قربانی سفره هفت سين

۱۳۸۵/۱۲/۲۷ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 1832
قربانی سفره هفت سين


به گزارش سلامت نیوز به نقل از بی بی سی، چند روزی اهل خانه را شاد نگاه می دارد و کودکان را سرگرم، بی آنکه کسی بفهمد او حتی با صدای بلند تلويزيون سکته می کند و بدنش با آفتابی که از پنجره می تابد، ذره ذره می سوزد!

او همان موجودی است که روزگاری در باور ايرانيان گاوی بر پشت داشت و گاو، جهان را بر شاخ نهاده بود؛ اما حالا بايد در خانه همانان دو سه هفته ای را با زجر و محنت به سر آرد تا بميرد!

قديم تر ها که خانه ها بزرگ و حياط دار بود، او هم در حوض وسط حياط جايی برای خود می يافت و اهميتی نمی داد که وقت تحويل سال چند ساعتی را در تنگ کوچک بلورين سر کند، اما در روزگار آپارتمان نشينی، تنها خانه او تنگ تنگ است و بس.

آيا او همان ماهی قرمز کوچولو است که می گويند نشان از وهمن امشاسپندان دارد و جانداران را پشتيبان است!

 
ماهی – سرخ يا غيرسرخ – آن گونه که دکتر محمود روح الامينی استاد مردم شناسی دانشگاه تهران می گويد در نماد شناختی ايرانی نشان از زندگی دارد و از آن رو در کنار هفت سين نوروزی قرار می گيرد که نوروز سرآغاز زندگی دوباره طبيعت است و حضور ماهی از ميان انبوه حيوانات اشاره ای است به اين آغاز.

البته کسی نمی داند که اين موجود (بی آنکه نامش با حرف سين آغاز شود) از چه زمان پای ثابت سفره هفت سين شده است؛ چرا که به گفته روح الامينی «ما نه فقط درباره ماهی، بلکه حتی درباره هفت سين، کوچکترين اطلاعی در نوشته ها و متون کهن پارسی نمی يابيم. مراسم نوروزی اغلب در خانه ها برگزار می شده و چون تاريخ نگاری ايران يکسر معطوف به موضوعات رسمی و شاهانه بوده، توجهی به آن نکرده است.»

دکتر ميرجلال الدين کزازی استاد ادبيات دانشگاه شهيد بهشتی نيز همچون روح الامينی نمی تواند ردپايی از ماهی سرخ در آبشخورهای کهن به دست دهد، اما درباره کارکرد ماهی در فرهنگ و باور شناختی ايرانی سخنان درخوری دارد: «ماهی از آن روی که با آب در پيوند است، پديده ای خجسته و بشگون و اهورايی شمرده می شود و به نشان فال نيک در خان نوروزی نهاده می آيد. از سوی ديگر شايد بتوان اين نشانه را هم مانند ديگر نشانه ها و نمادهايی که در خان نوروزی يا هفت سين می بينيم، در پيوند با ستايش روشنايی و خورشيد دانست.»

 او افسانه نهادن جهان بر شاخ گاو و جای گرفتن گاو بر ماهی را يادآور می شود و می افزايد: «گاو در نمادشناسی ايرانی نشانه رازآلود زمين يا جهان فرودين پيکرينه است که در ادب پارسی، جهان آب و گل خوانده می شود؛ در برابر شير که نماد خورشيد و آسمان است. از آنجاست که اين گاو بر ماهی ايستاده و بنياد و پايگاه زمين يا جهان پيکرينه آب و گل است.»

به هر روی ماهی سرخ نوروز تا از اعماق اسطوره ها به پای سفره هفت سين بيايد، راهی دور و دراز و گاه پرمشقت را می پيمايد. اين ماهی دوست داشتنی که به طور متوسط بين ۱۲ تا ۲۰ سال عمر می کند و در موارد نادری ۳۰ و ۴۰ را از سر می گذراند، از خانواده کپور ماهيان است و حدود ۱۵۰۰ خواهر و برادر دارد که برخی چون او تزئينی و برخی خوراکی اند.

در رديف ماهيان گرم آبی و پرطاقت جای می گيرد و می تواند با اکسيژن بسيار کم به زندگی ادامه دهد. از اين رو تکثيرش فرايند پيچيده ای ندارد و در خانه های روستايی و با امکانات ابتدايی نيز صورت می پذيرد.

آغاز تکثير معمولاً از خرداد ماه است و از اوايل اسفند سر و کلمه ماهی قرمز در بساط دستفروشان فصلی پيدا می شود. در حالی که طبق آمار شيلات ايران، هر ساله ۳۱ ميليون قطعه انواع ماهی تزئينی در کشور توليد می شود، توليد ماهی قرمز به تنهايی از مرز ۶۰ ميليون قطعه می گذرد و اين يعنی يک تجارت پرسود و تضمين شده است.

شيلاتی ها می گويند دست کم دو هزار نفر در سراسر کشور به طور مستقيم در پرورش ماهی قرمز دست دارند، اما اين مربوط به واحدهايی است که مساحت شان از ۱۰۰ متر افزون تر است و از شيلات پروانه دريافت کرده اند و گرنه تعداد پرورش دهندگان خانگی بايد به مراتب بيشتر باشد.

اين عده اخير را در زمره فقيرترين و خرده پاترين توليدکنندگان ماهی به شمار می آورند و هزاران دستفروش را که در بخش های پايين دستی شبکه توزيع فعال اند، بر تعدادشان می افزايند.

کار تکثير اغلب بی آنکه آسيبی به ماهی برسد، انجام می گيرد و اگر در واحدهای بزرگ و تحت نظارت باشد با استانداردهای بهداشتی همخوانی دارد. اما گرفتاری ماهی قرمز از زمانی آغاز می شود که پای در چرخه توزيع می نهد. هزاران هزار ماهی در دبه های کوچک و بزرگ، سوار بر وانت يا کاميونت يا حتی پشت خودروهای سواری به مراکز فروش حمل می شوند و خود را در مرحله قيمت گذاری می يابند.

گزارش يک خبرنگار از اين مراسم رقت بار چنين است: «تهران ، خيابان مولوی... دبه های سفيد از پشت وانت تخليه می شوند. چند نفر کنار دبه ها نشسته اند تا مراسم قيمت گذاری راحت تر انجام شود. ماهی های ريز، مريض و نه چندان خوش رنگ به سادگی جدا می شوند و روی زمين يا احتمالاً داخل جوی کنار خيابان پرتاب می شوند.»

  آنها که می مانند سهم دستفروشانی هستند که کلی چشم ماليده اند تا شب عيد فرارسد و از اين رهگذر پولی به دستشان آيد. اما چه بسيار ماهی قرمزهايی که نيمه جان بر سفره هفت سين می نشينند، زيرا بر اثر تعويض مکرر آب، دست بردن در تنگ يا تکان های شديد دچار سکته شده و در آستانه مرگ قرار دارند.

مردم در خانه ها ماهی قرمز را در تنگ های کوچک رها می سازند و گاه از سر دوستی با ماهی تلنگری هم به تنگ می زنند تا به حرکت درآيد. آنها که مهربان‌ترند ، مرتب آب ماهی را عوض می کنند و غذا برايش می ريزند؛ غافل از آن که تلنگر و تعويض چيزی نيست مگر يک شوک بزرگ به ماهی و غذای زياد در حکم سم مهلک!

اما آنان که از مهربانی بی بهره اند، ماهی را يکسر به فراموشی می سپارند و آنقدر آب تنگ را عوض نمی کنند تا ماهی به شکل دردناکی می ميرد!

پس عجب نيست که اعلام شود از ۱۵ اسفند سال گذشته تا ۱۵ فروردين امسال دست کم ۵ ميليون قطعه ماهی بر اثر بيماری، سکته و نگهداری نادرست جان سپرده اند. پيکر آنها ميان زباله ها يا کنار جوی، هديه نوروزی شهروندان به گربه های ولگرد شهر بوده است!

 هم از اين روست که يک متخصص محيط زيست می گويد: «اگر مردم می دانستند که حتی توليد صدا در ماهی قرمز ايجاد ترس و مرگ می کند، اگر می دانستند که در آب کلردار آرام و بی صدا می سوزد و نياز به جای وسيع و آب پرخزه دارد، آن وقت هرگز ماهی های قرمز را قربانی سفره های هفت سين خود نمی کردند.»

رئيس انجمن موبدان زرتشتی بر اين باور است که ماهی قرمز از هفتاد سال پيش به اين سو (و گويا از چين) وارد آيين نوروزی شده و بهتر است که همان سيب شناور در آب نماد گردش خورشيد در آسمان باشد و ماهی قرمز از سفره هفت سين کنار رود.

اين نظر اما، تفاوت آشکار با رأی روح الامينی و کزازی به عنوان دو فرهنگ پژوه برجسته دارد که حضور ماهی بر خان نوروزی را – آن هم به مثابه نماد زندگی – برگرفته از اسطوره های ايرانی می دانند.

ولی تا آنجا که به ماهی قرمز مربوط است، اگر تاب آورد و عيد را از سر بگذراند، چند گونه سرنوشت را پيش روی خويش می يابد: يا در تنگ می ماند تا بميرد يا اگر خوشبخت باشد به حوض خانه راه می برد يا در حوض يک مسجد يا امامزاده رها می شود.

شايد هم در روز سيزده بدر به آبگيرهای طبيعی سپرده شود و جای وسيعی برای خود پيدا کند. با اين حال حتی يک حساب سردستی نشان می دهد که محتمل ترين گزينه برای موجودی که نماد زندگی در سفره هفت سين است، مرگ است!

حتی اگر نيمی از ۶۰ ميليون ماهی عرضه شده در شب عيد زنده می ماندند، سال ديگر کمتر خانواده ايرانی نيازمند خريد ماهی قرمز بود، ماهی قرمزی که می گويند نشان از وهمن امشاسپند دارد و جانداران را پشتيبان است..

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.89946s, 18q