روزی كه قرار بود طلاق نباشد

۱۳۹۲/۰۷/۱۷ - ۱۱:۳۴ - کد خبر: 84268
روزی كه قرار بود طلاق نباشد
سلامت نیوز : دوشنبه روز بدون طلاق بود. اما دوسوم زنانی كه به مجتمع خانواده مراجعه می كردند از نامگذاری این روز بی خبر بودند. قرار بود كه در این روز هیچ طلاقی ثبت نشود اما دفاتر طلاق ناچار بودند نقطه پایانی بر غائله تداوم نفرت زن و مردی كه خاطرات زندگی مشترك را پشت درهای دادگاه جا گذاشته بودند، بگذارند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد ؛ قرار بود كه در این روز بسیاری از زوج های مراجعه كننده به دادگاه های خانواده و خواستار طلاق از تصمیم خود منصرف شوند اما بسیاری از زنانی كه دنبال شعبات پرونده خود در مجتمع خانواده می گشتند دیگر نمی خواستند «همسر» مردی شناخته شوند كه عادت های منزجر كننده دارد.
    
مواد مخدر، الكل و روابط نامتعارف در صدر مراجعات
كارشناسانی كه در واحد معاضدت قضایی مجتمع قضایی نشسته اند قرار است با توصیه ها و راهنمایی های حقوقی، مراجعان را به سمت آشتی و انصراف از تصمیم شتابزده هدایت كنند اما معمولادرخواست پایانی مراجعان این است كه «حالادادخواست را چطور تنظیم كنیم؟» وقتی از یكی از كارشناسان این واحد می پرسم كه آیا امروز (دوشنبه – روز بدون طلاق) تا این ساعت (ظهر) تغییری در تعداد مراجعات برای طلاق داشته اید؟ كم شده؟ زیادتر از روزهای قبل بوده؟ سری تكان می دهد كه معنایش حتما به سوال دوم من باز نمی گردد و باید افزایش مراجعات را استنباط كنم. دستش به سمت زوج جوانی اشاره می رود كه در حال مطالعه تابلوی راهنمای شعبات دادگاه خانواده هستند و دنبال نزدیك ترین مجتمع قضایی به محل سكونت شان می گردند. «چند سال شان است فكر می كنی؟ برو بپرس ببین از درخواست شان به خاطر روز بدون طلاق منصرف می شوند؟» زن، 26 ساله است و مرد، 32 ساله. مرد با اشاره ابرو به زن می فهماند كه دیگر كاری ندارند و راهی رفتن هستند و زن نیم نگاهی به مرد دارد كه پا، جای قدم او بگذارد در آن راهروی باریك بین صندلی های منتهی به واحد معاضدت قضایی. «می دانید كه امروز، روز بدون طلاق است؟»

به همدیگر نگاهی می كنند. «چه فرقی می كند؟» آنها می پرسند. «نمی خواهید از تصمیم تان منصرف شوید؟» من می پرسم. با علامت سوالی كه روی لبهای زن و مرد نقش می بندد می فهمم كه سوال بیجا بوده است. «ما دیگر نمی خواهیم با هم زندگی كنیم.» سردفتردار یكی از دفاتر طلاق اطراف میدان هم همین حرف را می زند. «زوج ها معمولااز طلاق منصرف نمی شوند. چون زمان طولانی را در مجادله و برخوردهای كلامی یا فیزیكی طی كرده اند و نامگذاری یك روز نمی تواند آنها را از تصمیمی كه ماه ها پیشینه داشته منصرف كند. بارها از زوجین خواسته ایم كه به ما وكالت بدهند و ما حكم طلاق را متوقف كنیم تا آنها فرصت دوباره یی به یكدیگر بدهند. تعداد افرادی كه پیشنهاد ما را می پذیرند از تعداد انگشتان دست بیشتر نیست.»
    
پیامی كه كاربرد نداشت
كانون سردفترداران روز چهاردهم مهرماه به تمامی دفاتر ثبت ازدواج و طلاق پیامك داده كه از ثبت طلاق در روز دوشنبه – 15 مهرماه – خودداری كنند. قضات هم پیام مشابه دریافت كرده اند و قرار بوده كه صدور حكم طلاق را به روز بعد از 15 مهر ماه موكول كنند. اما محمد حیدری: رییس شعبه 263 مجتمع قضایی خانواده به «اعتماد» می گوید: «برای طلاق توافقی حكمی صادر نمی شود و صرفا گواهی می دهیم اما حكم طلاق صادر شده از سوی قاضی در واقع، زوج را محكوم به طلاق زوجه می كند. پیام ارسال شده برای قضات دادگاه های خانواده هم این بود كه به صورت نمادین، از صدور حكم طلاق در روز بدون طلاق خودداری كنیم اما این اتفاق برای زوجی كه وقت تعیین شده دارد یا از شهرستان راهی دادگاه شده دردسر ساز است.»

زن روی یك صندلی كنار میز سردفتر نشسته و مرد، كنار در اتاق. به یكدیگر نگاه نمی كنند و چشم شان متوجه حركت قلم سردفتر است. زن به سوال من درباره «روز بدون طلاق» جواب منفی می دهد و لبخند كمرنگی روی لب هایش می نشیند. سردفتر در حال امضای شناسنامه هاست تا ثبت طلاق را در دفتر محضر وارد كند. « 34سال زندگی كردم و اگر هر سه فرزندم پسر بودند در همان سال های اول زندگی طلاق گرفته بودم.» شناسنامه مرد حاضر است. مرد شناسنامه را می گیرد و می پرسم «آقا، چرا جدا شدید؟» مرد در حال بیرون رفتن از اتاق می گوید «جوابی ندارم.» زن، 54 ساله و مربی ورزش بعد از رفتن همسر سابق می گوید كه «همزمان دو زن را به عقد موقت خود درآورده بود. زنانی كه مادران دانش آموزانش بودند. همسران موقت خود را به خانه هم می آورد و در حالی كه خانه من خالی از اسباب و وسایل زندگی بود، هزینه زندگی همسران موقت خود را تقبل كرده بود. داروهای تقویت قوای جنسی می خورد و روح و روانش هم در اثر مصرف این داروها متلاشی شده بود. 8 سال بود كه دیگر، زن و شوهر نبودیم و فقط اسممان در شناسنامه یكدیگر بود. دو هفته قبل در خانه تنها بودم كه به من حمله كرد و با توسل به زور قصد برقراری رابطه جنسی با من داشت و وقتی ممانعت كردم مرا كتك زد كه همان زمان، فرزندانم وارد منزل شدند و صورت خون آلود مرا دیدند و با طلاقم موافقت كردند. حالافكر می كنم كه اجازه تنفس پیدا كرده ام.»

زن، 130 سكه مهریه اش را بخشیده و حالاباید با درآمد ناچیز مربیگری مخارج خود و فرزندانش را تامین كند اما اثری از نگرانی در چهره اش نیست. بعد از رفتن زن، سردفتردار می گوید: «این زن و مرد حكم طلاق خود را در روزهای قبل گرفته بودند. روز یكشنبه آمدند و خواستار ثبت شدند كه نپذیرفتم. امروز آمدند و فریاد می كشیدند و هیاهو می كردند و من هم برای آنكه غائله را ختم كنم طلاق شان را ثبت كردم. اما برای پیروی از پیامك خودداری از ثبت طلاق در روز بدون طلاق، جاری شدن صیغه عقد را به روز بعد موكول كردم.»

روز بدون طلاق، در واقع روز ازدواج است. اما سردفتردار می گوید كه تا ظهر این روز هیچ مراجعه یی برای ازدواج نداشته و این از اتفاقات ناخوشایند سال های اخیر است كه نمود جاری و ملموسش را در بالارفتن آمار طلاق و كم شدن آمار ازدواج می بینیم. «هر سال، روز اول ذی الحجه، حداقل پنج مورد مراجعه تا ظهر داشتیم كه وقت عقد را برای عید قربان و عید غدیر رزرو می كردند. اما امروز تا این ساعت(ظهر) هیچ مراجعه ای نداشتیم. این اتفاق، فاجعه است و باید ریشه اش را در بالارفتن هزینه ازدواج، بیكاری و فقدان امنیت شغلی و كمرنگ شدن روحیه مسوولیت پذیری در جوانان جست وجو كرد. آنهایی هم كه ازدواج می كنند تابع جبر جامعه و فرهنگ بوده اند و به همین دلیل است كه آمار طلاقمان روز به روز در حال رشد است.

بدتر آنكه حدود 70 درصد از زنانی كه می آیند هم تمام حقوق شان را بذل می كنند و باید منتظر آسیب های جدی باشیم و امروز هم می بینیم كه آسیب های اجتماعی، به ویژه در میان زنان مان افزایش پیدا كرده است. به كرات در این محضر می بینم كه زنان برای دریافت سند طلاق خود می آیند و مردی همراهی شان می كند.» در فاصله نیم ساعتی كه كنار ورودی مجتمع قضایی خانواده ایستاده ام، از جمع 70 نفری كه وارد ساختمان یا از آن خارج می شوند، 63 نفر، زن هستند. مراجعان – غیر از وكلاكه آنها را با نشان وكالتی كه بر یقه دارند و كیف های سامسونت شان می شود شناخت - در دو ویژگی با یكدیگر اشتراك دارند. هیچ كدام حلقه یی بر انگشت ندارند و لبخندی هم گرد لب شان پرسه نمی زند. فهرست دلایل زنان مراجع به دادگاه خانواده چندان متنوع نیست. اغلب به دلیل روابط نامشروع شوهر راهی دادگاه خانواده شده اند یا تحمل شان در برابر خشونت های جسمی شوهر به خط پایان رسیده است. زن 20 ساله: «یك سال عقد كرده بودم. كتك می زد.

مهریه 300 سكه یی را هم می بخشم و طلاق می گیرم.» زن 40 ساله: «20 سال زندگی كردم و در تمام این سال ها پای زنان دیگر در زندگی ام بود. در آخرین رابطه اش با خاله خودم همبستر شده بود. مهریه ام را بخشیدم و طلاق می گیرم.» زن 32 ساله: «12 سال زندگی كردم. تمام بدنم پر از زخم نو و كهنه چاقوست. پرستار هستم اما آنقدر در محل كارم آبرو ریزی كرد كه روسایم به من گفتند تا طلاق نگرفته ام به محل كارم برنگردم. تمام حقوقم را هم می بخشم.» زن 24 ساله: «سه سال با هم زندگی كردیم. مال هم نبودیم. هشت ماه است كه جدا از هم زندگی می كنیم. از مهریه 114 سكه یی، 100 سكه را بخشیدم و طلاق می گیرم.» زن 29 ساله: «دو سال زندگی كردم. چشم شوهرم در تمام روزهای این دو سال دنبال زنان دیگر بود. پدر شوهرم گفت اگر می توانی برو مهریه ات را بگیر.

مهر هم نمی خواهم و بخشیدم. شوهرم را هم نمی خواهم. طلاق می گیرم.» روی نیمكت های پنج طبقه مجتمع قضایی خانواده، زنان، تنها یا همراه با وكیل و اعضای خانواده نشسته اند و منتظر دعوت شعبه هستند. جواب زنی كه در آخرین طبقه، تنها نشسته، به سوال من درباره «روز بدون طلاق» یك لبخند تلخ است و چشم هایی پر از اشك. كنارش می نشینم «مگر روز بدون طلاق ممكن است؟ روز بدون طلاق به چه دردی می خورد؟ چه دردی دوا می كند؟ بابت این روز چه حقی به من بازگردانده می شود؟ كدام مردی پیدا می شود كه پرداخت حق و حقوق زن را قبول كند؟ به من بگو. تو یك زن هستی. (اشك از چشم هایش سرازیر شده و با خشم گره خورده با اندوه، روی پای من می كوبد.) واقعا این روز حرمت دارد؟ اگر حرمت دارد پس ما زن ها اینجا چه می كنیم؟ یك زن در این جمع پیدا نمی شود كه بتواند از حقوقش دفاع كند. پیدا می شود؟»
    
چرا آموزش مهارت های زندگی را اجباری نمی كنند
حیدری از افزایش پرونده های طلاق در دادگاه های خانواده ابراز نگرانی می كند و می گوید: «زوجین درباره ازدواج هیچ آموزشی دریافت نمی كنند. یك مرد و یك زن، وارد عرصه یی می شوند كه هیچ اطلاعی از آن ندارند و چون نمی توانند مسائل را حل كنند، مشكلات انباشته می شود و متاسفانه (با دست به ستون قطور پرونده های چیده شده روی میز كنار دست و طبقات پشت سرش اشاره می كند) تبدیل به این حجم پرونده های طلاق می شود. زمانی، درباره كنترل جمعیت به مردم آموزش دادند و مردم هم یاد گرفتند و از جمعیت مان كاسته شد. چرا درباره ازدواج و زندگی مشترك هیچ آموزشی نیست؟

عرصه یی كه با مسائل متعدد رفتاری، اقتصادی، اجتماعی، عاطفی، فرهنگی بین زوجین و والدین و بستگان آنها آمیخته است. متاسفانه هیچ كسی هم دنبال یاد دادن و یاد گرفتن نیست و ما هم (اشاره یی به پوشش روحانی خود دارد) هیچ قدمی برنداشتیم. آموزش و پرورش و صدا و سیما هم هیچ قدمی برنداشتند. با تمام منابع غنی اسلامی كه داریم حتی نتوانستیم مثل امریكا كه از دوران تحصیل در مدرسه، درس سازگاری به بچه ها می دهند تا یاد بگیرند چطور با آدم ها و جامعه سازگار باشند، آموزشی داشته باشیم.» حیدری، از معدود قضات خوش اخلاق و همراه با خبرنگاران توضیح می دهد كه: «متون كلاس های حدود 100 استاد روانشناسی خانواده را گردآوری كردم و در نهایت به گزیده گفته های دو استاد رسیدم و این آموزش ها را روی سی دی منتشر كردم و در اختیار زوجینی كه به دادگاه مراجعه می كنند قرار دادم. سی دی ها تمام شد و پولی هم برای تكثیر دوباره آن نداریم. حالاهر زوجی كه می آید می پرسم آیا فلش با حجم 16 گیگابایت دارند و می برم خانه و همین مجموعه آموزشی را برایشان روی فلش می ریزم تا مطالعه كنند و شاید یاد بگیرند كه چطور با هم سازگار باشند. واقعا چرا در تمام این سال ها آزمایش خون پیش از ازدواج را اجباری كردیم اما برای آزمایش جسم و روح آدم ها اجباری قائل نشدیم؟»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.2301s, 18q