حسین محمودیان، دانشیار دانشکده علوم‌اجتماعی تهران:

نمی‌توان دسترسی افراد به خدمات بهداشتی را محدود کرد

۱۳۹۲/۱۱/۱۶ - ۱۱:۲۱ - کد خبر: 105113
نمی‌توان دسترسی افراد به خدمات بهداشتی را محدود کرد

سلامت نیوز : آمارهای رسمی نشان می‌دهد که به‌طور متوسط در هر ساعت 162نفر در کشور به دنیا می‌آیند و در سال 91، تعداد یک‌میلیون‌و421هزارو89ولادت ثبت شده است. با این حال افزایش جمعیت به دغدغه اصلی سیاستگذاران تبدیل شده تا آنجا که طرحی با عنوان «جمعیت و تعالی خانواده» در کمیسیون‌های مختلف مجلس در حال بررسی است که تلاش دارد تا با اتخاذ سیاست‌های تشویقی و حتی تنبیهی (از جمله محدودکردن دسترسی زنان به اشتغال، حذف تمامی خدمات پیشگیری از بارداری و سخت‌ترکردن پروسه طلاق) جمعیت کشور را افزایش دهد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه شرق ؛ اظهارات ضدونقیض مطرح‌شده در مورد جمعیت ایران، آمارهایی که گویای افزایش جمعیت است، برنامه‌هایی که خبر از نادیده‌گرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد و چندین و چندسوال دیگر باعث شد تا برای کسب اطلاعات دقیق به سراغ دکتر حسین محمودیان، دانشیار گروه جمعیت‌شناسی دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران برویم. گفت‌وگوی ما با دکتر محمودیان را با هم می‌خوانیم:

‌ آمارهای رسمی نشان می‌دهند که جمعیت ایران در هر سال بیشتر از یک‌میلیون‌نفر افزایش می‌یابد در حالی که مسوولان از کاهش جمعیت و برنامه‌ریزی برای افزایش جمعیت صحبت می‌کنند. چطور تعیین می‌کنند که میزان جمعیت یک کشور در حال افزایش یا کاهش است؟ وضعیت جمعیت ایران چطور است؟
افزایش جمعیت تابع میزان رشد جمعیت است که به‌صورت سالانه حساب می‌شود. البته ما در ایران اطلاعات دقیق سالانه برای محاسبه رشد نداریم و سرشماری‌ها در فاصله‌های زمانی پنج یا 10سال انجام می‌گیرند. طبق سرشماری سال 1390، از سال 85 تا90، جمعیت کشور در هر سال 1/3درصد رشد داشته و هرسال حداقل یک‌میلیون‌نفر به جمعیت 75میلیون‌نفری اضافه می‌شود. پس جمعیت کشور دایما در حال افزایش است و هرسال به همین میزان به جمعیت افزوده می‌شود.

اما رشد جمعیت تابع میزان‌های باروری، مرگ‌ومیر و مهاجرت است. البته در جمعیت‌شناسی، میزان‌های متفاوت باروری وجود دارد که یکی از آنها باروری کل است. میزان باروری کل بر اساس الگوهای فرزندآوری زنانی که در سنین فرزندآوری قرار دارند- یعنی از سنین 15 تا 49سالگی- به‌صورت سالانه حساب می‌شود. این یک میزان مقطعی است که مفهوم نسلی دارد و نشان می‌دهد که یک زن با توجه به الگوی سالانه باروری در طی دوره فرزندآوری، چند فرزند به‌دنیا خواهد آورد. یعنی اگر یک زن، الگوی باروری‌اش در دوره فرزندآوری مثل تجربه باروری زنان 15تا 49ساله در یک‌سال خاص باشد، در طول زندگی‌اش چند فرزند خواهد داشت. شاخص میزان باروری کل در ایران در سال 90 به کمتر از دو یعنی 1/8 رسیده است. این شاخص همچنین نشان‌دهنده وضعیت جانشینی جمعیت است. یعنی اگر این شاخص 2/1 باشد و هر 10زن 21فرزند به‌دنیا بیاورند، جمعیت خودش را حفظ می‌کند، چون یکی از این فرزندها جایگزین پدر و دیگری جایگزین مادر می‌شود و جمعیت ثبات خواهد داشت. اگر تعداد فرزندها بیشتر از 2/1 باشد، جمعیت افزایش پیدا می‌کند و اگر تعداد فرزندان هر زن کمتر از رقم مورد اشاره باشد، جمعیت کاهش می‌یابد.

‌همان‌طور که گفتید در ایران شاخص باروری به کمتر از دو رسیده است. اما جمعیت همچنان در حال افزایش است. چطور چنین چیزی امکان دارد؟
ما در ایران چنین وضعیت ناهماهنگی را مشاهده می‌کنیم. میزان باروری کل جانشینی جمعیت را از لحاظ تئوریک و در شرایط خاص نشان می‌دهد. در واقعیت عامل دیگری وجود دارد که در میزان رشد جمعیت نقش دارد. این عامل نیروی محرکه جمعیتی است که متاثر از ساختار سنی جمعیت است. ترکیب جمعیتی ما به‌گونه‌ای است که تعداد افراد در سن فرزندآوری بالاست و حتی اگر این افراد، فرزندان کمتری هم به دنیا بیاورند، میزان موالید بالا خواهد بود. با برتری تعداد تولد بر تعداد مرگ، رشد جمعیت مثبت شده و جمعیت افزایش می‌یابد. این وضعیت موجب سوءتفاهم در فهم رابطه باروری و رشد جمعیت شده است. بنابراین حتی اگر میزان باروری زنان ایرانی در همین سطح فعلی باقی بماند، بعد از سال 1420 یا 1430 تاثیر خود را می‌گذارد و تازه آن موقع نرخ رشد جمعیت به صفر نزدیک می‌شود.

‌پس حتی تا سه‌دهه دیگر ما با مساله کاهش جمعیت مواجه نمی‌شویم؟
محاسبات ما این را می‌گوید که قطعا 30 تا 40 سال دیگر رشد جمعیت ما افزایش پیدا می‌کند و جمعیت ایران می‌تواند به حدود صدمیلیون‌نفر برسد. بعد از آن رشد جمعیت صفر می‌شود و دیگر بستگی دارد که میزان باروری در ایران به چه شکلی باشد. اگر باروری افزایش پیدا کند جمعیت بیشتر می‌شود هرچند چشم‌انداز مثبتی برای این رشد دیده نمی‌شود مگر اینکه سیاست‌های خاصی اتخاذ شود تا افراد به داشتن فرزندان بیشتر تمایل پیدا کنند.

‌ آیا طرح کنترل جمعیت عامل اصلی کاهش جمعیت در ایران است؟
خیر، داده‌ها چیز دیگری را نشان می‌دهند. بگذارید کمی از تاریخچه طرح تنظیم خانواده بگویم. برنامه تنظیم خانواده در ایران از سال 1346شروع شد. در سرشماری سال1345 مشخص شد که در یک دوره زمانی 10ساله یعنی از سال 1335 تا سال 1345، جمعیت کشور سالانه 3/1 درصد افزایش یافته است. به‌دنبال آن تصمیم مسوولان وقت بر آن شد که میزان رشد جمعیت را کنترل کنند و برنامه تنظیم خانواده به اجرا درآمد. این برنامه تاحدودی موثر واقع شد و باروری کل تقریبا به اندازه یک فرزند کاهش یافت. یعنی تا قبل از آن، باروری کل بیشتر از شش‌فرزند بود و با اجرای این برنامه حدود سال 54 به کمتر از شش‌فرزند تقلیل یافت. رشد سالانه جمعیت هم در دوره 55-45 به 2/7 درصد کاهش یافت. اما در اواخر دوره رژیم قبلی دوباره باروری افزایش یافت. اتفاقا افزایش باروری یکی، دو سال قبل از انقلاب شروع شد و بعد از انقلاب هم طرح تنظیم خانواده متوقف شد و باروری هم به دلایل مختلفی افزایش یافت. حالا یا به دلیل انقلاب بود که افراد امیدشان افزایش پیدا کرده بود یا به‌دلیل جنگ و دلایل دیگر افراد زودتر ازدواج می‌کردند و خواستار فرزندآوری بیشتری بودند.

در سرشماری سال 1365 مشخص شد که تعداد جمعیت نسبت به سال 55، سالانه حدود چهاردرصد بیشتر شده است. البته همه رشد جمعیت مربوط به ایرانیان نبود و مهاجران افغان هم در نظر گرفته شده بودند ولی در هر صورت رشد طبیعی جمعیت به حدود 3/2 درصد افزایش یافته بود. به همین دلیل مسوولان تصمیم گرفتند طرح تنظیم خانواده را دوباره احیا کنند. این طرح در سال1368 دوباره به اجرا درآمد در حالی که کاهش باروری از سال 64 شروع شده بود. همین نشان می‌دهد که افراد به تبع شرایط و قبل از شروع این طرح، تصمیم به کاهش تعداد فرزند گرفته بودند. در حقیقت این طرح به روند کاهش جمعیت که پیش از این شروع شده بود، کمک کرد، یعنی فقط عامل کمک‌کننده بود و نه عامل اصلی. این طرح، افراد را توانمندتر کرد و امکانات لازم را در اختیارشان گذاشت.
‌مدتی است که طرحی با عنوان« طرح جمعیت و تعالی خانواده» در کمیسیون‌های مختلف مجلس در حال بررسی است که هدف آن افزایش جمعیت است.

انتقادهای زیادی به این طرح شده است که یکی از موارد آن حذف تمامی خدمات پیشگیری از بارداری است. نظر شما در مورد حذف این خدمات چیست؟
من هم پیش‌نویس این طرح را دیده‌ام و انتقاداتی بر آن وارد است. طرح یک مقدار حالت دستوری و آمرانه دارد و در بعضی از موارد مغایر با حقوق افراد است. اما حذف و یا محدودکردن خدمات تنظیم خانواده می‌تواند تبعات مختلفی داشته باشد. ببینید برنامه‌های تنظیم خانواده جهت‌گیری خاصی ندارد. اجرای آن می‌تواند باعث افزایش، کاهش یا ثبات جمعیت شود. ولی چون در ایران در هنگام افزایش جمعیت این طرح اجرا شده است، اجرای آن به کاهش باروری منجر شده است. در هیچ‌جای دنیا هم این خدمات را قطع نکرده‌اند تا میزان جمعیت را افزایش دهند. تنظیم خانواده یک مساله بهداشتی است و کسی نمی‌تواند حق دسترسی افراد به خدمات بهداشتی را محدود کند. درست است که برنامه‌های تنظیم خانواده در کاهش یا افزایش جمعیت تاثیر دارد ولی همان‌طور که توضیح دادم یک عامل کمک‌کننده است و نه عامل اصلی. حتی اگر یک زن تصمیم بگیرد که دو یا سه فرزند داشته باشد، بالاخره باید فاصله‌گذاری مناسبی بین تولد فرزندان صورت گیرد.

در نتیجه نمی‌توان دسترسی او را به وسایل و خدمات بهداشتی موردنیاز محدود کرد. این استدلال که تنظیم خانواده عامل اصلی کاهش باروری است و وزارت بهداشت هم مقصر اصلی این کار است، درست نیست. وزارت بهداشت باید به افراد خدمات بهداشتی موردنیازشان را ارایه دهد. اگر این برنامه را اجرا کنند و به افراد خدمات پیشگیری از بارداری ندهند، فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ افراد به سقط‌جنین غیربهداشتی رو می‌آورند، بیماری‌های مقاربتی افزایش می‌یابد و حتی تمایل به ازدواج نیز کاهش پیدا می‌کند. متاسفانه این برنامه‌ها، افراد فقیر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و به آنها بیشتر آسیب می‌رساند. دسترسی آنان به انواع‌واقسام دارو و خدمات بهداشتی محدود می‌شود و به سقط‌جنین‌های غیربهداشتی یا افزایش جمعیت در قشر فقیر و بازتولید دوباره فقر منجر می‌شود. مسلما افراد پولدار از این طرح ضرر نمی‌بینند چون می‌توانند به انواع‌واقسام دارو و وسایل موردنظر دسترسی پیدا کنند. خدمات تنظیم خانواده و بهداشت بارداری با سلامت و کیفیت زندگی افراد مرتبط است و با حذف یا محدودکردن آن مشکلی حل نمی‌شود. به جای این کار می‌توان برای درمان ناباروری بودجه اختصاص داد تا افرادی که واقعا تمایل دارند بچه‌دار شوند به هدفشان برسند.

‌در طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده، راهکارهای دیگری هم برای افزایش جمعیت ارایه شده است مانند اولویت‌دهی به اشتغال افراد متاهل. البته حمایت‌های اقتصادی زیادی برای افزایش میزان جمعیت در نظر گرفته شده است. فکر می‌کنید جمعیت ایران با طرح‌هایی از این قبیل و محدودکردن حق دسترسی افراد به اشتغال و خدمات بهداشتی جنسی افزایش می‌یابد؟ راهکار شما برای افزایش جمعیت چیست؟

من کلا معتقدم تصمیم برای فرزندآوری در درون خانواده انجام می‌شود و در نهایت این زوجین هستند که تصمیم می‌گیرند چند فرزند داشته باشند و تابع بخشنامه و قانون هم نمی‌شوند. نخواستن فرزند، تابع موانعی است که باید آنها را به‌صورت غیرمستقیم برطرف کرد. فکر می‌کنید اگر زنان را به خانه برگردانند و آنان را از دسترسی به اشتغال محروم کنند، میزان فرزندآوری افزایش می‌یابد؟ اصلا چنین چیزی نیست چون 90درصد زنان ما شاغل نیستند که بخواهند به خانه برگردند! توسعه‌یافتگی، موانعی ایجاد کرده که افراد نتوانند فرزندان زیادی داشته باشند، مواردی مثل تحصیلات، اشتغال زنان، سبک زندگی و هزینه فرزندان که پیش از این در موردش توضیح دادم. حالا هم تعمیق و تقویت توسعه‌یافتگی باید این مشکل را حل کند.

نمی‌توان افراد را به عقب برگرداند تا باروری را افزایش داد. در هیچ‌جای دنیا چنین اتفاقی نیفتاده است و در ایران هم نمی‌شود این کار را کرد. بنابراین در خلال توسعه‌یافتگی می‌توان این مشکل را حل کرد. هم‌اکنون در کشورهایی مثل سوئد و نروژ که شاخص‌های توسعه انسانی افزایش بیشتری داشته، در سال‌های اخیر میزان فرزندآوری هم بهبود یافته است. اکنون در اروپا درگیر این هستند که چطور بین شغل زنان و فرزندآوری هماهنگی ایجاد کنند که زن بتواند هر دو را انجام دهد، هم فرزند داشته باشد و هم موقعیت شغلی و مالی خود را ارتقا بخشد وگرنه مجبور می‌شود یکی را فدای دیگری کند و این وضعیتی است که در دنیا به‌وجود آمده است و کاهش نرخ باروری هم نشان می‌دهد که زنان کدام گزینه را انتخاب کرده‌اند. ما هم از جامعه جهانی جدا نیستیم و نخواهیم بود. در ایران هم باید امکانات رفاهی افزایش یابد، رفاه اجتماعی و امید به آینده افزایش یابد، موقعیت شغلی و حقوقی زنان بهبود پیدا کند و نگرانی‌های آنان برطرف شود، در چنین شرایطی است که خود افراد به بچه‌دارشدن فکر می‌کنند. دولت هم باید سیاست‌های حمایتی و پشتیبانی داشته باشد تا افراد به فرزندآوری بیشتر تمایل پیدا کنند.

سیاست افزایش باروری همیشه کار سختی بوده و خواهد بود ولی ناشدنی نیست، مشروط بر اینکه امکانات وجود داشته باشد. اگر امکانات متناسب با جمعیت افزایش پیدا نکند، اثرات مخرب آن بیشتر است. الان در ایران امکانات با جمعیت متناسب نیست. نرخ بیکاری بالا است، محیط‌زیست در حال تخریب است، حتی کمبود آب آشامیدنی داریم، ما که نمی‌خواهیم مثل کشورهای فقیر پرجمعیت باشیم در صورتی که اگر امکانات متناسب با جمعیت نباشد، همین اتفاق برایمان می‌افتد. سیاستگذاران باید در این زمینه مدبرانه و عاقلانه عمل کنند وگرنه نگرش افراد به سیاستگذاری تضعیف می‌شود. سیاست‌های تشویقی حتی اگر متناسب و درست باشند، زمان می‌برد تا به نتیجه برسند. تا وضعیت مردم تغییر نکند، فکرشان هم عوض نمی‌شود آن هم در این شرایط که کم‌فرزندی شایع شده است. درست است که میزان باروری کاهش یافته ولی هنوز جمعیت ما کاهش نیافته و این خلط مبحث تبعات بدی داشته است. ما هم نگران کاهش میزان باروری هستیم و منکر این نیستیم که دولت باید در این زمینه سیاستگذاری کند.

در طراحی سیاست‌ها باید از همه متخصصان نظیر جمعیت‌شناسان، جامعه‌شناسان، روانشناسان، اقتصاددانان، پزشکان و متخصصان در سایر رشته‌های مرتبط کمک گرفت. باروری تابع سن، تحصیلات، محل سکونت، قومیت، مذهب، سبک زندگی، شغل، روابط خانوادگی، موقعیت زنان، تقسیم کار در خانواده و... است و همه اینها باید در سیاست جمعیتی لحاظ شوند. سیاستگذاری جمعیتی باید جامع، فرابخشی و معطوف به عوامل اصلی موثر بر باروری باشد. به همین علت است که ممکن است راهکارهای سیاستی با توجه به ویژگی‌های افراد متفاوت باشد. شاید سیاستگذاری‌ها برای بعضی استان‌ها متفاوت از استان‌های دیگر باشد و همین‌طور سیاست‌های مرتبط با لایه‌های متفاوت اقتصادی و اجتماعی با هم فرق داشته باشند. در نهایت همه افراد باید برای تصمیم‌گیری در مورد داشتن فرزند توانمند شوند. از همه مهم‌تر اینکه سیاستگذاری‌ها نباید تبعیض‌آمیز و محدودکننده دسترسی افراد به خدمات از جمله خدمات بهداشتی باشد. تاریخ جمعیت انسانی حاکی از آن است که انسان‌ها هیچ‌وقت نگذاشتند که جمعیتشان از بین برود و در نهایت هم خودشان را حفظ می‌کنند. اما سیاست‌های معقول و هوشمند انجام چنین جانشینی‌ای را آسان‌تر خواهد کرد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.14635s, 20q