از خشونت خانگي تا مجرميت

۱۳۹۳/۰۲/۰۳ - ۱۶:۴۸ - کد خبر: 110232

سلامت نیوز:خشونت در بستر خانواده بر خلاف گذشته که شايد امري طبيعي تلقي مي‌شد، اکنون به عنوان آسيبي جدي محسوب شده و خود زمينه ساز مشکلات اجتماعي و شخصي بسياري براي فرد قلمداد مي‌­گردد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ابتکار،اولين بستري که کودک از ابتداي تولد با آن در ارتباط است خانواده است و وجود خشونت در خانواده باعث مي‌شود فرد در بزرگسالي دچار بازتوليد خشونت شود و در مواقعي با ارتکاب جرم اعمالِ خشونت نمايد. ازين رو پديده خشونت خانگي نه تنها پديده سطحي و فردي به شمار نمي‌آيد بلکه مي‌تواند در سطح کلان در بستر”فرهنگ” و”قانون” زمينه ساز بروز افعال مجرمانه شود.


مي توان گفت تجربه خشونت در زندگي هر فرد اجتناب ناپذير است، اما مشکل زماني روي جدي به خود مي‌گيرد که اين خشونت به صورت مستمر و دائمي در بستر خانواده براي فرد اتفاق مي‌افتد و تا جايي پيش مي‌رود که قرباني به شکلي هيجاني دست به حذف عامل يا عاملان خشونت در زندگي خود مي‌زند که نمودِ بارز آن قتل‌هاي خانوادگي است، حتي در مرحله اي وسيع تر، اگر اقدام به حذف عامل خشونت خود نکند جايگاه خود را از قرباني خشونت به”عامل خشونت” تغيير مي‌دهد و به زيردستان خود خشونت مي‌ورزد. براي مثال مردي که خود در کودکي قرباني خشونت پدر و يا مادر خويش بوده است، در بزرگسالي در نقش پدري و همسري بر کودک و يا همسر خود خشونت مي‌ورزد. بنابراين نتيجه ي خشونت ورزي بر فرد در بلند مدت چيزي جز”مجرميت” و يا”عامل خشونت” شدن نيست و چه بسا بسياري از جرايم خشونت خانگي ازين نقطه آغاز شده باشند.در اين خصوص کودکان اصلي ترين قربانيان خشونت تلقي مي‌شوند چرا که با پرورش در محيط‌هاي آسيب زا در بزرگسالي بسيار مستعد در ارتکاب جرم خواهند بود.


با بررسي سرگذشت و شخصيت مجرمين در اکثر موارد، خانواده‌هايي به چشم مي‌­خورند که نه ­تنها در تربيت فرزندان خود از هيچ اصول تربيتي پيروي نکرده­اند، بلکه خود موجب ترويج خشونت شده­اند. در اغلب اين موارد والدين با رفتارهايي از قبيل ضرب­ و شتم، تنبيه‌هاي شديد بدني همراه با آزار و اذيت کودکان و يا مشاجره در برابر کودکان، به ­تدريج رفتار پرخاش­­­ جويانه را به فرزندان خود آموخته­ اند. بنابراين علي رغم اين که امروزه جامعه نقش فعالي در تربيت و پرورش کودکان عهده دار است، هم ­چنان نقش خانواده در اولويت قرار داد.


در اين مقوله نکته قابل توجه”کنترل­ پذيري” عامل خشونت­ زا در زندگي فرد از کودکي تا بزرگسالي اوست. بدين معنا که با بررسي عوامل خشونت ­زا در زندگي فرد به درجه کنترل­ پذيري آن­‌ها نيز توجه داشته باشيم. به طور مثال کنترل خشونت اجتماعي به مراتب آسان ­تر از کنترل خشونت خانوادگي است. و دليل عمده آن نيز پنهان بودن خشونت‌هاي خانوادگي است.


شناسايي خانواده­اي که کودکان ­شان مورد خشونت مستمر در خانواده قرار گرفته اند بسيار سخت است. درحالي که در جامعه به دليل سطوح بيروني و عريان ارتباطات به راحتي مي‌توان کودکي را که به وسيله اولياي مدرسه يا مجرمين مورد خشونت يا آزار قرار مي‌گيرد را شناسايي نمود. و از محيط‌هاي آسيب­ زا دور نگه داشت. اما در مورد خشونت خانواده حتي بر فرضِ شناسايي نيز دور نگه داشتن کودک از بستر خانواده بسيار دشوار است و خود موجب بروز آسيب­‌هايي به مراتب جدي تر مي‌گردد. از اين روست که مي‌توان با ديدگاهي جرم شناختي کمي عميق ­تر به آينده اين کودکان نگريست.
کودکاني که تمام کودکي و نوجواني خود را در محيطي مملو از خشونت گذرانده ­اند و آموخته­ اند با اعمال خشونت به خواسته‌هاي خود دست ­يابند. و در بزرگسالي نيز براي رسيدن به تمايلات خود از ارتکاب جرايم متعدد نمي‌هراسند. و از بعدي ديگر مي‌توان اذعان داشت اعمال خشونت مداوم بر اين کودکان آنها را به افرادي ضداجتماع و پرخاش ­گر تبديل کرده است، در مقايسه با کودکاني که والدين آنها رفتار طبيعي با فرزند خود داشته­اند و از تنبيه­‌هاي سنگين بدني، تحقير و آزار رواني در تربيت کودکان­ شان اجتناب نموده­ اند.

در وهله دوم خشونت عليه همسر است که علاوه بر تاثير اجتناب ناپذير آن بر کودکان مي‌­تواند خود موجب بروز جرايمي چون قتل، نقص عضو و ضرب­ و شتم شديد شود.


پيشنهادات
اصل مسلم در پيش گيري از هر امري آگاه سازي است. با آگاه سازي والدين و تک تک اعضاي خانواده، اعم از کودکان و نوجوانان مي‌توان تا حدود زيادي از ارتکاب جرم و خشونت کاست. اگر تمهيداتي فراهم آيد که افراد در جامعه با مفهوم و انواع خشونت آشنايي کامل يابند و در خانواده مصاديق اش را بيابند مي‌توان برخوردي سالم بااين آسيب اجتماعي را داشت و جامعه را از وقوع نتايج نا مطلوب در امان نگه داشت.


و اماآگاه سازي داراي سه بعد است:
الف:آگاه سازي والدين
در جامعه کنوني آموزش به والدين بسيار محدود است، در حالي که در بسياري از موارد، رفتار خشونت زاي والدين نه از روي عمد بلکه از روي نا آگاهي است و در صورت آگاهي مي‌تواند اصلاح شود.
با ترويج الگوهاي سالم و آموزش ارتباطِ بدون خشونت به آن‌ها مي‌توان محيطي امن و عاري از خشونت را در خانواده فراهم ساخت.


ب:آگاه سازي همسران
مجادله و ضرب و شتم عوامل گسترش دهنده خشونت در خانواده اند و اگر از کنار اين گونه خشونت‌ها با بي­ اعتنايي و تسامح بگذريم مي‌تواند منجر به ارتکاب جرم عليه همسر شود.
بنابراين، بايد به زناني که قرباني عمده خشونت­هاي همسر خود هستند آموخت که چگونه مي‌توانند از محيط و يا موقعيت‌هايي که ممکن است مورد خشونت همسر خود قرار گيرند دوري نمايند و همچنين با پناه بردن به «خانه­هاي امن» و يا گزارش به «اورژانس اجتماعي» از خشونت رهايي يابند.


ج:آگاه سازي کودکان
به کودکان بايد آموزش لازم برخورد با موقعيت­‌هاي خشونت ­زا چه در خانواده و چه در اجتماع داده شود تا کودکان با آگاهي بتوانند در موارد ضروري گزارش لازم را به مراجع­ ذي ربط دهند و از قرباني شدن نجات يابند. در واقع در جامعه سالم همه افراد از کودکان گرفته تا بزرگسالان بايد در معرض آگاهي قرار گيرند تا در مواقع لازم خود ناجي خويش باشند.


آگاهي بخشي مي‌تواند از طريق رسانه، مدرسه و همچنين ايجاد نهادهايي جهت حمايت از افراد آسيب ديده و برگزاري جلسات مشاوره و گروه درماني در سنين مختلف،انتشار کتب آموزشي تربيت سالم و بدون خشونت باشد. به عنوان مثال رسانه مي‌تواند با توليد برنامه‌هاي کودک و سريال­‌هايي که رفتار صحيح و بدون خشونت را به والدين و کودکان مي­آموزد و يا با ساخت برنامه‌هاي آموزشي خاص براي درک درست مفهوم خشونت براي کودک، تاثيري عميق تر از آموزش در مدرسه داشته باشد.
علاوه بر اين لازم است نهاد‌هاي ذي صلاح، پزشکان و پرستاران، اولياي مدارس در صورت مشاهده کودکانِ تحت خشونت به مراجع مربوطه گزارش دهند.
اميد است با اجراي صحيح موارد مذکور بتوان گامي رو به جلو نهاد و با تربيت کودکان بدون خشونت به بازتوليد چرخه خشونت پايان داد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.15248s, 19q