شگفتی های مدیریت دربیمارستان اعصاب و روان شیراز

۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۵:۴۲ - کد خبر: 105325
شگفتی های مدیریت دربیمارستان اعصاب و روان شیراز

سلامت نیوز :بیمارستان اعصاب و روان شیرازکه ۲ سال است به نام بیمارستان استاد محرری تغییر نام یافته بزرگترین بیمارستان اعصاب و روان جنوب کشور است که زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز فعالیت می کتد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبرپارسی این بیمارستان در ۱۴ کیلومتری جاده شیراز- مرودشت روبروی روستای باجگاه قرار دارد و از ۳۳ سال پیش تاکنون حدود ۱۰۰ بیمار بلاصاحب در این بیمارستان زندگی می کنند.

این بیماران تا سال گذشته جزء آمار ۷۰ میلیونی مرکز آمار ایران نیز نبودند و گفته می شود،از سال گذشته با همت و کوشش دکتر ایمانیه،هویت دار یا به عبارت بهتر شناسنامه دار شده اند.

ناگفته پیداست که بیماران اعصاب و روان و خانواده های آنان جزء بی بضاعت ترین و مظلومترین اقشار این جامعه می باشند .

اورژانسی که اورژانس نیست!

ساختمان بخش اورژانس که با کمک مالی خیّر محترم آقای حاج منیری ساخته و افتتاح شد هرگز به عنوان ساختمان اورژانس استفاده نشد چرا که این ساختمان و نقشه آن طوری طراحی شده که هرگز مناسب بخش بستری اورژانس نیست در حالی که نقشه این ساختمان به تائید معاونت های درمان و معاونت توسعه دانشگاه رسیده و مراحل ساخت آن نیز تحت نظارت مدیریت بیمارستان و مدیریت فنی دانشگاه بوده است.متاسفانه با وجودی که قرار بوده این ساختمان دارای ۲ بخش اورژانس بستری زنان و مردان باشد به علت اینکه سالن های بستری ساخته شده و ایستگاه پرستاری و سرویس های بهداشتی و اتاق های ایزوله حداقل استانداردهای مورد لزوم بخش بستری اورژانس را چه از لحاظ ساختاری و معماری و چه از لحاظ امنیتی دارا نبودند هرگز جهت بخش بستری اورژانس استفاده نشده است.

در حال حاضر کاربرد این ساختمان جهت درمانگاه است مانند: اتاق ویزیت روانپزشک در روزها و ساعت های خاص صبح ها، اتاق ویزیت و استراحت پزشک عمومی کشیک بیمارستان، اتاق ماما و دندانپزشک، پذیرش و مدارک پزشکی، اتاق مسئول درمانگاه، صندوق درمانگاه، داروخانه، اتاق بهداشت حرفه ای….. که همگی قبلاً اتاق هایی در قسمت های دیگر بیمارستان داشتند و تنها به این ساختمان نقل مکان نمودند .

ظاهراً حدود ۲ سال پیش بخش زنان یک، که بخش حاد اعصاب و روان بود، را به علت عدم سوددهی تعطیل کردند، که البته صدمات و زیان های روحی و روانی وارده به بیماران و پرسنل ناشی از پذیرش بیماران حاد در بخشهای مزمن، خود حکایت دیگری دارد چرا که در آن یک سال بخش های زنان یک و دو تعطیل شده بودند و تمام بار بیماران زن بر گردن بخش زنان سه بود. به هر حال اینکه با چه مجوزی این بخش ها تعطیل می شد را باید از رئیس وقت دانشگاه علوم پزشکی پرسید!

*تغییر نام برای افتتاح مجدد!

اما امسال که از دانشگاه فشار وارد شد که پس بخش بستری اورژانس چه شد؟ همین بخش زنان یک را که تعطیل بود، تغییر نام دادند و اسمش را بخش اتفاقات زنان گذاشتند و با حضور مسئولین دانشگاه روبان بستند و افتتاحش کردند و در بوق و کرنا کردند که بار دیگر اورژانس زنان افتتاح شد.

*اورژانس پاره وقت!

این چه بخش اورژانسی است که فقط در شیفت صبح مانند تمامی بخش های دیگر بیماران را پذیرش می نماید. مگر اورژانس به این مفهوم نیست که باید ۲۴ ساعته بیماران را پذیرش نماید؟ این بخش که هیچ تفاوتی با همان بخش زنان یک سابق ندارد. اگر اورژانس است پس در شیفت عصر وشب روانپزشک یا رزیدنت کشیک مستقر در اورژانس و حتی پرسنل حسابداری و پذیرش و درآمد کجا هستند؟

*کوچک سازی بیمارستان با کدام مجوز؟

مگر دانشگاه قانون ندارد که هر بیمارستانی هرگاه بخواهد تعداد تخت های فعالش را کم می کند؟ این بیمارستان ۸ سال پیش دارای ۴۵۰ تخت فعال با ۱۰ بخش بستری بود! اما هم اکنون و به مرور زمان به ۳۵۰ تخت فعال با ۸ بخش بستری کاهش پیدا کرده است .

*کوچ بلاصاحب ها به پاسارگاد!

از ابتدای تابستان ۹۲ زمزمه های تصمیم و دستور معاونت درمان و ریاست دانشگاه مبنی بر انتقال دائم بیماران بلاصاحب این مرکز به بیمارستان شهرستانهای پاسارگاد و سپیدان آغاز شد. علت این تصمیم نیز فشار و بار مالی ناشی از نگهداری این بیماران بر بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری اعلام شد و انتقال بیماران بلاصاحب به بیمارستان پاسارگاد از ماه گذشته آغاز شد و چند تن از بیماران آنهم به انتخاب نماینده بیمارستان پاسارگاد به آن بیمارستان انتقال یافتند و این پروژه ظاهراً ادامه دارد .

اول اینکه بیمارستان های پاسارگاد و سپیدان نیز مانند بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز است و با توجه به عدم سوددهی بسیاری از بیمارستان های دولتی و وابستگی مالی آنها به دانشگاه، بهانه کردن بار مالی ناشی از نگهداری این بیماران و تصمیم بر انتقال آنان جهت کمک به بیمارستان اعصاب و روان بهانه ای واهی بوده و تحلیل آن خیلی ساده است مثل اینکه در فروشگاه به جای پرداخت پول از جیب سمت چپ شلوارت، از جیب سمت راست شلوارت پرداخت کنی.

*جناب دادستان پا پیش بگذارید

جناب آقای دادستان محترم شهر شیراز که در کمال اخلاص با دانشگاه و این بیمارستان همکاری نمودید تا بیماران شناسنامه دار شوند ، این بیمارانی که بلاصاحب هستند و شناسنامه دار شدند، خود شناسنامه بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری بوده اند و الان با دستور رئیس دانشگاه به شهری دیگر منتقل می شوند و این بیمارستان بدون شناسنامه می شود.

این بیماران بیش از ۳۰ سال است که در این بیمارستان زندگی می کنند این ها چشم بسته تمام جاهای بخش را می روند و با پرسنل و محیط این بیمارستان رابطه عاطفی دارند. آیا می دانید پرسنل بخش مردان هفت یا همان آسایشگاه از نحوه و کیفیت صدای نامفهومی که از گلوی بیمار کر و لال وفلج این مرکز بیرون می آید، می فهمند که الان چه نیازی دارد آیا گرسنه است یا تشنه یا چای می خواهد یا خودش را خیس کرده و… اینها چگونه می توانند در جایی که کسی آنها را نمی شناسد و در یک محیط غریبه دوام بیاورند و اگر هم بیاورند چه از آنها باقی می ماند؟ اینجا بیمارستان اعصاب و روان است پرسنل که به آن وارد می شوند خودبخود یاد می گیرند که چگونه با بیماران برخورد کنند و از آنها مراقبت کنند.

جناب آقای دادستان اکثر شیرازی هایی که با این بیمارستان به هر نحوی سروکار داشته اند این بیمارستان را با بیمارانی مانند “شیدا و کورش و دلبر و کاراندیش و حتی عشق حسین به سامانتا می شناسند! مگر می شود تصور کرد بیمارستان بدون حسین و سامانتا را! مگر می شود از یک طرف برایشان شناسنامه بگیرید و از طرف دیگر بیرونشان کنند. به قول یکی از همین بیماران: بگذارید ما همان جزء آمار ۷۰ میلیونی مرکز آمار ایران نباشیم ولی ما را از خونه خودمون بیرون نکنید!

*صاحب دارها هم کوچ می کنند

جالب تر از همه این ها حکایت انتقال بیماران صاحب دار است! چند هفته پیش خواهر یکی از بیماران به ملاقات بیمارش که در بخش ۵ مردان بستری بوده، می آید. در کمال تعجب می بیند درب بخش بسته و این بخش تعطیل شده است. به مسئولین و مدیریت بیمارستان مراجعه می کند و از مریضش می پرسد جوابی که می شنود شاخی بزرگ بر روی سرش مینشاند:” بیمار شما به بیمارستان پاسارگاد انتقال یافته است”! او هم در جواب میگوید: “با اجازه چه کسی؟ مگر نباید از ما اجازه بگیرید و با ما هماهنگ کنید؟” مسئولین هم جواب دندان شکنی می دهند: “رئیس دانشگاه دستور داده که بیماران روانی مزمن چه صاحب دار و چه بلاصاحب را می توانید به پاسارگاد انتقال دهید. شما بفرستید مسئولیتش با من”!! خواهر بیمار هم هر چه اعتراض می کند که “ما ساکن شیراز هستیم چرا باید بیمارم را در پاسارگاد بستری کنم؟”

*ورود جالب بخش خصوصی!

۳) بخش بستری زنان ۲ بیش از دو سال پیش، به بهانه بازسازی، تعطیل شد و بیماران این بخش بالاجبار به بخشهای زنان ۳ و آسایشگاه زنان فرستاده شدند که خدا می داند به علت ازدحام بیمار در این ۲ بخش چه فشاری به بیماران و پرسنل وارد شد .اما پس از مدت های مدید سهل انگاری بالاخره یکی از سالن های بستری این بخش چند ماه پیش تعمیر شد. اما به ناگاه مشخص شد که این بخش بستری که پرسنل و بیماران مدت هاست منتظر بازگشایی آن بوده اند ناگهان به بخش خصوصی واگذار شده ، شرکتی خصوصی تحت نظارت اداره کل بهزیستی استان فارس بخش زنان دو را اجاره کرده و سریعاً بیش از ۳۰ بیمار خود را در این بخش بستری نمود و ظاهراً متعهد شده به جای اجاره از ۲۰ بیمار مزمن (صاحبدار یا بلاصاحب) بیمارستان استاد محرری مراقبت نماید وگویا چند روز پیش هم این بیماران را از بیمارستان تحویل گرفته است. اما حکایت اینجاست که:

تا کنون ندیده بودیم که یک بخش بستری در یک بیمارستان دولتی به یک شرکت خصوصی واگذار شود هر چه دیده ایم بخش های پاراکلینیکی مانند داروخانه آزمایشگاه و فروشگاه و زیراکس… بوده است. از متن قانون در این باره اطلاعی نداریم اما خوب است رسیدگی شود که آیا این قرارداد و واگذاری قانونی هست یا نه! جالب اینجاست که این شرکت از اداره بهزیستی پروانه و مجوز فعالیت دارد اما در بیمارستان وابسته به علوم پزشکی فعالیت می کند.

این شرکت فقط جنبه نگهداری دارد در حالی که بیمارستان اعصاب و روان جنبه درمانی دارد ناگفته از این حرف پیداست که این شرکت هرگز حاضر نیست مراقبت های درمانی با کیفیت ارائه نماید ،مسلم است بیمارانی که که به این مرکز فرستاده می شوند مراقبت های دارویی و پزشکی دریافت نمی کنند. کیفیت مراقبت های پرستاری کاهش می یابد تعداد پرسنل و حتی کیفیت آنها کاهش می یابد. به عنوان مثال این مرکز حتی تجهیزات پزشکی اولیه را هم ندارد .

راستی حکایت آب و برق و گاز و تلفن رایگانی که این شرکت در حال استفاده از آن است چه می شود. برای هیچ یک هم که کنتور ندارید! حکایت سیستم گرمایی و سرمایی و خدمات تاسیساتی که در حال دریافت است را چگونه محاسبه می کنید؟ همین شرکت در مکان قبلی خود ماهیانه نزدیک به ۱۰ میلیون تومان اجاره می داده بدون هزینه آب و برق و گاز و تلفن…

* ابهامات اداری و غیر اداری!

از زمانی که نام بیمارستان به دستور استاد ایمانیه به استاد محرری تغییر کرده کمک های خیرین افت شدیدی پیدا کرده چرا که خیرین فکر می کنند این بیمارستان خصوصی شده است.

در این بیمارستان مسئول خرید و تدارکات و مسئول خدمات یک نفر است! خنده دار است یعنی این فرد اجناسی را که خودش حواله خریدش را امضاء و دستور خریدش را می دهد دوباره پس از خرید، موقع تحویل گرفتن اجناس خودش امضاء تحویل گیرنده را می زند! طرف خودش می خرد خودش هم تحویل می گیرد!

چند شب پیش دنده یکی از پرسنل پرستاری با لگد یکی از بیماران شکست. نمیدانم که خبر دارند یا نه! یا اگر دارند احوالش را هم پرسیده اند یا نه. آیا کمک بهیاری که نیمه شب بیمار فلج کر کور و لال را با عشق حمام می دهد میشناسید؟

گفته می شود شاید ماهی یک بار و شاید هم دو ماهی یکبار در وعده غذایی این بیماران اثری از میوه پیدا شود! واقعاً باعث تاسف است که دانشگاهی با این جلال و جبروت به قول رئیسش قادر نیست به بیمارانش یک عدد میوه بدهد آیا می دانید اکثر بیماران سوء تغذیه دارند!

*لودر جای کلنگ را گرفت

یکبار آمدند و همزمان با افتتاح ساختمان اورژانسی که اشاره شد با حضور مسئولین استانی و خیرین کلنگ پروژه بیمارستان ۲۰۰۰ تخت خوابی اعصاب و روان را در همین بیمارستان بر زمین زدند و گفتند این پروژه با حمایت مالی خیرین ساخته خواهد شد! اما همین چند ماه پیش دوباره مسئولین استانی و خیرین را آوردند و باز هم شروع پروژه را اعلام کردند ولی این بار به جای اینکه کلنگ زده شود از لودر استفاده شد! و این پروژه تنها به مدت یک هفته کلید خورد و لودر و بیل مکانیکی اداره راه زمین را کندند و لوله اصلی فاضلاب را شکستند و بعد هم پروژه تعطیل شد تا فاضلاب بیمارستان در کانال ها جاری شود و آب زیرزمینی که بیماران می نوشند آلوده شود و فقط بوی فاضلاب نصیب پرسنل و بیماران شود .

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
حمید
با سلام.مطالب رو خوندم و واقعا از درون گریستم.من خودم سه سال در این بیمارستان کار کردم .واقعا همه این دردها رو از نزدیک حس کردم.حداقل مدیر قبلی بیمارستان اقای انصاری هر چه نداشت بی رحم نبود.مدیر جدید که واقعا گل کاشته و در بیمارستان سیستم مدیریتی دیکتاتوری بدتر از رضاخان درست کرده و هر کس حرف بزنه تو نطفه خفه میکنه.برای مثال سر نگهبان بیمارستان ادم بسیار تندخو بداخلاق و بددهنی بود.جالب اینجاست که تمامی پ رسنل از خرد گرفته تا کلان همه میگفتند این اقا رو باید به جای دیگه ای فرستاد ولی مدیر بیمارستان یک تنه ازش دفاع میکرد و میگفت مردی شریفتر و بهتر از این اقا رو کره زمین وجود نداره.و وقتی یکی از بهیارا که دوست بنده بود نسبت به سو رفتار اقا به مدیر نامه نوشت در کمال تعجب دید مدیر برای خودش حکم توبیخی و درج در پرونده نوشته.بهر حال من فکر میکنم مدیر جدید چنان حب قدرت ایشان رو گرفته که وظیفه اصلیش که خدمت به بیماران و خلق خداست فراموش کرده.
فرهاد
با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده مطالب شگفتی های مدیریت دربیمارستان اعصاب و روان شیراز
سلامت نیوز باید بگویم که دستتان درد نکند خدا بهتان طول عمر با عزت عطا فرماید تا مکرر و پی در پی حقایقی از این دست بنویسید تا شاید تلنگر و تکانی باشد برای کسانی که پشت میز ریاست و مسؤلیت بخواب رفته و شاید هم خود را به خواب زده اند .
1.1799s, 22q