کجا ببخشیم؟ کجا نبخشیم؟چطور ببخشیم؟

۱۳۹۲/۰۷/۳۰ - ۱۳:۰۰ - کد خبر: 85142
سلامت نیوز :همسرم در حضور خانواده اش با من شوخی نامناسبی می کند که سخت از دست او ناراحت می شوم. با دوست صمیمی ام درددل می  کنم اما او هیچ توجهی به صحبت های من نمی کند و از این کارش حسابی دلخور می شوم. همکارم جلوی رئیس اداره ناخواسته مسئله ای را مطرح می کند که تأثیر بدی در آینده کاری من دارد، از شدت ناراحتی سردرد می شوم. داخل مترو یک غریبه ای پایش را روی کفش من می گذارد، کمی دردم می آید ولی بیشتر از بابت کثیف شدن کفش های واکس زده ام ناراحت می شوم، پس از کلی گشت و گذار بالاخره یک جای مناسب برای پارک خودروام پیدا می کنم ولی در همان لحظه یک راننده بدون رعایت حق تقدم با سرعت خودرواش را در آن محل پارک می کند، از این رفتار غیراخلاقی او بسیار ناراحت می شوم...

اما می بخشمش همان طور که همسر، دوست، همکار و آن غریبه داخل مترو را بخشیده ام!همه این موارد و موقعیت های شبیه آن ممکن است در زندگی تک تک ما به وجود آمده باشد و همیشه بر سر این دوراهی قرار گرفته ایم که در این شرایط باید ببخشیم یا نبخشیم!البته برخی از اوقات مسائل مهم تری در زندگی افراد رخ می دهد که تصمیم گیری درباره بخشیدن یا نبخشیدن مقصر به این راحتی ها نیست چرا که مقصر به یک مجرم تبدیل شده است! مثلا شرایطی را در نظر بگیرید که یکی از اعضای خانواده سهوا یا عمدا کشته یا مجروح شده است، در این شرایط چه باید کرد؟!

پروفسور حسین باهر در گفت وگو با مجله «زندگی ایده آل» به این سوالات پاسخ داده است که در ادامه بخشی از آن را می خوانید.

بخشش یعنی چه؟

۲نوع بخشش داریم؛ نوع اول این است که انسان از حقی که دارد می گذرد و فراموش می کند، مثلا اگر کسی به ما بدهکار باشد و پول مان را ندهد ما از حق خود می گذریم و حتی اگر دوباره برای گرفتن پول بیاید باز هم ما به او پول خواهیم داد اما نوع دوم این که از حقی که دارد می گذرد اما فراموش نمی کند، به عنوان مثال کسی به ما بدهکار است و بدهی خود را نمی دهد ما از او می گذریم و او را می بخشیم اما دفعه بعد که بیاید پولی به او نخواهیم داد.

پدر، رحیم است و مادر، رحمان

معمولا می گویند مادر، رحمان است و پدر رحیم. پدر نمی تواند گذشت صددرصدی داشته باشد یعنی ممکن است حتی فرزند خودش را نبخشد اما مادر این طور نیست ممکن است به ظاهر ناله و نفرینی هم بکند اما در اصل فرزند خود را می بخشد و فراموش می کند. بخشش و عفو به طور کلی یعنی از حقی که داریم صرف نظر کنیم به طور کلی یا به صورت موقت. مسائل مختلفی ممکن است در این زمینه پیش بیاید، به عنوان مثال گروه خونی O بیشتر بخشنده است اما گروه خونی AB کمتر می بخشد. بخشنده ترین گروه خونی همان O است. همان طور که می دانید دهنده عمومی است و گیرنده منحصر است و در مقابلش گروه AB که فقط از گروه خودش خون می پذیرد و فقط به گروه خودش اهدا می کند. در حرف خیلی ساده می توان گفت لذتی که در عفو و بخشش است در انتقام نیست. اما در عمل خیلی سخت است این گونه رفتار کردن. این ها همه ذاتی است. بعضی افراد ذاتی بخشنده دارند و برخی دیگر ندارند.

بخشش، یک انتخاب است

اما عوامل ژنتیکی تمام ماجرا نیست حتی عوامل محیطی یعنی آموزش و پرورش، خانواده، نوع تربیت و ... نیز تنها می تواند ۵درصد روی این نوع رفتار اثر بگذارد اما در نهایت به انتخاب های ما بر می گردد، این خود ما هستیم که انتخاب می کنیم ببخشیم یا نه.

سهم تقصیر من چقدر است؟

یکی از راه هایی که به ما کمک می کند تا بخشنده بودن را تمرین کنیم، این است که درباره مسئله پیش آمده، فکر کنیم و سهم تقصیر خودمان را هم بدانیم. فکر کنیم چقدر خودمان اشکال داشته ایم و مقصر بوده ایم و در این فکر کردن، انصاف داشته باشیم. دومین کاری که باید کرد این است که سهم تقصیر طرف مقابل را هم با انصاف اندازه بگیریم.

سومین کار این است که بعد از سهم بندی تقصیر، دلیل این تقصیر رادر خودمان و طرف مقابل پیدا کنیم. بعد از این اتفاق رخ داده را باید ریز و به ریزه هایش نگاه کنیم. باید آن قدر اتفاق را در ذهن مان خرد کنیم تا به صفر برسد. به این ترتیب راحت تر می توانید بزرگواری کنید و ببخشید.

کجا ببخشیم و کجا نبخشیم؟

در قرآن آمده است در قصاص زندگی است اگر خرد داشته باشی. آمنه کسی را که به صورتش اسید پاشید بخشید اما بعد از آن، پسر قول هایی را که درباره کمک به آمنه داده بود، انجام نداد و جامعه هم جراحت روحی پیدا کرد. ما در هر مسئله ای با ۲وجه مواجه می شویم؛ یکی شخصی و دیگری عمومی. جرم ها هم وجه شخصی دارند و هم عمومی، اگر یک نفر فرد دیگری را کشت یک بخش داستان صاحب خون است که می تواند ببخشد یا نبخشد اما بخش دیگر دادستان است که باید بسنجد که این عمل در جامعه چه اثری گذاشته است. یعنی فقط صرف این که شخص ببخشد، کافی نیست. این جا می توانیم از تئوری دیگری حرف بزنیم به نام «روح گروه»، شما ممکن است بتوانید روح شخصی ات را کنترل کنی اما روح گروه دست شما نیست. اگر گروه آزرده شود، چه کسی آن را از آزردگی در می آورد؟ دادستان، رفع آزردگی روح گروه بر عهده اش است؛ دادستان وظیفه دارد مجرم را به جزای عملش همان طور که در قانون پیش بینی شده، برساند.

مراقب جری شدن باشید

۲نکته در مورد بخشش وجود دارد که خیلی مهم است؛ یکی این که بخشش، به اتهام ضعیف بودن منجر نشود. دومین نکته در مورد بخشش این است که در شرایطی ببخشیم که طرفی که قصور کرده است، جری نشود، یعنی از این بخشش سوءاستفاده نکند. صائب تبریزی می گوید: «اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است/ اشک کباب، موجب طغیان آتش است». اگر ببینیم بخشش ما باعث جری شدن طرف و ستمگری اش می شود، نباید ببخشیم. کسی را باید بخشید که از بخشش، سوءاستفاده نکند، نه برای شما و نه برای خودش.

صاحب حق کیست؟

ما نباید بی دلیل کسی را به بخشیدن یا نبخشیدن تشویق کنیم. هر کسی از حقوق خودش می تواند ببخشد یا نبخشد. وقتی مجرمی را ببخشیم ولی عمل خلافش را دوباره تکرار کند معلوم می شود که در این جا بخشش جایز نبوده است. این جاست که می فهمیم قرآن چرا می فرماید: «وَلَکُم فِی القِصَاصِ حَیَاهٌ یَا اولِی الاَلبَاب...» (بقره- آیه۱۷۹) این جا صحبت فردی نیست، یعنی اگر امری مجرمانه توسط یک فرد رخ دهد و پشت آن روح گروه و جامعه جریحه دار شود، باید مجازات و قصاص شکل بگیرد تا تکرار آن در جامعه پیش نیاید. اما در دعوایی مثل دعوای زن و شوهر، اگر یکی از طرفین ببخشد، خیلی هم خوب است و قرآن می گوید در آن خیر هم هست. چنین مشکلاتی و چنین بخشش هایی به جامعه صد در صد بسط پیدا نمی کند. اما اگر یک دعوای زن و شوهری به مرحله ای برسد که جامعه هم درگیر آن شود، مدعی العموم نباید از حق بگذرد و باید برای روح جریحه دار شده جامعه فکری کند. باید دید یک عمل، گستره اش تا کجاست و تا هر جا این گستره باشد، صاحب حق هم همان جاست.

جایزه ای که هستی در ازای بخشش به ما می دهد

می توانیم به عنوان یک انسان، درباره کرامت انسان ها فکر کنیم و ببینیم چه می شود که به کسی می گویند «کریم»؛ چه می شود که تختی می شود جهان پهلوان تختی و پوریای ولی می شود پوریای ولی بزرگ. آدم ها وقتی حق خودشان را می بخشند از طرف هستی، حق بزرگ تری را جایزه می گیرند. خدا هم در قرآن این را تأیید می کند: « وَ اَن تَعفوا اقرِبُ للتَّقوی...». در اصل خداوند می گوید : اگر ببخشید، خیر بزرگ تری برای شما خواهد داشت. همچنین قرآن می گوید: اگر کسی به شما بدهی دارد، اگر ببخشید، خیلی بهتر است.

مکانیسم بخشش در شیمی بدن

درون ما انسان ها هورمونی ترشح می شود، به نام «آندوکرین» ترشح این هورمون باعث تنگ خلقی و گرفتگی می شود. در اصل وقتی چیزی یا کسی ما را جریحه دار می کند، آندوکرین در بدن ما ترشح و باعث می شود که حتی با شنیدن نام کسی که از دستش ناراحتیم ناراحت تر و معذب تر شویم، ولی وقتی خودآگاه و با تصمیم و به صورت عمدی کسی را که از او ناراحتیم یا آسیبی به ما زده، ببخشیم به جای «آندوکرین»، هورمون «آندورفین» در بدن ما ترشح می شود. آندورفین به نوعی مسکن چنین دردهای روحی است.

بخشش با قدرت

بخشیدن وقتی تسلی روح خودتان است که با قدرت همراه باشد. شما با قدرت طرف مقابل را می بخشید در صورتی که می توانستید، نبخشید. در ادبیات عامیانه می  گویند «می توانستم حال فلانی را بگیرم ولی نگرفتم» این رفتار قدرت درونی به شما می دهد، چون می دانید که حق تان بوده است و توانایی اش را هم داشته اید اما بخشش کرده اید. در فرهنگ ما ایرانی ها جمله قشنگی وجود دارد که می گوید: « بزرگی به بزرگواری است». مقام و پست بالاتر، هیکل بزرگ تر، مال بیشتر و ... بزرگی نمی آورد. بزرگوار بودن است که از تو یک انسان بزرگ می سازد. برای همین ممکن است حتی یک کودک هم بزرگ و بزرگوار باشد. در عفو با قدرت باید بدانید که از روی قدرت و بزرگواری بخشیده اید و نه از روی ترس یا مصلحت اندیشی. به این ترتیب روح تان هم جراحت وارده را به زودی ترمیم می کند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.76507s, 19q