كليد جامعه ايمن، همكاري است

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 89525
كليد جامعه ايمن، همكاري است

ظاهراً اولين کنفرانس جامعه ايمن را هم در سوئد برگزار کرديد؟
بله، اولين کنفرانس سال1991 برگزار شد. اما از سال 1999 موافقتنامه‌اي با سازمان بهداشت جهاني امضا کرديم که جامعه جهاني را به يک شبکه جهاني تبديل کنيم و از آن پس اين کميته همکاري تنگاتنگي با سازمان بهداشت جهاني دارد به طوري که در هر کشوري که WHO دفتر نمايندگي داير کرده است، کميته جهاني جامعه ايمن نيز در آنجا نمايندگي دارد. در واقع ما نقش هماهنگ کننده را براي جوامع در جهت رسيدن به جامعه جهاني ايمن ايفا مي‌کنيم.

و اکنون جامعه ايمن جهاني چند عضو دارد؟
تاکنون 112 شهر دنيا به جامعه ايمن جهاني پيوسته‌اند و پيوستن سه شهر كاشمر، ارسنجان و شميرانات ايران به جامعه ايمن جهاني نيز اعضاي جديد اين جامعه خواهند بود.

يک شهر براي عضويت در اين جامعه بايد از چه مشخصه‌هايي برخوردار باشد؟
ميزان مشاركت مردمي در حفظ ايمني شهر، مشاركت بين بخشي و وجود برنامه‌هاي درازمدت مستمر براي تمام گروه‌هاي سني و جنسي با هدف گروه‌هاي در معرض خطر، مستندسازي اطلاعات و وجود نظام ارزشيابي در پايان هر سال براي كاهش حوادث از شاخص‌هاي برنامه بين‌المللي جامعه ايمن است.

و در اين ميان کميته جهاني جامعه ايمن چه نقشي دارد؟
ما بايد يک وحدت رويه در جوامع ايجاد نماييم و در حال حاضر نيز براي ترويج جامعه ايمن، شش شبکه جامعه ايمن در سراسر جهان راه‌اندازي کرده‌ايم. به علاوه کميته جهاني جامعه ايمن ضمن تهيه شاخص جامعه ايمن، در خصوص ايمني در ترافيک، در محل کار، خانه و مکان‌هاي ديگر نيز آموزش لازم را ارائه مي‌کند.

خب، با اين برنامه‌ها چه دستاورد قابل ذکري داشته‌ايد؟
به عنوان نمونه مي‌توانم به کشور خودم اشاره کنم که در مدت 5/2 سال توانسته‌ايم امنيت اجتماعي را 30 درصد بالا ببريم که اين عدد بسيار چشمگير و قابل توجه است. اما نکته جالب اينجاست که با اين وجود مردم کشور من هنوز احساس امنيت ندارند.

چرا؟
چون مردم مي‌فهمند. منظورم اين است که در جوامعي که بيشتر روي اين مباحث کار مي‌شود آگاهي و همچنين حساسيت و توقع مردم بالا مي‌رود. در اين صورت مردم منتظر نمي‌شوند تا تمام مشکلات را دولت حل کند و همچنين کسي منتظر کمک خدا نمي‌ماند.

البته من قصد ندارم اعتقادات را زير سوال ببرم فقط فکر مي‌کنم وقتي ما براي امنيت خودمان تلاش مي‌کنيم خداوند هم رضايت بيشتري دارد.

آقاي دکتر، به نظر شما براي رسيدن به چنين موفقيتي آموزش کفايت مي‌کند؟
مطالعات مختلف نشان مي‌دهد كاهش هر يك كيلومتر سرعت با كاهش 2 تا 3 درصدي جراحات وارده در تصادفات همراه است يا استفاده از صندلي ايمن براي كودكان در خودروها 35درصد تلفات كودكان در تصادفات را کاهش مي‌دهد.

اثر آموزش مواردي از اين دست اين است که به عنوان مثال در کشور من سوئد 30سال است که در خودروها از صندلي مخصوص کودکان استفاده مي‌شود و بسيار کم ديده مي‌شود که کودکي در اين کشور به دليل تصادف کشته شود.

البته قبول دارم که در زمينه ايمني در ترافيک تنها آموزش کافي نيست بلکه دولت‌ها بايد سرمايه‌گذاري جدي در ايمني صورت دهند.

حالا که بحث به اينجا رسيده، مي‌توانم از شما خواهش کنم ارزيابي‌تان از کشور ما ايران را از نظر ايمني جامعه بگوييد؟
بايد توجه داشته باشيد که ميان يک شهر کوچک با يک شهر بزرگ تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد. سيستم حمل و نقل، صنايع و حتي بخش‌هاي خانه در هر يک از اين دو نوع شهر متفاوت است و بنابراين مشکلات، فاکتورها و شاخص‌ها و همچنين راه‌حل‌ها براي ايمن‌سازي در شهرهاي کوچک و بزرگ از اساس با يکديگر تفاوت دارند.

بنابراين ما فقط مي‌توانيم هر شهر را با شهر مشابه آن از نقطه نظرهاي مختلف مقايسه کنيم. ضمن اينکه مشکلاتي که ايمني يک جامعه را مختل مي‌کنند از يک جامعه به جامعه ديگر متفاوت است.

با اين اوصاف سوال من اين است که تا آنجايي که شما با شهرهاي مختلف کشور ما آشنايي داريد و در مقايسه متناظر، جايگاه ما را از نظر حوادث ترافيکي که بزرگترين معضل ما در اين مورد است، چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
براساس آمارهاي موجود، تعداد صدمات سوانح رانندگي در کشورهاي در حال توسعه 9 برابر سوئد به عنوان يک کشور توسعه يافته است و من نمي‌توانم چيزي به اين آمار اضافه کنم، اما مي‌توانم به اين نکته اشاره کنم که مشاهدات من در اين کشورها نشان مي‌دهد معمولاً بخش‌هاي مختلف جامعه جدا از هم کار مي‌کنند، درحالي‌که براي رسيدن به يک جامعه ايمن ما نياز به همکاري بخش‌هاي مختلف با يکديگر داريم و اين کليد ماجراست.

آيا مطلب ناگفته‌اي باقي مانده است؟
من در تمام کنفرانس‌هايي که در نقاط مختلف جهان شرکت کرده‌ام شاهد بوده‌ام که کنفرانس‌ها به زبان بين‌المللي انگليسي برگزار مي‌شد، اما در تهران برايم بسيار جالب بود که شما از زبان خودتان استفاده کرديد و اين نشان‌دهنده يک علاقه و ديدگاه مردمي است.

به نظر من مردم شما با اين علاقه و با توجه به اينکه مي‌دانند چطور بايد دور هم جمع شوند و به صورت محلي کار کنند، توانايي زيادي دارند و سيستم حاکم در اين مورد از پايين به بالاست در حالي که براي موفقيت، شما به هر دو نوع سيستم پايين به بالا و بالا به پايين نياز داريد و دولت بايد از اين حرکت‌ها حمايت لازم را به عمل آورد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.66324s, 19q