بعد از شکست عشقی چه باید کرد؟

این ۴ سوال را پس از جدایی از خود بپرسید

۱۳۹۸/۱۲/۱۱ - ۱۷:۳۲ - کد خبر: 290099
این ۴ سوال را پس از جدایی از خود بپرسید

سلامت نیوز: سخت است تصور کنید کسی که باعث شکست عشقی شما شده و به معنای ساده تر دل شما را شکسته است توانسته باشد در مسیر زندگی به شما کمک کرده باشد اما کسانی که دل شما را می شکنند نیز به نحوی به شما کمک کرده اند. بی دلیل نیست که بسیاری از بهترین و زیباترین ترانه ها و اشعار در دوران دلشکستگی و شکست عشقی نوشته شده اند و دلیلی وجود دارد که افراد بسیاری درونی ترین و شخصی ترین افکارشان را در هنگام از دست دادن رابطه های عاطفی شان به روی کاغذ آورده اند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزیاتو، شکست عشقی، جدایی و پایان یک رابطه عاطفی مسیر زندگی افراد را تغییر می دهد، در ابتدا ویرانگر و پایان همه چیز به نظر می رسد اما همه اش این نیست.

شکست عشقی، جدایی و پایان یک رابطه عاطفی مسیر زندگی افراد را تغییر می دهد. جدایی دو روحی که به هم متصل بودند را از هم جدا می کند و هر یک از دو طرف به روح آزاد گذشته خود باز می گردند و بدین ترتیب فرد به یکباره احساس پوچی و نیستی همه جانبه ای خواهد کرد، یک حالت بیکاری شلوغ و سکوتی کر کننده. جدایی از لحاظ عاطفی و جسمی ویرانگر است زیرا عشق تمام وجود انسان را در بر می گیرد. بدون عشق نمی توان زندگی کرد، عشق چیز ساده ای نیست و جدایی نماد پایان یک دوره خوشایند از زندگی است.

جدایی بدین معناست که زندگی در معنای چند ساعت یا چند روز پیش دیگر وجود خارجی ندارد و این موضوع ترسناک و ویرانگر است. وقتی که جدایی از معشوق رخ می دهد، احساس می کنید که دیگر چیزی برای زندگی کردن ندارید و این حسی است که بسیاری از ما تجربه آن را داشته ایم. شکست عشقی تنها مربوط به یک حالت ذهنی و روانی نیست. هنگام کنار آمدن با شکست عشقی و جدایی، افراد نشانه ها و عوارض فیزیکی این حالت را نیز تجربه می کنند، حالاتی مانند تغییر در اشتها، سر درد، درد بدن و حس کلی کسالت. اما عوارض جانبی فیزیکی شکست عشقی چگونه رخ می دهند؟ مطالعه ای که در سال ۲۰۱۱ توسط عصب شناسان دانشگاه کلمبیا انجام شد به تشریح پدیده شکست عشقی منتهی شد.
شکست عشقی، جدایی و پایان یک رابطه عاطفی مسیر زندگی افراد را تغییر می دهد، در ابتدا ویرانگر و پایان همه چیز به نظر می رسد اما همه اش این نیست.

نتایج اسکن های مغزی شرکت کنندگانی که در شش ماه اخیر تصمیم به پایان دادن رابطه های عشقی شان گرفته بودند، نشان داد که درد فیزیکی و پایان یک رابطه عاشقانه هنگامی که پای چگونگی درک این شرایط توسط مغز به میان می آید رابطه تنگاتنگی با هم د ارند. وقتی که به شرکت کنندگان عکسی از شریک عاطفی گذشته شان نشان داده شد، اسکن های مغزی آنان فعالیت هایی را در منطقه مشابهی از مغز نشان می داد که معمولاً هنگام درک درد فیزیکی به کار می افتاد. بدین ترتیب، کاملاً منطقی است که قلبی شکسته ما را در حالت دفاعی قرار دهد. در واقع مغز به ما می گوید که دردی که بعد از جدایی عاطفی و شکست عشقی تجربه می کنیم تنها در سرمان نیست.

از این رو هنگام تجربه پایان یک رابطه عاشقانه باید با خودمان بسیار صبور و مهربان باشیم. آلفرد لرد تنیسون در سال ۱۸۵۰ شعری سرود که بخشی از آن چنین بود: «بهتر است دوست داشت و آن را از دست داد تا اینکه اصلاً عشق را تجربه نکرد». این قطعه شعر تنیسون بی دلیل معروف نشده است و این سوال را در ذهن کسانی که شکست عشقی را تجربه می کنند ایجاد کرده است: «آیا واقعاً تجربه عشق و سپس از دست دادن آن بهتر از این است که اصلاً آن را تجربه نکرد؟».


برای فردی که دلش شکسته، شاید پاسخ این سوال نه باشد

از هر کسی که به سختی یا به تازگی شکست عشقی را تجربه کرده است سوال کنید و به شما خواهد گفت که ترجیح می دهد خاطرات گذشته اش را پاک کرده و به دورانی بازگردد که طرف عاطفی اش را نمی شناخت. چرا؟ زیرا درد جدایی و شکست عشقی هنوز هم در گوش هایش طنین انداز شده، به قلبش تزریق شده، در سینه اش حفره ای ایجاد کرده و او دیگر نمی خواهد احساس خرد شدن و شکست کند. حذف کردن شریک عاطفی گذشته ساده ترین و همزمان، دراماتیک ترین راه حل از نظر فرد است.


زمان تنها درمان و مرهم برای دل شکسته است

زمان چیزی است که فرد را پس از شکست عشقی و جدایی درمان می کند، موضوعی که خنده دار به نظر می رسد زیرا وقتی که حس می کنید با از دست دادن کسی زیر بار نبودن او کمرتان خم شده، زمان پیش نرفته و انگار به طور کامل متوقف شده است. اما به محض اینکه زمان قدرت های درمانگر خود را آغاز کند، تنها آن وقت است که می توانیم نیمه روشن و پر لیوان رابطه گذشته را ببینیم.

اگر چه پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد که کنار آمدن با شکست عشقی و پایان رابطه عاطفی چه مدت زمان می برد، هر زمانی که شخص به خود اختصاص دهد کمک کننده خواهد بود. برای مثال بهتر است خود را با کارمان مشغول کنیم تا حواسمان از شکست عشقی پرت شود، تعاملمان با خانواده و دوستان را افزایش دهیم و به علایق و عادت های روزمره بیشتر بپردازیم و حتی می توانیم کسان جدیدی را پیدا کنیم که در فراموشی شکست عشقی و درمان دردهای مرتبط با آن به ما کمک کند.

اگر چه اولین روز بعد از پایان یک رابطه عاطفی ما را ترغیب می کند به این باور برسیم که دیگر هیچگاه زیبایی های یک رابطه عاشقانه را تجربه نخواهیم کرد و دیگر طلوع زیبای خورشید را نخواهیم دید، با گذشت زمان و در شرایطی که اولویت های ما از رابطه عاشقانه به چیزهای دیگر تغییر مسیر می دهند اما بالاخره دیر یا زود بار دیگر امیدوار شده و احساس می کنید که می توانید بار دیگر وارد رابطه عاطفی شده و اینبار موفق باشید. برای شاد بودن و رضایت داشتن، شاید یک رابطه عاشقانه جدید در آینده ممکن باشد. و وقتی که زمان گذشت و قلب ترمیم شد، شخص دل شکسته می توانید امید را در فصلی تازه از زندگی خود بیابد و ببیند. برای کسی که به تازگی تنها شده، امید مهم ترین چیز است.

بعد از یافتن امید، می توانیم در نهایت در مورد اهمیت رابطه عاطفی گذشته مان در مسیر زندگی مان تعمق کرده و آن را درک کنیم. در این مرحله پرسیدن سوال هایی از خودتان بسیار موثر و کمک کننده خواهد بود. وقتی به این سوالات پاسخ دادید، خواهید فهمید که آن ها دیگر تنها «سابق های» شما نخواهند بود و کسانی هستند که به دلیلی در زندگی شما حضور داشته داشته اند. برخی از این سوالات عبارتند از:
در هنگام شروع رابطه عاشقانه که بودید و در پایان آن چه تغییراتی در شرایط و شخصیت شما ایجاد شده بود؟

آیا هنگامی که با شریک یا شرکای عاطفی گذشته تان بودید از لحاظ شخصیتی رشد داشتید؟ اگر پاسخ منفی است، چرا؟ چه چیزهایی در مورد شیوه برخورد و کنار آمدن با مشکلات و به خصوص مشکلات عاطفی و شکست عشقی یاد گرفته اید؟ آیا زمانی که با شریک زندگی تان بودید مهارت های ارتباطی تان تقویت شده بود؟ آیا زبان عشق و عاشقی تان را کشف کرده اید؟ چه چیزهایی در مورد شیوه مدیریت رابطه عاشقانه جدی یاد گرفته اید؟

آیا چیزهایی وجود داشت که می توانستید در آن ها عملکرد بهتری داشته باشید؟

بدون سرزنش کردن خود یا تمرکز و ماندن در اشتباهات گذشته، آیا چیزهایی وجود دارند که در مدت رابطه با شریک عاطفی سابقتان یاد گرفته و بتوانید از آن ها در روابط آینده تان استفاده کنید تا به یک شریک عاطفی بهتر تبدیل شوید؟
اگر از شما خواسته شود سه چیزی که از شریک عاطفی گذشته تان یاد گرفته اید را ذکر کنید، این سه چه چیزهایی خواهند بود؟

آیا شریک عاطفی گذشته تان باعث پیشرفت شما شد؟ آیا اطمینان و اعتماد به نفس را در شما تقویت کرد؟ آیا به شما یاد داد که به خودتان باور داشته باشید تا بتوانید روزی در آینده برای دیگران همان نقش را داشته باشید؟ آیا او کسی بود که به شما یاد داد چیزهای ساده، جزئی و بی ارزش را کنار بگذارید؟

شکست عشقی، جدایی و پایان یک رابطه عاطفی مسیر زندگی افراد را تغییر می دهد، در ابتدا ویرانگر و پایان همه چیز به نظر می رسد اما همه اش این نیست.
آیا شریک عاطفی گذشته تان باعث شد شما انسان بهتری باشید، اگر پاسخ بله است چگونه می توانید آن عادات و ویژگی ها را بدون او نیز ادامه دهید؟

هیچ چیز قطعی نیست. حتی ازدواجی که ۵۰ سال دوام داشته نیز در برابر جدایی ایمن نیست. بسیار ضروری و حیاتی است که کوچک ترین اطلاعات و چیزهایی که در یک رابطه یاد گرفته ایم را برای پیشرفت و بهبود شخصیت خود به کار ببریم. برای اینکه افراد مستقلی باشیم و بتوانیم به رشد و تعالی ادامه دهیم باید بیاموزیم- با یا بدون شریک عاطفی مان. شرکای عاطفی ما کسانی هستند که وجودشان برای شادتر بودن و احساس رضایت بیشتر در زندگی است اما هدف از حضور آن ها کامل کردن مل یا ایجاد یک مجموع بی نقص نیست. همه چیز به خودمان بستگی دارد. و از طریق تفکر عمیق در مورد درس هایی که یاد گرفته ایم، می توانیم به آن شخصیت های منفرد اما کامل تبدیل شویم، بدون اینکه خود را درگیر این مسئله کنیم که شکست عشقی دیگری در آینده در انتظار ما باشد یا نباشد.

بدون شک روابط عاطفی گذشته شما به شکلی نقش مهمی در شکل گیری شخصیت کنونی شما داشته اند و به همین دلیل باید ممنون تک تک این افراد بوده و به چشم یک شکست به روابط گذشته خود نگاه نکنید. باید ممنون تمامی لحظاتی که با شریک عاطفی گذشته تان گذرانده اید باشید و به این فکر کنید که همه ما آنقدر خوش شانس نیستیم که زمان کافی برای ترمیم دل شکستگی و فراموش کردن شکست عشقی را داشته باشیم.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
8.1983s, 19q