تناقض آمار نهادهاي آموزشي درباره اعتياد نوجوانان و جوانان

۱۳۹۳/۰۲/۰۲ - ۱۴:۱۱ - کد خبر: 110085
تناقض آمار نهادهاي آموزشي درباره اعتياد نوجوانان و جوانان

سلامت نیوز:ستاد مبارزه با مواد مخدر: بيش از 40 هزار دانش آموز يك بار شيشه مصرف كرده اند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد،پنهان كاري چند ساله وزارت آموزش و پرورش و تسامح وزارت علوم درباره آمار اعتياد دانش آموزان و دانشجويان به اينجا رسيد كه امروز مسوولان ستاد مبارزه با مواد مخدر از اعتياد يا مصرف تفنني مواد محرك در ميان نوجوانان و جوانان آمارهايي بدهند كه قطعيت وجود اين آسيب اجتماعي در جمعيت نوجوان و جوان كشور را به تاييد صددرصدي برساند: آماري كه ديگر قابل انكار نيست زيرا طبق قوانين مصرح، ستاد مبارزه با مواد مخدر به عنوان تنها نهاد متولي اعلام آمار رسمي از وضعيت اعتياد كشور معرفي شده است.

روز گذشته قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام كرد: «چهار دهم درصد از دانش آموزان مصرف شيشه داشته و 1/1 درصد هم اكستازي مصرف مي كنند.» با استناد به اعلام عليرضا جزيني البته مي توان عددهاي ساده تري ارائه كرد: بيش از 42 هزار نفر از جمعيت 12 ميليوني دانش آموزان كشور، حداقل يك بار شيشه مصرف كرده اند و بيش از 120 هزار دانش آموز هم تاييد كرده اند كه مصرف اكستازي داشته اند. در حالي كه طي سال هاي فعاليت دولت هاي نهم و دهم، وزراي وقت آموزش و پرورش اصرار داشتند كه: «اعلام آمار از اعتياد دانش آموزان به صلاح كشور نيست و موجب تشويش اذهان و والدين مي شود» يا حتي اصرار داشتند كه: «دانش آموز معتاد نداريم» امروز بايد به صحن پاسخگويي فراخوانده شوند كه بر سر اعتبارات تخصيص يافته از سوي ستاد مبارزه با مواد مخدر براي پيشگيري از اعتياد دانش آموزان در دوران مسووليت اين وزرا چه آمده است. وزراي وقت علوم، تحقيقات و فناوري هم از اين احضار سر سالم به در نمي برند.

جزيني تاييد كرده كه «با افزايش شيوع اعتياد در خانه هاي دانشجويي مواجه شده اند.» هرچند كه وزراي وقت علوم كمتر از همتايان خود در وزارت آموزش و پرورش درباره اعتياد دانشجويان به انكار متوسل شده بودند زيرا واقعا براي اذهان عمومي توجيه ناپذير بود كه اعتياد دانشجويان: جمعيتي كه در ظاهر، از قيد بايدها و نبايدهاي دست و پا گير خانواده رها شده اند درصدي در حد صفر داشته باشد.
اما آنچه كه در صحبت هاي قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر نگران كننده است اينكه مصرف اكستازي و شيشه توسط دانش آموزاني كه هنوز تعريف مرسوم «كودكي» درباره شان صادق است، صرفا به يك بار محدود نشده، چنانكه جزيني هم مي گويد: «بر اساس نتايج تحقيقات انجام شده مشخص شد كه 1/1 درصد دانش آموزان سابقه مصرف قرص اكستازي دارند و 4/0 درصد دانش آموزان نيز براي يك بار هم كه شده شيشه مصرف كرده اند.»

در حالي كه چندي پيش يكي از معاونان وزارت علوم معترف شد كه آمار اعتياد در ميان جمعيت 4 ميليون نفري دانشجويان كشور 2 درصد گزارش شده، جزيني هم مي گويد: «تحقيقات ما از دانشجويان نشان مي دهد كه اين افراد به علت نداشتن اعتماد به نفس، نااميدي نسبت به آينده و براي پر كردن اوقات فراغت و فرار از فشار درس به مصرف روانگردان ها گرايش پيدا كرده اند.»ستاد مبارزه با مواد مخدر امروز نگراني هاي جدي پيش رو دارد. در حالي كه طبق قانون برنامه پنجم توسعه اعتياد در ميان جمعيت جوان و نوجوان كشور بايد كاهش مي يافت اما نتايج تحقيقات ستاد مبارزه با مواد مخدر نشان مي دهد كه «زمينه گرايش به مصرف مواد در بين دانش آموزان نيز افزايش يافته و از نيم درصد به يك درصد رسيده است.»

بخش ديگري از سخنان روز گذشته قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر به مرگ روزانه 10 معتاد اشاره دارد. مرگ روزانه 10 معتاد صرفا به معناي حذف فيزيكي 10 انسان از صفحه روزگار نيست بلكه بايد متوجه بود كه افزايش ناخالصي مواد مخدر و محرك ها از مرز ترديد هم گذشته چنانكه امروز آزمايشگاه پليس مبارزه با مواد مخدر هم از تنوع ناخالصي هاي افزوده شده به آمفتامين ها و مخدرها چنان سردرگم مانده كه نمي داند نسبت به مضرات كدام ناخالصي هشدار بدهد. در عين حال تضعيف مراكز كاهش آسيب اعتياد مي تواند تاثير مستقيمي در افزايش مرگ معتادان داشته باشد. وقتي مراكزي كه توجيه اول براي ايجادشان كمرنگ كردن خطرات اعتياد براي معتاد و جامعه بوده را به رده هاي چهارم و پنجم اولويت مي فرستيم و در سطح اول، مراكز ترك اجباري را قرار مي دهيم كه تا امروز نتيجه موثري در كاهش آمار اعتياد نداشته بايد در انتظار عواقب مشابه همچون افزايش مرگ معتادان هم باشيم. در حالي كه جزيني اعلام مي كند كه سال گذشته 20 هزار معتاد در مراكز ماده 16 پذيرش شده اند هيچ تحقيقي در دست نيست كه نشان دهد چه تعداد از اين 20 هزار نفر، امروز همچنان در پاكي به سر مي برند.

در حالي كه مسوولان سابق پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي كشور معتقد بودند كه حداكثر موفقيت درمان با كارآمد ترين شيوه ها 5 درصد است، اگر اين رقم را در مورد 20 هزار معتاد پذيرش شده در اردوگاه هاي اجباري تعميم دهيم امروز فقط كمتر از هزار نفر در پاكي اعتياد مانده اند كه البته دوام اين پاكي هم چندان معتبر و ماندگار نيست. چند روز قبل بود كه بابك دين پرست، معاون كاهش تقاضا و توسعه مشاركت هاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدر كشورضمن اذعان به بالابودن شيوع اعتياد در دانش آموزان و دانشجويان معترف شد كه «تاكنون نتوانسته ايم اين باور را در دانش آموزان و دانشجويان به وجود آوريم كه مصرف مواد مخدر داراي مضرات زيادي است.»

ايجاد چنين باوري مسلما از عهده ستاد مبارزه با مواد مخدر خارج است، زيرا نهادهايي در مواجهه مستقيم با اين گروه قرار دارند كه براي انجام وظايف خود پول هم دريافت مي كنند اما وزارتخانه يي كه حداكثر تلاش خود براي آشنايي دانش آموزان با ايدز و شيوه انتقال آن و همچنين مواد مخدر و مضرات آن را به چند صفحه ناچيز محدودتر از انگشتان دست آن هم در يكي از كتاب هاي يك مقطع تحصيلي اختصاص داده و مطالعه اين بخش هم اختياري و خارج از اجبار است آيا بايد به پاس خدمات نمايشي خود نسبت به برگزاري كلاس هايي كه بازدهي مثبتي جز ابطال ساعت هاي مفيد دانش آموز و خانواده او نداشته جام طلاهديه بگيرد؟ معضلي كه امروز بعد از تصادفات، دومين عامل مرگ جمعيت جوان كشور محسوب مي شود در نظر نهادهايي كه صرفا به صرف دريافت بودجه حاضر به انجام وظيفه هستند آنقدر كم اهميت جلوه مي كند كه طبق همان اشاره چند خط قبل، وزراي وقت فقط به دليل آنكه مانند بسياري از تعارفات مسموم درآميخته با فرهنگ ايراني نخواهند پاسخگوي علت معتاد شدن جمعيت هدف خود باشند مي گفتند «زشت است. حرفش را نزنيد.»
به خاطر دارم كه در دولت اصلاحات، معاون سلامت وقت وزارت بهداشت كه امروز هم مسووليت قابل توجهي در نظام سلامت دارد از اينكه پاسخگوي اقدامات انجام شده براي بيماران ترانسكشوال (مبتلايان اختلال هويت جنسي) باشد خجالت مي كشيد و صدايش را پايين مي آورد و مي گفت: «زشت است. از اين حرف ها نزنيد.»
حالاهم حكايت ماست و وزارتخانه هايي كه از اعتياد دانش آموزان و دانشجويان شان خجالت مي كشند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.76439s, 20q