و دویدم تا به استقلال رسیدم

تمایل به سپری کردن اوقات با دوستان ظاهرا ریشه در استقلال طلبی جوانی دارد که همراه با شور و هیجان بر آن ها غلبه می کند، رفتاری که با گذشت زمان نه تنها بین پسران که هر روز به آمار دختران نیز در این عرصه می افزاید.ایرج وثوق؛ جامعه شناس و مدرس دانشگاه علامه پیرو هشدار مسئولان سازمان ملی جوانان در سال ۸۹، در اظهارنظری به تابناک چنین گفت: افزایش اشتغال زنان امروز که از زمینه های توسعه و مدرن شدن هر جامعه ای است باعث شده است آن ها از نظر مالی به استقلال برسند و این عمل باعث می شود خواستار این استقلال در سایر زمینه ها نیز باشند. اولین گام استقلال طلبی این افراد جدا شدن از محیط خانواده است. وی با اشاره به اشکال متفاوت فرهنگی، قومی و طبقه اجتماعی دختران در روآوردن به زندگی مجردی افزود: در حال حاضر در جامعه ما بیشتر دخترها به بهانه ادامه تحصیل از شهر و خانواده خود جدا می شوند و این اولین قدم در روآوردن آن ها به زندگی مجردی در سال های بعد است.

اشتیاق برای استقلال

مصداق هایی از گفته های این کارشناس را ممکن است به راحتی در اطراف خود ببینیم. «شادی» که ۲۵ سال دارد، حدود یک سال است که از خانواده خود جدا شده و به شهر دیگری رفته است و در آن جا به همراه «شیرین» خواهر ۲۹ ساله خود دور از خانواده زندگی می کنند. شادی که مدرک کارشناسی دارد، می گوید: «من تحت تاثیر یکی از استادان حوزه روان شناسی که پس از پایان تحصیلات دانشگاهی ام با او آشنا شدم، از خانواده جدا شده ام. البته چون آن ها استادم را کاملا می شناختند و می دانستند تاثیرات آموزشی و تربیتی خوبی بر من گذاشته است با این اقدام من موافقت کردند.

وی مهم ترین دلیل این کار را تلاش برای مستقل شدن خود می داند و ادامه می دهد: با وجود برخی مشکلات و سختی ها از شرایطم راضی هستم ولی مسئولیت همه کارها بر دوش خودم است؛ از پیدا کردن خانه و چانه زدن برای رسیدن به مبلغ مناسب و پایین تر تا پیگیری تعمیر وسایلی که در خانه خراب می شود. شادی کار می کند و شیرین هم که در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد است با او همراه است.» او درباره واکنش خانواده اش تصریح می  کند: «اول با مادرم صحبت کردیم که به این کار راضی بود، فقط پدرم به دلیل این که دلش برایمان تنگ می شود کمی مخالفت کرد که بعد از کمی صحبت قانع شد.شادی، امتیازات زندگی مجردی را «آزادی بیشتر» و «در اختیار داشتن وقت» بیان و تاکید می کند:  ممکن است شرایط من که برایم رضایت بخش است برای جوانان مجرد دیگر خوشایند نباشد و هر کسی متناسب با شرایطش به این موضوع نگاه می کند.»

فرار از ازدواج ناموفق احتمالی!

دلایل روآوردن به زندگی مجردی هرچه که باشد پیامدهایی به همراه دارد ازجمله افزایش سن ازدواج و دوری جستن از تعهد زندگی مشترک که به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی همواره مطرح بوده است و بسیاری از کارشناسان از افزایش آن ابراز نگرانی می کنند، همان طور که کامران ۳۴ ساله، چند سالی است با خرید خانه ای مستقل، تک و تنها و به دور از خانواده زندگی می کند. وی که از پشتوانه مالی بسیار خوب پدرش برخوردار است، آخرین فرزند خانواده و به گفته خودش «قید ازدواج را زده است» و دلیل آن را نیز ازدواج های ناموفقی می داند که در اطراف خود مشاهده می کند. پاسخ کامران به صحبت های افسانه نزدیک است. او ۳۲ سال دارد و بیش از ۵ سال می گذرد که تنها زندگی می کند. دلیل زندگی مجردی افسانه، فوت والدین و البته با تاکید خودش تصمیم وی برای ازدواج نکردن است. او به صورت کامل از این شرایط اعلام نارضایتی نمی کند و تصریح می کند: «بین بد و بدتر، بد را انتخاب کرده ام.»

افسانه «بدتر» را زندگی متاهلی می داند و ادامه می دهد: به خاطر ازدواج های ناموفق که در میان اطرافیان دیده ام، تمایلی به ازدواج ندارم و دوست ندارم با ازدواج و بچه دار شدن مجبوربه سوختن و ساختن شوم.» افسانه نیز مشکلات، فشار مالی و مجبور بودن برای انجام برخی کارهای مردانه را از مسائل و چالش های زندگی مجردی برمی شمارد.به نظر می رسد برخی جوانان نیز با اطلاع از سختی ها و مشکلات تنهایی باز هم دوست دارند این زندگی را تجربه کنند. سعید ۲۸ ساله که چندین بار برای جدا شدن از خانواده اش اقدام کرده است، می گوید: «استقلال بیشتر و راحت تر بودن در تنهایی انگیزه ای است که تمایلم را به زندگی مجردی افزایش می دهد چون می توانم خودم برای خودم تصمیم بگیرم.»

تنهایی به قیمت پیر شدن

وی با اشاره به مشکلات زندگی مجردی، تصریح می کند: «من مطمئنم بی برنامه بودن در زندگی مجردی بسیار زیاد است و بر همه شرایط خورد و خواب انسان تاثیر زیادی می گذارد و می دانم زندگی مجردی آدم را زودتر پیر می کند.» سعید درباره مقایسه زندگی مجردی و زندگی با خانواده و انتخاب یکی از آن ها با اطمینان می گوید: «اگر پول داشتم به طور حتم زندگی مجردی را انتخاب می کردم.»این سخنان تنها گوشه ای از نگرش ها و تمایلات بخشی از جوانان است و ما را در برابر این سوال هشداردهنده قرار می دهد که راستی برخی از جوانان با وجود آگاهی از مشکلات زندگی مجردی چرا به این امر رغبت دارند وسهم جامعه، خانواده و مسئولان در دوری گزیدن جوانان از خانواده ها چقدر است؟
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.29188s, 19q